محمد حیاتی معاون پشتیبانی  آموزش و پرورش شهرستان گناوه:

طرح ذخیره طلایی ویژه فرهنگیان که  در سراسر استان اجرا می شود این در حالی است که فعالیت مقدمات انجام آن در شهرستان گناوه به سرعت در حال پیگیری است . با توجه به اینکه فرهنگیان در مورد این طرح با سوالات و ابهاماتی روبه رو هستند در شرح زیر بیشتر مسائل مربوط به طرح ذخیره طلایی فرهنگیان توضیح داده شده است .

این توضیحات در گفت و گوی اختصای با محمد حیاتی معاون مالی و پشتیبانی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان گناوه تنظیم شده است و وی خود مسئول طرح ذخیره فرهنگیان در شهرستان می باشد .  

-- سابقه و حوزه ی فعالیت این صندوق در چه نواحی است ؟

-- این صندوق به تازگی دراستان بوشهر تاسیس شده و در نظر دارد با بهره مندی از دانش و توان مدیریتی جمعی از کارشناسنان خبره و با تجربه گامی بلند برای خدمت رسانی به فرهنگیان این دیار در حوزه ی اقتصادی و منزلت فرهنگیان شاغل و بازنشسته بردارد . این طرح در قالب یک شخصیت حقوقی مستقل اجرا خواهد شد و حوزه ی فعالیت آن در محدوده ی استان بوشهر است .

-- چرا این صندوق ایجاد می شود و هدف از ایجاد آن چیست ؟

-- در حقیقت تلاش ما بر این بوده که صندوق ذخیره فرهنگیان فقط به عنوان یک محل برای انباشت سرمایه های آنها نباشد و فرهنگیان بتوانند از محل منابع خودشان بخشی از نیازهای اقتصادی خود را برطرف کنند و حفظ شان و منزلت فرهنگیان چه شاغل و چه بازنشسته مهمترین مساله ای است که به آن توجه شده است . همان طور که میدانید بسیاری از نهادها و ارگانها با داشتن منابعی توانسته اند بخشی از رفاه و کمبود های اقتصادی نیروهای خود را با آن جبران کنند ولی متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد یا مرکز فرهنگی آموزشی گسترده چنین ظرفیتی را با توجه به حجم نیروهایش نداشته ولی ما ما بسیار امیدواریم که انشااله با اجرای طرح ذخیره طلایی فرهنگیان این مسائل در استان بوشهر بر طرف شود . البته اگر بخواهم اهداف کلی طرح را بیان کنم میتوانم در پنج بخش کلی آن را را عنوان کنم که شامل : 1- اجرای طرح ذخیره طلایی ویژه فرهنگیان 2- پرداخت سود ماهیانه و سالانه ی مناسب با مشارکت مالی فرهنگیان 3- تضمین اصل و سود سرمایه گذاری اعلام شده . 4- ارایه و توزیع کالا و خدمات با نرخ مناسب 5- برخورداری از تسهیلات مسکن ، مسافرتی ، لیزینگ خودروو بیمه و ...

-- می توانید بگویید چه افرادی می توانند در این صندوق عضو شوند ؟

-- کلیه ی کارکنان رسمی ، پیمانی و قراردادی شاغل در وزارت آموزش و پرورش و همچنین کلیه ی بازنشستگان و مستمری بگیران می توانند از مزایای این طرح بهره مند شوند و ما محدودیتی برای این موضوع قائل نشده ایم .

-- فرهنگیان از چه زمانی می توانند در این طرح شرکت کنند ؟

تمامی افراد شاغل و بازنشساه می توانند از اول آذر ماه تا ابتدای اسفندماه 93 در این طرح عضو شوند . البته باید این نکته را یادآور شئم که عضویت درطرح ذخیره طلایی و انصراف از آن در هر زمان از سال و سنوات خدمت امکان پذیر است . درصورت انصراف هیچگونه مبلغی از اصل وسود وجوه پرداختی کسر نخواهد شد و همه ی مبالغ طبق جدول نقداً پرداخت می گردد . درهر مقطع از سال های عضویت همکاران فرهنگی می توانند با قطع مبلغ عضویت ماهیانه خود به ازای اصل و سود وجوه پرداختی سود ماهیانه دریافت نمایند . به میزان سهام خریداری برای کلیه همکاران فرهنگی براساس قانون تجارت برگ سهام ( با تام یابی نام ) معتبر صادر خواهد شد .

--آیا این طرح یک طرح با یک فرایند مشخص است یا اینکه فرهنگیان میتوانند با توجه به درآمد ها و نیازهای خود رابطه ی خود با صندوق را تعریف کنند ؟

-- در این باره ساعت ها کارشناسی شده است و همه مسائل و موارد در نظر گرفته شده است به همین خاطر ما یک طرح واحد را ارائه نکرده ایم بلکه با توجه به ظرفیت ها و محدویت های موجود برای یک فرهنگی 5 طرح متفاوت به اعضا معرفی کرده ایم که با توجه به نیاز و شرایط خود می توانند یکی از آنها را انتخاب کنند این 5 طرح شامل : طرح الماس ، طرح زمرد ، طرح مروارید ، طرح عقیق و طرح یاقوت است که ویژگی ها و شرایط هرکدام اعلام شده است و در دسترس است . البته این طرح یک ویژگی دیگر نیز دارد که آن سود طلایی است وسود طلایی سودی است که تنها در یکی از مقاطع 5 ساله علاوه بر سود سالیانه به پاس اعتماد ، همراهی و ماندگاری به سرمایه گذار پرداخت می شود ودر صورت عدم دریافت بر میزان آن افزوده گردیده و به سال های بعد منتقل خواد شد . امید است همکاران عزیز فرهنگی شاغل و بازنشسته ضمن مطالعه ی دقیق جزئیات این طرح طلایی بتوانیم دراین زمینه نیز دربخش های رفاهی برای همکاران فرهنگی گامی برداریم . درهمین خصوص نیز سرکارخانم کاشانی کارشناس مدارس غیر دولتی و امور مشارکت های مردمی امور محوله و کارهای ساماندهی و طرح را بعهده دارد



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 | 10:6 | نویسنده : محمد حياتي |

ذخیره طلایی فرهنگیان – فرصت ها و مزایا


طرح ذخیره طلایی ویژه فرهنگیان در سراسر استان اجرا می شود این در حالی است که فعالیت مقدمات انجام آن در شهرستان گناوه به سرعت در حال پیگیری است . با توجه به اینکه فرهنگیان در مورد این طرح با سوالات و ابهاماتی روبه رو هستند در شرح زیر بیشتر مسائل مربوط به طرح ذخیره طلایی فرهنگیان توضیح داده شده است .  

این توضیحات در گفت
و گوی اختصای با محمد حیاتی معاون مالی و پشتیبانی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان
گناوه تنظیم شده است و وی خود مسئول طرح ذخیره فرهنگیان در شهرستان می باشد . --
سابقه و حوزه ی فعالیت این صندوق در چه نواحی است ؟ -- این صندوق به تازگی دراستان
بوشهر تاسیس شده و در نظر دارد با بهره مندی از دانش و توان مدیریتی جمعی از
کارشناسنان خبره و با تجربه گامی بلند برای خدمت رسانی به فرهنگیان این دیار در
حوزه ی اقتصادی و منزلت فرهنگیان شاغل و بازنشسته بردارد . این طرح در قالب یک
شخصیت حقوقی مستقل اجرا خواهد شد و حوزه ی فعالیت آن در محدوده ی استان بوشهر است .
-- چرا این صندوق ایجاد می شود و هدف از ایجاد آن چیست ؟ -- در حقیقت تلاش ما بر
این بوده که صندوق ذخیره فرهنگیان فقط به عنوان یک محل برای انباشت سرمایه های آنها
نباشد و فرهنگیان بتوانند از محل منابع خودشان بخشی از نیازهای اقتصادی خود را
برطرف کنند و حفظ شان و منزلت فرهنگیان چه شاغل و چه بازنشسته مهمترین مساله ای است
که به آن توجه شده است . همان طور که میدانید بسیاری از نهادها و ارگانها با داشتن
منابعی توانسته اند بخشی از رفاه و کمبود های اقتصادی نیروهای خود را با آن جبران
کنند ولی متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد یا مرکز فرهنگی آموزشی گسترده
چنین ظرفیتی را با توجه به حجم نیروهایش نداشته ولی ما ما بسیار امیدواریم که
انشااله با اجرای طرح ذخیره طلایی فرهنگیان این مسائل در استان بوشهر بر طرف شود .
البته اگر بخواهم اهداف کلی طرح را بیان کنم میتوانم در پنج بخش کلی آن را را عنوان
کنم که شامل : 1- اجرای طرح ذخیره طلایی ویژه فرهنگیان 2- پرداخت سود ماهیانه و
سالانه ی مناسب با مشارکت مالی فرهنگیان 3- تضمین اصل و سود سرمایه گذاری اعلام شده
. 4- ارایه و توزیع کالا و خدمات با نرخ مناسب 5- برخورداری از تسهیلات مسکن ،
مسافرتی ، لیزینگ خودروو بیمه و ... -- می توانید بگویید چه افرادی می توانند در
این صندوق عضو شوند ؟ -- کلیه ی کارکنان رسمی ، پیمانی و قراردادی شاغل در وزارت
آموزش و پرورش و همچنین کلیه ی بازنشستگان و مستمری بگیران می توانند از مزایای این
طرح بهره مند شوند و ما محدودیتی برای این موضوع قائل نشده ایم . -- فرهنگیان از چه
زمانی می توانند در این طرح شرکت کنند ؟ تمامی افراد شاغل و بازنشساه می توانند از
اول آذر ماه تا ابتدای اسفندماه 93 در این طرح عضو شوند . البته باید این نکته را
یادآور شئم که عضویت درطرح ذخیره طلایی و انصراف از آن در هر زمان از سال و سنوات
خدمت امکان پذیر است . درصورت انصراف هیچگونه مبلغی از اصل وسود وجوه پرداختی کسر
نخواهد شد و همه ی مبالغ طبق جدول نقداً پرداخت می گردد . درهر مقطع از سال های
عضویت همکاران فرهنگی می توانند با قطع مبلغ عضویت ماهیانه خود به ازای اصل و سود
وجوه پرداختی سود ماهیانه دریافت نمایند . به میزان سهام خریداری برای کلیه همکاران
فرهنگی براساس قانون تجارت برگ سهام ( با تام یابی نام ) معتبر صادر خواهد شد .
--آیا این طرح یک طرح با یک فرایند مشخص است یا اینکه فرهنگیان میتوانند با توجه به
درآمد ها و نیازهای خود رابطه ی خود با صندوق را تعریف کنند ؟ -- در این باره ساعت
ها کارشناسی شده است و همه مسائل و موارد در نظر گرفته شده است به همین خاطر ما یک
طرح واحد را ارائه نکرده ایم بلکه با توجه به ظرفیت ها و محدویت های موجود برای یک
فرهنگی 5 طرح متفاوت به اعضا معرفی کرده ایم که با توجه به نیاز و شرایط خود می
توانند یکی از آنها را انتخاب کنند این 5 طرح شامل : طرح الماس ، طرح زمرد ، طرح
مروارید ، طرح عقیق و طرح یاقوت است که ویژگی ها و شرایط هرکدام اعلام شده است و در
دسترس است . البته این طرح یک ویژگی دیگر نیز دارد که آن سود طلایی است وسود طلایی
سودی است که تنها در یکی از مقاطع 5 ساله علاوه بر سود سالیانه به پاس اعتماد ،
همراهی و ماندگاری به سرمایه گذار پرداخت می شود ودر صورت عدم دریافت بر میزان آن
افزوده گردیده و به سال های بعد منتقل خواد شد . امید است همکاران عزیز فرهنگی شاغل
و بازنشسته ضمن مطالعه ی دقیق جزئیات این طرح طلایی بتوانیم دراین زمینه نیز دربخش
های رفاهی برای همکاران فرهنگی گامی برداریم . درهمین خصوص نیز سرکارخانم کاشانی
کارشناس مدارس غیر دولتی و امور مشارکت های مردمی امور محوله و کارهای ساماندهی و
طرح را بعهده دارد .



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 10:42 | نویسنده : محمد حياتي |

استارت تشکیل ستاد اسکان نوروزی در گناوه
 


شهرستان گناوه با توجه به موقعیت اقتصادی و توریستی که دارد سالانه خصوصا در ایام تعطیلات نوروز بیشترین حجم از توریست استان را به خود اختصاص می دهد . با توجه به اینکه تعداد زیادی از این گردشگران و مسافران را فرهنگیان تشکیل می دهند ، اسکان آنها در زمان شلوغی شهر بسیار سخت و حساس است . 

 محمد حیاتی معاون
توسعه مدیریت و پشتیبانی مالی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان گناوه در جلسه توجیهی
سرایداران و خدمتگزاران مدیریت آموزش و پرورش شهرستان گناوه خطاب به زحمتکشان عرصه
خدمات گفت : تشکیل ستاد اسکان 4 ماه جلوتر از تعطیلات نوروزی به این جهت است که
تمام شرایط و مشکلات سالهای قبل بررسی شود و بدون هیچگونه مشکلی به استقبال
فرهنگیان در ایام تعطیلات برویم . وی همچنین به خدمتگزاران و سرایداران دلسوز و
زحمتکش فرهنگی گفت : حفظ شان و کرامت فرهنگیان اولویت اول و اصلی ماست و همه باید
تلاش کنیم تا به خوبی از مهمانان فرهنگی شهرمان به خوبی استقبال کنیم و سفری خوش و
خاطره انگیز برای آنها فراهم سازیم . عبدالرضا حیدری کارشناس مسئول حراست مدیریت
نیز که در این جلسه حضور داشت ضمن بیان نکات امنیتی و ایمنی به مجریان خدمات گفت :
با توجه به حضور عده ای از کارکنان دولت از دیگر ادارات و نهادها ، لازم است توجه
به نکات ایمنی و امنیتی در سرلوحه فعالیت های انجام شده قرار بگیرد . وی در ادامه
به طرح ویژه بازرسی ها در ایام نوروز اشاره کرد و گفت : طبق این طرح بازرسی های
صورت گرفته از مدارس شبانه روزی می شود و به طور مستمر نکات ایمنی و امنیتی مدارس
مورد توجه و بازدید قرار خواهد گرفت تا انشااله هیچگونه مشکلی برای مدارس و
فرهنگیان پیش نیاید . حیدری در پایان خواستار اجرای مو به موی نکات ایمنی و توجه به
وسایل ایمنی خصوصا کپسول های اطفاء حریق در مدارس شد و گفت : شاید تمام مسائل ایمنی
و امنیتی رعایت شود و بازهم حادثه ای ناخواسته یا بدور از ذهن اتفاق بیفتد ولی
نباید نبود وسائل ایمنی یا نا کارآمدی آنها منجر به بروز حادثه ای شود و توجه به
این موضوع بسیار مهم و اساسی است و ضمن رعایت این نکات و مسائل ، نوع برخورد و
رفتار خدمات با همکاران و دیگر مهمانان باید در شان و منزلت این بزرگواران باشد .
لازم به ذکر است گناوه از شهرستان های شمال استان بوشهر بخاطر موقعیت تفریحی و
اقتصادی خود سالانه میزبان صدها هزار توریست به ویژه فرهنگیان است .



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 8:39 | نویسنده : محمد حياتي |

نخستین کنگره انجمن اسلامی معلمان استان بوشهربرگزار شد. در این کنگره داوود محمدی رئیس انجمن اسلامی معلمان ایران و علی محمد مصلحی عضو شورای مرکزی، حضور داشتند. هدف از برگزاری این کنگره انتخاب هیات رییسه جدید این انجمن بود. پس از برگزاری انتخابات توسط نمایندگان ...

