
اما سیل دعوت از خاتمی در همان آغاز راه به قدری زیاد و خارج از قوه درک و پذیرش برخی از دوستان بود که در همان ابتدا کمپین " سلام خاتمی" که به منظورم اعلام وفاداری و حمایت از سید همیشه خندان تشکیل شده بود را محدود نمودند ؛ تا شاید حضور پر شور و با شعور مردمی، که همانا بدنبال تحقق شعار رهبر معظم انقلاب " حماسی سیاسی" بودند را کمرنگ کنند.
اما باز هم با تمام فشارها و رفتارهاي که خاتمی ميدانست با حضور خود، تاوان این ایستادگی اش را باید ملت فهیم و شریف ایران بپردازند و در حالی که هرگز حاضر به پذیرش کینه و کدروتی بر ملت نبود، ثابت کرد که تشنه قدرت نیست و شجاع ترین است، خاتمی مردی است که دوام ایران و عزت ایرانی را از جانش عزیزتر دارد و بدین جهت بود که آگاهانه و با درایت در این شرایط حساس تاریخی ضمن حضور فعال در میدان انتخابات، آیت الله هاشمی رفسنجانی را گزینهاي اصلح و بهترین فرد حاضر در این دوره از انتخابات معرفی کردند که ميتوانند با حمایت مردمی کشور را از این مقطع حساس کنونی به سلامت عبور دهند که به حق هم انتخاب هاشمی رفسنجانی و حمایت تمام قد از ایشان نیز با توجه به اوضاع و احوال این روزهای ایران انتخابی هوشمندانه و با تدبیر از سوی سید محمد خاتمی بوده است.
اینک هاشمی رفسنجانی یار دیرین امام و رهبری بار دیگر عزم خود را برای حضور در انتخابات جزم کرده است که بتواند با حضور پر شور ملت ایران همراه با اعتماد این مردم با آرای بیشمار و میلیونی ملت بار دیگر میهن مان را با شرایطی که امروز شایسته ایران و ایرانی نیست با توکل بر خدا و حمایتهاي مردمی و تدبیر و تعقل و آرامش خارج کنند و به جایگاه اصلی ایران که همانا عزت، شرف، ایستادگی و اقتدار است بازگردانند.
اکنون که شورای مشورتی اصلاحطلبان که با حضور سیدمحمد خاتمی به منظور بررسی آخرین تحولات انتخابات ریاست جمهوری تشکیل جلسه داد و ضمن ابراز خوشوقتی فراوان از ورود جناب آقای هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات، این اقدام فداکارانه را فرصتی ملی و فراجناحی دانسته و آمادگی شخصیتها و گروههاي اصلاح طلب را در حمایت همه جانبه از ایشان اعلام کردند تا از همه نیروهایی که خیر کشور و انقلاب اسلامی را ميخواهند نیز انتظار دارد فارغ از وابستگیهاي جناحی با هماهنگی کامل با ستاد انتخاباتی ایشان توان خود را برای خلق حماسهاي دیگر برای مقابله با بحرانها و تنگناهای موجود کشور به کار گیرند، بیانگر این واقعیت است که امروز اصلاحطلبان همانند گذشته دل در گرو سعادت و سربلندی این ملت عزیز و ارجمند دارند و به جای آنکه هم چون طیف مقابل سیاسی کشور که میل و اصرار بی حد و حصری به ماندن در قدرت دارند به دنبال آزادی و رهایی مردمان این سامان از شرایط سخت این روزهاست که امیدوارند با حضور تمام طیفهاي اصلاح طلب با پشتوانه عظیم مردمی بار دیگر حماسه ۲ خرداد ۷۶ را در ۲۴ خرداد ۹۲ به منصه ظهور برسانند تا ثابت کنند اصلاحطلبان همواره همراه و پشتیبان ملتشان بوده اند و در بزنگاههاي حساس تاریخی کشور هیچ گاه صحنه را خالی نخواهند کرد چرا که برای آنکه ایران خانه خوبان شوند، رنج دوران برده اند، خون دلها خورده اند و هزاران شهید مقدس، انسانهاي فداکار ؛ ایثاگر و آزاده را برای آنکه ایران کشوری مقتدر و با صلابت بماند در راه استواری این خاک از دست داده اند و به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن یک وجب از خاک مقدس میهن نیستند.
و اینک با پایان نام نویسی کاندیدهاي یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و با اعلام حضور رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی و حمایت و پشتیبانی رهبر اصلاحات ایران \"سید محمد خاتمی\" تمام هم وطنانی شریفی که به نظر و سخن خاتمی احترام ميگذارند، از آیت الله هاشمی رفسنجانی حمایت هم جانبه خواهند کرد تا در فردای ۲۵ خرداد ۹۲ بار دیگر پرچم عزت، شکوه، اقتدار و افتخار ایران و ایرانی بر بام دنیا به اهتزار در آید.
همه ميآیيم تا حماسه سیاسی شور انگیزی را در سراسر کشور رونق بخشیم و برای آینده درخشان میهنمان گامی بلند برداشته باشیم و شعر دعوت از خاتمی را در روزگاری که ایشان امروز همراه و یاور آیت الله هاشمی رفسنجانی هستند را بار دگر زمزمه خواهیم کرد تا مرهمی باشد بر زخمهاي بیشمار این سالها به امید طلوع آفتاب صبح امید ایران زمین.لحظهای گوش بده
تو بتاب آینهکردار و به میدان برگرد
دل به دریا بزن این بار و به میدان برگرد
همچو دریا که زند موج پی موج دگر
موج سوم شو و سالار به میدان برگرد
لحظهای گوش بده
ما به شولای سپید تو ارادت داریم
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
تو به پا خیز! همه یار دبستانی تو
که اگر بازآیی
بودنت را همه این بار غنیمت داریم