نخستین کنگره انجمن اسلامی معلمان استان بوشهربرگزار شد. در این کنگره داوود محمدی رئیس انجمن اسلامی معلمان ایران و علی محمد مصلحی عضو شورای مرکزی، حضور داشتند. هدف از برگزاری این کنگره انتخاب هیات رییسه جدید این انجمن بود. پس از برگزاری انتخابات توسط نمایندگان شهرستان ها در نهایت ۱۵ نفر برگزیده این انتخابات شدند که ۱۱ نفر اول اعضای اصلی و ۴ نفر نیز به عنوان اعضای علی البدل معرفی گردیدند.

اعضای اصلی انجمن اسلامی معلمان بوشهر به ترتیب آراء عبارتند از: 

 قدرت الله رحیمی ۴۸ رای، 

 قاسم هزیمتیان ۳۶ رای ، 

 محمد داد۳۲ رای، 

 حسین روئین تن ۲۸ رای، 

 محمد حیاتی ۲۶ رای، 

 غلامرضا عالی پور ۲۴ رای، 

 عباس عظیمی ۲۳ رای، 

 غلامعلی حیدری ۲۱ رای، 

 سید غالب حسینی ۲۰ رای، 

 بهمن دوراهکی ۲۰ رای، 

 علی دو راهکی ۲۰ رای.

اعضای علی البدل نیز عبارتند از :  

حسین لطفی ۱۵ رای، حسن هاشم پور ۱۳ رای، رضا علی پور ۱۴ رای، ابراهیم کنگونی ۱۲ رای.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 | 9:43 | نویسنده : محمد حياتي |

3میلیارد ریال اعتبار برای تکمیل اردوگاه شهدای دانش اموزی و سالن ورزشی شهید عبدوئی گناوه اختصاص یافت. 

اردوگاه دانش آموزی گناوه با 1.5 میلیارد ریال اعتبار بهسازی می شود .  

معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی مالی مدیریت آموزش و
  پرورش شهرستان گناوه ضمن اعلام این خبر گفت : اردوگاه دانش آموزی به عنوان یکی
  از سرمایه های مالی مدیریت و نیز به عنوان یکی از سرمایه های معنوی دانش آموزان
  و فرهنگیان شهرستان گناوه ، مدت هاست که از نبود امکانات رنج می برد و تلاش ما
  بر این بوده است که با اولین بودجه ممکن وضعیت آن را سامان بدهیم . 

وی عدم وجود
  سیستم لوله کشی مناسب و کافی نبودن سیستم برق رسانی را اهم مشکلات این اردوگاه
  دانست و گفت : علاوه بر این نیاز مبرم به فنس کشی و ایجاد حصار برای امنیت آن
  نیز ضروری است که با اختصاص این اعتبارات تا حدی از این مشکلات کاسته می شود .
  محمد حیاتی همچنین اضافه کرد : با 1.5 میلیارد ریال دیگر که از محل اعتبارات
  اختصاص یافته به آموزش و پرورش شهرستان تهیه شده است ، طبق برنامه ریزی های صورت
  گرفته ، سقف سالن ورزشی شهید عبدویی را که چندین سال است خراب شده و مشکلات
  زیادی برای ورزشکاران به وجود آورده را تعویض خواهیم کرد . حیاتی در ادامه
  خاطرنشان کرد : متاسفانه استخر دانش آموزی و دبستان فضیلت و همچنین دبستان شهید
  بهروزی  و شهید احمدزاده ی روستای چاهبردی که از اعتبارات ملی و استانی در دست ساخت هستند برای مدتی عملیات اجرایی آن به حالت
  راکد درآمده بود که انشاالله با اختصاص بودجه تعیین شده برای طرح های در حال
  اجرا به زودی شاهد رشد و پیشرفت این طرح ها خواهم بود . حیاتی اعتبار اختصاص
  یافته به آموزش و پرورش شهرستان را 240 میلیارد ریال اعلام کرد و ابراز امیدواری
  کرد با دریافت کامل این اعتبار مشکل خانه معلم و چمن ورزشی شهید فهمیده و نیز
  طرح های اجرایی و نیمه تمام شهرستان برطرف شود و تا حد زیادی از بار این مشکلات
  آموزش و پرورش گناوه کاسته شود .



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 | 12:52 | نویسنده : محمد حياتي |

نشست هم اندیشی سلامت روان وحوادث ترافیکی درگناوه برگزار شد

گناوه- ایرنا- نشست هم اندیشی سلامت روان وحوادث ترافیکی با حضور کارشناسان ومسوولان ذیربط  درشهرستان گناوه برگزار شد.

به گزارش ایرنا، کارشناس اموراجتماعی بهزیستی گناوه دراین نشست گفت: رضایت اجتماعی تاثیر معناداری بر رفتارهای جمعی از جمله رفتارهای ترافیکی شهروندان دارد.

عبدالعلی موسایی افزود: رضایت اجتماعی زمانی حاصل می شود که هریک از اعضای جامعه خود را در برابر همه همنوعان خویش مسوول بدانند.

معاون پشتیبانی وتوسعه مدیریت آموزش وپرورش گناوه گفت: فعالیت فیزیکی، فعالیت روانی و فعالیت اجتماعی، سه بعد مهم سلامت اجتماعی هستند که منجر به رضایت اجتماعی می شوند و دربرنامه ریزی های کلان شهری و ملی باید شاهد افزایش کیفیت زندگی شهروندان در تمام ابعاد باشیم.

محمد حیاتی با بیان اینکه پاسخگویی مناسب به این نیازها می تواند در پیشگیری از آسیب های اجتماعی که مصداق آن را در رفتارهای ترافیکی بخشی از جوانان شاهد هستیم می تواند به میزان چشمگیری مؤثر باشد، تصریح کرد: در این میان آموزش وپرورش زمینه وبستر بسیار مناسبی برای فرهنگ سازی است.

وی اظهارکرد: بی شک الگوهای تربیتی انسان از دوران کودکی شکل می گیرد و آموزش درسنین پایین تر، موثرتر است.

همچنین معاون بهداشت شبکه بهداشت ودرمان شهرستان گناوه، رفتارهای ترافیکی را شاخص سلامت روانی جامعه دانست و گفت: توجه برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی به نیازهای معیشتی خانواده ها باعث افزایش ضریب ایمنی در رفتارهای اجتماعی از جمله رفتارهای ترافیکی می شود.

زهرا عابدینی نماینده امور بانوان درفرمانداری گناوه نیز با اشاره به اینکه فرهنگ شادی و نشاط را باید در سطح جامعه توسعه و تعمیم داد افزود: جوامع شاد از ظرفیت بالایی برای مقابله با خشم و رفتارهای خشن برخوردارند و بر خلاف آن در جوامع ناشاد مردم در رفتارهای اجتماعی خود غمگین و در رفتارهای ترافیکی خویش خشمگین هستند.

دراین نشست که به همت اداره بهزیستی گناوه درسالن فنی وحرفه گناوه درشمال استان بوشهربرگزار شد، جمعی از مردم ومسوولان حضور داشتند
.



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 14:16 | نویسنده : محمد حياتي |
 
پیشنهاد تازه امریکا به ایران
 هشتمین دور مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5  در حالی پایان یافت که به نظر می رسد دو طرف مصمم به نهایی کردن توافق هسته ای تا 40 روز آینده هستند.
 
به گزارش فرارو، پس از پایان مذاکرات هسته ای میان ایران و 5+1 دو طرف اعلام کردند به پیشرفت هایی در این زمینه رسیدند اما برای دستیابی به توافق نهایی تا اواخر ماه نوامبر هنوز کار زیادی باقی مانده است.
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با بیان اینکه مذاکرات بسیار جدی در مورد موضوعات مختلف در نشست های ایران و ۱+۵ کماکان باقی مانده است گفت موضوع تحریم ها مانع روانی است که باید طرف مقابل از آن عبور کند.
وزیر امورخارجه با بیان اینکه ما فکر می کنیم حرکت در همه زمینه‌ها به سمت جلو بوده و راهکارهای مختلفی مورد بحث قرار گرفته است، گفت: اما من هنوز فکر می کنم مانع روانی که باید طرف مقابل از آن عبور کند موضوع تحریم است.
وی گفت: تحریم نه کارامدی در گذشته داشته و نه کارامدی در آینده خواهد داشت بلکه تحریم یک نمادی است از نوع رابطه‌ای که وجود داشته و این نماد باید شکسته شود و ما برای همین است که روی آن اصرار داریم.
از سوی دیگر سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز پس از پایان نشست به بیان اینکه تلاش های دیپلماتیک، اکنون در مرحله حساسی است بسنده کرده است.
مایکل مان سخنگوی کاترین اشتون در بیانیه خود بدون اشاره به جزئیاتی از مذاکرات آورده است: تلاش های دیپلماتیک در قبال برنامه هسته ای ایران، اکنون در مرحله حساسی است؛ ما به سختی برای پیشرفت در مذاکرات کار کرده و همچنان برای نیل به توافق جامع تا ضرب الاجل 24 نوامبر به کار ادامه می دهیم.
سخنگوی اشتون همچنین از احتمال دیدار کارشناسان طی روزهای آینده برای ادامه کار روی مسائل فنی خبر داد.
در همین حال اما دو دیپلمات که خواستار عدم انتشار نامشان شدند، به اسوشیتدپرس گفته‌اند که ایران در حال بررسی پیشنهاد جدید آمریکا در قبال مذاکرات هسته‌ای است.
بنا به این گزارش ایران در حال بررسی پیشنهاد آمریکا درباره حفظ قسمت بیشتر زیرساخت برنامه هسته‌ای خود در ازای کاهش توانایی هسته‌ای خود است.
به گزارش آسوشیتدپرس، دو دیپلمات به این خبرگزاری گفتند که ایران اخیرا گفتگوهایی با مسکو آغاز کرده تا بخشی از اورانیوم با غلظت کم را به روسیه منتقل کند. مسکو برای ایران سوخت رآکتور تامین می‌کند.
در همین حال خبرگزاری رویترز  در پایان مذاکرات هسته‌ای از قول منابع آگاه نوشت که پیشرفت هایی در همه زمینه ها حاصل شده است.
این خبرگزاری با بیان اینکه بسیاری از کارشناسان تردید دارند که ایران و گروه 1+5‌ بتوانند در هفته های باقی مانده به اختلافات قدیمی بر سر برنامه هسته‌ای ایران پایان دهند اما از قول مقام امریکایی تاکید کرده که این دور از مذاکرات با پیشرفت همراه بوده است.
از سوی دیگر با توجه به پایان ضرب الاجل برای رسیدن به توافق در 24نوامبر مقامات مذاکره کننده دو طرف گفته اند در این گفتگوها از تمدید این مهلت سخنی به میان نیامده و طرفین مصمم هستند توافق را تا 40 روز آینده نهایی کنند. 
یک مقام ارشد آمریکایی با بیان اینکه تمدید مذاکرات در 3 روز گذشته مورد بحث نبوده است، اظهار کرد: شما هرگز نمی گویید هرگز . اما تمرکز ما فقط و فقط روی 24 نوامبر قرار دارد.
وزیر خارجه ایران نیز دیروز در نشست خبری خود درباره تمدید مهلت توافق گفت با توجه به اینکه بیش از 40 روز به پایان مهلت باقی نمانده و کسی در میان مذاکره کنندگان تمدید را خیلی کار مناسبی نمی بییند ایران نیز ضرورتی احساس نمی کند که راجع به تمدید فکر کند.
قرار است طی هفته‌های آینده جلسات کارشناسی درباره موضوعات مختلفی برگزار شود و پس از آن در سه یا چهار هفته آینده مذاکرات ایران و 5+1 در مکانی غیر از وین ادامه یابد.


تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393 | 10:6 | نویسنده : محمد حياتي |
اتاق فکر رودخانه ی همیشه جاری
 
دردنیای امروز، فرآیند سیاستگذاری و تصمیم گیری در سطوح مختلف به سازماندهی ویژه ای نیاز دارد. تحولات سریع جهانی و ابعاد روزافزون توسعه از عواملی هستند که ضرورت تدوین سریع سیاست ها و الگوهای تصمیم گیری را به ویژه در کشورهای در حل توسعه مشخص می کنند، امری که بدون استفاده وسیع از ایده های نو و مستندسازی و جمع بندی تجارب و نظرات خبرگان و افراد خلاق میسر نیست.
سیاستگذاری به زبان ساده از سه بخش: شناسایی وضع موجود، شناسایی آینده های ممکن و مطلوب و در نهایت مشخص کردن راه ها و رسیدن از وضع موجود به آینده ممکن و مطلوب تشکیل شده است. بنابراین تعریف مشخص می شود که سیاستگذاری امری بسیار پیچیده و حساس است.
کانون فکر، نوعی سازمان ویژه برای تفکر و پژوهش در زمینه سیاست سازی و تصمیم سای است که بر اصل جمع اندیشی یا ایده پردازی جمعی استوار است.
کانون های تفکر با انجام مطالعات بین رشته ای و با بکارگیری کارشناسان متعدد، خوراک فکری لازم را در حوزه های مختلف برای مدیران و سیاستگذاران جامعه تامین می کنند.
فکر کردن در اصلاح فکر نوعی پیشداوری و گردن نهادن به عقلانیت پایه است و اتاق فکر، انقلابی برای فکرسازی در حوزه انسانی است که این انقلاب نشانه ای برای باشگاه فکرسازی است که هم در سطح فراگیر معنا دارد هم در زندگی روزمره مایه می گستراند. بنابراین اتاق فکر، مغزی برای اندیشیدن، ذهنی برای پرواز کردن و فکری برای گشودن است تئوری اتاق فکر برای کسانی است که دغدغه تفکر دارند و درصدند راهی برای ورود به اندیشه و خردمندی پیدا کنند.
فکر، پویشی روش مند وبی پایان است و در اثر تعامل ذهن و مغز پدیدار می شود و فلسفه راهی عقلانی و استدلالی برای ورود به عرصه فکر است فلسفه فکر، سفری از سطح به عمق است.
پدیده فکر و انسان نشان از عمق و بزرگی دارد و چون فکر انسانی، زیر ساخت وجودی او به شمار می آید و با مفهوم سازی نشانه ای از خود بر جای می گذارد از این رو نوشته یا گفته یا اشاره سه نسخه برای تبیین فکر می باشند.
در فکر، سه پرسش بنیادی وجود دارد چه کسی فکر می کند؟ چگونه فکر می کند؟ تا چه اندازه فکر می کند؟
در نهاد فکر، انسان هم می اندیشد، هم اندیشه سازی می کند و هم درباره اندیشه و اندیشیدن می پرسد و تصمیم می گیرد. فکر با حیرت شروع می شود و سپس با مفهوم سازی ساختارش قابل فهم می شود.
فکر در نهاد سکوت می روید بارور می شود و گشایش پیدا می کند. فکر هم سرچشمه آگاهی است و هم منشاء پدیداری آگاهی منطق فکر؟
منطق فکر نشانی از حقیقت فکر دارد که اهمیت فکر را می نمایاند. منطق فکری به نحوی ساده کردن فکر است که درست فکر کردن را به زیبایی بیان کند، چون فکر در این حالت در ملاحظات روشی توجیه می شود و به مقتضای منطق فکری از جدل، سفسطه، شعر خطابه در امان می ماند. منطق فکری کلید فهم هر آگاهی است که بدون آن نه پرسشی بنیادین آفریده می شود و نه انتظار آگاهی بنیادین انتظاری بایسته است. شکوفایی فرهنگی نیز نیازمند پدیده فکر و اندیشیدن است. ذهن هم مدل سازی می کند و هم در صدد ارزیابی مدل ها برمی آید و هم مسائل را در ساختار جدید به عمق و وسعت معنای می آراید فکر با روش و منطق فکری، مدل فکری می سازد. این مدل درصدد شکار ریشه و مسایل پایه است تا طبق آن آگاهی پایه پدیدار شود. این مدل، اصل را بر ساده سازی قرار می دهد تا مفهوم شی به روشنی نمایش داده شود. پدیده فکر همواره در حال تحول و تکامل است.
در فرآیند سازی، پرسش متدی اصلی کلیدی است که کمتر مورد هوش ورزی و تعمق جدی قرار گرفته است.
اصلاح فکر با پرسیدن آغاز می شود و با بازایستادن در معرض نابودی قرار می گیرد.
مانع اصلی اندیشیدن در بستر اجتماعی، مدیریت آموزش و پژوهش و سپس فرهنگ بیمار آموزشی و پژوهشی است در ایران هر سه مدیریت به دلیل فقر منطق آموزشی، پژوهشی و فرهنگی در سطح وسیعی سایه سنگین خود را بر این سامانه ها گسترانیده است. طبیعی است برای گذار از این مانع راه میان بری وجود ندارد و چاره ای جز مواجه شدن با آن نیست. در ایران مدیریت آموزشی، پژوهشی و به ویژه فرهنگی به گونه ای سازمان یافته است که اغلب فرآیند غیرفکری را دنبال می کند. به طوری که اغلب کپی برداری صورت می گیرد و کمتر نشانه های اندیشیدن در سرای دانشگاهی و پژوهشگاهی و نهادهای فرهنگی مانند فرهنگستان ها و موسسات علمی و فرهنگی یافت می شود.
برای احیای منطق اندیشیدن باید مدارس، دانشگاه ها، پژوهشگاه ها و فرهنگستان ها را جدی گرفت و آن ها را به صورت محسوسی در مواجه فکری قرار داد. مشکل این است که ما به دنبال نوآوری منهای فکرورزی و احیای عقلانیت آموزشی، پژوهشی و فرهنگی بدون اندیشیدن هستیم و اندیشه ورزی باید سرلوحه دانشگاه ها و پژوهشگاه ها، حوزه ها و فرهنگستان های ما قرار گیرد.
اتاق فکر، رودخانه ای همیشه جاری است و همواره ماهیتی این نه آنی می یابد فکر نیز پیوسته می روید و می میرد، بنابراین اتاق فکر، منطق فکر شفاهی و باشگاه فکرسازی است و به طور کلی با اتاق بحران مدیریت و اعمال استراتژی برای تحول و تکامل وضعیت موجود متفاوت است. این اتاق مکانیسمی برای تصمیم سازی فکری جهت تصمیم گیری عملی در حوزه انسانی است. فکر، قواعدی روش مند برای احیای آگاهی و پدیداری آگاهی است. این اتاق، راهبردی عقلانی و منطقی برای نهادهای فکرسازی، فکرورزی و بازسازی فکرها است.
این اتاق، بازوی مطالعات فکری و مشاوره مطالعاتی طراحان و مدیران ارشد حکومتی: آموزشی، پژوهشی و فرهنگی خواهد بود به طوری که در برنامه نویسی و برنامه سازی مفهومی و فکری نقش بایسته ایفا خواهد کرد و امکان نقدگرایی و پرسش آفرینی جریان می یابد.
اتاق فکر، استراتژی سیستمی برای فکرکردن است و در عین حال سیستمی بودن این اتاق، طرحی برای یکسانی و همسانی نیست و در قلمرو متفاوتی امکان ظهور می یابد.
اتاق فکر هم پیوندی به گذشته دارد و هم نگاهی به آینده دوخته است.
اتاق فکر، پایگاه فکرسازی و گشودن راهی نو برای منطق خودباوری و احیای فکر خودبنیاد بر پایه عقل خودبنیاد است.
اتاق فکر دو نقش کلیدی در برنامه سازی وبرپایی فکر خود بنیاد و فکر پایه ایفا می کند:
1- فکر سازی برای مفهوم آفرینی
2- گشودن گره های فکری که در فرآیند عمل رخ می دهد.
این اتاق راهی برای کارشناسی کردن منطق عملی پژوهش، آموزش، فرهنگ، رسانه و حکومت است تا هر کاری پشتوانه تفکر داشته باشد.
این اتاق دعوتی به فکرورزی و نشان دادن راهی برای فکرکردن است هرچیزی باید ماهیت سیستمی داشته باشد. در این فرایند هرچیزی توجیه فکری پیدا می کند و فکرکردن در سامانه زندگی، پایه هر وضعی قرار می گیرد.


تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 18:8 | نویسنده : محمد حياتي |
 
نظم و انضباط اجتماعي لازمه پیشرفت
 
مولفه‌هاي زيادي هستند كه وقتي همگي‌ در يك مجموعه، در وضعيت مطلوبي قرار مي‌گيرند، مجموعه مزبور به عنوان يك مجموعه منظم و منضبط به ديگران معرفي مي‌شود. وقت‌شناسي، احساس تعهد، داشتن برنامه كوتاه‌مدت و بلندمدت مشخص و حساب شده و عمل بر طبق آن، داشتن اهداف روشن و تعريف‌شده و... بخشي از اين مولفه‌ها هستند. در همين ارتباط، يكي از نكاتي كه در سطح جامعه، به حركت به سمت انضباط و نظم اجتماعي كمك مي‌كند مساله "روزآمد بودن" و برعكس، يكي از مسائلي كه در نازيبايي چهره جامعه سهيم است عدم حركت در چهارچوب زمان است.
اين موضوعي است كه به بي‌نظمي و تشتت‌ها در جامعه دامن مي‌زند و چهره آن را از يك مجموعه منضبط و منظم به مجموعه‌اي خموده، دچار حركت كُند و خارج از خط زمان تبديل مي‌كند. اين "به روز نبودن" مصداق‌هاي زيادي دارد.
يكي از مصاديق آن را مي‌توانيم بر روي بيلبوردها، بنرها، پوسترها و خلاصه همه ابزارهايي كه براي اطلاع‌رساني به جامعه در معرض ديد عموم قرار گرفته‌اند مشاهده كنيم. در بسياري از مواقع در هنگام عبور از خيابانها، اتوبانها و چهارراهها با بيلبوردها و بنرهايي مواجه مي‌شويم كه مناسبتي "تاريخ‌گذشته" را يادآوري مي‌كنند. بارها اتفاق مي‌افتد زماني كه بنري مربوط به مناسبتي خاص، در خياباني نصب مي‌شود تا ماهها به گونه‌اي غيرمتعارف، در آن مكان خودنمايي مي‌كند. در مكانهايي مثل متروي شهري، وقتي به مطالب قرار داده شده بر ديوارها و بردها دقيق مي‌شويم، با مطالبي روبرو مي‌شويم كه مدتها از تاريخشان گذشته و با اين حال، هنوز كسي به فكر تعويض آنها نيفتاده است. در سايتهاي خبري و اطلاع‌رساني مربوط به نهادها و سازمانهاي مختلف، موضوع "به روزرساني" جايگاهي ندارد. اين مساله حتي در سايتهاي دانشگاهي كه به نظر مي‌رسد به روزرساني و پويايي يكي از لازمه‌هاي آنها باشد نيز ديده مي‎شود. خود اين امر، در نگاه اول آن قدر نازيبا به نظر مي‌آيد كه سايت مزبور را به عنوان فضايي كه مسئول مشخصي براي به روزرساني ندارد، معرفي مي‌كند.
 
در ميادين و خيابانهاي سطح شهر، همواره با ساعتهايي در خواب رفته كه زمان و ساعتي ديگر را نشان مي‌دهند روبرو مي‌شويم. همه اينها در حالي اتفاق مي‌افتد و در حالي براي ما عادي شده است كه "به روز بودن" يكي از ابتدايي‌ترين ويژگيهاي يك جامعه، سازمان و مجموعه منظم و پويا است. اينها مواردي هستند كه در همان نگاه نخست، چهره خوبي را از يك مجموعه و همين طور يك جامعه نشان نمي‌دهند.
 
چنين مصداقهايي بيش از آن كه به افراد، ضرورت منظم، منضبط و دقيق بودن را گوشزد كنند، نوعي خمودگي، انفعال و سستي را منتقل مي‌كنند و به علاوه، اين سوال را نيز در ذهن برمي‌انگيزانند كه آيا در يك جامعه، سازمان و اداره، براي به روزرساني چنين مواردي كه نوعي احترام به جامعه‌ي مخاطب اطلاع‌رساني‌ها نيز هست، مسئول و مسئولاني در نظر گرفته نشده تا همواره شاهد تكرار چنين موارد نه چندان جالبي نباشيم؟
 
نظم و انضباط اجتماعي در يك جامعه را نمي‌توان در يك يا چند مصداق، محدود نمود اما برخي از مسائل هستند كه مانند موارد ذكر شده، عدم رعايتشان، فاقد نظم بودن يك جامعه را خيلي سريعتر القا مي‌كند، روشن ماندن لامپهاي معابر سطح شهر و كوچه‌ها و اتوبانها در طول روز، بي‌نظمي‌هاي ترافيكي در سطح خيابانها، پياده‌روهايي كه به محل عبور و مرور موتور سيكلت‌ها تبديل شده‌ و احساس امنيت جاني را از عابران سلب نموده‌اند، تاخير در حركت قطارها و تعويق پروازها، معابر مملو از كاغذهاي تبليغاتي و آگهي‌هاي مختلف كه از دست توزيع‌كنندگان به دست مردم و از دست مردم به كف پياده‌روها و خيابانها منتقل مي‌شوند؛ كه از زحمت جمع‌آوري آنها و خستگي جاروهاي رفتگران كه بگذريم، پيامي كه اين قبيل صحنه‌ها انتقال مي‌دهند پيام چندان مفيدي براي يك جامعه نخواهد بود، همين طور ديوارهاي پوشيده شده با آگهي‌هاي متعدد كه جز نازيباتر كردن چهره جامعه و نامنظم جلوه دادن آن، نتيجه‌اي از آنها عايد نمي‌شود و موارد بسيار ديگري كه مي‌توان در اين فهرست گنجاند، نمونه‌هايي هستند كه اصلاح آنها، بسياري از بي‌نظمي‌ها را از چهره جامعه‌مان خواهد زدود.پس نتیجه می گیریم که برای پیشرفت و توسعه در همه ی ابعاد به نظم و انضباط اجتماعی نیازمندیم و این وظیفه ی ذاتی همه ی ماست که در بوجود آوردن نظم و انضباط اجتماعی و رعایت حقوق شهروندی تلاش مضاعف کنیم.


تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 17:47 | نویسنده : محمد حياتي |
 طی حکمی از سوی اصغر حصیری، مدیر کل آموزش و پرورش استان بوشهر محمد حیاتی به عنوان معاون جدید مالی و پشتیبانی آموزش و پرورش گناوه معرفی ش

   معاون مالی و پشتیبانی آموزش و پرورش شهرستان گناوه معرفی شد

گناوه پورت

     طی مراسمی در محل نمازخانه ی مدیریت اموزش و پرورش این شهرستان محمد حیاتی به عنوان معاون جدیدمالی و پشتیبانی معرفی شد.       به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی گناوه پورت؛ سرپرست آموزش و پرورش گناوه در این مراسم گفت: آقای حیاتی نیروی کارآمد، کاربلد و باتجربه است و مطمئناً حضور ایشان در اداره باعث تسریع در امور خواهد شد. محمدحیاتی نیز ضمن تشکر و قدردانی از تمامی کارشناسان ومسئولین اداره ابراز امیدواری کرده تا درسایه ایزد منان و تلاش و همکاری تمامی اعضا بتوانیم مشکلات را یکی پس ازدیگری برطرف کنیم. وی در ادامه خاطر نشان کرد : تکریم ارباب رجوع ورعایت حقوق آنها از الزامات کاری ماست و باید تا می توانیم درتحقق این مهم تلاش کنیم. محمدحیاتی همچنین به برنامه های مالی اشاره کرد وافزود: تمام تلاش خودراخواهم کرد تا مسائل مالی و پروژه های دردست ساخت به بهترین شکل ممکن مدیریت شود.

قابل ذکر است حیاتی چندین سال در شاهین شهر اصفهان مشغول خدمت بودند و در همین اواخر کارشناس مسئول تعاون و اموررفاهی فرهنگیان شاهین شهر شده بودند.



تاريخ : چهارشنبه نهم مهر 1393 | 22:46 | نویسنده : محمد حياتي |

        

 
       
 
زاینده‌رودم کو؟ بفرمایید تو جیب کارون است!        
 
 

 این 29باری است که زاینده رود خشک می‌شود. منتها این مرتبه سیاسیون با غیرت اصفهانی لبه تیز شمشیر خود را به سمت کارون نشانه گرفته‌ و...بجای اینکه اشتباهات گذشته مديران خود را جبران کنند صورت مسله را پاک می‌کنند، مردم و کشاورزان را در یک کمپین جمع می کنند كه : «زاینده‌رودم کو؟» من خوزستاني هم حق دارم در دفاع از ماندگاري كارون نيمه جان خيلي  بگويم: «بفرمایید تو جیب کارونست. درش بیارید!»
متاسفانه وضعیت مدیران محترم ارشد مركزنشین هم حال روز خوشی ندارند. یکبار می روند استان چهارمحال و بختیاری حال ناخوش آنها را می بینند و آن دهنه های وحشتناک تونل هاي انتقال آب را برای اصفهان می بینند ناراحت می‌شوند جلوی طرح ها را تا مطالعه بیشتر می گیرند چون می بینند اگر سدها و تونل هاي تازه ساخته بشوند هم چهارمحالی‌ها و هم خوزستانی‌ها بدبخت می‌شوند!
به خوزستان می روند بعد از تمجید مردمش طرح 550هزارهکتاری تو بغلشان می گذارند که بله شما لایق توسعه بیشتری هستید و قول می‌دهیم کسی جرات نکند به سرچشمه کارون بجز آب شرب نگاه کج کند! نمایندگان اصفهانی در مجلس بجای اینکه مسایل ریشه یابی کنند به بدترین شکل ممکن از تهدید وزیر نیرو گرفته به استیضاح تا صدها موارد فشار های کاذب و روانی بر دیگر مسولان مملکتی دست می زنند. در پشت این همه هیاهو کاذب بدنبال به کرسی نشان حرف بی منطق و فاقد ادله علمی خودشان هستند. حتی یه نفر گردن کلفتشان که این همه سیاه بازی راه انداخته اند، در مقابل کارشناسان آب در مقابل رسانه گروهی حرفشان و استدلشان را بزنند؟ چون می دانند اصلا شلوغ کاری توجیه علمی و منطقی ندارد و...
بهترین راه همت نمایندگان محترم استانهای خوزستان، چهار محال لرستان و.... برای تحقیق وتوحص در مورد مدیریت اصفهانیان در بوجود آمدن وضع اسفناک زاینده رود و هم اینکه، آیا این طرح ها تمامی مملکت را در گیر مسایل اجتماعی نمی کنند؟ فعلا در این شرایط کمبود آب ، تهیه آب شرب است هیچکس منکر تامين آب شرب اصفهان و دیگر مناطق مملکت عزیزمان نیست.
منتها در این مرحله اینها دروغ می گویند هدفشان آب شرب نیست. آب شرب را با لوله و پمپاژ می برند نه با این تونل وحشتناک و وزیر محترم نیرو و معاونت اول دولت تشریف می برند به اصفهان و آنچه را به خوزستانیها و چهارمحالی‌ها وعده داده فراموش و خط بطلانی بر آنها کشیده می‌شود؟ یعنی ثبات رای و نظر در کار نیست هرکس سمبه اش پر زورتر در این خ... ملی موفق تر؟
تقاضا دارد به متن پایین توجه بفرمایید: «امتیاز دهی به مدیران متخلف و اشاعه فرهنگ غلط " راه بنداز و جا بنداز" کار دیگری نکرده ایم» 1- کارون باید تاوان کدام ندانم کاری را بدهد؟ 2- حال سوال اینجاست که چرا مدیران وقت چنین برنامه ریزی کرده اند که زاینده روز به این روز دچار شود؟ 3- مگر از همان ابتدا کارون وقف زاینده رود بوده است که بدون توجه به حق ذی نفعان حاضر در حوضه در مورد آن حساب باز کرده اند؟ 4- اگر این مشکلات را می دانسته اند و با این وجود دست به این کارها زده ­اند که خیانت کرده ­اند و اگر نمی­دانسته­ اند پس در سال های گذشته متخصصین آب با چه توجیهی علمی برداشت بیشتر آب از زاینده رود را تجویز و بلامانع دانسته اند؟
5-تاوان این ندانم کاری را چه کسانی باید تحمل کنند؟ 6- آیا بارش­ها در مناطق مختلف کشور تغییر محسوسی نموده است؟ 7- آیا آبهای حاصل از بارش­ها بلایی سرشان آمده و از دست خارج می­ شوند؟ بازهم جوابش خیر است. 8- پس چه شده؟ جواب، روشن است با افزایش جمعیت کشور مقدار تقاضا برای مصرف در بخش­های کشاورزی، صنعتی و خانگی افزایش یافته و چون در مدیریت و تخصیص هر بخش درست و صحیح تصمیم نگرفته­ ایم اکنون شاهد تبعات آن هستیم.
9-باز ممکن است سئوال شود مگر از حجم آب موجود سالیانه اطلاع نداشته­ ایم؟ جوابش این است که چرا اطلاع داشته­ ایم و اتفاقاٌ در کشورمان از سالیان بسیار دور آمار و اطلاعات خوبی از مقدار منابع آب قابل دسترس سالیانه و تغییرات آن وجود دارد. یا سئوال شود مگر علم بشری از حل مسائل آب عاجز بوده است؟ باز هم جوابش منفی است زیرا اکنون مقادیر مصرف در تمام بخش ­ها به جزئیات مشخص است و سایر مسائل آب نیز کاملاً شناخته شده است. آیا ما ایرانی ها نتوانسته ­ایم به درستی با علم آب آشنا شویم؟ جوابش باز هم خیر است زیرا در زمینه آب فارغ ­التحصیلان دانشگاه های داخل کشور بسیار توانمند و متبحّر می ­باشند.
10- مشکل در دو چیز می تواند باشد: 1- عدم رعایت تعهد حرفه ای بعضی از متخصصان 2- ندانم کاری و یا سیاسی کاری بعضی مدیران.
11- اما برویم سراغ زاینده ­رود. واقعیت این است که شرایط فعلی زاینده­ رود در محل شهر اصفهان اصلاً زیبنده کشورمان نیست اما چه شده که زاینده ­رود زیبا به این روز افتاده است. آیا منابع آورد تغییر کرده ­اند؟ آیا آب زاینده رود به جایی دیگر منتقل شده است؟ آیا شرایط طبیعی تغییر نموده است؟ جواب همه این سئوالات خیر است. در مجموع منابع آورد آب به زاینده ­رود نه تنها نسبت به گذشته کم نشده ­اند بلکه بعداز کسر مقداری آب که به استان یزد منتقل می‌شود سالیانه حداقل هفتصد میلیون متر مکعب آب از سرشاخه­ های کارون و دز به آب این رودخانه اضافه نیز شده است. یعنی اینکه مقدار آب رودخانه زاینده رود در بالادست نه تنها نسبت به گذشته کم نشده بلکه اضافه نیز شده است.
12- اشکال در کجاست؟ یعنی عدم مدیریت صحیح تقاضای آب. یعنی ابتدا در بخش­های مختلف کشاورزی، صنعت و مصارف شهری تقاضا بالا رفته است و بعد مدیران وقت منطقه نیز بدون در نظر گرفتن واقعیات علمی و مقدار آب قابل دسترس، مطالعه شده یا مطالعه نشده اجازه برداشت از آبهای سطحی و زیرزمینی را داده­اند و حال که زاینده­رود به این روز افتاده صدایشان به سمت کارون بلند شده که ای وای به دادمان برسید.
13- حال سوال اینجاست که چرا مدیران وقت چنین برنامه ریزی کرده اند که زاینده روز به این روز دچار شود؟ مگر از همان ابتدا کارون وقف زاینده رود بوده است که بدون توجه به حق ذی نفعان حاضر در حوضه در مورد آن حساب باز کرده اند؟ اگر این مشکلات را می دانسته اند و با این وجود دست به این کارها زده­ اند که خیانت کرده ­اند و اگر نمی­ دانسته­ اند پس در سال های گذشته متخصصین آب با چه توجیهی علمی برداشت بیشتر آب از زاینده رود را تجویز و بلامانع دانسته اند؟
14- تاوان این ندانم کاری را چه کسانی باید تحمل کنند؟ آیا راه صحیح این است که از منابع دیگر که خود دچار تنش هستند آب به زاینده­ رود منتقل شود تا باز هم ندانم کاری­ ها، آب را هدر دهد؟ یا باید تصمیم گیران کارهای غلط رسوا و جریمه شوند تا دیگر چنین اشتباهاتی صورت نگیرد و سرمایه های ملی به این آسانی به بازی گرفته نشود. در شرایط فعلی مسلماً راه صحیح آن نیست که چشمانمان را بر اشتباهات گذشته ببندیم و پدیده را از امروز مورد توجه قرار دهیم زیرا با این کار بجز امتیاز دهی به مدیران متخلف و اشاعه فرهنگ غلط " راه بنداز و جا بنداز" کار دیگری نکرده ایم و هر از چندی نیز باید منتظر تکرار مسائل مشابه نیز باشیم.
15- در مورد شرایط زاینده رود، حل مسئله از طریق اصلاح الگوی مصرف و بهبود و نوسازی سیستم های انتقال و توزیع آب و مدیریت صحیح، در کوتاه مدت کاملاً شدنی است. برای مثال در شرایط فعلی مقدار متوسط مصرف روزانه آب خانگی هر فرد از جمعیت چهار میلیونی استان اصفهان حدود 310 لیتر است (منبع: مطالعات منابع آب و مصارف آب حوضه زاینده رود- مطالعات مرحله اول- جلد هشتم – آب شرب- مهندسین مشاور زایند آب- مهر 1388)
این در حالی است که این مقدار در کشور ما زیر 200 لیتر در روز برای هر فرد می باشد و در طراحی ها نیز معمولاً عددی بین 150 تا 200 لیتر در روز برای هر فرد در نظر گرفته می شود. معنی این جمله این نیست که مصرف واقعی مردم در استان اصفهان 310 لیتر در روز است بلکه می تواند نشانه افت یا هدر رفت آب در شبکه انتقال آب شهری باشد و اگر بتوان با نوسازی شبکه آبرسانی و فرهنگ سازی استفاده صحیح از آب، از تلفات آب جلوگیری کرد همین مقدار آب شبکه شهری موجود فعلی می تواند جوابگوی آب مصرفی یک و نیم برابر شدن جمعیت فعلی استان اصفهان باشد.
این یعنی اینکه حداقل تا 20 سال آینده استان اصفهان مشکل آب مصرفی خانگی را نخواهد داشت. مثال دیگری که می توان آورد مسئله نوع کشت تولیدات کشاورزی در استان اصفهان می باشد. در حال حاضر هر ساله حدود 20000 هکتار از زمینهای زیر کشت استان به کشت برنج که از جهت مقدار آب مورد نیاز از پُر مصرف ترین کشت هاست اختصاص دارد.
مقدار مصرف آب کشت برنج در هر هکتار در طول دوره کشت بین 30000 تا 35000 مترمکعب است در حالی که مصرف آب در کشت گندم در هر هکتار در طول دوره کشت بین 3500 تا 6000 متر مکعب است. و این بدان معناست که اگر الگوی کشت از برنج به گندم تغییر یابد با همین مقدار آب به راحتی می توان بجای 20000 هکتار برنج، 120000 هکتار زمین را به زیر کشت گندم برد.
به واقع برای کشور ما که با کمبود آب روبروست کشت برنج به هیچ وجه منطقی نیز نمی باشد. مثال دیگری که باز هم در بخش کشاورزی می توان ذکر کرد بحث راندمان آبیاری است. متاسفانه راندمان مصرف آب در بخش کشاورزی حدود 30 درصد است. این یعنی اینکه در حال حاضر در بخش کشاورزی 60 درصد آب هدر می رود. اگر با استفاده از تکنولوژی های نوین آبیاری بتوان راندمان را به 60 درصد رساند معنی آن این می شود که با همین مقدار آب می توان سطح زیر کشت را به دو برابر رساند. هر چند هنوز می توان مثال های دیگری آورد امّا به همین مقدار کفایت می شود.
نتيجه اينكه؛ حیات و شکوفایی در استان اصفهان و شاداب کردن زاینده رود تنها از مسیر قربانی کردن کارون نمی گذرد بلکه با مدیریت صحیح نیز می توان شادابی را مجدداً به زاینده رود برگرداند. مردم عزیز استان اصفهان آگاه باشند که انتقال های جدید آب از سرشاخه های کارون، اختلال در زندگی مردم استان های واقع در حوضه کارون را که ذی نفعان اصلی آب این رودخانه محسوب می شوند را نشانه رفته است و هیچ وجدان بیداری نیز نمی پذیرد که دود آتش ندانم کاری و یا اشتباه بعضی مدیران در استانی به چشم مردم محروم استان های دیگر فرو رود.
و نکته آخر اینکه، حال که با تصمیم شورای عالی آب کشور مقرر گردیده که طرح جدید انتقال آب موسوم به بهشت آباد مجدداً بررسی گردد از مسئولین وزارت نیرو انتظار می رود که با دوری جستن از تعصبات منطقه‌ای و اقناع مردم مناطق مبدا و مقصد سرنوشت روشنی برای آینده کارون را سرلوحه تصمیمات خود قرار دهند. کارون متعلق به ایران است، و نباید قربانی ندانم کاری های دیگران شود.

        


تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 | 23:11 | نویسنده : محمد حياتي |
برادرمحمدحياتي شاغل درآموزشگاه بانومجتهده امين موضوع: ابلاغ نظربه تعهدات،تجارب وشايستگي جنابعالي،به موجب اين ابلاغ به سمت كارشناس تعاون واموررفاهي 106 منصوب مي گرد يد .نظربه -11- مديريت آموزش وپرورش شاهين شهر،پست سازماني شماره 824 اهميت اموروفعاليتهاي مربوط به حوزه خدمات رفاهي فرهنگيان خدوم وفرهيخته ،لزوم توجه خاص به همراه عدالت بخشي بيش ازپيش به مسائل مربوط به سيستم وام دهي به همكاران ،نظارت بيشتربرهمكاري بيمه گزاران وآژانسهاي مسافرتي، اميداست بااتكال به خداوندمتعال و با الهام از وصاياي گهرباروپيروي ازمنويات و سياست هاي رياست محترم جمهوربا به « مدظله العالي » مقام معظم رهبري حضرت آيت ا ... خامنه اي كارگيري تدبيرزمينه اميدواعتمادتمامي همكاران گرانقدرفرهنگي رابه دستگاه عظ يم تعل يم وتربيت فراهم ساخته وتمهيدات مشاركت موثراين عزيزان رادرجهت تحقق اهداف وزارت آموزش وپرورش برمبناي اعتدال وعقلانيت فراهم سازيد .توفيق روزافزون جنابعالي راانجام وظايف محوله وخدمت به نظام تعليم وترب يت كشورعزيزاسلاميمان راازخداوندبزرگ مسئلت مي نمايم. كريم كمال مدير آموزش وپرورش شاهين شهر

تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 12:50 | نویسنده : محمد حياتي |
    

روز پنج شنبه  13/6/93 مراسم تودیع ومعارفه کارشناس تعاون وامور رفاهی مدیریت  آموزش وپرورش شاهین شهر باحضور مدیریت آموزش وپرورش وپرسنل اداره در نمازخانه مدیریت برگزار گردید.در این مراسمآقای کمالاز زحمات و تلاش های آقای حسن موسایی در طول مدت تصدی دراین پست تقدیر و تشکر نمود درادامه مراسم طی حکمی از طرف آقای کمال ،آقای محمد حیاتی شاغل در آموزشگاه مجتهده امین به عنوان کارشناس تعاون و امور رفاهی منصوب گردید موفقیت روزافزون ایشان رادرانجام امورمحوله ازخداوندمتعال خواستاریم



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 0:59 | نویسنده : محمد حياتي |
 
علاوه بر واردات قانونی این روغن، وارداتی بسیار بیشتر از میران واردات دولتی وجود دارد. به طوری که سالانه نزدیک به یک و نیم میلیون تن روغن پالم نیز به صورت غیر قانونی از مرزهای کشور وارد می شود که آماری حیرت انگیز و 2 برابر آنچه که دولت در سال گذشته وارد کرده، می باشد.
سرویس سیاسی «فردا»- امیر قربانی-  یک ماه پیش بود که وزیر بهداشت در اظهاراتی جالب به افشاگری در خصوص واردات و استفاده غیر مجاز برخی شرکت های تولید لبنیات از روغن پالم پرداخت و به مردم نیز توصیه کرد که بجای استفاده از لبنیات پرچرب، از لبنیات کم چرب استفاده کنند و در ادامه نیز از برخورد با واحدهای استفاده کننده از این نوع روغن خبر داد.     همین افشاگری کافی بود تا به یکباره افکار عمومی در کشور به شکل قابل توجهی درگیر مسئله روغن پالم و مضرات استفاده آن در برخی لبنیات و روغن های نباتی شود. اما نکته مغفول‌مانده در این رابطه چگونگی واردات روغن پالم در کشور است. روغنی که سلامت مردم را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد و در سال گذشته بیش از 700 هزارتن به صورت قانونی و یک و نیم میلیون تن به صورت غیر قانونی وارد کشور شده است. روغنی که باوجود اسید‌های چرب مضراتش هم‌اکنون در تمامی روغن‌های سرخ‌کردنی در ایران، شیرینی‌پزی‌ها، شکلات‌سازی‌ها و لبنیات استفاده می‌شود.
 