حالا ورق برگشته است و پیر سیاست، بازی را در دست گرفته است. در آنطرف آناني که تا دیروز احمدینژاد را تا عرش بالا برده بودند و اجازه هیچ انتقادی به احدالناسي نميدادند، حالا خود را منتقد جلوه ميدهند و هر روز بيشتر سعی ميکنند با اين بازي كهنه شده كه حتي مرغ پخته را هم به خنده وا ميدارد، خود را نزد مردم منزه جلوه دهند غافل از اینکه همه این اوضاع به پای آنها هم نوشته شده است. چه بخواهند و چه نخواهند! ....بگذريم. آنان هم البته دريافتهاند میدان را باید خالی کرد. اين بار، حكايت سال 84 «آهاي دزد را بگيريد» و سناريوي 88 «بگم بگم» هم جلودار سونامي ايجاد شده نيست. مرد حكايت ما آمده تا خيلي چيزها را ثابت كند.
در گام نخست "كانديداي خاص دولت " لازم است سر از زير برف بيرون آرد و بداند كه ميشود چند صباحي حقيقت را پنهان كرد اما اين ديگر تصور باطل و خيال محالي است كه يك ملت را ۸ سال حيران وعدههاي "پا در هوا" و "حباب گونه"كرد و انتظار داشت ملت همچنان فرش قرمز برايمان بگستراند. ۸ سال پيش ايران با اقتصادي كه حركتي آرام آرام اما رو به پيشرفت داشت با موقعيت ممتاز بينالمللي و منابع درآمدي سرشار نفت و مردمي ولايتمدار، نجيب و نيك سرشت به رييسجمهوري سپرده شد كه خود را "از جنس مردم" ميدانست و وعدهي "كابينهي هفتاد ميليوني" ميداد اما در عمل با تشكيل "دولت محفلي" و فاصله گرفتن از عقلانيت سياسي، بعد از پايان دورهي رياستجمهورياش، اقتصادي با افت تمام شاخصها، بويژه ارزش پول ملي در سطحي كه حقيقتا مايهي شرمساري و صد البته نگراني است تحويل ملت داده است و در عرصهي سياست خارجي نيز از قدرت چانه زني و ديپلماسي محدودتري برخوردار است و متحدانش به كشورهاي حاشيهاي و رده چندم جهاني تغيير كردهاند و طرفه اينكه هنوز مانند ۸ سال پيش ديگران را مقصر ميداند و در حاليكه در "پوزيسيون" تعريف ميشود همانند "اپوزيسيون"سخن ميگويد.
چنانكه همه ميدانند قياس يكي از ابزارهاي شناخت و ساده ترين روش گزينش فرد يا طريق اصلح است. با يك مقايسهي ساده هم ميتوانيم وضعيتي كه در آنيم را بهتر بشناسيم و هم ميتوانيم به راههاي برون رفت از آن دست يابيم. ۸ سالهي مديريت افراطيون كه در رياستجمهوري آقاي احمدينژاد تبلور يافت عليرغم صدماتي كه در جنبههاي مختلف بهمراه داشت از زاويهاي متفاوت، بركاتي هم داشت. تغيير نگرش و ارتقاي هوش و بلوغ سياسي در طيفهاي گستردهاي از مردم از آن جمله است كه ذيلا به برخي از آنها اشاره ميرود:
۱- حضرت امام (ره) در وصف برخي افراطيون منتقد فرموده بودند: "آنان توانايي ادارهي يك نانوايي را هم ندارند". امروز ما عمق اين تعريض و كنايه را درك ميكنيم چون تبعات مديريت كساني را لمس كردهايم كه در انتقاد و خرده گيري "زبان گويا" و "يد طولا" دارند اما در عمل نشان دادهاند كه توان ادارهي يك نانوايي را هم ندارند.
۲- برخي كنشگران سياسي مطبوعاتي و همچنين لايههايي از دانشجويان در زمان حاكميت دولت اصلاحات، به آقاي هاشمي انتقاداتي تند داشتند و حتي با انتساب برخي اعمال و القاب سعي ميكردند ضمن تخريب، ايشان را مخالف آزادهاي مدني و در جبههي مقابل اصلاح طلبي و نوخواهي نشان دهند. امروز و پس از تحربهي ۸ سالهي مديريت افراطيون بر دولت و با يك مقايسهي ساده، آنان تا حد زيادي در قضاوت پيشين خود در مورد آقاي هاشمي تجديد نظر كردهاند.
۳- شايعه پراكنيهاي هدفمند و تبليغات مسموم جريانات خاص موجب شد برخي اصولگرايان و دلبستگان نظام و ولايت، در خصوص اعتقاد آقاي هاشمي به نظام اسلامي و آرمانهاي امام و رهبري ترديد كنند. افراطيون در رسانههاي خود با درج عناويني تلاش ميكردند به دلسوختگان نظام اسلامي القا كنند كه ايشان با رهبري زاويه دارند. امروز و پس از ۸ سال، عاشقان و دلبستگان نظام، نيك در يافتهاند كه چه كساني در جادهي انحراف و عدول از ديدگاههاي رهبري حركت ميكنند و ساز خود را ميزنند و گوششان بدهكار نصايح رهبري نيست كه حتي در موارد متعدد نسبت به دستورهاي صريح و مستقيم رهبري نيز بي تفاوت بودهاند. جامعه به خوبي دريافته است كه ادعاي "ربودن گوي سبقت در متابعت از رهبري" توسط عدهاي خاص، نه يك باور كه يك تاكتيك يا نيرنگ سياسي بود تا كرسي قدرت را كسب نمايند.
امروز ملت با قطعيت انتخاب خود را كرده است چون با مقايسهي ساده بين رفتارها و تبعات عمل برخي كه جز خودشان هيچ كس را قبول نداند و قياس مديريت آنان با رفتار و مديريت ويژهي آقاي هاشمي فهميده است كه " به عمل كار برآيد، نه به سخنراني و خودستايي و تبليغات خلاف واقع ". از شهرها و روستاهاي دور و نزديك خبر ميرسد و در كوچه و بازار ميشنويم همه از وضعيت نابسامان زندگي شان ميگويند و دولتي كه مسبب اصلي آنست. دوگانه هاشمي و مشايي شايد در عمل به صحنه اصلي مبارزه انتخابات يازدهم تبديل شود اما واقعا اين كجا و آن كجا؟ كاملا واضح و آشكار است كه حماسهاي ديگر در راه است و در اين حماسه، از هم اينك نامي به وسعت انقلاب اسلامي شوري غيرقابل وصف آفريده است؛ هاشمي.
![]() |
گفتني اينكه درطول ۱۰ دوره قبل انتخابات رياستجمهوري، در دوره اول ۱۲۳ نفر تاييد صلاحيت شده بودند و جالب اينكه فقط از مجموع ثابتنامكنندگان يك نفر (مسعود رجوي) رد صلاحيت شد! و از حيث تعداد كانديداها، دوره اول هيچگاه دست يافتني نخواهد بود. در دوره هشتم كه بعد از دوره اول بيشترين تعداد كانديداهاي نهايي را دارد فقط ۱۰ نفر ديده ميشوند، لذا به نظر ميرسد دوره يازدهم و بدون احتساب دوره اول، ركورد كانديداها شكسته شود كه اين امر تا پايان اين هفته يا نهايتا شنبه آينده مشخص خواهد شد.
آمار ثبت نام کنندگان و تایید صلاحیت شدگان در ۱۰ دوره انتخابات
در ۱۰ انتخابات ریاست جمهوری گذشته اگرچه تعداد ثبت نام کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری ایران نسبتا شیب صعودی داشته اما نسبت تایید صلاحیت شدگان روندی معکوس پیموده است.
بنابراین گزارش به جز سه دوره اول انتخابات ریاست جمهوری در ایران که سیر ثبت نام کنندگان روندی نزولی داشته، در بقیه ادوار تعداد به مشتاقان حضور در این رقابت سیری صعودی را پیموده و گاهی بیش از دو برابر ثبت نام کنندگان در مراحل پیشین، اعلام نامزدی کردهاند.تحلیل گران و مفسران سیاسی وقتی به بررسی افزایش تعداد نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران میرسند، قانون انتخابات را علت العلل این صعود شتابزده میدانند. چرا که شرایط نامزدی در این انتخابات کلی و فارغ از جزئیاتی همچون تعیین سن و سواد میباشد! این در حالی است که برای نامزدی در انتخابات مجلس، هم محدوده سنی و هم محدوده تحصیلی مشخصی مقنن شده است.
نگاهی به قانون انتخابات ریاست جمهوری کنونی نشان میدهد که به موجب ماده ۳۵ این قانون، انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای این شرایط «رجال مذهبی ، سیاسی»، «ایرانی الاصل»، «تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران»، «مدیر و مدبر»، «دارای حسن سابقه و امانت و تقوا» و «مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور» باشند. احراز این شرایط نیز مطابق قانون بر عهده شورای نگهبان است. افزایش تعداد ثبت نام کنندگان که در دوره نهم از مرز ۱۰۰۰ نفر نیز گذشت، متعاقبا منجر به حذف تعداد زیادی از ثبت نام کنندگان شد که بدون شرایط حداقلی برای حضور در جایگاه ریاست جمهوری بودند.
جدول زیر نشان میدهد که در هر یک از ادوار گذشته انتخابات ریاست جمهوری چند نفر ثبت نام کرده و چند نفر تایید صلاحیت شدهاند:
![]() |
تجربه دوره ۸ ساله اخیر، علاوه بر تلخیِ نتایج آن در مدیریت جمهور و حوزههاي اقتصاد، سیاست (داخله و خارجه)، فرهنگ و جامعه؛ درسهای بزرگتری برای ملت و اهالی سیاست و مؤثرینِ جامعه و حکومت در پی داشت. اوضاعِ بسیار نابسامانِ کنونی که گریبانگیر کشورمان شده است، غیرقابل کتمان بوده و موجب ایجاد مسابقه برائت در میانِ مسببین و حامیانِ قبلیِ وضعِ موجود گردیده است. این تبرّی جویان اگرچه در ظاهر به خطای خود در ایجاد چنین وضعی اعتراف نميکنند ولی تردیدی نیست که در خلوتِ خود به چنین امری معترفند.
حال؛ بزنگاه دیگری در راه است. فرصتی طلائی و استثنائی برای جبران مافات و جلوگیری از فرورفتن در باتلاقی ژرف و بی بازگشت. حالا زمانِ درس گرفتن از گذشته است. همه ما آزمودنیها را آزمودیم و آنچه که "اولی الابصار" در خشت خام ميدیدند در آینه دیدیم.
روز شنبه؛ اصلاحطلبان، نه با محبوبترین گزینه خود، ولی با مطلوبترین گزینهاي که تواناییِ عملی و تجربه به سامان رساندنِ اوضاع وخیم کنونی را بیش از دیگران دارد، قدم به عرصه خیرخواهی برای ملک و ملت گذاشتند و در رقابتی ورود کردند که اجرایِ بی تنازلِ عدالت در سوتِ پایانش را تضمینی نیست. آبرو گرو گذاشتند تا از تنها مسیرِ مسالمت آمیزِ موجود، در معبر اصلاح گام بردارند.
و در آخرين دقايق، نماینده دولتِ مستقر نیز آمد و حضور قابل پیش بینیاش را در این عرصه، اعلام رسمی نمود. همان یارِ اسفند که خود را منادی بهار مینامد و دولت مهرورز، مدتها با تمام توان، تبلیغش نموده است... اینبار اما رئیس دولتِ مستقر با توانی مضاعف و در اقدامی نامتعارف با تکمیلِ برگه مرخصی(!) و در حضور اعضایی از کابینه مجریِ انتخابات(!!)، یار غارش را همراهی کرد تا با حرکتی نمادین و اجرایِ شویِ «من اویم و او من» نشان دهد که از هیچ تلاش و ترفندی برای نیل به مقصود، مضایقه نخواهد کرد. اقدامی در جهت افزایشِ این شائبه که: این "من" که امروز برای "او" چنین میکند، در عرصه انتخابِ ۸۸ برای "خود"، چهها که نکرده است!
شاخه دیگر اصولگرایان که در این اواخر از جایگاه "حامی" به ایستگاهِ "منتقد" نقل مکان کرده اند و دوست دارند که اصولگرایانِ منتقد دولت خوانده شوند، همانهایی که در اعلام برائت از وضع موجود گوی سبقت را از همه رقبا ربوده اند(!)، با این آرایش و این ظرفیتها؛ چارهاي جز اجماع بر روی یک چهره جدید و نسبتاً مقبول نخواهند داشت تا فضای انتخابات، حداکثر ۳ قطبی شود.
حال سؤال اینجاست که در این میان وظیفه ما چیست؟ ما و آن طیف از ملت که تنها راهِ مسالمت آمیزِ خروج از بحرانِ فعلیِ مملکت را در مشارکت در انتخابات و انجامِ "اصلاحات" (در حد ممکن و در چارچوبِ قانون [ به مصداق آیه مبارکه «وَ ما نُرید الّا الاصلاح مَاستطعت»]) ميدانیم، در این مدتِ باقیمانده تا روز انتخاب چه باید بکنیم؟... در چنین شرایطی که نه مجریِ انتخابات ما را میخواهد و نه ناظرش ما را بر ميتابد، و نه حتی اطمینانِ واثقی به رعایتِ کامل حق و انصاف است، چه وظیفهاي بر عهده ماست؟ به نظر ميآید باید چنین کنیم:
به آینده امیدوار باشیم، گامهایمان را استوار برداریم و به فضل الهی تکیه کنیم. امیدوار باشیم که خدای بزرگ، بذر انصاف و معرفت را در دلِ دست اندرکاران بنشاند تا امانت دار آرای مردم باشند.
با توجه به محدودیتهای رسانهاي و تبلیغیِ موجود، از هر فرصت و امکانی هرچند ناچیز در ترغیب به مشارکتِ قهرکردگان با صندوقها بکوشیم و در روشنگری و بیانِ واقعیِ اوضاع برای دوستان و اطرافیانمان اهتمامی ویژه و مسئولانه داشته باشیم. از تندروی و افراط بپرهیزیم.
از رادیکال شدن فضای انتخابات پرهیز کنیم چرا که رادیکالیزه شدن جوّ انتخابات، خواسته مخالفانِ ماست تا در فضایی آکنده از تحدید، ادعای معاندتِ اصلاحطلبان را بر کرسی نشانند و حذف آنها به هر قیمت(!) را توجیه پذیر نمایند. با طمأنینه و وقار رفتار کنیم. ایجاد "شعور انتخاباتی" را بر "شور انتخاباتی" ارجح بدانیم. از کسانیکه به مستمسکِ شور انتخاباتی، با رفتارهای خلاف عرفِ اخلاقِ جامعه، بهانه به دست مخالفین میدهند احتراز کنیم. و خلاصه کلام: عامل تکرار حماسه ۷۶ باشیم، نه حوادث ۸۸ !
![]() |
پس از گذشت ماهها رایزنی با شخصیتهای حقیقی و حقوقی و به پاس قدردانی و احترام به توصیههای ضمنی یا مستقیم برخی مراجع عالیقدر و یا درخواست فضلا، علمای حوزههای علمیه، ائمه جمعه و جماعات، دانشگاهیان، دانشجویان، صنعتگران، تولیدکنندگان، کارگران، کشاورزان، نویسندگان، هنرمندان، ورزشکاران، صنوف مختلف، احزاب، گروههای متعدد و بهویژه خانوادههای مکرم شهدا، ایثارگران و با ایمان کامل به نقش بیبدیل آحاد مردم خونگرم و صمیمی در تعیین سرنوشت کشور، خود را برای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، در معرض رأی و نظر شما قرار میدهم تا در این برهه حساس از تاریخ کشور که مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ادلّهای که بر شما مخفی نیست، زمینه تأثیر تهدیدها و تحریمهای خارجی را هموار کرده است، یک بار دیگر به وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی خویش عمل کرده باشم و نیز با ایجاد رقابتی سالم و مؤثر، شرایط تحقق حماسه سیاسی و اقتصادی مورد تأکید رهبری معظم انقلاب فراهم آید.
عزم پاسخ قاطع به ادعاهای کذب و القای ناکارآمدی نظام اسلامی، ضرورت ایجاد اتحاد، اعتماد و قابلیت جمع کردن همه سلایق و طیفهای داخل خانواده نظام و انقلاب اسلامی و مدیران دلسوز و با تجربه کشور را میطلبد که بعضاً به دلیل برخوردهای تنگنظرانه و افراطی، در حال حاضر، کمکار، منزوی یا خانهنشین شدهاند، ایجاد اعتدال و استفاده از همه قابلیتهای مدیران مجرب از طیفهای مختلف، مرا نیز مانند سایر دلسوزان نظام بر آن داشت تا با توجه به شرایط داخلی و تهدیدات و تحریمهای خارجی، برای رفع تدریجی معضلات و مشکلات عدیده کشور، به مدد شما مردم وفادار، پا به عرصه خدمتگزاری بگذارم تا انشاءالله، دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آباد.
برای اینجانب، اعتلای ایران اسلامی و تقویت مکتب اهل بیت(ع) بسیار مهمتر از آن است که برای انجام وظیفه و تکلیف خویش به تعریف و تمجید اختلافبرانگیز دشمنان دانا و تهدید، تحدید، بداخلاقی و تخریب دوستان نادان توجه نمایم، آنگونه که یک سرباز در دفاع از آرمانهایش، جانش را در طبق اخلاص مینهد، من نیز آبرو و اعتبارم را که در طول نیم قرن گذشته از انقلاب اسلامی و مردم گرفتهام برای اسلام، انقلاب و مردم و اعتلای میهن به دست میگیرم و با تأکید بر اعتدال علوی که چپ و راست، افراط و تفریط را ضلالت و گمراهی میداند، پا به میدانی گذارم که قبلاً در سالهای پس از جنگ ۸ ساله حزب بعث علیه ایران که نتیجه آن ویرانی ۵ استان کشور و نابودی زیرساختها و امکانات بود، تجربه کرده بودم.
سالهایی که به دلیل وجود همدلی، اتحاد و اعتماد در جامعه و به کمک شما مردم فهیم و قدرشناس، به تدریج رکود اقتصادی، دلسردیهای اجتماعی، ویرانیهای زیرساختها و تولید، کسر بودجه، بیکاری و مشکل کسب و کار، از کشور رخت بربست و ایران عزیز به دست شما مردم و استفاده از مدیران لایق، دلسوز و معتدل از همه طیفها و سلایق سیاسی، به رشد و بالندگی رسید و در عرصه بینالمللی و سیاست خارجی نیز، با تنشزدایی، ایجاد تعامل و گفتگوهای سازنده و شفاف براساس احترام و حفظ عزت و کرامت، حقانیت سیاسی کشور را هم به اثبات رساندیم. اکنون، با توکل بر خدا و با حضور شما مردم در انتخابات، مطمئنم، فصلی تازه و سرشار از امید در تاریخ معاصر ایران با خلق حماسه رقم خواهد خورد که همه ایرانیان با قومیتها، زبانها، مذاهب و ادیان و حتی سلایق مختلف سیاسی، برای سربلندی خود، میهن عزیز و نسلهای آینده، تلاش خواهند کرد؛ انشاءالله

اینجا میتینگ انتخاباتی نیست، ستاد انتخابات کشور است و نفر سمت چپ، نه رئیس ستاد انتخاباتی کاندیدای مورد نظر، که رئیسجمهور ایران است!
تا پیش از این، رؤسای جمهور وقت، برغم آن که هر کدامشان کاندیدای مطلوب خود را داشتند، ولی ميکوشیدند قواعد و مقررات را رعایت کنند و حتی طوری سخن نگویند که شائبه حمایت از یک فرد خاص به وجود بیاید. آیا آنها عقل شان نرسیده بود که در ایام تبلیغات، به اصطلاح مرخصی بگیرند و برای کاندیدای خود تبلیغ کنند؟!
قطعاً اگر این "کلاه شرعی مضحک" روا بود، آنها هم عقل شان به این ميرسید ولی آنان این نکته را ميدانستند که در عین حال مجری انتخابات نیز هستند ؛ موضوعی که احمدینژاد درباره آن، تغافل و تجاهل ميکند، گو این که او، نه رئیسجمهور همه ملت و مجری انتخابات که رئیس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداهاست. او شأن ریاست جمهوری را در این حد فروکاسته است.
احمدینژاد در سخنان تبلیغاتی اش برای مشایی، از نذر ۱۴ هزار صلوات و سه روز روزه اش نیز برای مشایی خبر ميدهد، از نقاط قوتش ميگوید و تصریح ميکند که مشایی یعنی احمدینژاد و احمدینژاد یعنی مشایی و در عین حال، دست او را ميگیرد و بالا ميبرد. جالب اینجاست که عکس و خبر این «شوی تبلیغاتی» در سایت رسمی ریاست جمهوری نیز منتشر ميشود تا مشخص شود که حتی مسوولان سایت ریاست جمهوری هم این نکته بدیهی و ساده را ميفهمند که رئیسجمهور در مرخصی هم رئیسجمهور است.
اقدام روز شنبه احمدینژاد در ستاد انتخابات کشور، فقط تبلیغات غیرقانونی یک رئیسجمهور برای یک کاندیدا نبود، بلکه پیامی از سوی احمدینژاد بود مبنی بر این که حاضر است برای مشایی، هر تخلفی را مرتکب شود کما این که در روز روشن، تخلفی چنان آشکار و شگفت انگیز را بی هیچ التفاتی به قانون مرتکب شد.
احمدینژاد که ۸ سال با هیچ کدام از تخلفاتش هیچ برخوردی نشد،بر این باور است که این بار هم برای این تخلف و تخلفات بعدی اش، هیچ تاوانی پس نخواهد داد. او نه بازدارندگی درونی دارد و نه تا کنون بازدارنده های بیرونی درباره او کاری کرده اند ؛ پس احتمال هر رفتاری از رئیسجمهور ميرود، هر چند که او، دوبار به قرآن کریم سوگند خورده که نگاهبان قانون باشد و چه باک که سوگند هم بشکند که آن هم راه دارد: او که از نذر روزه برای مشایی ميگوید، سه روز روزه هم برای کفاره سوگندشکنی ميگیرد که این سه روز گرسنگی کشیدن، ميارزد به بقای در قدرت برای سال های متمادی آتی! هر چند که اگر او بخواهد برای همه قانون شکنی هایش که برخلاف سوگندش بوده روزه بگیرد، باید تا آخر عمر روزه باشد و ای بسا الباقی روزه ها نیز بر ذمه پسر بزرگترش بیفتد. رئیسجمهور قانونمندم آرزوست... !
شوك انتخاباتي» به وقوع پيوست
![]() |
در آخرين لحظات رحيم مشايي به همراه احمدي نژاد و برخي از اعضاي هيات دولت از يك طرف و از طرف ديگر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به صورت همزمان با حضور در وزارت كشور ثبت نام كردند. در همين حال اسفندیار رحیم مشایی که برای ثبتنام در انتخابات ریاست جمهوری در ستاد انتخابات کشور حضور یافته بود، گفت: برای پرشور شدن انتخابات در صحنه حضور پیدا کردم. مشایی در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه اگر از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شوید، چه کار خواهید کرد، گفت: همه ما باید از قانون تبعیت کنیم. تمام دستگاهها باید تابع قانون باشند و من نیز تابع قانون هستم.
مشاور رییسجمهور همچنین درباره همزمان شدن ثبتنام وی با هاشمیرفسنجانی اظهار کرد: مقام معظم رهبری فرمودند تمام سلایق باید در انتخابات حضور داشته باشند و به نظر من این حضور در چارچوب تحقق بیانات مقام معظم رهبری است. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که برای ثبتنام در انتخابات ریاست جمهوری در ستاد انتخابات کشور حضور یافته بود، گفت: آمدهام خدمت کنم و مردم هم حق دارند من را انتخاب کنند یا نکنند.آیتالله هاشمی رفسنجانی، با اشاره به ثبتنام خود، در انتخابات ریاست جمهوری گفت: آمدهام خدمت کنم و این مردم هستند حق دارند که من را انتخاب کنند یا نه.
همچنين رییسجمهور در واکنش به حضور هاشمی رفسنجانی در وزارت کشور برای ثبتنام در انتخابات ریاست جمهوری گفت: خوب است که ایشان نیز هستند.
محمود احمدینژاد درباره ثبتنام هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری اظهار کرد: خوب است که ایشان نیز هستند. از سوي ديگر دستیار ارشد رییسجمهور درباره حضور همزمان هاشمی رفسنجانی و مشایی در ستاد انتخابات کشور گفت: این موضوع اتفاقی بود و احتمالا هر دو تصمیم داشتند آخرین لحظه برای ثبتنام حاضر شوند و به همین خاطر این همزمانی صورت گرفت.سیدمجتبی ثمرههاشمی ، درباره تاثیر حضور هاشمی رفسنجانی و مشایی در انتخابات نیز اظهار کرد: قطعا این موضوع موجب افزایش مشارکت مردم در انتخابات خواهد شد.
ثبتنام وکالتی رحیمی در انتخابات ریاست جمهوری
معاون امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وارد ستاد انتخابات کشور شد تا به وکالت از سوی محمدرضا رحیمی معاون اول رئيس جمهوري در انتخابات ثبتنام کند.محمدزاده با حضور در ستاد انتخابات کشور، در پاسخ به این پرسش که "آیا شما کاندیدای دولت هستید؟" گفت: مگر دولت کاندیدا دارد؟وی سپس اعلام کرد که به ستاد انتخابات کشور آمده است تا به وکالت از طرف رحیمی - معاون اول رییسجمهور - در انتخابات ریاست جمهوری ثبتنام کند
![]() |
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی و از نزدیکان آیتالله هاشمی رفسنجانی، ظهر جمعه گفته بود: برای کاندیداتوری هاشمی بهتر است تا فردا (شنبه) صبر کنید. حسین مرعشی در پاسخ این سوال که معنای جمله شما برای منتظر ماندن تا فردا به معنای کاندیداتوری قطعی آقای هاشمی است، اظهار کرد: من سخنگوی ایشان نیستم. در عالم سیاست هیچگاه، هیچ چیز غیر ممکن نیست.
بر همين اساس، با كانديداتوري هاشمي، محمدرضا عارف و حسن روحاني نيز از نامزدي، اعلام انصراف خواهند داد. اما در صورت نيامدن هاشمي، «عارف» به عنوان تنها گزينه اصلاحطلبان و كانديداي اجماعي اين جريان سياسي، معرفي ميشود و در روزهاي باقيمانده به انتخابات نيز بر اساس نتايج نظرسنجيها احتمال ائتلاف ايشان با حسن روحاني و كنارهگيري يكي از آنان از صحنه، وجود دارد. البته در اين بين، تك روي برخي از افراد كه خود را به اصلاحطلبان منتسب كردهاند خصوصا در صورت تاييدصلاحيتشان و اصرار بر ماندن در عرصه، ميتواند مشكلاتي براي اجماع اصلاحطلبان به وجود آورد كه اين مسئله يقننا بر تشتت آراي سبد اصلاحطلبان تاثير خواهد نهاد و به نوعي يادآور انتخابات سال 84 خواهد شد.
در همين راستا، محمدرضا تابش در باره اجماع اصلاحطلبان گفت: برای اجماع بین چهار گزینه نهایی اصلاحطلبان شامل عارف، جهانگیری، مهرعلیزاده و شریعتمداری باید تا شنبه منتظر ماند تا همه چیز مشخص شود. وی تاکید کرد: در صورتی که آقایان هاشمی و خاتمی کاندیدا نشوند و افراد یاد شده هم بدون اجماع و به صورت مستقل وارد انتخابات شوند اصلاحات در انتخابات ریاستجمهوری آتی کاندیدایی نخواهد داشت.
آیا اصلاح طلبان جدیدترین گزینه خود را رونمایی میکنند؟
با توجه به سابقه موفق کرباسچی در شهرداری تهران و نزدیکی وی با گروه های اصلاح طلب ، اصلاح طلبان بسیار امیدوارند که با اجماع حول شهردار اسبق پایتخت، بتوانند با اقبال عمومی پایگاه های مردمی خویش، اختیار دولت را در دستان خود بگیرند .
در حالی که در چند ماه اصلاح طلبان بر سر دو گزینه هاشمی و خاتمی در رفت و آمد بودند، با کمرنگ شدن احتمال حضور این دو نفر در انتخابات پیش رو اصلاح طلبان به دنبال گزینهای هستند که ضمن تایید توسط شورای نگهبان از توان رقابتی بالایی با سایر رقبا نیز برخوردار باشد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبر تحلیلی اعتدال، اعلام شد غلامحسین کرباسچی نیز برای یازدهمین دوره ریاست جمهوری نامزد خواهد شد. وی که از حمایت گسترده هاشمی رفسنجانی و بسیاری از اصلاح طلبان برخوردار است قبل از کاندیداتوری سید محمد خاتمی در سال 76 نیز قرار بود از سوی گروههای چپ نامزد ریاست جمهوری شود که با توجه به دادگاه شهرداری وقت و قرار محکومیت از رقابت بازماند و نوبت به خاتمی رسید.
با توجه به سابقه موفق کرباسچی در شهرداری تهران و نزدیکی وی با گروه های اصلاح طلب ، اصلاح طلبان بسیار امیدوارند که با اجماع حول شهردار اسبق پایتخت، بتوانند با اقبال عمومی پایگاه های مردمی خویش، اختیار دولت را در دستان خود بگیرند .
غلامحسین کرباسچی در گفت و گوی تلفنی با خبرنگار اعتدال ضمن تاکید براینکه تا اتمام زمان ثبت نام در انتخابات ریاست فرصت بسیار باقی است اظهار داشت : تا روز شنبه تصمیم خود را خواهد گرفت و لی اکنون نامزدی اش در انتخابات را نه تایید می کند و نه تکذیب
|
|
|
در دنیایی که ما زندگی میکنیم، همواره دو طیف، دو اندیشه و دو اردوگاه وجود داشته و خواهند داشت. بدون در نظر گرفتن خاکستریهای هر دو طرف که تفاوتی هم با یکدیگر ندارند، بشر همواره در دو طیف سفید و سیاه، دو اندیشه خیر و شر و دو اردوگاه ظلم و عدل نقش آفرینی کرده است. در این نوشتار نگاهی کلی و گذرا خواهیم داشت به مقوله پاسداری از فرهنگ و بایستگیهای آن. کسانی که بدون دست بردن در حقیقت ناب، تلاش کنند چند جمله هم که شده به جملههای خوب دنیا اضافه کنند و در نشر و تبیین این حقیقت بکوشند بدون شک بزرگترین خادمان بشریتند. در مقابل جوسازیها و ویرانیهایی که از ناحیه منکران حقیقت صورت میگیرد نباید از پا نشست و منفعل شد. همواره کسانی بوده و هستند که برای خوشآیند مخاطب، حقایق را به گونهای مطرح میکنند تا با مذاق ایشان سازگاری داشته باشد و اصول حقیقت را زیر پا گذاشته و در واقع به تغییر حقیقت به جای تبیین آن میپردازند. پس همانگونه که از تحجر و ندیدن واقعیت و شرایط باید پرهیز کرد از جوزدگی و تفسیر کردن حقیقت با آنچه که به نظر مخاطبان خوش میآید نیز باید ترسید. در فراگشایی عاملهای انفعال برخی مدعیان حقیقت دو نکته اساسی وجود دارد یکی طوفانهای تبلیغاتی بر علیه جریان و دیگری جهل و بیاطلاعی این افراد از حقایق ناب. همچنین این نکته را نیز نباید فراموش کرد که تلاشهای ناشران واقعی دین در تبیین ابعاد حقیقت، تمامیت و منافع صاحبان رسانه که افکار عمومی جهان را خطدهی میکنند را نشانه گرفته است و بدیهی است که آنها با تمام توان و امکانهای کمر به نابودی این حرکت بستهاند. حقیقت و راستی، تبلیغ و نشر و حتی ماندن و زیست در فضای آن در همه دورهها با مشکلها و مانعهای زیادی روبرو بوده و قربانیان بیشماری داشته است هابیل به خاطر خوب بودن دچار غضب شد، یوسف به خاطر خوب ماندن گرفتار زندان، مسیح به صلیب کشیده شد و محمد(ص) آخرین فرستاده خدا فرمود: هیچ پیامبری مانند من آزار و اذیت نشد. پس حرفی به گزاف نگفتهایم اگر بگوییم مبلغان و ناشران حقیقت نیز باید به گونهای باشند که عبارت(هیچ مبلغی مانند مبلغان حقیقت آزار و اذیت ندیدهاند) برای آنها مصداق داشته باشد. آنچه که مسلم است ناشران دین باید در راستای تبلیغ در جهت تبیین حقیقت تلاش کنند نه تغییر حقیقت آنگونه که صاحبان ثروت و قدرت میخواهند چرا که تحریف حقیقت به اقتضای موقعیت خیانتی است در امتداد خیانت سرشناسان طیف سیاه تاریخ بشر. همچنین واپسگرایان که به حقیقت تظاهر میکنند و نان حقیقت را میخورند اما حاضر نیستند مشکلها و سختی آن را بپذیرند نیز از ارزش و ارزشمندی برخوردار نیستند. و چکیده گفتهها اینکه بین تغییر حقیقت و تبیین آن مرز روشنی است که باید رعایت بشود. البته شرایط زمانه و زبان مناسب با مخاطب در این حرکت باید رعایت شود و این اصل آنچنان اهمیتی دارد که سیاه و سفید بودن خیل عزیمی از بشریت را در گرو رعایت شدن یا نشدن خود دارد. فرهنگی که امروز در جهان در برابر حقیقت اردو زده و افکار عمومی جهان را اداره میکند فرهنگی تلاشگر و منظم است که در همه بعدهای نظامی، فرهنگی، رسانهای به خوبی تجهیز شده و جنگافزارهای نظامی، آثار هالیوودی و جوسازیهای رسانهای بیان کننده این مطلب است و مبلغان و ناشران حقیقت باید بکوشند تا نقاط قدرت دشمن را شناخته و حتی از برخی روشهای مفید آن نیز استفاده کرده اما از حجم تبلیغاتی آن نباید وحشت کنند مخصوصاً که در چند سده اخیر روحیه خودباوری و اردوگاه موحدان و اهالی حقیقت ناب رو به کاستی رفته است. هر چند که طلیعه نهضت بیداری روز به روز نور روشنایی، آگاهی، خودباوری و تلاش و تکاپو را بر چشمهای خفته و نیمه باز رهپویان بیشتر و بیشتر منعکس میکند. |
چگونه یادبگیریم مثبت اندیش باشیم؟
اندیشه مثبت مانند منبعی از انرژی است که علاوه بر تقویت صاحب اندیشه، اطرافیان او هم میتوانند از فضای مثبت آن بهره مند شوند.
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا برخی مردم هر آنچه را که در زندگی میخواهند، به دست میآورند؟ تقریبا همه ما نمونههایی از اینطور آدمها را میشناسیم. کسانی که مشاغل خوب دارند، خانههای بسیار لوکس و مجلل دارند، اتومبیلهای آخرین مدل سوار میشوند، از وضعیت فیزیکی خوب و زیبایی برخوردارند و به نظر میرسد که همه آنها را دوست دارند.
این آدمها معمولا خیلی فرهیخته، باهوش و با استعداد به نظر میآیند. در مقابل هم کسانی هستند که همین ویژگیها و پتانسیلها را دارند اما چیز زیادی به دست نمیآورند.
واقعا چرا برخی مردم از دیگران موفقترند؟ پاسخ این پرسش بسیار آسان و مشخص است.انسانهای موفق، موفقاند چون نگاه و برخوردشان با زندگی درست و مثبت است. بیایید با هم نگاهی به گامها و مراحل کسب مهارت مثبت اندیشی داشته باشیم:
گام اول: شما میتوانید
شما دقیقا همانی خواهید شد که فکر میکنید هستید. موفقیت یا عدم موفقیت شما بستگی دارد به طرز تفکر شما از خودتان. اگر به خود بگویید که هدف یا آرزوی شما غیرممکن است، به آن دست نخواهید یافت.
اگر بتوانید فکرتان را در مورد خود و تواناییهای خود تغییر دهید، زندگی شما تغییر خواهد کرد. واقعیت این است که "شما هر کاری را میتوانید انجام دهید" کافیست فقط این را باور کنید. مادامی که ایمان به انجام کاری داشته باشید، هیچ چیز غیر ممکن وجود ندارد. افکار خوب به تغییرات مثبت منتهی میشود و بالعکس.
گام دوم: گفت و گوی درونی
بیایید فرض کنیم شما تصمیم گرفتید وزن کم کنید، به همین منظور در یک کلاس ورزشی ثبت نام میکنید. زمان رفتن به کلاس فرارسیده و شما خستهاید. شروع میکنید و با خود میگویید که " من خیلی خستهام و نمیتوانم باشگاه بروم" این همان افکار منفی است، چون واقعیت این است که با وجود یک مقدار خستگی هم میتوانید در کلاس حاضر شوید.
به منظور ایجاد انگیزه برای رفتن به باشگاه ورزشی،شما باید در مورد آن مثبت فکر کنید تا خود را وادار به رفتن کنید. برای مثال میتوانید به خود بگویید که من حتی برای 20 دقیقه هم که شده میتوانم در کلاس حاضر شوم. بعد میبینید که وضعیت جسمی و روحی شما به سمت بهبودی حرکت میکند.
گام سوم: دنیا را عوض کنید
نکته قابل توجه که در مورد مثبت اندیشی وجود دارد مسری بودن آن است. اگر شما مثبت فکر کنید و افکار دلگرم کننده داشته باشید، این طرز تفکر را به اطرافیان خود نیز القا میکنید.
کسانی را در نظر بگیرید که افرادی بسیار مثبت هستند. این افراد همواره دیگران را وادار میکنند به اینکه بهتر باشند. و تماس با این افراد باعث میشود بخشی از انرژی مثبت و روحیه شاد آنها به دیگران منتقل شود. به همین ترتیب کسانی که منفی باف هستند، سطح انرژی را در وجود دیگران پایین میآورند و هیچکس تمایلی به معاشرت و همراهی با آنها ندارد.
با داشتن طرز تفکر مثبت،شما میتوانید انرژی خوب و مثبت را در اطراف خود نیز پراکنده کرده و جهان را به سمت بهتر شدن تغییر دهید.
گام چهارم: رد کردن منفیها
همیشه کسانی وجود دارند که آیه یاس میخوانند و انسانها را در انجام اهدافشان دلسرد میکنند. مثلا تصور کنید به یکی از بستگان خود میگویید که امیدوارید در یک دانشگاه خوب و معتبر پذیرفته شوید و ایشان در جواب شما بگویند:" تو از هوش لازم برای ورود به چنین دانشگاهی برخوردار نیستی" حال اگر شما به این ندای منفی گوش کنید، از پرداختن به افکار مثبت باز میمانید. پس اگر کسی به شما گفت که نمیتوانید کاری را انجام دهید، باید حرفهای او را کاملا فراموش کنید.
انسانهای بدبین خودشان را هم باور ندارند چه رسد به دیگران. بهترین راه مواجهه با انسانهای بدبین این است که به آنها اثبات کنید که اشتباه میکنند. فقط شما هستید که میتوانید تصمیم بگیرید که میخواهید چه کسی باشید و در زندگی چه کارهایی انجام دهید. اگر تصمیم به انجام کاری دارید مطمئن باشید حتما راهی برای انجام آن وجود دارد.