  آمار حیرت آور از واردات غیرقانونی پالم   شنیده ها حاکی از آن است که روغن پالم در حال حاضر به 2 شکل وارد کشور می شود. راه اول و قانونی، وارداتی است که دولت برای مصارف خوراکی انجام می دهد و سال گذشته واردات این روغن در کشور به صورت قانونی به 700 هزار تن رسید. این در حالی است که بعد از سر و صدای ایجاد شده در رسانه ها رئیس سازمان غذا و دارو اعلام کرد که امسال با کاهش ۳۰۰ هزار تنی، ۴۰۰ هزار تن از این روغن وارد خواهد شد که اگر مصرف شود سرانه مصرف آن در ایران مشابه سرانه مصرف در دنیا می شود.     البته سرانه مصرف این روغن در کشور ایران نزدیک به 2 برابر بیشتر از سرانه مصرف آن در دنیاست. به طوری که سرانه مصرف آن در ایران حدود 10 کیلوگرم است، اما در اکثر کشورهای دنیا این رقم معادل 5 تا 6 کیلوگرم می باشد.     در این بین اما ماجرا زمانی تاسف بار جلوه می کند که شنیده می شود علاوه بر واردات قانونی این روغن، وارداتی بسیار بیشتر از میران واردات دولتی وجود دارد. به طوری که سالانه نزدیک به یک و نیم میلیون تن روغن پالم نیز به صورت غیر قانونی از مرزهای کشور وارد می شود که آماری حیرت انگیز و 2 برابر آنچه که دولت در سال گذشته وارد کرده، می باشد.     بنابراین با توجه به میزان 700 هزار تنی واردات دولتی و رقم یک و نیم میلیون تنی واردات این روغن به صورت غیر قانونی، واردات این محصول به بیش از 2 میلیون تن در سال می رسد که در مقایسه با مصرف جهانی، به رقمی شگفت آور تبدیل می شود.     پالم چگونه وارد ایران شد؟   مالزی به‌عنوان بزرگ‌ترین صادر‌کننده روغن پالم به ایران، سود‌های میلیاردی به جیب زده و بازرگانان ایرانی نیز برای ورود هرچه بیشتر روغن پالم به کشور برای مالزیایی‌ها فرش قرمز پهن کرده‌اند. دامنه این تجارت سودده به شکلی است که بازرگانان مالزی به همراه وزیر صنعت‌ومعدن و کشاورزی این کشور در اسفند ماه سال 1392 در همایش و نمایشگاه تجارت روغن پالم (ایران – مالزی) در سالن همایش‌های صداوسیما به میزبانی انجمن صنفی روغن نباتی ایران شرکت کردند.
  اما ماجرای واردات این روغن به کشور ما به 25 سال پیش بازمی گردد. زمانی که یکی از مقامات مسئول فعلی، سفیر ایران در کشور تولید کننده این روغن ها بود و اولین بار آقای سفیر بود که روغن پالم را جزو واردات ایران قرار داد. در این باره البته شنیده می شود این مقام مسئول از بازرگانی روغن پالم سود خوبی نیز به دست آورده است.     روغن پالم چیست و چه ضررهایی دارد؟   تا مدتها قبل بسیاری باورها با این بود که شیر کم چرب چندان فایده ای ندارد و شیر مغذی و عالی همان شیر پرچرب است که به گفیه ی برخی ها مستقیما از دامداری ها بدون انجام هیچ افزایش و کاهشی به دست مصرف کننده میرسد اما هم اکنون بحث داغ افزودن روغن پالم به این نوع شیرها نظر بسیاری را تغییر داده است.   روغن پالم روغنی از مغز میوه ی نخل است. بزرگترین عرضه کننده ی این روغن کشور مالزی است که به عنوان روغنی بدن کلسترول در اکثر کشورهای آفرقایی مورد استفاده قرار می گیرد. روغن پالم در بین روغن های گیاهی در رده ی آخر قرار دارد و به دلیل داشتن میزان بالای چربی های اشباع شده برای مصرف بعد از تمام روغن های گیاهی دیگر توصیه می شود.   روغن پالم دارای اسید اوئیک است که محققان مصرف آن را دلیلی برای ایجاد و افزایش بیماری های قلبی دانسته اند. این روغن دارای اسیدچرب پالمیتیک نیز هست که یک اسید چرب زنجیره متوسط و اشباع می باشد. درضمن گفته شده که این اسیدچرب ترانس است. اسیدهای چرب که دارای پیوند دوگانه باشند یعنی غیر اشباع باشند، بسته به زاویه پیوند دوگانه می توانند سیس یا ترانس باشند که نوع ترانس به دلیل عدم شکست آنزیمی در سلولها تجمع یافته و مشکل ساز می شود. اسیدچربی که اشباع باشد یعنی پیوند دوگانه ندارد و نمی تواند ترانس باشد. به همین دلیل روغن پالم ضرر دارد.از این روغن به عنوان یک سوخت زیستی برای مصارف و ساخت بیودیزل ها نیز استفاده می شود. جالب است بدانید که از این روغن در طول جنگ جهانی دوم برای تهیه بمب های ناپالم استفاده می شده است.


تاريخ : جمعه چهاردهم شهریور 1393 | 7:56 | نویسنده : محمد حياتي |
 

توصیه‌های رهبر انقلاب به دولت‌مردان تدبیر و امید
 
توصیه‌های رهبر انقلاب به دولت‌مردان
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار که به مناسبت هفته دولت برگزار شد با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، جهت گیری و روحیه انقلابی و طلب رضای الهی را از مهمترین ویژگی‌های این دو شهید بزرگوار دانستند و افزودند: باید همه ما به عنوان مسئولان نظام همواره جهت گیری و روحیه انقلابی را حفظ کنیم و هدف نیز کسب رضای الهی باشد. رهبر انقلاب اسلامی با قدردانی از گزارش رئیس جمهور از عملکرد یکساله دولت یازدهم، گفتند: گزارش عملکرد دولت باید به افکار عمومی ارائه شود تا مردم ضمن اطلاع از اقدامات انجام گرفته، از کارها و برنامه های آینده نیز مطلع شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ارائه گزارش عملکرد، موجب امیدواری مردم به آینده خواهد شد. البته باید دقت شود که در این گزارش ها، آمارها دقیق و بدور از اغراق باشند. ایشان با تأکید بر این‌که یکی از برکات تغییر دولتها و روی کار آمدن دولتها با شعارهای جدید، ایجاد امید در مردم است، افزودند: باید این امید را در مردم حفظ و تقویت کرد که یکی از راههای تقویت آن، اطلاع افکار عمومی از کارهای انجام گرفته، است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: البته امید مردم فقط با ارائه گزارش، تقویت نخواهد شد بلکه مردم به دنبال عمل، و نتیجه عملی، صحبت ها هستند. حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه چند توصیه مهم به دولت داشتند که «کار و فعالیت و خدمت مستمر به مردم» و «پرهیز از حاشیه سازی ها» اولین توصیه به دولتمردان بود. حفظ انسجام درونی و شنیده شدن یک صدا از دولت، دومین توصیه رهبر انقلاب اسلامی بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: باید مراقبت شود تا در سخنان مسئولان دولتی تعارض وجود نداشته باشد و فلسفه تعیین سخنگو هم این است که از دولت صدای واحد در مسائل مختلف شنیده شود. رهبر انقلاب اسلامی در توصیه سوم خود، دولتمردان را به پرهیز از دو قطبی کردن جامعه با شعارها و دعواهای سیاسی سفارش کردند و گفتند: جناح بندیهای سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را به دو قطب تبدیل کرد زیرا این کار موجب دل زدگی و خستگی مردم و شکننده شدن محیط جامعه می شود.
چهارمین توصیه حضرت آیت الله خامنه ای عبور دولت از جناح بندی ها در مسائل سیاسی، بود که ایشان تأکید کردند: علائق اعضای دولت به برخی جناح های سیاسی اشکالی ندارد اما دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح بندیها شوند. ایشان افزودند: در موضوع جناح بندی های سیاسی همواره تأکید بر رفاقت و اُنس با یکدیگر است اما در برخی موارد هم مسئله متفاوت است و باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مسئله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همانگونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصله گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند. حضرت آیت الله خامنه ای توصیه پنجم خود را به رعایت سعه صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه اختصاص دادند و گفتند: آقای رئیس جمهور از برخی انتقادها ناراحتند که البته در برخی موارد هم واقعاً حق با ایشان است و برخی انتقادها، تند و گاهی غیرمنصفانه هستند.
ایشان افزودند: لزومی ندارد که انسان بخواهد به هر مطلب یا انتقادی، پاسخ دهد زیرا در برخی موارد سکوت بهتر است ضمن آنکه هر حرفی هم که بر ضد ما زده شود اینگونه نیست که حتماً در ذهن افراد جامعه تأثیر بگذارد و مورد قبول قرار گیرد. انتقاد باید باشد اما انتقاد باید با لحن خوب و منصفانه باشد و هدف از آن نیز بی آبرویی و سبک کردن طرف مقابل نباشد که این روش قطعاًَ غلط است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: پاسخ به انتقادها هم باید منطقی و با خونسردی داده شود. ایشان با تأکید بر اینکه انتقادهای منصفانه دشمنی نیست، بلکه کمک به دولت است، گفتند: یکی از مسائل بسیار مهم کنونی، آرامش روانی موجود در جامعه است که باید حفظ شود. رعایت انصاف در انتقاد از اقدامات و سیاست‌های دولتهای گذشته، توصیه ششم رهبر انقلاب اسلامی به اعضای دولت بود.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: همواره دولت‌ها نسبت به دوره های گذشته خود منتقد بوده اند که ایرادی هم ندارد اما این انتقاد نباید حالت اغراق آمیز و تخریب پیدا کند زیرا در روحیه مردم تأثیر بد می گذارد و آنان را نسبت به آینده نیز نامطمئن می کند. ایشان با اشاره به برخی اظهارنظرهای مبالغه آمیز و غیرمنصفانه درخصوص دولت های گذشته افزودند: اگر در این اظهار نظرها بی انصافی شود، قطعاً در آینده نیز نسبت به عملکرد ما هم بی انصافی خواهد شد. اگر برخی سیاست ها یا عملکردهای دوره گذشته را قبول نداریم، بهترین شیوه، اصلاح آن در عمل است و این روش، بهتر از اظهار نظر است.
موضع گیری صریح و قاطع در قبال مسائل منطقه ای و بین المللی، هفتمین توصیه رهبر انقلاب اسلامی به دولت بود.حضرت آیت الله خامنه‌ای موضع گیری‌های دولت در یکسال گذشته را خوب ارزیابی کردند و گفتند: موضع گیری صریح و قاطع در مسائلی همچون فلسطین، رژیم صهیونیستی، غزه، سوریه، عراق، تکفیری ها و دخالت های امریکا، به نفع نظام جمهوری اسلامی است و منافاتی هم با زبان دیپلماسی و مذاکره ندارد.
ایشان تأکید کردند: موضع گیری صریح و شفاف درخصوص این مسائل شاکله کلی نظام اسلامی و عقبه راهبردی نظام در میان ملت‌ها را حفظ خواهد کرد. توصیه هشتم رهبر انقلاب اسلامی تأکید بر ادامه پرشتاب رشد علمی کشور و حمایت از شرکت‌های دانش بنیان و نقش تعیین کننده تحقیقات کاربردی و تحقیقات بنیانی بود.حضرت آیت الله خامنه ای طرح نظام سلامت را یکی از اقدامات بسیار خوب دولت یازدهم برشمردند و در توصیه نهم خود گفتند: باید این طرح پشتیبانی شود و ادامه یابد، ضمن آنکه مراقبت شود برخی تصمیم ها، این طرح را به ضد خود تبدیل نکند.
توصیه های بعدی رهبر انقلاب اسلامی به دولت، عمدتاً توصیه های اقتصادی بود. حضرت آیت الله خامنه‌ای در توصیه دهم خود با اشاره به لزوم تکیه بر توان و ظرفیت های داخلی و حمایت از تولید، افزودند: کلید رونق اقتصادی که مورد تأکید رئیس جمهور محترم نیز است، مسئله تولید است.باید با استفاده از ظرفیت های فراوان داخلی، تولید را به حرکت درآورد تا رونق اقتصادی و افزایش صادرات غیرنفتی محقق شود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را برای بالفعل کردن ظرفیت‌های داخلی و به حرکت درآوردن تولید، بسیار مهم دانستند و خاطرنشان کردند: دولت باید بسته سیاست‌های اقتصادی خود را با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تطبیق دهد و مواردی را که غیرمنطبق با این سیاست‌ها است، حذف کند.
ایشان، تثبیت قیمت ارز و کنترل تورم را از اقدامات با ارزش دولت در یکسال گذشته برشمردند و افزودند: نباید به این اقدامات بسنده کرد، زیرا این موارد، قدمهای اول هستند. رهبر انقلاب اسلامی یکی از مشکلات جدی کنونی کشور را بنگاه داری بانک ها دانستند و تأکید کردند: دولت باید این موضوع را بطور جدی پیگیری و حل کند، زیرا بانکها باید در خدمت تولید باشند و اگر در خدمت تولید قرار گیرند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
توجه ویژه به بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی در روستاها توصیه یازدهم حضرت آیت الله خامنه ای به دولت بود. ایشان تأکید کردند: صنایع بخش کشاورزی، یکی از بخش‌های راهبردی است که در همه کشورها به آن کمک ویژه می شود و دولت باید به بخش کشاورزی مساعدت ویژه‌ای داشته باشد. رهبر انقلاب اسلامی همچنین خاطرنشان کردند: راه توسعه روستاها، ایجاد صنایع تبدیلی در روستاها است.
حضرت آیت الله خامنه ای، اهمیت ویژه بخش معدن و ارزش افزوده و اشتغال زایی این بخش را به عنوان توصیه دوازدهم بیان کردند و سپس با اشاره به ضررها و زیان های واردات بی رویه و تاثیر منفی آن بر تولید داخلی ، توصیه سیزدهم خود را به این موضوع اختصاص دادند. رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه موضوع واردات ، فقط از طریق تعرفه حل نخواهد شد، افزودند: دولت باید درخصوص واردات کالاهای غیر ضروری و تجملی سخت گیری بیشتری انجام دهد و اِعمال قدرت کند.
چهاردهمین توصیه رهبر انقلاب اسلامی در خصوص آب کشاورزی بود که حضرت آیت الله خامنه ای ضمن تأیید سیاستهای وزارت نیرو در خصوص آب، گفتند: یکی از راه حل های جدی برای مشکل آب در کشور، صرفه جویی در آب کشاورزی از طریق استفاده از شیوه های نوین آبیاری بویژه آبیاری تحت فشار است. توجه جدی برای تکمیل مسکن مهر، پانزدهمین و آخرین توصیه رهبر انقلاب اسلامی به دولت بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: اگر احتمالا با اصل طرح مسکن مهر و یا نحوه تزریق اعتبارهای بانکی به آن مخالفتی وجود دارد ، اما این را هم بدانیم که اکنون چند میلیون نفر چشم انتظار تکمیل مسکن مهر هستند و باید این کار بطور جدی پیگیری شود و به اتمام برسد. رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود، خطاب به اعضای دولت یازدهم گفتند: به خدا تکیه و به او توکل کنید اگر به کمک خداوند امیدوار باشید، قطعاً پروردگار هم به شما کمک خواهد کرد و این راهم بدانید که موفقیت شما، موفقیت و سرافرازی نظام اسلامی است.
پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، رئیس جمهور، گزارشی از عملکرد یکساله دولت بیان کرد. آقای روحانی با اشاره به تحقق حماسه سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، گفت: تمام تلاش دولت حرکت به سمت ثبات و آرامش در جامعه و امیدوار کردن مردم به آینده‌ی رشد و توسعه کشور بوده است و امروز دولت، مهمترین دستاورد خود را ایجاد همین آرامش و طمأنینه می‌داند.


تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 15:54 | نویسنده : محمد حياتي |
 
گفت‌وگویی منتشر نشده با سیمین بهبهانی
دی ٨٥ بود که سیمین بهبهانی را در چهاردهمین نشست شعرخوانی مجله فرهنگی- هنری «اهورا» به دانشگاه هنر تهران دعوت کردم. مراسم با سخنرانی سیمین بهبهانی و سپس شعرخوانی وی آغاز شد و در ادامه دانشجویان دانشگاه هنر شعر خواندند. پایان مراسم با خواندن غزل معروف وی «دوباره می‌سازمت وطن»، ایشان را تا سردر دانشگاه هنر بدرقه کردیم. این گفت‌وگو حاصل همان دوران است.
 