جهان بی معلم تن بی سر است / بسان جهازی که بی لنگر است
محمد.ص. چنین گفت در باب علم / که من شهر علم و علی ام در است


به شهر نبی رفت و در را گشود / که گویی زپیغمبر امی تر است
علی.ع. را به عبدی کند اختیار / یکی دانش آموز او حیدر است *


ز قلبش تراوش کند شور عشق / زشمع فروزنده سوزان تر است
نسوزد پرش از لهیب ستم / زمین و زمان را بلند اختر است


به کاغذ بود صفحه ی روزگار / قلم را نگینی بر انگشتر است
شهامت بود رسم مردانگی / تملق به زخم تنش نشتر است


نباشد برایش برابر به دهر / همان دانه ی برشده گوهر است
نوازشگر روح انسانیت / و طفل بداندیش را مادر است


هم او سایه سار و هم او خوشگوار / درختی چو طوبی و هم کوثر است
هنر طفل راهی ست در دامنش / به فرزانگان هنر رهبر است


شرابا طهورای علم و ادب / گوارای جانی که خود ساغر است
مداد معلم به هر ملتی / زخون شهیدانش اولاتر است*


معلم نگنجد به وصف بیان / زبانش زیاقوت و سیم و زر است
چو روزی به کارش گزاری سپاس / گه نشر علم و گه دفتر است
http://genob.blogfa.com/***وبلاگ آرمان شهر گناوه
![]() |
جبهه پايداري كه از حاميان دولت احمدينژاد به حساب ميآمد پس از آنكه متوجه شدند در انتخاباتي آتي آبشان با احمدينژاد به يك جوي نميرود جلسات خود براي انتخاب كانديداي مورد نظرشان را آغاز كردند. از همان ابتدا اسمهايي چون جليلي، لنكراني، حدادعادل و فتاح در اين جبهه مطرح ميشد كه از ميان آنان حداد عادل و جليلي در روزهاي نخست شانس بيشتري نسبت به ديگر كانديداهاي اين جبهه داشتند اما حضور حداد عادل در ائتلاف ۱+۲ باعث شد جبهه پايداري به انتقاد از وي بپردازد و موقعيت حداد در جبهه پايداري تضعيف شد و اينبار شانس لنكراني وزير اسبق بهداشت بيشتر شد و نهایتا نیز بعنوان کاندیدای این جبهه معرفی شد. این جبهه دارای قابلیت رای آوری و موثری بویژه در شرایطی که انتخابات به فضای دو قطبی دچار نشود است، همچنان که در سال ۸۴ در مرحله اول این اتفاق روی داد و کاندیدای این طیف-احمدینژاد- به مرحله دوم راه یافت. نكته ديگر اينكه برخي تحليل گران را عقيده بر اين است كه در دقيقه نود، ائتلافي بين تيم دولت و پايداريها شكل خواهد گرفت و كانديداتوري مشايي هم فقط يك فريب بيش نيست!
پيروان خط امام و رهبري و تعدد كانديدا
شاید در ابتدا به نظر ميرسيد اصولگرايان ممكن است با حمايت از ائتلاف ۱+۲ وارد عرصه انتخابات شوند اما جبهه پيروان خط امام و رهبري با كانديداهاي ديگري وارد عرصه شد. به نظر نميرسد كانديداهاي جبهه پيروان خط امام و رهبري حاضر شوند به سود كانديداي جبهه پايداري يا ائتلاف ۱+۲ كنارهگيري كنند. از این رو ائتلاف ۵نفره متشکل از محمدرضا باهنر، یحیی آل اسحاق و منوچهر متکی و همچنین مصطفی پورمحمدی و محمدحسن ابوترابی فرد تشکیل شد. ضمن آنکه هیچ دورنمای روشنی برای ائتلاف ۲+۱ نمیتوان متصور بود و بعید است قالیباف و یا ولایتی به نفع یکدیگر کنار بکشند.
تاثیر کاندیداتوری خاتمی یا هاشمی بر معادلات
حضور خاتمی و حتی هاشمی ميتواند بسیاری از معادلات را تغییر و در واقع تعیین کند. تاثیر این حضور را بر معادلات انتخاباتی نميتوان نادیده گرفت. حضور یکی از این دو ميتواند باعث شود از ائتلاف ۲+۱، قالیباف بعنوان گزینه نهایی معرفی شود. در حالی که عدم حضور یکی از این دو شانس علی اکبر ولایتی را برای کاندیداتوری از سوی این ائتلاف تقویت خواهد کرد. از طرف دیگر با کاندیداتوری یکی از این دو، احتمال تایید صلاحیت مشایی نیز برای توازن رقابتهاي انتخاباتی نزدیک به قطعی خواهد شد در حالی که در صورت عدم حضور این دو، وی رد صلاحیت خواهد شد. در واقع وقتی رقابت جدی بین اصولگرایان و اصلاحطلبان ایجاد شود گرایش بخش هایی از اصولگرایان به حمایت از قالیباف- در صورت تمایل وی به ماندن در صحنه رقابت- خواهد بود و چند تن از کاندیداهای اصولگرا از وی حمایت خواهند کرد.
با حضور خاتمی یا هاشمی، رقابت بین خاتمی (یا هاشمی)، قالیباف و مشایی خواهد بود. کاندیداتوری خاتمی یا هاشمی و از سوی دولت، مشایی سایر اصولگرایان را نیز به حمایت از قالیباف بعنوان یک گزینه رای آور خواهد کشانید تا در رقابتی که بین اصلاحطلبان و دولت شکل خواهد گرفت آنها بتوانند با بسیج پایگاههاي رای خود، در انتخابات بر دو رقیب قدر خود پیروز شوند. اما در صورت عدم حضور خاتمی یا هاشمی و در نتیجه رد صلاحیت مشایی، سایر جناحهاي اصولگرا مثل جبهه پایداری و جامعتین و... نیز کاندیداهای خاص خود را معرفی خواهند کرد و رقابت اصلی بین گزینه هایی چون کاندیدای مورد اجماع اصلا ح طلبان، قالیباف، ولایتی، لنکرانی، محسن رضایی و حتی ابوترابی شکل خواهد گرفت که نتیجه آن دو مرحله ای شدن انتخابات خواهد بود که یکطرف آن حتما کاندیدای مورد اجماع اصلاحطلبان خواهد بود و در این صورت نیز شانس لنکرانی و ابوترابی حتی از قالیباف برای صعود به دور دوم بیشتر خواهد بود.
خاتمی چه ميکند؟
خاتمی تا کنون بر عدم حضور خود در عرصه انتخابات تاکید کرده است. مشاورین وی البته به دو دسته تقسیم شده اند. اکثریت آنها به شدت خواهان کاندیداتوری وی هستند در حالی که چندتن ديگر از خاتمی خواسته اند زودتر اعلام کند در انتخابات شرکت نميکند اما به نظر ميرسد خاتمی راه میانه ای بر خواهد گزید و توپ را به زمین هاشمی خواهند انداخت و از وی خواهد خواست در انتخابات شرکت کند و قول ميدهد تا خود وی نیز با او صحبت کند. این یک معنای دیگر نیز خواهد داشت و آن اینکه هنوز نیامدن خاتمی در انتخابات، قطعی نیست و طیف اکثریت مشاورینش را - لااقل تا زمان پاسخ مجدد هاشمی به این دعوت وی- ناامید نخواهد کرد.
هاشمی چه ميکند؟
هاشمی ترجیح ميدهد در انتخابات کاندیدا نشود و این را بارها اعلام کرده اما باز هم نميتوان قاطعانه - و آنگونه که حسن روحانی گفته بود- از عدم کاندیداتوری وی سخن گفت. هاشمی همچنان خواستار کاندیداتوری خاتمی است اما در صورت عدم حضور خاتمی و در حالی که احساس کند در این جبهه کاندیدای رای آوری وجود ندارد خود دست به کار خواهد شد و کاندیدا خواهد شد. چون برای او موفقیت در انتخابات بسیار مهم و از نطر او برای کشور بسیار سرنوشت ساز است.
ضمن آنکه در صورت عدم حضور یکی از این دو نفر، امکان اجماع بین اصلاحطلبان کمی سخت و البته رقابت برای آنان دشوارتر خواهد شد. خاتمی و هم هاشمی این را خوب ميدانند.
یا خاتمی یا هاشمی
به نظر ميرسد، نهایتا یکی از این دو، خاتمی یا هاشمی، حتما کاندیدا خواهند شد مگر آنکه یک کاندیدای رای آور دیگر در اصلاحطلبان در گذر زمان پیدا شود که آنهم بعید است.
کاندیدای دولت
احمدی نژاد به کاندیدایی غیر از مشایی، فکر هم نميکند. او اصلا خودش را برای چانه زنی برای تایید دومین کاندیدایش آماده نکرده است. او یک کاندیدا دارد که در صورت حضور خاتمی یا هاشمی در انتخابات، به وی نیز اجازه حضور داده خواهد شد. اجازه حضور به مشایی در صورت عدم حضور خاتمی یا هاشمی، شانس بالایی برای رای آوری مشایی ایجاد ميکند.
چرا قالیباف رای نميآورد؟
قالیباف چند اشتباه استراتژیک داشته که شانس او را برای رای آوری به شدت کاهش داده و دیگری شانس چندانی ندارد.
نکته ای که او در این سال ها به آن توجه چندانی نداشته و سعی کرد با اشتباه دیگری یعنی حضور در یک ائتلاف آن را جبران کند فاصله گرفتن از بدنه جریان اصولگرایی است. قالیباف ميداند اگر قرار باشد او را به یکی از طیفهاي سیاسی موجود منتسب کنند آن طیف، اصولگرایان هستند پس او بیشتر از اینکه در فکر نشان دادن چهره ای تکنوکرات از خود باشد باید خود را نزدیک به گفتمان اصولگرایی و خواستههاي بدنه آن نشان ميداد.
همان اشتباهی که لاریجانی مرتکب شد
این همان اشتباهی است که لاریجانی در سال ۸۴ نیز مرتکب شد و باعث شد بدنه جریان اصولگرا که اتفاقا رایی منسجم و هماهنگ دارد به سمت احمدی نژاد که شعار تشکیل دولت اسلامی را مطرح کرد میل پیدا کرد. در نتیجه لاریجانی در آن انتخابات کمتر از دو میلون رای کسب نمود در حالیکه احمدی نژاد حدود ۶ میلیون در مرحله اول کسب نمود.
در این دوره جبهه پایداری، لنکرانی را کاندیدای خود کرده و این بار منسجم تر و زودتر فعالیت خود را شروع کرده اند پس قالیباف از این بخش از آرای اصولگرایان که اتفاقا اکثریت آرای این طیف سیاسی را تشکیل ميدهد بی بهره است. از طرفی اصولگرایان سنتی نیز نام قالیباف را در میان کاندیداهای خود مطرح نکرده اند و احتمالا آنان نیز به گزینه ای چون آل اسحاق یا ابوترابی خواهند رسید. پس قالیباف آرای این طیف از اصولگرایان را نیز در سبد رای خود ندارد.
قالیباف از آرای اصلاحطلبان بی بهره خواهد بود
با توجه به اظهارات تند ماه گذشته قاليباف عليه دو كانديداي معترض اصلاحطلبان در دوره قبل، او از آرای اصلاحطلبان نیز بی بهره خواهد بود. اما بخش مهم دیگری از جامعه نیز که دارای رای غیرسیاسی است عمدتا به سوی کاندیدای احتمالی دولت و همچنین همه گزینههاي دیگر تمایل خواهد داشت که قالیباف نیز ميتواند بخشی از این رای را جذب کند ولی این رای، آن چنان قابلیتی برای او نخواهد داشت که بر روی آن حسابی باز کند.
از این رو در صورت حضور کاندیدایی چون هاشمی یا کاندیدای مورد اجماع اصلاحطلبان، قالیباف رقیب قوی برای وی نخواهد بود و در صورت عدم حضور هاشمی یا گزینه محبوب و مورد اجماع اصلاحطلبان نیز شانس قالیباف بالا نخواهد بود.
نظرسنجی ها و تحلیل ها نشان ميدهد در صورت حضور کاندیداهایی چون هاشمی، وی شانس اول خواهد بود اما در صورت عدم حضور آنان و عدم فضای دو قطبی، بهترین تحقیق برای تحلیل بهتر از آرای کاندیداها، از دل مرحله اول انتخابات سال ۸۴ بیرون خواهد آمد، یعنی توزیع آرا بین کاندیداهای مختلف و دو مرحله ای شدن آن.