گفت‌وگویی منتشر نشده با سیمین بهبهانی
قرار بود این گفت‌وگو تمامی دوره‌های زندگی و شعر‌ ایشان را دربر بگیرد و طی دیدارهای متعددی که از ‌سال ٨٥ تا‌ سال ٩٢ با استاد داشتم، اما هرگز امکان گفت‌وگوی مجدد برای پایان این گفت‌وگو فراهم نشد. هربار که برای ادامه گفت‌وگو قرار می‌گذاشتیم سیمین خانم با لبخند همیشگی‌اش آن را به وقت دیگری موکول می‌کردند و با درست‌کردن ناهار و گاه شام، من را میهمان می‌کردند و از هر چیزی غیر از گفت‌وگو حرف می‌زدیم. اینها موجب شد این گفت‌وگو هرگز به پایان نرسد، همچون حضور جاودانه او بر قله‌های ادبیات فارسی، به‌ویژه غزل امروز که او را و غزلش را زنده نگه داشته است تا این ادبیات همچنان راه خود را با همه کارشکنی‌ها و سنگلاخ‌ها بپیماید.
برای شروع این گفت‌وگوی درازآهنگ، مایلم به قبل از ٢٨تیر ١٣٠٦ برگردم. زمانی که پدر شما از نجف به ایران آمدند. از این‌جا شروع کنیم. خانواده‌ پدرم در نجف بودند. پدربزرگ پدرم، مرجع تقلید بودند ولی من هیچ‌وقت در نجف نبودم، زمانی که قضیه‌ بلشویک‌های روسیه پیش می‌آید در آن شورش علیه انگلیس پدرم همراه ١٧نفر دیگر هم‌قسم شدند که قیام کنند و مردم را تحریک و شورش کنند که در آن شورش، فرمانده‌ انگلیس کشته می‌شود. از ١٨نفر هم‌قسم، ١٧نفر را گرفتند و اعدام کردند. پدرم آن زمان ١٨ ساله و در خود نجف بود در چاه‌ها و قنات‌ها‌یی که از زیر خانه‌ها رد می‌شد، چهار شبانه‌روز مخفی می‌شود و چون فرزندزاده‌ یک روحانی بوده، مردم کمکش می‌کردند از چاه بالا آمده لباس عوض کند، خدمتش می‌کردند و دوباره در قنات می‌رفته تا ٤٠ روز به این ترتیب سپری می‌شود تا این‌که فردی برای او یک قطب‌نما و وسایل مورد نیاز را تهیه می‌کند تا او با لباس مبدل به ایران بیاید. او با پای پیاده به کرمانشاه می‌رود و آن‌جا روزنامه‌ای به نام «مرگ» منتشر می‌کند. مطالب آن را خودش می‌نویسد و خودش نیز تدوین می‌کند. این روزنامه در عرض چند ساعت به فروش می‌رسد، شماره‌هایش نایاب می‌شود و در بازار سیاه آن موقع، ٥ تا ١٠ تومان فروش می‌رود.
خودش به تنهایی به‌ کرمانشاه می‌رود؟ بله خودش تنها می‌رود. آن‌موقع ١٨سالش بود و بعد از آن‌جا به تهران می‌آید و با سید‌ضیا که روزنامه «رعد» را داشته، کار می‌کند. سردبیر روزنامه‌ رعد می‌شود، بعد از ٣‌سال روزنامه‌ «اقدام» را چاپ می‌کند، تاریخ دقیق آن در کتاب یحیی‌ آرین‌‌پور موجود است.
پدر شما چندبار تبعید یا زندانی ‌شدند؟ ١٧بار زندانی و تبعید ‌شدند. روزنامه‌های او مرتبا توقیف می‌شدند البته به دلیل قلم تندی بود که داشت.
پدرتان در چه تاریخی سفیر شدند؟ حدود ١٣٣٠ به بعد، سفیر فوق‌العاده محمدرضاشاه در کشورهای عربی و در برخی کشورهای اروپایی بود؛ یمن، مصر و کشورهای عربی... او می‌رفت و نامه و پیام شاه را به آنها می‌رساند. در مورد نوشتن داستان و رمان‌های ایشان لطفا کمی توضیح دهید. پدر من و مشفق کاظمی از اولین کسانی بودند که رمان نوشتند. مشفق کاظمی یک رمان نوشت و بعد پدر من به شیوه‌ رمان‌های غربی چندین کتاب می‌نویسد. روزگار سیاه، پیچک هندی، اسرار شب، انسان انتقام و... سپس تاریخ کوروش را در دو جلد نوشت، پرتو اسلام را در دو جلد ترجمه کرد و بعد ١٤ جلد از تاریخ کامل ابن‌ اثیر را ترجمه کرد و دیگر نرسید تمام کند.
ارتباطش با دکتر مصدق چگونه بود؟ پدر من با مصدق، نوری و چندین نفر دیگر «انجمن یاران» را بنیان نهادند و منجر به تشکیل جبهه‌ ملی شد. پدرم از طرفداران مصدق بود. او به همراه مصدق و چند تن دیگر، ٢٠نفر بودند که هم‌قسم شدند تا این‌که کودتا شد. او جزو یاران مصدق بود.
آشنایی پدر و مادرتان در همین دوران روزنامه‌نگاری بود؟ بله، مادر من یک دختر تحصیل‌کرده و شاعر بود. روزنامه‌ اقدام را می‌خواند و از طرفداران این روزنامه بود. از خانواده‌ مرفهی بود. فرانسه به خوبی صحبت می‌کرد. در خانه مکتب سرخانه و معلم فرانسه داشتند. پدرش امیر تورانی بود. مادرم خیلی باسواد بود و از قرآن، شرعیات و... اطلاعات خوبی داشت، فرانسه را مثل زبان مادری حرف می‌زد. من فرانسه را از مادرم یاد گرفتم. البته به حد او نبودم. او از بچگی، ٢٤ ساعت شبانه‌روز در کنار معلم سوئدی خود بود و با او زندگی می‌کرد، فرانسه را از او یاد می‌گیرد. مادرم برای روزنامه‌ اقدام یک شعر می‌فرستد. پدرم شعر را می‌خواند و خوشش می‌آید که دختری توانسته این شعر را بگوید: «از کوی خائن، لاله‌گون باید نمود/ جاری از هر جوی کشور، جوی خون باید نمود.» شعر او مطابق روز آن زمان بوده و پدرم شیفته‌ این می‌شود که او را ببیند. سپس کسی را برای خواستگاری می‌فرستد و با هم ازدواج می‌کنند. منتها ١٥روز بعد از ازدواج به کرمانشاه تبعید می‌شود.
یعنی پدرتان از نجف به کرمانشاه می‌آید، بعد به تهران و دوباره به کرمانشاه تبعید می‌شود؟ بله، بعد در طول همان مدتی که آن‌جا بوده، «روزگار سیاه» را می‌نویسد. بعد به تهران برمی‌گردد. سپس مادرم من را حامله می‌شود و دو‌سال جدایی بینشان بوده است.
جدایی چند‌سال بعد اتفاق می‌افتد؟ جدایی زمانی بود که من در شکم مادرم بودم. مادرم به خانه‌ پدرش می‌رود و من که سه‌ساله بودم او موفق می‌شود حق طلاق بگیرد.
پدربزرگ پدر شما مرجع تقلید بوده، اما پدرتان گرایش به چپ داشتند. درست است؟ بله، پدرم مانند آنها مذهبی بود، آدمی بود خیلی منطقی و باسواد.
شما دوران ابتدایی و دبیرستان در تهران بودید؟ من در تمام دوران تحصیلم در تهران بودم.
آن زمان شما شعر هم می‌گفتید یا شعری چاپ کرده بودید؟ خیر آن‌زمان من ١٤-١٣ ساله بودم، اما حدود دو- سه شعری، گفته بودم.
شما در دوره‌ دبیرستان گویا با پروین اعتصامی در ارتباط بودید! بله. پروین به منزل ما می‌آمد. پروین شاعر بسیار معروفی بود. کتاب‌هایش معروف بود. دیوانش معروف بود. ملک‌الشعرا مقدمه بر دیوانش نوشته بود. خیلی از شعرهایش خوب بودند.
پس شما از پروین تأثیر می‌گرفتید؟ خب، من آرزو می‌کردم که مانند پروین اعتصامی شوم. به همین دلیل وقتی پروین با مادرش به دیدن مادر من آمدند، مادرم به من اجازه داد در اتاق بنشینم. یک شعر برای پروین خواندم. او خیلی خوشش آمد. متاسفانه همان عید نوروزی که به خانه ما آمد، ١٣ یا ١٤ همان عید پروین مُرد. پروین به حسرت مرد.
چرا شما در رشته‌ خانه‌داری گواهی‌نامه می‌گیرید. آیا آن زمان امکان این‌که در رشته‌ ادبیات گواهی‌نامه بگیرید نبود؟ من بدشانسی آوردم. من کلاس دهم (دوم متوسطه) به مدرسه‌ فانوس رفتم و متاسفانه کلاس علمی آن‌جا تعطیل شد. به مدرسه‌ پرتو جوشیدگان رفتم. مدیرش آقای گلچین و خانمش بودند. این کلاس را داشتند. من باید کلاس علمی می‌رفتم تا دیپلم علمی بگیرم. من و دختر دکتر وزیری، مهوش وزیری، جزو دانش‌آموزان آن‌جا بودیم. شش ماه آن‌جا درس خواندیم. نزدیک تعطیلات عید نوروز، وزارت فرهنگ این کلاس را نیز تعطیل کردند. به مدرسه گفت که واجد شرایط نیستید که این رشته را داشته باشید و در آخر من بدون کلاس ماندم، چیزی هم به آخر‌سال نمانده بود. به ناچار همان‌سال به‌طور متفرقه امتحان خانه‌داری دادم. هم ساده‌تر بود و هم این‌که من شش ماه دروس علمی، فیزیک، شیمی و ریاضی خوانده بودم. مسلط بودم و به این ترتیب گواهینامه‌ خانه‌داری گرفتم. درواقع برای این‌که روحیه‌ام خراب نشود، مادرم این کار را کرد.
شما دانشجوی فعالی بودید و همین فعالیت‌ها موجب اخراج شما در آن زمان شده بود. این فعالیت‌ها چه بودند؟ آن موقع جنگ جهانی بود و رضاشاه حکومت می‌کرد. من با دیپلم خود کنکور دادم و نفر چهارم شدم. به مدت یک‌سال و دو- سه ماه درس خواندم. ‌سال ١٣٢٤ بود و من ‌سال دوم دانشگاه بودم. یک مقاله علیه‌ دکتر جهانشاه صالح و وضع نابسامان دانشکده در روزنامه‌ محمد مسعود نوشته شده بود که حاکی از وضع آشفته‌ دانشکده بود و از دکتر صالح ایراد گرفتند. من از چیزی خبر نداشتم، ولی چون پدر و شوهر مادرم روزنامه‌نگار بودند، فکر کردند این مقاله را من نوشته‌ام. به همین دلیل من را به اتفاق چهار نفر از همکلاسی‌ها احضار کردند. به دفتر که رفتیم ابتدا من را صدا کردند. گفت: ‌ای دختر احمق... این چیزها که نوشتی چیست؟ گفتم من ننوشتم. ولی او باور نکرد. و من اعتراض کردم که حق ندارد با دانشجو این‌گونه رفتار کند و توهین کند و من نیز یک دانشجو هستم و من این مقاله را ننوشته‌ام. به محض این‌که این را گفتم یک کشیده در گوشم زد. من هم یک دختر جوان و خام فکر نکردم او استاد من است. من هم کراوات او را گرفتم و در گوشش زدم. معاون دانشگاه آمد و جنجالی به‌پا شد.
شما در آن زمان با مادرتان زندگی می‌کردید؟ پدرتان را نمی‌دیدید؟ بله. نزد مادرم بودم، به خانه‌ پدرم نیز می‌رفتم و او را می‌دیدم. به‌خاطر آن جنجال هم پدرم و هم شوهر مادرم علیه‌ دکتر صالح شکایت کردند. جنجالی به‌پا شده بود. حزب توده علیه‌ دکتر جهانشاه صالح در خیابان‌ها راه افتاده بودند، چون آن‌زمان یک مقدار با حزب توده فعالیت می‌کردم.
در حزب توده فعال بودید؟ بله. تقریبا یک سالی در میتینگ‌ها شرکت می‌کردم، با بچه‌ها می‌رفتیم. جزو افراد فریادکش‌ها بودم. بعد آنها هم خیلی سخت شروع به انتقاد کردند. مدتی گذشت، سه وزیر آن‌سال کابینه حزب توده بودند، ضمنا آذربایجان به دست پیشه‌وری و... افتاده بود و چون وضع خراب بود، داشتند اینها را بیرون می‌کردند. قبل از آذر بود. وضع حزب توده کمی مختل شده بود به همین دلیل سکوت کردند. من را به همراه چهار نفر دیگر که به دفتر احضار کرده بودند، اخراج کردند. آن چهار نفر اصلا حرفی نزده بودند.
در دورانی که از‌سال ١٣٠٦ تا ١٣٢١ گواهینامه‌تان را گرفتید و از ١٣٢١ تا ١٣٢٥ که ازدواج کردید یا در دوره‌ای که با حزب توده فعالیت داشتید شعری از شما در نشریات آن زمان چاپ شده بود؟ خیر، شعر‌های من چاپ نمی‌شدند. به ندرت، شعر من یک‌بار در روزنامه‌ «نوبهار» ملک‌الشعرای بهار چاپ شد. آن زمان من اصلا کتاب چاپ نکرده بودم.
بنابراین نخستین‌بار شعر شما در مجله‌ ملک‌الشعرای بهار چاپ شد؟ بله. البته گاهی اوقات در روزنامه‌ «آینده‌ ایران» شوهر مادرم نیز چاپ می‌شد. روزنامه‌ پدرم آن موقع توقیف بود.
پس امکان این‌که اشعار شما در روزنامه‌ پدرتان چاپ شود، نبود؟ خیر، اصلا پدرم در روزنامه‌اش شعر چاپ نمی‌کرد. روزنامه او روزنامه‌ سیاسی بود.
آن زمان، شما فقط پروین اعتصامی را که شاعر معروفی بود دیده بودید، با شاعر دیگری ارتباط نداشتید؟ در جلسات شعرخوانی شرکت می‌کردید؟ در خانه‌ ما جلسات شعرخوانی بود. هر شب جمعه، انجمن دانشوران در خانه‌ مادرم و شوهر مادرم بود. من نیز شعر می‌خواندم. ولی بعد از مدتی از آن جلسات خوشم نیامد و کنار کشیدم.
از‌ سال ١٣٢٥ به بعد یعنی دوران پهلوی دوم، شما به‌عنوان دانشجوی سیاسی در چه زمینه‌هایی فعالیت داشتید؟ فقط عضو سازمان جوانان توده بودم. گاهی اوقات نیز شب‌نامه در خانه‌ها می‌انداختیم.
در چه سالی ازدواج کردید؟ ١٣٢٥ از دانشکده اخراج شدم. به فاصله‌ی دو- سه ماه ازدواج کردم.
دیگر راه برگشتی به دانشگاه نداشتید؟ خیر، البته خودم هم نمی‌خواستم برگردم. آن پنج نفر هیچ‌کدام برنگشتند. مهین شقاقی بود، عاطفه امیرابراهیمی، طیبی هیچ‌کدام این کار را نکردیم. عاطفه امیرابراهیمی که بعد‌ها وکیل مجلس شد به لندن رفت و درس خواند. شقاقی جای دیگر.
بعد‌ها امکان درس‌خواندن برای شما فراهم شد؟ من که ازدواج کردم بلافاصله بچه‌دار شدم. دو تا بچه پشت‌سر هم. طی ٥-٤ سالی که بچه‌ها کوچک بودند من دانشکده‌های مختلف می‌رفتم، کنکور می‌دادم، قبول می‌شدم، ولی نمی‌توانستم بروم. تا این‌که در‌سال ١٣٣٦ دانشکده‌ حقوق و دانشکده‌ ادبیات هر دو را قبول شدم. ابتدا به دانشکده‌ ادبیات رفتم، ولی دیدم آن‌جا خیلی از من توقع دارند که خیلی چیزها بدانم. مثلا دکتر معین من را صدا کرد و یک شعر عربی بدون اعراب به من داد بخوانم. توقعات زیادی از من داشتند. به دانشکده‌ حقوق رفتم. چهار سالی که دوره‌ آن بود تمام کردم و لیسانس قضایی گرفتم. سپس از ٧ بهمن ١٣٣٠ وارد آموزش و پرورش شدم و دبیر شدم. به این صورت که شوهرم فرهنگی بود، با او به وزارت فرهنگ همان وزارت آموزش و پرورش رفته بودیم. آن‌جا گفتند یک مدرسه دبیر شیمی ندارد. من هم در مدرسه شیمی خوانده بودم و خوب بلد بودم. گفتم من می‌روم. به من ابلاغ دادند. من آن موقع دیپلم خانه‌داری داشتم. معلم آن مدرسه بچه‌ها و کلاس را رها کرده و آمریکا رفته بود. به این دلیل بچه‌ها معلم نداشتند به من گفتند و من هم گفتم می‌توانم شیمی و فیزیک هشتم و نهم را درس بدهم. خانه‌ ما خیابان گرگان بود و بچه‌ها کوچک بودند و مدرسه‌ ما انتهای منیریه، راه‌آهن بود. مدیر مدرسه من را که دید گفت این خودش مثل شاگردهاست، ولی از روی ناچاري من را قبول کردند. به مدت یک‌‌سال آن‌جا تدریس کردم. خیلی سخت بود، نه از لحاظ درس‌دادن. تا زمانی که درس می‌دادم بچه‌ها ساکت بودند، ولی بعد خیلی شلوغ می‌کردند البته خوب درس می‌دادم. دست پر سر کلاس می‌رفتم و چون خیلی جوان بودم شاگرد‌ها خیلی دوستم داشتند، یک دبیری هم دوستم بود که مشکلاتم را از او می‌پرسیدم. خلاصه یک سالی گذشت و‌ سال بعد نزدیک‌تر رفتم و رسما دبیر وزارت فرهنگ شدم.