![]() |
خاتمی برای ورود به انتخابات ملاحظات مردمی و حکومتی را مدنظر خواهد داشت
این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر اینکه از یک طرف خاتمی مواجهه با مطالبات مطرح شده از سوی جامعه است، بیان کرد: به گواهی نظرسنجی هایی که توسط جریان رقیب اصلاحات توسط مجموعه اصولگرایان انجام شده است محبوبیت و پایگاههای رای خاتمی نسبت به کاندیداهای مطرح در سطح کشور بسیار بالاتر است. وی با اظهار اینکه این فاصله در نظرسنجیها معنادار است، تاکید کرد: این مطالبات مسئولیتی جدی را متوجه آقای خاتمی کرده است. خاتمی از سوی دیگر به عنوان کسی که پیگیر جریان اصلاحات بصورتی معتدل است نیم نگاهی به شرایط کشور و مصالح نظام جمهوری اسلامی ایران دارد. وی با تاکید بر اینکه خاتمی با درکی روشن از اوضاع کنونی ایران و تهدیدات شگرفی که در سطح سیاسی، اجتنماعی و اقتصادی وجود دارد تصمیم گیری خواهد کرد، گفت: ایشان در تصمیم خود به هجمه هایی که متاسفانه بصورت یکپارچه در سطح بین المللی علیه ایران وارد می شود توجه خواهد کرد.
استاندار سابق خراسان با اذعان به اینکه موضع خاتمی در برابر مسائل کشور موضعی از جانب جریان اصلاح طلبی در درون نظام است، گفت: ایشان معتقد است ورودش به عرصه سیاسی نباید برای ساختار نظام مشکل ایجاد کند. وی با تاکید بر اینکه خاتمی قائل به این است که مواضع ایشان نباید برای نظام در سطح راهبردی و اداره کنندگان کشورمسئله ساز باشد، اظهار داشت: خاتمی برای تصمیم گیری خود انتظار عمومی و نیز اوضاع نابسامان کشور ناشی از عملکرد دولت را هم در حوزه نظری و هم در حوزه عملی مدنظر قرار خواهد داشت.
معاون اسبق وزیر کشور با اظهار اینکه جریان دولت در اداره کشور مرتکب خطاهای استراتژیک و فاحش شده است، بیان کرد: نتیجه این رفتارهای اشتباه ضررهای زیادی را متوجه منافع ملی کشور کرده است. وی با بیان اینکه خاتمی برای تصمیم گیری در این زمینه مشورت با شخصیت های برجسته کشور را مدنظر دارد، بیان کرد: تصمیم ایشان نسبت به تصمیم قبلی در روزهای پایانی اسفند تغییر کرده است. رسولی با اظهار اینکه پیش از این پاسخ قطعی خاتمی نیامدن به عرصه انتخابات بود، بیان کرد: پاسخ کنونی ایشان به دلایلی که عرض شد این است که برای آمدن "نه" نمی گویم.
وی معتقد است دیدگاه کنونی خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری اینگونه است: اگر آمدن من
رسولی با تاکید بر اینکه اصلاح طلبی در درون نظام به هیچ عنوان در مواجهه با پدیده انتخابات دچار بی عملی و عافیت طلبی نخواهد شد، تاکید کرد: در نهایت در برابر اصلاحطلبان دو گزینه برای حضور در انتخابات با خاتمی و یا بدون خاتمی وجود دارد. معاون اسبق وزير كشورادامه داد: در صورت حضور خاتمی در فضای انتخاباتی کشور شور و هیجان ایجاد خواهد شد و حماسه سیاسی مورد نظر رهبر انقلاب ایجاد و زمینه جهت تغییر فضا و بهبود مدیریت کشور فراهم خواهد شد.
وی با اظهار اینکه خاتمی پیش از این در دیدار با هاشمی رفسنجانی از وی تقاضا کرده است که در انتخابات شرکت کند، بیان کرد: اگر هیچ کدام از این دو بزرگوار در انتخابات شرکت نکنند جریان اصلاحات دچار بی عملی نخواهد شد و با سازو کارهایی مشخص به سمت اجماع بر روی کاندیدایی واحد حرکت خواهد کرد. رسولی ادامه داد: چنانچه جریان اصلاحات با کاندیدای حداکثری وارد عرصه انتخابات نشود، با توجه به تنگی وقت، فقدان رسانه و سایر محدودیتها بویژه محدویت هایی که متوجه بدنه ی رنج دیده اصلاحطلبان است، با شرایط دشواری مواجه خواهد بود.
عارف در هر مرحله ای که خاتمی یا هاشمی وارد شود از صحنه انتخابات خارج خواهد شد
معاون اسبق وزير كشور با تاکید بر اینکه دشواری شرایط برای حضور اصلاحطلبان در انتخابات آنان را دچار عافیت طلبی در مواجه با شرایط کشور نخواهد کرد، بیان کرد: اصلاحطلبان در صورت نیامدن خاتمی و هاشمی، بر روی یک کاندیدا اجماع خواهند کرد. وی با اظهار اینکه در حال حاضر چهار نفر در این زمینه مطرح هستند، بیان کرد: محمد رضا عارف، محسن مهرعلیزاده، اسحاق جهانگیری و نیز محمد شریعتمداری برای این منظور مورد توجه اصلاحطلبان هستند. استاندار سابق خراسان تصریح کرد: الیته عارف تاکید داشته است که در هر زمانی که خاتمی و هاشمی وارد عرصه انتخابات شوند وی به نفع آنان از جریان انتخابات خارج خواهد شد. دلیل این اقدام عارف مرتبط با فلسفه وجودی کاندیداتوری ایشان است و احتمالا سایر کاندیداهای یادشده به همین صورت عمل خواهند کرد.
اصلاحطلبان خطاهای فاحش سال ۸۴ و ۸۸ را تکرار نخواهند کرد
این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر اینکه در صورت نیامدن خاتمی و هاشمی، اصلاحطلبان به سمت اجماع بر روی یکی از این افراد و یا افرادی که به این لیست اضافه شوند حرکت خواهند کرد، گفت: اصلاحطلبان خطای فاحش سالهای ۸۴ و ۸۸ را که در آن مواجهه با تکثر کاندیداها بودند، تکرار نخواهند کرد. وی ادامه داد: با توجه به اینکه جریان اصلاح طلبی یک جریان خردگرا و محاسبه گر است بعید است که یک اشتباه را برای سومین بار تکرار کند. رسولی تصریح کرد: در این شرایط اقدام اصلاحطلبان برای اجماع بر روی یک فرد نه یک اقدام انتخابی بلکه عملی اجتناب پذیر خواهد بود.

شکل گيري خود باوري
شناخت ويژگيهاي خود ، پذيرش آنها و تکيه کردن به آنها به معناي خود باوري است. رسيدن به خودباوري نشانه پذيرش تمام ابعاد وجودي خود ، چه خوب و چه بد است و قبول داشتن توان و نيروهايي که فرد براي انجام فعاليتي ، رسيدن به هدفي يا هر چيزي ديگري است. عقيدهاي که فرد در مورد خودش دارد و طرحي که از خود در ذهن ساخته است ميزان خود باوري او را منعکس ميکند.
انعکاس خود باوري در رفتار افراد
اينکه انسان چه اندازه خود را ميشناسد و خود را ميپذيرد، در رفتار و عمل او منعکس ميشود. رفتارهايي که فرد از خود در زمينههاي مختلف نشان ميدهد نشانگر درجات خود باوري او است. البته گاهي افراد به خود باوريهاي کاذبي نيز دچار ميشوند که از لحاظ شدت و حدت پافشاري آنها در برخي ويژگيها قابل تشخيص است. مثل کسي که توان انجام کاري را به تنهايي ندارد و عملا نيز چنين چيزي ممکن نيست، ولي مصّرانه خود را توانمند به انجام آن ميداند. در هر حال داشتن درجات متعادلي از ويژگيهاي زير نشان از خودباوري خوب و مؤثر در فرد دارد.
استقلال عمل
در مورد مسائلي که مربوط به زندگي خود است با استقلال بيشتري عمل ميکند. به ديگران وابسته نيست مگر در زماني که چنين ارتباطي با ديگران با انجام عملي لازم و ضروري باشد. چنين فردي ميداند که در امور زندگي خود بايستي خود عمل کند و شخصاً فعاليتهايش را انجام دهد و همچنين ميداند که برخي فعاليتها نياز به همکاري ديگران دارند. اما فردي که داراي خود باوري بسيار پائين است مستقل عمل نميکند، وابسته به ديگران است و حتي شايد در مسائل کاملاً شخصي احتياج به دخالت ديگران داشته باشد. فردي با خود باوري کاذب حتي در اموري که نياز به همکاري ديگران دارند نيز تمايل به استقلال عمل دارد.
مسئوليت پذيري
خود باوري خوب موجب ميشود فرد مسئوليت پذير باشد. مسئوليتهاي مختلف را در زندگي دور و بر خود ميپذيرد، حال اين مسئوليت ميتواند شامل اموري جزئي مثل شستن ظروف يا نظافت منزل باشد، يا مسئوليتهاي بزرگتر درگروههاي ورزشي و ... . چنين فردي بي تفاوت نيست و قبل از توصيه ديگران اغلب اقدام به عمل ميکند. نقش و حضور اين افراد و مسائل مختلف زندگي و جامعه کاملاً پر رنگ است.
استقلال فکر
افراد خود باور خودشان تصميم ميگيرند، فکر ميکنند و مسير فکري خود را در زمينههاي مختلف تعيين ميکنند. بر اساس خط مشي فکري خود به امور زندگي پاسخ ميدهند و براحتي از افکار و عقايد ديگران تبعيت نميکنند، مگر اينکه با تحليل و بررسي آن افکار را در جريان فکري خود بپذيرند و ادغام کنند.
آگاهي از ويژگيهاي مثبت و منفي خود
افراد خود باور پيچ و خم شخصيت و درون خود را بررسي ميکنند و به همان اندازه که ميدانند کاستيهايي دارند و بايد به فکر جبران آنها باشند. ويژگي خوب و کامل خود را همواره مد نظر دارند، به آنها افتخار ميکنند و همواره مقابل چشم خود دارند. افرادي با خود باوري ضعيف شناخت خوبي از خود ندارند و آگاهي کاملي از ويژگيهاي خود ندارد و اين ابهام موجب ميشود ضعفها و ويژگيهاي منفي را گسترش داده و باور خود را در مورد خود خدشه دار سازد.
دوري از تقليد
افراد خود باور خود را به همان شکل که هستند ميپذيرند، بنابراين کمتر از افراد خود باور پائين اقدام به تقليد از ديگران در زمينههاي مختلف ميکنند. دوست دارند به همان شکل و قيافه خودشان باشند و افکار خود را داشته باشند، تمام مسائلي که به آنها مربوط ميشود را نيز به همان شکل باور دارند ميپذيرند. مثلا خانواده ، شغل و ... بنابراين به دنبال اين نيستند که از کارهاي ديگران تقليد کنند و يا مثل آنها باشند.
موفقيت در زمينههاي مختلف زندگي
افراد خود باور شناخت صحيحي که از خود دارند بهتر از بقيه به پرورش توانائيها و استعدادهاي خود ميپردازند و آنها را در جهت درست هدايت ميکنند. بنابراين از صرف انرژي براي استعدادهايي که ندارند خودداري ميکنند و در عوض با توجه و گسترش دادن استعدادهايي که دارند موفقيتهاي بيشتري را شامل خود ميکنند. فرد خود باوري که ميداند استعداد هنري ندارد، وقت و انرژي خود را صرف کسب هنر نميکند و مثلا اگر ميداند در زمينه تجارت يا تحصيل و ... استعدادهايي دارند به پرورش آنها اقدام ميکند و در آن زمينه موفق و موفقتر ميشود.
شکل گيري خود باوري
خود باوري افراد نيز مثل بسياري از ويژگيهاي ديگر جسمي و رواني فرد از دوران کودکي شروع به رشد و شکل گيري ميکند. خانواده اولين محيطي است که نقش مهم خود را در خود باوري کودک ايفا ميکند. والدين خود باور ، فرزندان خود باور تربيت ميکنند. والديني که کودک خود را با تمام ويژگيهايي که دارد و به همان صورتي که هست ميپذيرند فرد خود باوري را براي آينده تربيت ميکنند. با وجود تأثيري که اين ويژگي فرد از محيط خود ميپذيرد، اما اين به معني عدم تأثير فرد روي خود باوري خود نيست. به عبارتي فرد بزرگسال براحتي ميتواند درجه خود باوري خود را از خويش تغيير دهد. اجازه دهد تأثيرات محيطي به کاهش آن اقدام کنند يا با مقاومتي که از خود نشان ميدهد دائما در تلاش براي افزايش خود باوري خود باشد
دکترجواد اطاعت کاندیدای جریان اصلاحات برای ریاست جمهوری
شورای مرکزی اصلاح طلبان با محوریت سید محمد خاتمی، جواد اطاعت را به عنوان گزینه کاندیداتوری ریاست جمهوری اصلاح طلبان مطرح کرده است.
به گزارش عصر ایران به نقل از یک منبع آگاه، شورای مرکزی اصلاح طلبان با محوریت سید محمد خاتمی جلساتی را در دفتر وی به طور منظم برگزار می کنند. 35 نفر از چهره های برجسته اصلاحات در این نشست ها برای چگونگی ورود به رقابت های ریاست جمهوری برنامه ریزی می کنند.بنابراین گزارش، سیدمحمد خاتمی در دو جلسه "دکتر جواد اطاعت" را به عنوان کاندیدای مورد حمایت شورای 35 نفره اصلاح طلبان معرفی کرده است.
"جواد اطاعت" متولد 1342، دارای دکتری علوم سیاسی از دانشگاه تهران، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، نماینده مجلس ششم، مشاور و مدیر کل وزارت کشور در دولت اصلاحات بود. وی همچنین قبل از این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی به رهبری مهدی کروبی بود اما هم اکنون در موسسه باران فعالیت می کند. نام این چهره سیاسی آخرین بار پس از حضور در مناظره تلویزیونی زنده و داغ سال 89 و دفاعش از اصلاح طلبان در سطح عمومی بر سر زبانها افتاد.
اطاعت: تایید می کنم
اطاعت در گفتگو با عصر ایران، اصل خبر را تایید کرد. جواد اطاعت در همین رابطه در تماسی کوتاه با عصر ایران گفت: آقای سید محمد خاتمی شخصا با بنده تماس گرفته و درخواست کردند که به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان وارد انتخابات ریاسس جمهوری شوم. او همچنین ادامه داد: بنده معقتدم که آقای خاتمی بهترین گزینه اصلاحات در انتخابات است و می تواند به عنوان یکی از کاندیداهای جدی برای قرار گرفتن در راس دولت یازدهم وارد انتخابات شود.
اطاعت در پایان سخنانش گفت: بنده تا به حال به طور جدی به کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری فکر نکرده ام، اما اگر قرار بر این باشد که درخواست آقای خاتمی را جدی بگیرم، باید مطالعاتم را در این زمینه شروع کنم تا با بررسی تمام جوانب تصمیم بگیرم.
منبع خبر:پایگاه خبری اصلاح
![]() |
بخشهايي ديگر از اظهارات امروز آقاي خاتمي به نقل از خبرنگار بهارنيوز كه در اين جلسه حضور داشت را بخوانيد با اين توضيح كه به دليل اهميت و فوريت خبر، اظهارات ايشان به شكل كوتاه شده، چكيده و پراكنده ميباشد:
...رئيسجمهور هم مجري قانون است و هم يك وظيفه نظارتي دارد در مقابل انحرافات و نقض قوانين.
... مشكل اصلي مان نقض قوانين در همه ابعاد است. اي كاش يك دادگاه قانون اساسي داشتيم با قضات و حقوق دانان و كارشناسان بي طرف و خبره تا همه قوانين را اجرا كنند وناقضان قانون مجازات شوند.(ضمانت اجرا و...)
... ما با تهديدهاي مختلف روبرو هستيم و فشارهاي خارجي و دچار انزواي بين المللي شديم. ساز و كار خروج از بحران مشخص است. بايد بايك سيستم تعاملي و با پايبندي به اصول و ارزشهاي ملي و منافع ملي با جهان روبرو شويم...
...مسائل هسته اي... در زمان ما (دولت اصلاحات) بود كه استفاده از تكنولوژي هسته اي براي نخستين بار به رسميت شناخته شد. ما دنيا را تحريك نكرديم ميلياردها دلار خرج شد. اعتماد سازي بين المللي شد.
...بيانات رهبري مبني بر داشتن، حكمت، مصلحت و عزت بايد سرلوحه همه كارها باشد.
... جنگ تحميلي به ما خسارات مادي فراوان زد اما دلبستگي به ايران و اسلام و ارزشها را بيشتر كرد يك مادر با افتخار فرزندش رو به جنگ ميفرستاد همدلي و همبستگي بيشتر بود.
... الان جداي از مشكلات و بحرانهاي مختلف اقتصادي و سياسي و بين المللي، اعتمادها هم از بين رفته است. بهترين افراد نظام و زجركشيدههاي انقلاب در زندانند. بايد به سرمايههاي اجتماعي بها داده بشود. ما الان شاهد فساد اجتماعي در همه لايهها هستيم.
...بنيان اقتصاد لطمه ديده است. سازمان برنامه را كان لم يكن كردند. سازمان برنامه قلب تپنده تصميمات مختلف و برنامههاي گوناگون درمسير توسعه بود.
... در دوره اصلاحات چشم انداز بيست ساله زمان ما تدوين شد و شاهكارش هم برنامه چهارم توسعه بود. ظرف چهارسال با۱۰۰ ميليارد دلار رشد ۸ درصدي اقتصاد تورم يك رقمي و ايجاد۷۰۰۰۰۰شغل، حساب ذخيره ارزي براي كنترل نوسانهاي ارزي و...
... بايد از همه نيروها استفاده كنيم ديگر نبايد شاهد آمدن يك جريان سركار باشيم و بايد بدانيم كه ديگر يك جريان منحصرا نمي تواند مملكت ار اداره كند. هرچند سلايق مختلف باشد اما در مقام اجرا ميتوان شاهد يك جامعيت در مديريت كشور بود و دولتي كه از همه نيروهاي كارآمد از تمام گروهها استفاده كند.
...چرا بهترين جوانان ما با بهانههاي عجيب و غريب درزنداناند؟ چرا بايد آقايان موسوي و كروبي در حصر باشند؟ معقول اين بود كه شروطي كه داشتيم بگوييم آزادي زندانيان، انتخابات سالم و آزاد تبديل فضاي امنيتي به سياسي و رفع حصر. البته من شرايط يك انتخابات آزاد و رقابتي را گفتم. مقصودم شرط گذاري براي انتخابات نبود. من شخصا به عنوان يك شهروند اين كشور از ماحصل يك انتخابات سالم توقع آزادي زندانيان سياسي باز شدن فضاي امنيتي و تبديل آن به فضاي باز، نزديكي دلها ورفع كدورتها و كينهها را خواهم داشت...
... مطمئنم همه اينها كه هزينه دادهاند به دنبال انتقام و كينه توزي عليه نظام نيستند بلكه برايشان تغيير اين فضا مهم است. البته در اين فضا من معتقدم همگي بايد به قانون اساسي پايبند باشند و هركسي درجاي خودش باشد
...در كشور، تهمت، پرونده سازي و دروغ شده يك ارزش، دائم ما را به انواع تهمت ها، جاسوس سيا، موساد، ام آي سيكس، سوروس ووو... مورد هجمه قرار ميدهند و يك فضايي هم براي دفاع وجود ندارد. يك بار محاكمه كنيد اگر واقعا وجود دارد تا معلوم بشود.
...همين علي آقاي مطهري هم بنده خدا صحبتها و انتقاداتي كرده است. فرزند شهيد مطهري است. همه هم ميدانند عنصر باسواد، معتقد و معتدلي است ببينيد چه نسبتهايي به ايشان زدهاند؟ سالهاست ميگوييم و فرياد ميكشيم فضاي تبليغاتي جامعه بايد از دروغ پردازان و پرونده سازان و فحاشان پاك بشود اما همچنان مصونيت آهنين دارند و طرف مقابل هم حتي اجازه دفاع ندارد!
...كارشناسان و اساتيد دانشگاهي گزارشي دادهاند به ما كه حداقل چهار سال طول ميكشد كه تازه برسيم به نقطه صفر برنامه چهارم! يعني فردا نه تورم شما يك رقمي ميشود نه اشتغال انفجاري ايجاد و نه مشكلات بينالمللي و خارجيتان به اين سادگيها رفع ميشود. تازه اگر همه نيروها با هم همكاري كنند از رهبري تا همه اركان توقع معجزه نبايد داشته باشيم.
...رويكردهاي سياسي، امنيتي- اطلاعاتي بوده است كه ما را به اين روز كشانده...اگر اين رويكردها عوض شود ميشود كار كرد اما اگر نشود محال است بتوان كاري كرد. بنده نشاني از تغيير رويكردها هم نميبينم...البته هركس ميخواهد كار كند بايد هماهنگ با رهبري كار كند و رهبري او را بخواهد و يا لااقل مقابل او نباشد. البته اگر كوچكترين نشاني از تغييرها وجود داشت ميشد براي حضور در عرصه فكر كرد اما متاسفانه هيچ علامتي ديده نميشود.
... اما نكته دوم اميدهايي است كه ايجاد شده است. واقعيت اين است كه نميگذارند وارد صحنه شويم. اينها هم شوخي است كه موج ايجاد شود و فلان و فلان بلكه اگر هم ايجاد شود ببينيد فرضا بنده هم آمدم. ناراحتي و نگراني آنها بيشتر ميشود و هزينهاش را بر سر شما خالي ميكنند و اين هزينه، هزينه بينتيجهاي خواهد بود. شخصا براي من هزينهاي كه بابت ورود اشخاصي چون من به مردم و كشور تحميل شود، غيرقابل تحمل است. خصوصا وقتي آنها نميخواهند و نميگذارند چگونه ميتوان آمد و از آن بالاتر چگونه ميتوان مملكت را با اين همه مشكل و معضل به پيش برد؟...فرض بگيريم براي آمدن ما هزينه ميدهيم كه مثبت شود، اما نه اينكه هزينه بدهيم كه بدتر شود.
... مگر آقاي موسوي بعد از 20 سال دوري از سياست نگفت: او براي نجات نظام آمده، در حاليكه اينها ميگويند او براي براندازي آمده بود!
...من اگر بخواهم بيام چهارچوبهاي خودم را دارم. در چهارچوب نظام و رهبري كار كردن از اصول كاري من است. اما اگر من بيايم و بخشهايي عمده از نظام موافق نباشند تمام دستگاه هايشان را عليه من راه خواهند انداخت.
...در دورههاي قبل (۷۶ تا ۸۰) كار كردن راحت تر بود و آقاي هاشمي زير ساختهاي مناسبي فراهم كرده بودند اما الان، چه؟ مردم هم توقع دارند همه چيز يك شبه عوض شود و اين فشارها را تشديد خواهد كرد.
... در مقابل اين همه لطف و احساس مردم و شما ايثارگران عزيز بنده كوچك هم هر فداكاري حاضرم بكنم تا خدمتي كرده باشم. اما همه قرائن و شواهد ميگويند نميگذارند، به همين دليل به نظرم شخصيتي كه كارآمد است اما حساسيت كمتري روي اوست بهتر ميتواند كار كند...
بالاخره زمین زیر پای ما هم به رقص در آمد
این زلزله در ساعت 12 و 52 دقیقه و 33 ثانیه بامداد امروز شنبه ۳۱فروردین به بزرگی 4.1 در مقیاس ریشتر در منطقه حبیبآباد واقع در پنج کیلومتری شهر اصفهان به وقوع پیوست.
کانون این زلزله در منطقه حبیبآباد اصفهان بوده و این زمینلرزه در عمق هشت کیلومتری ثبت شده و به دلیل پایین بودن عمق زلزله اثرات آن به شمال شهر اصفهان بوده است.
به دنبال وقوع این زلزله مناطقی از شمال اصفهان از جمله خمینیشهر، نجفآباد، برخوار و شاهینشهر لرزید،
بر اساس ارزیابیهای صورت گرفته این زلزله خسارتی برای اصفهان به دنبال نداشته است،
قابل نوجه است که طی 100 سال گذشته زلزله خطرناک و خسارتباری در اصفهان به وقوع نپیوسته است و آموزش، مقاومسازی ساختمانها و توسعه ایستگاههای لرزهنگاری از جمله اقدامات استان برای مواجه شدن با این حوادث به شمار میرود.
تصاویری از عکس العمل مردم استان بعد از زلزله:














اندر کلام بالا بالاها!!!!!!!!!!!!

هاشمی: انحصار طلبان حاضر به رفع مشکلات نیستند
تأسفبار این است که افراد و جریانهایی که شرایط امروز را برای کشور به وجود آوردهاند، حاضر به پذیرش خطای خود و جبران اشتباهات نیستند و انحصارطلبان حتی حاضر نیستند، برای برونرفت از مشکلاتی که خود مسبب آن بودهاند، زمینه و شرایط مناسب را فراهم کنند
عضو مجلس خبرگان رهبری در بیان ویژگی رئیس جمهور آینده کشور، به وضعیت داخلی و بینالمللی کشور اشاره و تصریح کرد: اگر بتوانیم شرایطی را به وجود آوریم که سلایق گوناگون سیاسی و مقید به قانون اساسی حضوری فعال و پرشور در انتخابات داشته باشند و اقشار مختلف اجتماع نمایندگان واقعی و مقبول خود را در صحنه حاضر ببینند
*******************************************************

ترکان: 270 مدیر برجسته از صنعت نفت برکنار شدند
مهندس ترکان: سستی از مجلس قبل آغاز و به این مجلس هم سرایت کرد. آن روز که در مجلس نشستند و با بی تفاوتی رفتارهای غیرقانونی را تماشا کردند و دولت اعلام کرد برنامه چهارم توسعه را خمیر میکند، باید منتظر چنین روزهایی هم میبودند
مردم انتظار دارند هرکس بعد از این دولت رئیس جمهور شود، با فشار دادن یک کلید کارها را سامان بدهد. این اتفاق شدنی نیست. از لحاظ منطقی محال است. کمتر از سه سال، وضعیت عادی شود، رئیس جمهور بعدی باید روی این موضوعات تمرکز کند و به صراحت به مردم اعلام کند فکر نکنید تا رئیس جمهور عوض شد، معجزه میشود. مدتها طول خواهد کشید تا کشور به وضعیت پایدار بازگردد.
************************************************************

توکلی: تورم برای فقرا 47 درصد است
رئیس سابق مرکز پژوهش های مجلس: تمام آثار منفی کاهش ارزش پول ملی را که برای مردم وجود دارد دولت برای خود منتفی کرده است، وعده های آقای احمدی نژاد هم باانگیزه های سیاسی صورت می گیرد و به مصلحت نیست که ایشان چنین کاری انجام می دهد
نماینده مردم تهران در مجلس افزود: دولت اکنون با قیمت های فعلی 28 هزار میلیارد تومان درآمد کسب می کند و 45 هزار تومان به مردم می دهد. اگر قرار باشد این 45 هزار تومان به 250 هزار تومان برسد باید 28 هزار میلیارد تومان 8 برابر شود و قیمت ها 8 برابر شود، اقتصاددانان به غیر از آنهایی که از دولت دستور می گیرند مطلع هستند در شرایط فعلی افزایش قیمت حامل های انرژی خود باعث تشدید تورم می شود

همایش انتخاباتی دولت جنجال آفرین شده است
برگزاری همایش انتخاباتی دولت در ورزشگاه آزادی نقد تند اصولگرایان را در پی داشت، تا جایی که بهارستان در تلاش برای برگزار نشدن مراسم بود. اصولگرایان این مراسم را نخستین میتینگ رسمی انتخاباتی مشایی میدانند، «حامیان دیروز، منتقدان امروز» شده اند
سر لشگر بسیجی فیروز آبادی اقدام احمدینژاد در سپردن پرچم ایران به مشایی تنشزا دانست و گفت: اقدام احمدینژاد در سپردن پرچم ایران به مشایی از "مصادیق بارز اختلافافکنی میان مسئولین و مردم" است، آیتالله مکارمشیرازی در واکنش به برگزاری همایش بزرگ دولت در استادیوم100هزار نفری آن را انتخاباتی خواند و به آن انتقاد کرد.وی با بیان اینکه اینگونه اقدامات که بالغ بر صدهامیلیون تومان از بیتالمال باید برای آن هزینه میشود، یک خیانت است

احمدینژاد: آنها که سنگاندازی کنند عددی نیستند
رئیس جمهور در سخنانی تند گفت: یک مشت آدمهای جاهل و بعضا مغرض سال آخر دولت، آن را تحت فشار قرار میدهد. آخر این چه نفعی برای ملت دارد و باید گفت که چه کسی این قانون را به مغز علیل شما نازل کرده است، به جای این به دولت کمک کنید تا یک مشکل حل شود
محمود احمدی نژاد در سخنانی کم سابقه با حمله به منتقدین دولت گفت: یک مشت آدمهای جاهل و بعضا مغرض سال آخر دولت، آن را تحت فشار قرار میدهد. آخر این چه نفعی برای ملت دارد و باید گفت که چه کسی این قانون را به مغز علیل شما نازل کرده است، به جای این به دولت کمک کنید تا یک مشکل حل شود

چرا دیگر از جمعیت در « سفرهای استانی » خبری نیست
رسانههایی که «استقبال آنچنانی» و «محبوبیت کاروانی» برای احمدینژاد تدارک میدیدند حالا رییسجمهوری محبوبشان را «تک» گیرآوردهاند؛ نه زیر یک گذر یا کنجِ جایی که نباید باشد، «تک» درتصویری که از سفرهای استانی دوره جدیداش برای مخاطب قاب میکنند
تغییر دیدگاه رسانههای اصولگرا به عدد استقبال مردم از احمدینژاد البته شاید تفاوتی در حضورداشتن یا نداشتن مردم در مراسم استقبال از او نداشته باشد؛ مردم همانیاندکه بودند و سفرها همان است که بود؛ نیاز به نامهنگاری برای گذران زندگی کمتر نشده که بیشتر هم شده و لذت دیدن احمدینژاد از نزدیک هم برای برخی بیشتر نشده باشد کمتر نشده است، اما دولتی ها میتینگ آزادی را هم پیش بینی کرده اند

اصلاحطلبان با تمام توان بر روی هاشمی اجماع کنند
صادق زیبا کلام: به لحاظ پیشبرد امور مملکت و و برون رفت از وضعیت هولناک سیاسی و اقتصادی و وضعیتی که ایران در جایگاه بین المللی پیدا کرده حضور هاشمی قطعا مناسب تر وموثر تر از خاتمی است
صادق زیبا کلام با بیان اینکه اصلاح طلبان باید با تمام توان پشت سر هاشمی قرار بگیرند و نگذارند داستان عملکرد اسفبار اصلاح طلبان در سال 84 یکبار دیگر تکرار شود، اظهار داشت: اگر چه با ورود خاتمی پیروزی اصلاح طلبان قطعی می شود ولی کیاست، تجربه و کاردانی هاشمی رفسنجانی برای پیشبرد امور بیشتر است

آیا ایران و آمریکا در « آلماتی 2 » مذاکره کردند؟
علیرغم تکذیب ایران، کریستینساینسمانیتور و میدلایست آنلاین مدعی شدند: سرپرست هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران و مذاکرهکننده آمریکا در حاشیه دومین دور مذاکرات هستهای ایران و گروه 1 5 در آلماتی، مستقیم و دوجانبه با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردند
ادعای ملاقات مذاکره کنندگان ایران و آمریکا درحالی مطرح شد که تاکنون خبر رسمی از دیدار دوجانبه، وندی شرمن و سعید جلیلی در «آلماتی2» منتشر نشده است و دو کشور هم واکنش رسمی درباره این خبر نشان ندادهاند. هر چند بهطور غیررسمی یک منبع نزدیک به تیم مذاکرهکننده ایرانی، دیروز انجام هرگونه ملاقات دوجانبه میان نمایندگان ایران و آمریکا در جریان نشست «آلماتی2» را تکذیب کرد.

دختر شهید آوینی: شخصیت پدرم را تکهتکه کردهاند
پدر من اصلا آدم سیاسی نبود. البته اظهارنظرهای سیاسی میکرد، ولی دغدغه اصلیاش فرهنگ بود، درنتیجه کمکم ترجیح داد راه خودش را از آنها جدا کند، برخی روزنامهها و هم برخی افراد که خودشان را نماینده مطلق تشخیص حق از باطل میدانستند
دختر ارشد شهید آوینی می گوید: به نظرم اگر پدرم زنده بود، شاید الان چندان امکان کار نداشت. اگر به آرشیو روزنامهها و مجلات در همان ششماهه آخر زندگی پدرم رجوع کنید، بهوضوح ملاحظه میکنید که با آن هجوم شدید و حملاتی که علیهاش وجود داشت و بخشی از آن کاملا برنامهریزی شده بود، اگر خودش هم میخواست دیگر برای او امکان حضور در بسیاری از عرصههای فرهنگی وجود نداشت

با فحش و لعنت نمی توان نظام اسلامی داشت
آیتالله جوادیآملی: ما که در عالم تنها زندگی نمیکنیم، ما مشکلات ملی، منطقهای و بینالمللی داریم، اینها را باید عاقلانه حل کنیم، تولی و تبری باید با مسئله امنیت جمع شود
آیت الله جوادیآملی بیان کرد: یا باید هر روز برای کشتار در پاکستان، بنگلادش و میانمار غصه بخوریم، اگر این دین برای برقراری امنیت آمده است، راهحل دارد، تنها راهحل فقهی و اصولی نیست که حوزه علمیه انجام بدهد، این نیاز به راه امنیتی، مذاکره و مانند آن است، ما ناچار یک قدری افسوس و گریه میخوریم، یک ناله کردن و افسوس خوردن و مجلس ترحیم گرفتن کار ما شده است.
|
ما کجای کار هستیم |
|
|
در جمهوری اسلامی گروهی از مدیران باسابقه و دلسوز هستند که به هزار و یک دلیل، خود را از منازعات و مشاجرات قلمی و محفلی دور نگه میدارند و به جای طرفداری از یک طرف و ضدیت با طرف دیگر، مکرر در مکرر تاکید میکنند که مهمترین موضوع و مسئله سرعت بخشیدن به توسعه و گام برداشتن در مسیر توسعه است؛ توسعهای که متاسفانه شرایط و اوضاع پیش آمده سرعت آن را کند کرده و یا در بیشتر جاها معطل نگه داشته است. این گروه از مدیران معتقدند که جهان، چه قسمتهایی که آنها را پیشرفته میدانیم و چه آنها که در حال توسعهشان مینامیم، با سرعت حیرت آوری در حال رشد و توسعهاند. به عبارت دیگر دنیا نایستاده تا ما به منازعات و مشاجرات خود برسیم. آنها دارند پیشروی میکنند و در مسابقه جهانی بیش از آنچه طبیعی به نظر میرسد از ما جلو میافتند. از همه کسانی که مداوم به کشورهای منطقه، علی الخصوص به حاشیه خلیج فارس سفر میکنند، بپرسید، میگویند که سرعت تغییرات و توسعه و پیشرفت آنها را میشود به سرعت نور مثال زد. سی سال پیش امارات متحده و ترکیه و آسیای دور، چه بودند، و امروز چه هستند؟ آیا آنها دعوای سیاسی و منازعات بر سر مدیریت کشورشان ندارند؟ آیا آنها درگیریهای سیاسی -یا خدایی ناکرده جاهطلبانه- ندارند؟ خوشبینانه فکر کنیم؛ آیا آنها دعوای سلیقهای بر سر نحوهها و روشهای مدیریتی ندارند؟ قطع و یقین حق با شماست؛ این کشورها از خیلی جهات، خاصه از جهت حاکمیت و نسبت حاکمیت با مردم، با کشور ما قابل قیاس نیستند. نه شکل حکومت آنها و نه مردم آنها شبیه به حکومت و مردم ما نیستند، اما آیا این دلیلی است که آنها پیشرفت کنند و ما همچنان در شش و بش منازعات سیاسی، توان و موقعیت و زمان را از دست بدهیم؟ ما همین طوری هم از برنامههای توسعه عقب هستیم و در شرایط متعادل هم به خیلی از پیش بینیهای اولیهمان نرسیدهایم؛ حالا چه برسد به این شرایط ویژه و استثنایی، که بسیاری از موانع جدی و سرسخت را بر سر راه توسعه کشور گذاشته اند. آن که روز روزش بود، این که شب تار است... در متدهای توسعه، ما توسعه آمرانه هم داریم. این توسعه مختص کشورهایی است که دموکراسی یا در آنها نهادینه نشده است، یا اینکه اصولا چیزی به این نام در آنجاها دیده نمیشود. اما آنها به هر دلیلی اصل را بر توسعه گذاشتهاند و ترتیبی دادهاند که در هر شرایط و اوضاع و احوالی، چرخهای توسعه و پیشرفت از حرکت باز نایستند و در تداوم حرکت آنها خدشهای وارد نشود. یقین دارم که برای مسئولین ما هم - هرکه باشند و هر طور که فکر کنند - توسعه مهم است. هیچ دولتی در هیچ کجای جهان نمیخواهد که از پیشرفت و رفاه و آبادانی عقب بماند. چیزی که هست دعوا بر سر راه حلها یا روشهای آبادانی و رفاه و پیشرفت است. برای همین فکر میکنم که در کنار همه این دعواهای سیاسی، و علیرغم همه مناقشات جناح ها و افراد ، ما ناگزیریم که بیش از این، تعطیلی و توقف توسعه را ادامه ندهیم. اگر بخواهم از مصداقهای این تعطیلی نام ببرم، آنوقت ناچارم سر شما را زیادی درد بیاورم .....
| |
![]() |
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کشورمان در شهر غزنی افغانستان گفت: غزنی، جایگاه مهمی در تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی دارد. سید محمد حسینی در مراسم رسمی نامگذاری شهر غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام گفت: غزنی، همانند شهر اصفهان دیار بزرگان، اندیشمندان و علما بوده است. وی بابیان اینکه شهر اصفهان نیز پایتخت فرهنگی جهان اسلام بود و شخصیت هایی همانند شیخ بهایی به این شهر مهاجرت کردند، افزود: غزنی نیز جایگاه مشابهی همچون اصفهان داشت.
حسینی گفت: جمهوری اسلامی ایران به استقبال بزرگداشت از شخصیتهاي بزرگ جهان اسلام رفته است و در آینده نیز تهران، میزبان مراسم گرامیداشت از شخصیتهاي بزرگ جهان اسلام ازجمله سنایی خواهد بود. وی با اشاره به اینکه شخصیت ها و نخبگان علمی و فرهنگی همچون سنایی متعلق به هر دو کشور ایران و افغانستان هستند، گفت: به وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان پیشنهاد کردم که پیوند «خواهرخواندگی» بین شهر غزنی با یکی از شهرهای تاریخی ایران ازجمله نیشابور برقرار شود و جمهوری اسلامی ایران در این زمینه آماده است.

سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان نیز در این مراسم تاکیدکرد: نامگذاری شهر غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، زمینه خوبی برای همبستگی جهان اسلام و گسترش اتحاد فرهنگی جهان اسلام است. وی افزود: نامگذاری شهر غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، نمایش تصویر جهان اسلام برای جهانیان است و پیام صلح خواهانه اسلام را به جهان نشان می دهد. رهین با تاکید بر اینکه امت اسلامی بر مدنیت و تاریخ کهن استوار است، گفت: شخصیت هایی همچون عنصری و سنایی در گسترش فرهنگ اسلامی نقش مهمی داشتند.
در این مراسم آقای «سید محمد حسینی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران، اعضای کابینه دولت افغانستان، اعضای مجالس سنا و نمایندگان، شخصیتهاي سیاسی و جهادی، میهمانان خارجی و مقامات محلی استان غزنی حضور داشتند
این بار لرزش زمین گوشه ای دیگر از سرزمینمان را نشانه گرفته . این بار استان بوشهر استان محبوبم و دوست داشتنی ام . شهرستان دشتی مردمان پاک و نجیب و بی ریا شنبه.کاکی. طسوج و...داغدار عزیزان خود گشتند.ما نیز در این گوشه از مملکت در غم از دست دادن عزیزمان در شهرستان دشتی شریکیم.
تصاویری از زلزله ی شهرستان دشتی.







دیروز وعده و وعیدها برای آمدن آب به پای شهر ما را زمزمه می کردیم امروز این زمزمه با صدای دلنشین آب در شهر اصفهان هم نوا شده است.
اصفهان امروز رسم میزبانی را با اشکهای شوق مردمی که در کنار رودخانه از صبح زود انتظار آمدن مهمان تازه پایشان را در بهار میکشیدند را به اوج خود رساندند.
اصفهان زنده شد.
زنده رود به اصفهان آمد.
هوای اصفهان بوی خنکای آبهای زاینده رود را میدهد.
چه خوش روزی است امروز که با آمدن یک مهمان آغاز شد
يك سایت به اصطلاح ارزشي و اصولگرا! در بخش نظرسنجي! خود متاسفانه در راستای بداخلاقیهای سیاسی؛ افترا و توهین آشكاری نسبت به رییسجمهور سابق کشورمان نموده است.

اين سايت به اصطلاح ارزشي از كاربران خود پرسيده است: «چرا محمد خاتمی منفور ملت میباشد؟» و گزينههاي زير را نيز براي دادن نظر آورده است كه:
- از سران فتنه ۸۸ میباشد
- عامل سیا و موساد میباشد
- به نظام و انقلاب پشت کرده است
- تمام موارد
به نظر ميرسد انتشار برخي اخبار در باره نتايج نظرسنجيها آن هم توسط فعالان اصولگرا همچون محمدرضا باهنر (نايب رييس مجلس) مبني بر صدرنشيني آقاي خاتمي در بين كانديداهاي احتمالي، برخي برادران را به شدت به واكنشهاي انفعالي واداشته كه اين به اصطلاح نظرسنجي مضحك و توهينآميز هم را ميتوان در همين راستا ارزيابي نمود.
والا خجالتآور نيست كه بگوييم نفر اول نظرسنجيهاي رسمي و علمي انتخاباتي، از ديد شما مزدور سيا و موساد است؛ يعني به زعم شما مردم ايران به چنين فردي (مزدور سيا و موساد) اينقدر علاقهمندند كه هشت سال با آراي بالاي بيست ميليوني به رييسجمهوري انتخابش كرده و حالا نيز به گفته و بيان دوستان خودتان محبوبترين كانديداي انتخابات آينده است؟
«منفور خواندن» اين روحاني با شخصيت و با مرام هم مثل اينست كه بگوييد (كه البته از شما بعيد هم نيست!) كه: خورشيد نشانه و سمبل تاريكي است و احتمالا شب نماد روشنايي! زيرا مدتهاست فرهنگ لغات و ادبيات فارسي و ايراني كنفيكون شده است از اين همه ... بگذريم!
جالب تر و البته تاسفبارتر اينكه، چنين افترازنيها و هتاكيهاي بيشرمانهاي عليه برخي بزرگان نظام و كشور كه نهايتش اختلاف نظر سياسي و ... با آنها داريد، زيرا آنان سالهاست از همه عرصه هاي سياسي و مديريتي كنار گذاشته شده و همه امورات كشور همچون ارث پدري، به دوستان اصولگراي شما سپرده شده كه حالا البته اين آش شله قلمكار را براي اين ملت مظلوم پختهايد و هنوز هم دو قورت و نيمتان هم باقياست و الباقي...! آزادانه اجازه نشر مييابند اما سايتهايي چون «بهارنيوز» در تذكر رسمي و كتبي از سوي مقامات نظارتي، ماهها است كه از انتشار نظرسنجيهاي انتخاباتي و سياسي منع ميشوند! و همانگونه كه كاربران سايت مشاهده ميكنند مدتهاست از انتشار سادهترين نظرسنجيها نيز كه رنگ و بوي سياسي بدهد خودداري نمودهايم و در همين حال سايت به اصطلاح ارزشي و اصولگرا، آزادانه و با طيب خاطر به رييسجمهور هشت ساله كشور انگ مزدوري سيا و موساد ميزند!
واقعا در اين وانفساي بياخلاقي محض، چه ميتوان به اين تلاشگران با اخلاق، خداترس، آزادمنش و ...عرصه سايبر و اينترنت گفت جز اينكه: اجركم عندالله!
![]() |
مطهری با بیان اینکه برای رسیدن به مشارکت بالا و رقم زدن حماسه سیاسی درانتخابات مقدماتی لازم است، برگزاری انتخاباتی کاملا سالم را یکی از این مقدمات دانست و توضیح داد: شورای نگهبان نباید در تایید صلاحیتها سختگیری داشته باشد و گرایش سیاسی مخالف و منتقد را دلیل بر رد صلاحیت نداند. وی با ابراز این عقیده که داشتن گرایش غیراسلامی مانع احراز صلاحیت ریاست جمهوری میشود، گفت: رد صلاحیت افرادی با این ویژگی با توجه به قانون اساسی کشور ما اشکالی ندارد، اما صرف اینکه کسی منتقد نظام باشد و یا خواستار اجرای کامل و بدون تنازل قانون اساسی باشد و یا تاکید بر اجرای فصل سوم قانون اساسی داشته باشد که شامل حقوق ملت است نمیتوان این افراد را رد صلاحیت کرد.
این نماینده مجلس افزود: همه گروههای سیاسی که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند باید در این انتخابات نماینده و کاندیدا داشته باشند و در انتخابات شرکت کنند. رهبر انقلاب در نطق اخیری که داشتند تاکید کردند که سلایق مختلف وارد شوند و رویگردان نباشند. این تاکید ایشان بهانهای برای شرکت نکردن برخی گروههای منتقد به جا نگذاشته است. وی تاکید کرد: وقتی سلایق مختلف در انتخابات شرکت کنند و گروهی خواستار تغییر وضع موجود و گروهی دیگر خواهان حفظ آن باشند در این صورت طبعا شور و هیجان و رقابت سالمی ایجاد می شود که باعث پرشور شدن انتخابات و بالا رفتن مشارکت میشود.
مطهری تاکید کرد: مردم و مسئولان باید توجه داشته باشند که برخی افراد، رهبری را به نفع فرد یا گروهی در مساله انتخابات داخل نکنند. همان طور که خود ایشان فرمودند من یک رای دارم و آن را هم کسی نمیداند. دائم برخی نگویند که مثلا نظر رهبری با فرد خاصی است. کاری نکنند که دست افراد بسته شود و به گونهای جلوه دهند که حمایت از کاندیدای دیگر بر ضد اصل ولایت فقیه است و انتخابات را از حالت طبیعی خود خارج کنند. این اقدام نقطه آغاز فتنه است. وقتی افرادی دائما تبلیغ کنند که نظر رهبری به فلان شخص است عده زیادی از مردم ممکن است فکر کنند حتما باید به فلان شخص رای دهند و مخالفین و یا معاندین برای اینکه ضربهای به ولایت فقیه بزنند تلاش کنند که آن فرد رای نیاورد و این نقطه آغاز فتنه و خصومتهاست.
وی افزود: امیدواریم افرادی به دنبال این رفتارها نباشند. همانطور که در انتخابات سال ۸۸ این روش که متاسفانه از جانب برخی اصولگرایان دنبال میشد آسیب زیادی به کشور زد. مشارکت بالا زمینههای مناسب خود را میخواهد که ان شالله مردم حضور گستردهای خواهند داشت و پیام روشنی برای غرب خواهد داشت و بسیاری از مشکلات اقتصادی ما را هم حل خواهد کرد و پشتوانهای هم برای رییس جمهور آینده خوهد بود. مطهری با اشاره به بخش دوم شعار امسال با عنوان حماسه اقتصادی گفت: این موضوع بیارتباط با بخش اول آن نیست. اگر حماسه سیاسی ایجاد شود در وضع اقتصاد کشور اثر خواهد داشت.
وی با بیان اینکه روشن است که مردم با سختیهایی روبرو هستند، قدرت خرید مردم به دلیل افزایش قیمتها کاهش پیدا کرده است گفت: مردم به دلیل ایمان و اعتقادی که به اسلام و آرمانهای انقلاب دارند شرایط را تحمل میکنند ولی این دلیل نمیشود که مسئولان فکر اساسی برای بهبود وضع اقتصاد کشور نکنند. باید فرض را بر این گذاشت که تحریمها همچنان برای مدت طولانی ادامه پیدا میکند. بنابراین باید برنامهریزی دقیقی برای بهبود وضع اقتصاد کشور داشته باشیم.
مطهری ادامه داد: بسیاری از این نابسامانیهای اقتصادی ناشی از سوء مدیریت بود و بخش کمتر آن به دلیل تحریمها بوده است. وی با بیان اینکه در سال ۹۱ بخشی از ارز مرجع کشور صرف واردات خودرو لوکس و اقلام غیر ضروری شد گفت: این موضوع نشان میدهد که برنامهریزی دقیقی برای مواجهه با این شرایط جدید نداشتیم. مطهری ادامه داد: تحریم بانک مرکزی چند ماه قبل انجام شده بود و حدود هشت ماه وقت برای برنامهریزی وجود داشت و هیچ برنامهریزی خاصی صورت نگرفت تا جایی که نقل و انتقال ارز برای ما مشکل شد و در این شرایط هم به جای وارد کردن ضروری ترین کالاها ، واردات خودروها و کالاهای لوکس از جانب برخی افراد به دلیل سود کلان ادامه یافت و دولت هم بیشتر به فکر افزایش یارانهها بود.
این نماینده مردم تهران در مجلس تاکید کرد: اگر مدیریت صحیح اقتصادی در کشور حاکم شود به راحتی میتوانیم از این شرایط خارج شویم. غرب هم اگر احساس کند که این تحریمها اثر قابل توجهی نداشته و ایران میتواند سالها روی پای خود بایستد از موضع خود کوتاه میآید؛ آنها منتظرند ایران دستها را بالا ببرد و یا اینکه وضع داخل کشور به هم بریزد، اما اگر احساس کنند که ایران میتواند با مدیریت درست، زندگی قابل قبولی برای مردم خود فراهم کند قطعا از موضع خود کوتاه خواهند آمد.
سلام
سلامی به گرمی و حرارت خورشید،سلامی به گرمی مهر و محبتتون که حقیر را لایق دونستید و در این مدت کوتاهی نکردید، همه ی کسانیکه اظهار لطف و مهربانی کردند و آنهایی که ما را مورد عنایت خویش قراد دادند چه از سر دلسوزی و چه از سر ...
امیدوارم که سال ۹۲ برای شما و خانواده ی ارجمندتان سالی توام با موفقیت و شادکامی باشد.
همیشه سبز باشید و بهاری

|
|
وزیر امور خارجه در پایان خاطرنشان کرد: «آنچه من دیدم این بود که رییس جمهور دست خود را به نشانه معمول دست ندادن گرفته بود و مادر چاوز هم گریه ميکرد. این مادر محترم ۸۵ ساله خطاب به رئیسجمهور ایران ميگوید تو پسر من هستی. از نظر شرعی، اسلام راجع به خانمهایی که سنشان از یک مقطع خاص عبور ميکند حکم خاصی دارد که ميتوان به فتاوای مراجع بزرگ مراجعه کرد. من از طرح این مسائل در رسانههاي داخلی تعجب ميکنم. انسان در حال و هوای حزن انگیز خاصی در سوگواری قرار گرفته و با یک خانم محترم ۸۵ ساله و مادر یک رهبر بزرگ که اشک ميریزد روبرو ميشود، احمدینژاد هم او را دلداری ميدهد.»
|
به بهانه بی اخلاقی ها شعبان بي مخ در تاريخ معاصر ايران فقط يك نام نيست. نماد ونماينده يك جريان اجتماعي است.... شايد در سال هاي نخست دهه سي شمسي ، به ويژه در روزهاي پيوند خورده به كودتاي انگليسي – آمريكايي 28 مرداد ، شعبان بي مخ يك فرد بود. ولي با گذشت زمان، اين فرديت بيمار گونه گسترش يافت و به يك جريان همانند شد .... |
|
|
جرياني كه توانست بخش هاي اجتماعي، معرفتي ، فرهنگي و سياسي كشور را (كم يا زياد) به حضور زهر آگين خود بيالايد و ريشه بسياري ازفراز شدن ها و بالندگي هاي ملي و فردي را بسوزاند و خاكستر کند. پيش از اين ، در يادداشت مفصلي از ادبيات چپ ماركسيستي و پرده دري ها، هتاكي ها ، روش هاي مچ گيرانه و افشاگرانه اين جريان سخن گفته بودم. اكنون مي خواهم بگويم كه شعبان بي مخ ها، روي ديگر اين سكه اند. پيش تر نيز گفته بودم كه جريان ادبيات چپ ماركسيستي با گذشت زمان، چنان حضور سنگيني در جامعه ايراني پيدا كرد كه توانست تن پوش رفتاري و گفتاري خود را بر قامت بسياري ، حتي مسلمان هاي مبارز و انقلابي بپوشاند. و هم چنين، چتر گسترده اي را گشود كه هر كس مي خواست بيش از ديگري انقلابي و سازش ناپذيرتر شناخته شود، بي درنگ به اين تن پوش روي مي آورد. شگفت آن كه جريان شعبان بي مخ، هم زمان با اوج گيري ادبيات چپ ماركسيستي در ايران ، زاده شد وچند گام پشت سر اين ادبيات به زندگي خود سرو سامان داد و پيش آمد و آمد تا اين روزگار كه ما در آن هستيم. و بسا چهره هاي بزك كرده كه در پس آن ،يك شعبان بي مخ قداره بند، موذيانه به ريش همه ما مي خندد.
« شعبان بي مخ » با گذشت زمان به يك ايدئولوژي تبديل شده است. ايدئولوژي كساني كه با گستاخي تمام به هر چيز و هر كس و هر انديشه و هر منشي كه آن را نمي پذيرند، مي تازند، هتاكي مي كنند، پرده مي درند، عربده مي كشد ، گردوخاك بر پا مي كنند، راحت تر از آب خوردن دروغ مي گويند و... « شعبان بي مخ» يك چهره و يك رويه ندارد. چهره ها و منش ها و روش هاي گوناگوني مي تواند نماد ونشانه اي از اين ايدئولوژي و اين بيماري ويرانگر باشد. گاهي «شعبان بي مخيسم» در پيكره پرچم داران آزادي وآزادي خواهي خودنمايي مي كند و گاهي در چهره كساني كه با شور و حرارت شگفت انگيزي از دين وانقلاب سخن ميگويند و راهزن دين و باور مردم به انقلاب مي شوند. گاهي در سيماي پاسداري از انديشه هاي ظاهرالصلاح چهره مي نمايد و گاهي در قامت يك اصلاح طلب پرشور و... اما در همه اين چهره ها و رنگ ها ، يك ويژگي مشترك وجود دارد: خودانگاري، عقب ماندگي در انديشه و گفتار و رفتار ، ناسزاگويي ،سندسازي و دروغ پراكني، وارونه نمايي درست ونادرست، هوچي گري و جنجال آفريني براي درهم آميزي نيك و بد و كوركردن گره باز شناسي اين هر دو از هم ، مهره پروري و ستيز بي امان با انديشه ورزان و خردمندان، تكيه بر شعار و روي برتابي از شعور، هيجان سازي و عاطفه گرايي براي از ميدان بيرون كردن منطق و خرد، تندروي و كندروي هاي شگفت انگيز و ... اين ها نمونه اي از ويژگي هاي ايدئولوژي «شعبان بي مخيسم» به شمار مي آيد. منطق شعبان بي مخ ها هم چون جرج دبيلو بوش (رئيس جمهور پيشين آمريكا) است. آن جا كه بانگ برآورده بود: « هر كه با ما نيست برماست». شعبان بي مخيسم هم در درون همين دستگاه استدلالي نفس ميكشد. از آن جا كه اين جمله بوش، خاستگاهي خود انگارانه دارد، كساني كه آن را به عنوان پرچم انديشه و رفتار و گفتار خويش بر مي گزينند، با گذشت زمان، دچار پندارپرستي و وهم انديشي بيمارگون مي شوند ، آن گونه كه خود را بر كشيده خداوند و يا انرژي هاي مثبت تاريخ و هستي، براي انجام ماموريت هاي بزرگ و جهاني قلمداد مي كنند. در نتيجه اين پندارپرستي دامن گستر، آن ها همه را سرسپرده باورها و دريافت هاي خود مي خواهند و هر مخالف و منتقدي را با انگ ها و رنگ هاي گوناگون به تيغ هتاكي مي درند. بنياد « شعبان بي مخيسم» در حوزه زندگي و زيست فردي و اجتماعي، بر غريزه استوار است. تفاوتي نمي كند كه اين غريزه با چه رنگ و لعابي خودنمايي كند. مهم اين است كه همه توش و توان پيروان اين ايدئولوژي در مسير برآوردن نيازهاي غريزي هزينه مي شود. يك خانه عنكبوتي با ستون هایی از غرايزی چون شهرت، شهوت ، ثروت وقدرت .... و اینها نشانه های آشکار شعبان بی مخ ها هستند ..... | |
![]() |
پدیده اجتماعی صف در دهه ۶۰ شمسی به دو علت به وجود آمده بود: اولا جنگ تحمیلی و دوما کاهش فروش نفت باز هم در ارتباط با علت اول که دولت وقت را مجبور به جیره بندی و کوپنی نمودن کالاهای مورد نیاز مردم مينمود اما با این حال در دهه ۶۰ با آن گفتمان خاص معنویت گرایی، رساندن انسان به مرحله تعالی و از خاک بر افلاک شدن که شعارهاي جناح حاکم چپ بود، صف نشان یک تضاد بود. انسانی که قرار بود به مرحله معنویت برسد مجبور بود به علت کمبود کالاهای مورد نیاز ساعات طولانی در صف بایستد و مسلما مابقی اوقات زندگی نیز هم و غمش پیرامون تامین ارزاق و کالاهای مورد نیاز باشد. به عبارت بهتر شعارها و گفتمان حاکم از کمال معنوی انسان سخن ميگفت اما واقعیتها همان انسان را گرفتار در بند نیازهاي مادی نموده بود.

۲- گویی شعار بازگشت به گفتمان انقلاب و دهه ۶۰ که دولت آقای احمدینژاد مدعی آن بود تنها در بازگشت به صف و ایستادن در آن خلاصه ميشد! امسال در سال پایانی دولت دهم صف این پدیدار دهه شصتي دوباره در دهه ۹۰ به زندگی اجتماعی انسان ایرانی بازگشته است.
این جا نیز «صف» نشانی از یک پارادوکس است. انسانی که قرار بود پول نفت بر سر سفره اش بیاید، برنج، مرغ و... نیز از سر سفره اش رفته و او در کمبود این کالاها باید با پرداخت هزینه بیشتر ساعات طولانی در صف برای تهیه آنها به انتظار بایستد. صف اینجا نماد چیزی دیگر نیز هست: "تخفیف ارزش انسان ایرانی"، تخفیفی که شان انسان ایرانی را به دو کیسه برنج یا چند عدد مرغ کاهش داده است. صف اینجا تقابلی دیگر را نیز باز گو ميکند. گرچه صف نمادی از تجمع انسانی است اما در صف هدف مشترکی بالاتر از نیازهای فردی انسانها را به هم پیوند نمی دهد. اگر عکسهاي مربوط به صفهای این روزها مربوط به برنج را بنگریم با تاویل نشانه شناسانه ميتوان به این نتیجه رسید که صف تجمعی کاذب است. در این عکسها دست هایی که سعی ميکنند زودتر از بقیه دستها از زیر کرکره مغازه به برنجی که بیرون انداخته شده دست یابند و انسانهای که از روی همدیگر برای دست یابی به کیسههاي برنجی که از بالا پرتاب ميشوند بالا ميروند نشانگر این حقیقتهاي تلخ هستند: تخفیف ارزش انسان و تنهایی و انفراد به جای تعاون و همکاری و زائل شدن اخلاق.

۳- در نگرشی غیر سیاسی و بیشتر جامعه شناسانه به صف ميتوان نحوه شکل گیری اش در جامعه ایرانی را در چار چوب تحلیلهاي جامعه شناسی خودمانی معرف خلق و خوی بی نظمی ایرانیان دانست.صف به جای اینکه در شکل نرمالش چون خط راست منظم شکل گیرد در ایران در اکثر مواقع بیشتر به شکل توده ای در هم تنیده بر پا ميگردد. بی نظمی که در جلوههاي دیگرش چون بی قانونی در هنگام رانندگی و بروز حوادث بی شمار جلوه ميکند. در این میان نیز چون دولتها امری منتزع از حیات اجتماعی نیستند آنان نیز به گونهای بی نظمی را به شکل خاص خودشان نمایان ميکنند.
نتیجهگیری: صف در دهه ۶۰ نماد پارادوکسی بود که ميتوان آن را با ماندن پاهای انسان ایرانی در خاک علیرغم تلاش دولت وقت برای رساندنش به افلاک توصیفش کرد. در دهه ۹۰ صف پارادکس میان شعار رفتن نفت بر سر سفره مردم و کمبود کالاها و گران شدن آنها ميباشد.
جان کلام آنکه: صف یک تنه نمادی از نقصان و ضعفهاي دولت و ملت است که همچون آینهای وضعيت آن جامعه و مسئولانش را به عينه به نمایش ميگذارد!
.: Weblog Themes By Pichak :.