همان دبیر شیمی؟ یا تغییر کرد؟ دبیر فیزیک و شیمی بودم، ولی این دفعه گفتم من علاوه بر فیزیک و شیمی، ادبیات نیز می‌توانم تدریس کنم و به این ترتیب نصف طبیعی و نصف فیزیک و شیمی داشتم.
وضعیت دانشگاه‌تان بالاخره چه شد؟ من از ١٣٣٠ تا ١٣٣٦ این‌گونه تدریس کردم. سه سالش رسمی نبودم، قراردادی بودم. بعد از سه سالی رسمی شدم تا این‌که ١٣٣٦ وارد دانشگاه نیز شدم.
در همان دوره‌ای که دبیر بودید یا بعد از دوره‌ دبیری شما بود؟ بله دقیقا همان دوره که دبیر بودم.
ارتباط شما با نیما، شاملو و اخوان چطور بود؟ در‌سال ١٣٣٠ اولین کتاب من به چاپ رسید. در همان دورانی بود که تبلیغ برای صلح زیاد بود و به‌عنوان جایزه‌، کبوتر صلح را اهدا می‌کردند و ما توی میتینگ‌ها می‌رفتیم و از صلح طرفداری و تبلیغ می‌کردیم که من در همان موقع، دو تا شعر گفتم. یکی طولانی و دیگری کوتاه‌تر بود که در همان کتابم چاپ شده بود که محمد عاصمی از من خواست این شعر را برای نیما بخوانم، من نیز خواندم و نیما از این شعر من خوشش آمد و گفت شعر کوتاه من بهتر است، زیرا شاعر امروز باید شعرش را با چهار تا خط عرضه کند و نباید طولانی باشد. و در زمانی که قرار شد جایزه‌ صلح را بدهند به هر کسی که شعر، مقاله یا مطلبی نوشته بود دعوت شدم تا به منزل سعید نفیسی بروم و در آن مجلس نیز نیما و سعید نفیسی جزو داوران بودند و در این مجلس یک جایزه به اخوان داده شد و جایزه‌ بعدی را به من دادند. و من در همان مجلس اولین باری بود که اخوان را می‌دیدم. از کارهای او خوشم آمد و بعدها روابط من با او بیشتر شد.
در آن زمان اخوان، شاملو و آتشی از شاعران مشهور بودند؟ در آن موقع شهرت اخوان و شاملو خیلی زیاد بود، اما آتشی در‌ سال‌هاي ١٣٣٨- ١٣٣٧ شروع به شعرگفتن کرد.
این جایزه‌ صلح از طرف حزب خاصی تدارک دیده شده بود؟ بله، از طرف حزب توده. یعنی از طرف انجمن صلح حزب توده، اصلا تمام این میتینگ‌ها و سروصدا‌ها از طرف حزب توده بود و نفر اول را دعوت می‌کردند، که من قبول نکردم و نرفتم، اخوان هم به بهانه‌‌آوردن شناسنامه‌اش رفت و دیگر برنگشت.
این میتینگ‌ها قبل از ٢٨ مرداد ٣٢ بود یا بعد از آن، چقدر در حمایت‌کردن از مصدق دخیل بود؟ فعالیت‌های ما آن‌طور چشمگیر نبود، یک روزنامه یا شب‌نامه به داخل خانه‌ها بیندازیم در همین حد... و بعد از ٢٨ مرداد هم هیچ یک از توده‌ای‌ها بیرون نیامدند و به ما دستور دادند بیرون نیایید، حرفی نزنید، بعد هم که شاه فرار کرد و مصدق شکست خورد و بعد دوباره سلطنت‌طلبان شاه را آوردند و دوباره اوضاع برگشت و بعد دوباره اعدام‌ها شروع شد که اعدام افسران توده‌ای خیلی وحشتناک بود.
از‌ سال ١٣٢٠ تا ١٣٣٢ که فضای آزادی بود شما گویا تنها یک کتاب چاپ کردید؟ فقط کتاب «سه تار شکسته» را چاپ کردم که شامل شعر و داستان می‌شد.
از آن فضا استفاده می‌کردید که در نشریات شعرتان را چاپ کنید؟ بله، جسته گریخته فعالیت می‌کردم. مثلا چند بار در روزنامه‌ «نُوا» چندین بار شعر چاپ کردم. من آن موقع خیلی جوان بودم. ٢٤ سالم بود. کارهایی که می‌کردم بیشتر از روی بازی بود. بعد از ٢٨ مرداد، تعدادی افسران توده‌ای را کشتند و ما آن موقع فهمیده بودیم که اوضاع چه خبر است. من از آن زمان از حزب توده برگشتم. زهرشان را چشیده بودم. حمایتم کردند و کردند و بعد گفتند معذرت بخواه و برو و سر کلاس بنشین. از طرفی با مصدق ائتلاف کرده بودند. زمانی که مصدق رفت هیچ نوع حمایتی نکردند. ٢٨ مرداد یک توده‌ای بیرون نیامد، فریاد نزد. هیچ کاری نکردند. بعد هم نیمه‌شب به خانه مصدق ریختند و داغان کردند. فردای آن پیروزی ٢٨ مرداد و بعد هم که شاه برگشت و تمام روزنامه‌ها و مجله‌ها را توقیف کردند. هیچ روزنامه‌ای نبود. پس از مدتی کوتاه اطلاعات و کیهان درآمد. دو، سه سالی گذشت تا «سپید و سیاه» و «امید ایران» درآمدند.
شما با امید ایران همکاری داشتید؟ من صفحه‌ ادبیات امید ایران را اداره می‌کردم. تا مدت‌ها که خسته شدم و کنار رفتم تا زمانی که به دانشکده رفتم. سپس مجله‌ «پرواز» و صفحه‌ اول «تهران مصور» را اداره می‌کردم.
٢٨مرداد و آن فضای خفقان بر وقفه میان کار شما یعنی از‌سال ١٣٣٠ تا ١٣٣٥، تاثیرگذار بوده است؟ بله از آن زمان به بعد کار من کار بهتری شد. بین سال‌های ٤٠ و ٥٠ کار من پخته شد. ‌سال ٥١ «رستاخیز» منتشر شد، ١٣٤١ «مرمر» و ‌سال‌های ٣٥ و ٣٦ «جای پا» و «چلچراغ» را منتشر کردم. من دو کتاب را بلافاصله یک‌سال چاپ کردم و بعد دوباره بین مرمر و چلچراغ پنج‌سال وقفه افتاد.
آن زمان دانشکده هم می‌رفتید؟ بله آن موقع خیلی فعالیت داشتم. امید ایران را اداره می‌کردم. بعد پرواز و تهران مصور را اداره می‌کردم. درس می‌خواندم درس می‌دادم. آن روزها سرم خیلی شلوغ بود، نمی‌توانستم زیاد شعر بگویم، ولی باز هم روی شعر خیلی کار کردم. کتاب مرمر محصول پنج سالی است که چاپ نکرده بودم. در عوض مرمر کتابی است که غزل‌های بسیار بسیار زیاد داشت.
از‌ سال ١٣٢٠ تا ١٣٣٠ که اولین مجموعه شعر شما چاپ می‌شود بیشتر گرایش‌های واقع‌گرایانه و رمانتیسیستی داشتید! لطفا اسم روی آن نگذارید. کتاب سه‌تار شکسته، دو داستان به همراه شعرهای من از ١٤سالگی تا‌سال ١٣٣٠ بود. اولین کارم بود. دیگر چاپ هم نکردم. پشیمان هم شدم. چون اولین کارم بود. نقص زیادی نداشت، ولی شعرهایی بود که اغلب آن بچگانه بود.
اتفاقا این برای «آهنگ‌های فراموش‌شده»‌ شاملو پیش می‌آید که بعد‌ها خودش از چاپ آ‌نها پشیمان می‌شود. کار شما رمانتیسیسم صرف نبود؟ خیر، شعر‌های خیلی قشنگ هم داشت. بعضی از آنها را در «جای پا» گذاشتم، یکی داستان‌های آن را در مجموعه داستان‌هایم (کلید و خنجر) چاپ کردم. ذوق داستان‌نویسی داستان کوتاه داشتم. چند داستان هم نوشته بودم. سپس در کار شعر افتادم. این چند‌سال روی نثر خیلی کار کردم، مقاله، داستان کلید و خنجر...
بعد از دوره‌ اول شاعری شما که مجموعه‌ اول شما منتشر می‌شود، دوره‌ دوم شاعری شما ‌سال‌های ٣٥ تا ٤١ است که جای پا، چلچراغ و مرمر منتشر می‌شود. شاید بتوان گفت دوره سوم همزمان با نوآوری می‌شود؟ رستاخیز در ١٣٥٢ منتشر شد. رستاخیز حاصل ١٠‌سال کار من بود. شعرهای نغمه‌ روسپی، معلم و شاگرد دندان مرده و شعرهای جای پا، همگی اجتماعی بودند و بدبختی‌های مردم را نشان می‌داد.
پروین در اولین مجموعه‌ شما تأثیر داشت؟ تاثیر پروین در شعر من خیلی کم‌رنگ بود. فقط از ایده‌های پروین می‌گرفتم، پروین معطوف به طبقه‌ بدبخت جامعه بود، او حس مادرانه داشت. اینها را از او گرفتم، وگرنه من بیشتر دوبیتی کار کردم و دوبیتی نیز تأثیر نیما بود. من در ظاهر و قالب بیشتر به دنبال شیوه‌ نیما رفتم. در انعکاس عواطف رمانتیک و همچنین معطوف به فقر جامعه، پیرو شیوه‌ پروین بودم. در جای پا نیز همین‌طور است. جای پا یک اثر رئالیستی است.
که بیشتر به دردها و مسائل اجتماعی مربوط است؟ بله، ادامه‌ جای پا در چلچراغ است. با این تفاوت که در جایی یا قسمت اول مربوط به مسائل اجتماعی و قسمت دوم مربوط به خودبینی‌هاست و در چلچراغ قسمت اول را عاشقانه‌ها و مسائل اجتماعی را در قسمت دوم گذاشتم. بعد که به مرمر رسیدم بیشتر غزل دارم.
جای پا، ١٣٣٥ منتشر می‌شود. در جای پا از قالب چهارپاره که معمولا کارکردی عاشقانه دارد شما رویکرد اجتماعی به آن دادید، آیا آن متاثر از فضایی بود که در آن قرار داشتید؟ جای پا، ٣٥ منتشر می‌شود. بعد از ٢٨ مرداد، ما دوران بسیار بدی همراه با فقر و بدبختی را سپری کردیم. من به یاد دارم روبه‌روی منزل ما، کارگری با خانواده‌اش در یک اتاق زندگی می‌کرد. شب‌ها که به خانه می‌آمد یک دانه لبو با ٦-٥ عدد نان سنگک می‌آورد و این غذای خودش و بچه‌هایش تا فرداشب بود. این روی من خیلی تأثیر می‌گذاشت. آن زمان،‌ سال‌های ٣٧-٣٦، که در وزارت آموزش و پرورش کار می‌کردم، ماشین قسطی می‌دادند، من نیز قالی‌ام را فروختم و پیش‌قسط ماشین را دادم و آن را خریدم. این بنده خدا که روبه‌روی خانه‌ ما بود، زنش همیشه حامله بود، ولی بیشتر از سه ماه بچه را نمی‌توانست نگه دارد. هر دفعه هم نیمه‌شب در خانه‌ ما را می‌زد که بیا، من مجبور بودم ماشین را بیرون بیاورم و او را به همان بیمارستان زنانی که درس می‌خواندم، پیچ شمیران ببرم، آن‌جا بایستم، او کورتاژ کند، حالش خوب شود و او را در ماشین بگذارم و به خانه بیاورم. منظور این‌که در محیطی بودم که فقر را با استخوانم حس می‌کردم.
شما در کدام منطقه‌ تهران زندگی می‌کردید؟ تهران‌‌ نو، تهران نو به اصطلاح جایی بود که قسطی زمین‌هایش را به فرهنگی‌ها می‌دادند. یادم می‌آید یک قطعه زمین قسطی ماهی ٣٤‌هزار تومان گرفتم. آن‌جا را نیمه‌ساز ساختیم و در آن ساکن شدیم. چون جایی که بودیم اجاره‌نامه زیاد بود. اطراف ما فقیرنشین بودند. اگر زمین، اتاقی، آلونکی بود فقرا می‌آمدند آن‌جا زندگی می‌کردند. آن‌جا من واقعا احساس می‌کردم فقر چقدر بیداد می‌کند و چقدر قیافه‌اش کریه است و از این وضع من بیمار شده بودم. بیماری روانی گرفته بودم. تشنج به من دست می‌داد و عصبی شده بودم. نزد دکتر اعصاب رفتم، گفت پارسال چه کار می‌کردی، گفتم درس می‌دادم. گفت تابستان چطور؟ گفتم بچه زاییده بودم. گفت از ١٧سالگی درس می‌دادی و تابستان هم که وقت استراحت بوده بچه می‌زایی، انتظار داری اعصابت راحت باشد. در دلم گفتم نمی‌دانی من کجا زندگی می‌کنم، چه چیزهایی می‌بینم و این بدبختی‌ها روی شعرهای من تأثیر می‌گذاشتند.
سه‌تار شکسته در فضای آزاد منتشر می‌شود و جای پا در فضای خفقان بعد از کودتا در ٣٥ و چلچراغ هم در ٣٦. وقتی سه‌تار شکسته را نگاه می‌کنیم همه‌ آدم‌های شعر‌ها، رمانتیک، درد‌کشیده و در هجران هستند. این مجموعه شامل داستان و قطعه شعر می‌شود، ولی در جای پا همان تأثیر کودتا شما را وارد حیطه‌ اجتماعی می‌کند، درست است؟ دقیقا همین‌طور است. من از بچگی این روحیه را داشتم که از جامعه جدا نباشم، ولی به قول شما بیشتر به عواطف و جوانی و عشق توجه داشتم.
قالب چهارپاره را که بیشتر رویکرد عاشقانه داشت برای «جای‌ پا» انتخاب کردید؟ می‌توانستم در آن مانور بدهم. مثل نغمه‌ روسپی، رقاصه یا دندان مرده، قافیه زود به زود عوض می‌شد، دو خط به دوخط، دستم باز بود که حرف بزنم.
شعر نو چطور؟ آن زمان شعر نو را دوست نداشتم.
شما در «چلچراغ» قالب‌های متنوع شعری انتخاب می‌کنید، تاثیرات نادرپور، توللی، رحمانی و مشیری هم در این شعر‌ها هست پس حتما در آن زمان نادرپور، رحمانی و مشیری جایگاهی در شعر داشته‌اند که بر شعرهای شما تأثیر گذاشته‌اند؟ حتی حمیدی هم تأثیر بر شعرهای من گذاشته‌، ما همزمان بودیم. من، مشیری، نادرپور، و... همزمان بودیم. معاصر بودیم. من اول با مشیری، نادرپور بعد رویایی دوست شدم. خیلی کم‌سن بودم و اینها خانه‌ ما جمع می‌شدند. ابتدا «جیغ بنفش» هوشنگ ایرانی، سه تا نقاش و... به خانه‌ ما آمدند. یکی یک دانه پیپ دستشان بود، تنه‌ درخت بود، یک لوله به آن چسبانده بودند در آن چیزی ریخته بودند و یک بویی می‌کرد.
ارتباط شما با هوشنگ ایرانی و... برای چه بود؟ ما یک انجمن ادبی نو درست کرده‌ بودیم، یک روز آمدند ببینند این انجمن ادبیات واقعا نو است و به درد آنها می‌خورد یا نه.
در این انجمن ادبیات نو، چه کسانی بودند؟ خودم، شوهرم، دکتر ریاحی، دکتر باستانی‌پاریزی، دانشجویان دانشکده‌ ادبیات و... ما نزدیک دانشکده‌ ادبیات بودیم. استادانی مثل حکمت برایمان سخنرانی می‌کردند و شاباجی خانم برایمان نمایش می‌داد. سید روحانی آن موقع پنج سالش بود، پیانو می‌زد. من از بچگی در محیط فرهنگی، شعر و کتاب بودم. به همین دلیل در شعرهای سه‌تار شکسته، نقص شعری اصلا نمی‌بینید. از لحاظ وزنی، از لحاظ ارتباط کلمات با همدیگر، از لحاظ قافیه. از لحاظ استحکام سطری، هیچ خطایی از من دیده نمی‌شود. من ادبیات تدریس می‌کردم. همچنین عربی را نیز از مادرم و در دانشکده‌ حقوق یاد گرفته بودم. بنابراین دست خالی برای شعر گفتن نیامده بودم.
ادبیات رمانتیک غربی در آثار شما تأثیر گذاشتند؟ درواقع من هیچ‌وقت هیچ تاثیری از ادبیات غربی نگرفتم.
آن دوران ترجمه‌ شعر چطور بود؟ می‌خواندید؟ ترجمه‌ شعر هم می‌خواندم. ولی من کار خودم را می‌کردم. شعر من درواقع مربوط به خود ایران است.
وقفه‌ای پنج‌ساله بین جای پا، چلچراغ و مرمر می‌افتد، فکر می‌کنید چه نوآوری‌ای توانستید در غزل بعد از چلچراغ ایجاد کنید؟ راستش را بخواهید من دیدم در قالب غزل کهن یک آشنایی با سیستم واژگان است که نمی‌شود غیراز آن واژگان چیزی دیگر به کار برد. هر چیزی که می‌خواهی بگویی باید عین سعدی، مولوی و حافظ باشد. بنده هم نمی‌توانستم. بنابراین من آن غزل با قالبش را رها کردم و یک قالب تازه برای خودم آفریدم. یعنی من شعر را با آنچه در ذهنم می‌آید یک پاره‌ای کوتاه می‌گویم اگر آن یاد، خوشایند باشد ادامه می‌دهم، به همان وزن مصراع‌های دیگر را درست می‌کنم. این خودش یک وزن می‌شود


تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 8:18 | نویسنده : محمد حياتي |
 خبرنگاری حرفه‌ای که شب و روز ندارد، عصر ارتباطات به او نیاز وافر دارد، در اطلاع‌رسانی نقشش انکارشدنی نیست باید همواره در پی خبر باشد و با خبر؛ باید با قبول خطر‌های فراوان از مرزها نیز گذر کرده و به واقع «خبرنگاری» کند.

خبرنگار صادقانه می‌نویسد، می‌نویسد برای ساختن فرهنگ غنی، می‌نویسد برای ساختن کشوری آباد و آزاد، برای ساختن بهترین‌ها برای ایران و ایرانی؛ اینان همواره در عمق جامعه زندگی می‌کنند و سلامت فرهنگی و فکری هر جامعه‌ای، مرهون تلاش‌های شبانه‌روزی آنهاست.

روز خبرنگار، روزی است که گویی قلم، این مقدس‌ترین عامل سوگند آسمانی بار دیگر به مظهر درخششی تبدیل شده که حکایت‌گر زندگی تابناک رهپویانی می‌شود که همواره با قلم پیوندی جاودانه بسته‌اند.

خبرنگار آئینه تمام‌نمای جامعه

روز خبرنگار، سرود ماندن در ورطه نوشتن، حکایت پابرجایی در دنیای کلمات و واژه‌ها و عامل تابندگی دگرباره اندیشه‌های انسانی است و خبرنگار آئینه تمام‌نمای جامعه است.

در ایران اسلامی چه در دوره هشت سال دفاع مقدس و چه پس از آن به دفعات شاهد از جان گذشتگی خبرنگاران رشید میهن عزیزمان در امر تهیه واقعیات و دفاع از آزادگی و اسلام بودیم، دفاع مقدس ملت ایران در مقابل تجاوز بیگانه فصلی تأثیر‌گذار در تاریخ این رمز و بوم است که بخشی از آن ماحصل تلاش خبرنگاران، نویسندگان و روزنامه‌نگارانی بود که با هدف اطلاع‌رسانی و نیز انتقال فرهنگ اسلامی انقلابی جبهه، به این معرکه وارد شده بودند.

۱۷ مرداد به یاد «محمود صارمی» خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۷۷ به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان توسط نیروهای افراطی طالبان به شهادت رسید، به‌عنوان روز خبرنگار نام‌گذاری شد.

خبرنگار؛ مدافع افکار عمومی

خبرنگار را باید مدافع افکار عمومی دانست و  خبرنگاران با اطلاع‌رسانی صحیح و به‌روز، نشان داده اند که نقش مؤثر و بسزایی را در پیشرفت جامعه ایفا می‌کنند.

 مسائل و واقعیت‌های اجتماع و تلاش برای بهبود اوضاع جامعه و کمک به توسعه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی با تلاش منطقی و صادقانه اهل قلم معنایی خاص می‌یابد.

 حرفه خبرنگاری بسیار با‌اهمیت و تأثیرگذار است، و خبرنگاران به‌واسطه ارتباط مستمر و دائمی که با مردم دارند، می‌توانند زمینه‌ساز حداکثری حضور و مشارکت‌های مردمی شوند.

در عصر ارتباطات و رسانه‌ها نقش و جایگاه خبرنگار بیش از هر زمانی مهم‌تر و حساس‌تر است و می‌تواند با اطلا‌ع‌رسانی درست، به‌موقع و هدفمند در توازن قدرت در همه زمینه‌های مذکور در مواردی حتی خیلی مؤثرتر از دانشمندان، هنرمندان و سیاستمداران باشد.

 رسالت و پیشه خبرنگاری بسیارخطیر و حساس است و اینکه خبرنگاران قشر فرهیخته جامعه هستند، اهمیت حرفه خبرنگاران در انعکاس نقاط ضعف و قوت جامعه به مسئولان و هوشیار کردن آنان برای خدمت‌رسانی بهینه به مردم است.خبرنگاران ضمن پرهیز از سیاه‌نمایی موجب تقویت حوزه‌های مختلف اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... می‌شود، محمود صارمی تمام ویژگی‌های یک خبرنگار آشنا به حرفه خود از جمله صداقت، شجاعت و تعهد را داشت. 

نقد منصفانه خبرنگاران؛ زمینه‌ساز تقویت روحیه خدمت‌گزاری

 هیچ دستگاهی نباید از نقد منصفانه خبرنگاران مصون بماند،  این عمل باعث تقویت روحیه خدمت‌گزاری و بالا بردن کیفیت ارائه خدمات می‌شود.

اطلاع‌رسانی صحیح و اینکه اخبار و مطالب از مرجع صحیح گرفته و با امانت‌داری کامل به مخاطب انتقال یابد از مهم‌ترین ویژگی‌های یک خبرنگار حرفه‌ای است، چرا‌که نباید اخبار به شکل تحریف شده و یا وارونه برای مخاطب تبیین شود. خبرنگار مسئولیت‌ بزرگی برعهده دارد به‌گونه‌ای باید به انجام وظیفه بپردازد و به‌خوبی آن را به پایان رساند.

رعایت‌نشدن حق خبرنگاران و اصحاب رسانه در جامعه

متاسفانه حق خبرنگاران و اصحاب رسانه در جامعه ما رعایت نمی‌شود، اگر به مشکلات این قشر رسیدگی شود آنان می‌توانند با خیالی آسوده و راحت در جهت منافع نظام قلم بزنند.

خبرنگاران و رسانه‌ها به‌عنوان نماینده افکار عمومی وظیفه خطیری بر‌عهده دارند که باید تحت حمایت ویژه قرار بگیرند، یکسان دیدن تمام اهالی رسانه و مطبوعات، نگاهی است که باید تسری پیدا کند.

 نباید مسئولان بین خبرنگاران تبعیض قائل شوند، نباید بین رسانه‌ای که انتقاد می‌کنند با رسانه‌ای که تعریف می‌کنند فرقی در بحث حمایت وجود داشته باشد، چراکه تبعیض قابل قبول نیست.

همواره باید از نظرات و انتقادهای خبرنگاران برای حل مسائل و مشکلات و توسعه کشور استفاده شود،  خبرنگاران با رعایت ارزش‌های اسلامی نسبت به انعکاس دغدغه‌های کشور با هدف تحقق توسعه تلاش می‌کنند.

 مشکلات جامعه خبرنگاران  در کشور ما را می توان در دو بخش کلی مشکلات محتوای کار رسانه‌ها و مشکلات اقتصادی و معیشتی دسته‌بندی کرد  نبود امنیت شغلی، مشکلات معیشتی و رفاهی، بیمه، بازنشستگی، مسکن و ... از دیگر مشکلات خبرنگاران است.

حوزه خبر جذاب ولی پرمخاطره است، فعالان عرصه خبری یکی از ارکان مهم پیشرفت و توسعه‌یافتگی در هر منطقه هستند.

 خبرنگار می‌تواند غفلت‌های گوناگون در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تمام حوزه‌هایی که ساحت‌های معرفتی بشر با آن درگیر است را مورد توجه قرار داده و آن را به‌عنوان یک رویداد مهم برای جامعه معرفی کند.

 تمام کارکنان و کارمندان نهادهای مختلف از طرق مختلف حمایت می‌شوند ولی روزنامه‌نگاران و خبرنگاران به هیچ وجه از این تسهیلات حمایتی برخوردار نیستند.

درآمد بسیار پایین و نداشتن حقوق ثابت؛ از مشکلات خبرنگاران

درآمد بسیار پایین و نداشتن حقوق ثابت از دیگر مشکلات خبرنگاران برخی رسانه‌های کشور به‌ویژه خبرنگاران حرفه‎ای با چند سال سابقه فعالیت در این عرصه است.

 سطح درآمد خبرنگاران نسبت به دیگر مشاغل به‌شدت پایین‌تر است؛ حقوق خبرنگاران و روزنامه‌نگاران یک‌پنجم سایر مشاغل تخصصی دیگر است که این مسئله در روند زندگی خانوادگی و کار خبری آن‌ها تأثیر نامطلوبی می‌گذارد.

خبرنگاران علاوه بر این که مهندسان افکار عمومی هستند، مهندسان ذهنیت و ذائقه‌ مردم هم به‌شمار می‌روند و روزنامه‌نگاران می‌توانند ذهنیت جامعه را تغییر دهند لذا نسبت به مسئولیتی که بر‌عهده دارند طبیعتاً وظایف و رسالت آن‌ها هم خطیرتر می‌شود.

خبر به گونه‌ای است که رسالت خبرنگاران صرف اطلا‌ع‌رسانی و انتقال خبر نیست و حتی در تصمیم‌سازی‌ها نیز خبرنگاران اثرگذارند،  وقتی روزنامه‌نگار یا خبرنگار به برنامه‌ای دعوت می‌شود به این معناست که اجازه دارد تمامی مطالب عنوان شده در آن جلسه را بدون کم و کاست و با واقعیت بیان و اطلاع‌رسانی کند .

ضرورت حرکت وزارت ارشاد به‌سمت ترمیم معیشتی خبرنگاران

باید وزارت ارشاد به سمت ترمیم معیشتی خبرنگاران حرکت کند که شامل خبرنگاران دولتی و خصوصی نیز می‌شود چنانچه وضعیت موجود در شأن خبرنگاران نیست. 

 این سال‌ها اگرچه فراز و نشیب‌ها موجب شد تا نگاه مسئولان به خبرنگار و مقام و منزلت او در جامعه قدری متحول شود، اما هنوز به‌صورت عملی اقدامی مؤثر در مورد این رویداد مهم و در شأن و منزلت خبرنگار، صورت نگرفته است.

اگرچه خبرنگاری جاذبه‌های خاص خود را دارد اما فراتر از آن مشکلات ویژه‌ای هم پیش روی اهالی این عرصه بویژه در شهرستان‌ها وجود دارد، از مشکلات معیشتی و کمبودهای مالی و غیره که بگذریم از یادمان نمی‌رود رفتار مسئولانی که با مطالب تعریفی و تبلیغات کاذب شیفته خبرنگارند و با انتقادها و بیان نارسایی‌های دستگاه مربوطه این قشر را مزاحمان خود می‌پندارند.



تاريخ : جمعه هفدهم مرداد 1393 | 9:28 | نویسنده : محمد حياتي |
 

دکتر زیبا کلام:
مردم اعتقادی به صداقت انگیزه‌های شما ندارند.
 
 صادق زيباکلام نامه سرگشاده​اي را به محمد باقر قاليباف شهردار تهران نوشت. نامه اعتراضی صادق زیباکلام به شهردار تهران اعتراض به تفکیک جنسیتی در شهرداری به شرح زیر است:
 
مردم اعتقادی به صداقت انگیزه‌های شما ندارند
بسمه تعالی
جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف شهردار معزز پایتخت زیده توفیقاته
با سلام، تصمیم جنابعالی مبنی برجداسازی محیط کار زنان و مردان شاغل در شهرداری تهران با استقبال شماری از اصولگرایان از جمله نزدیک به ۲۰۰ تن از نمایندگان مجلس روبرو گردید. برخی از آنان خواهان تقلید سایر دستگاههای دولتی شده اند.ایکاش جنابعالی در عین حال می توانستید به مردم پایتخت این توضیح را هم می دادید که این تصمیم بر اساس کدام مطالعه و تحقیقات صورت گرفته؟ آیا قبل از اتخاذ این تصمیم جنابعالی دستور دادید تا کارشناسان و نهاد های تحقیقاتی مطالعات و بررسی انجام دهند و نتیجه یافته های آنان حکایت از این می کرد که کار کردن زنان و مردان در کنار یکدیگر دارای تبعات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی است؟
آیا جنابعالی تحقیقاتی را انجام دادید و در نتیجه آن معلوم شد که جدا سازی زنان و مردان باعث افزایش بهره وری می شود؟ آیا مطالعاتی صورت گرفت و نشان داد که ارتباط مستقیمی میان بی اخلاقی ها و ناهنجاری ها در سطح جامعه با کار کردن زنان و مردان در کنار یکدیگر وجود دارد و اگر تفکیک جنسیتی صورت گیرد از دامنه این مفاسد اخلاقی کاسته می شود؟ حاجت به گفتن نیست که نه جنابعالی و نه هیچیک از دیگر طرفداران تفکیک جنسیتی نه هرگز چنین مطالعات و تحقیقاتی انجام داده اند و نه اساسا موضوع تفکیک جنسیتی و ضرورت انجام آن ارتباطی به مسائل واقعی اجتماعی پیدا می کند. انگیزه شما و آنان از ابتداء تا انتها سیاسی است.البته نه جنابعالی نخستین مسئول در ایران هستید که دین خدا را وجه المصالحه امیال و اغراض سیاسی تان قرار می دهید و نه آخرین آن خواهید بود. منتهی اشکال شما این است که تصور می کنید مردم انگیزه، اهداف و مقاصد شما را نمی فهمند و این حرکات را به پای عرق دینی و شریعتمداری شما می گذارند.
نه جناب قالیباف،اگر یک نظر سنجی بعمل می آوردید باورتان نمی شد که حتی اقشار و لایه های سنتی و مذهبی جامعه هم اعتقادی به صداقت و سلامت انگیزه های شما ندارند. نمی دانم چرا شما و رفقای اصولگرایتان فکر می کنید که مردم ادعاهای شما را جدی می گیرند. در عین حال بایستی به استحضارتان برسانم که بر خلاف تصور وانتظارتان، این دست اقدامات و خوش خدمتی هایتان سرسوزنی تغییر در جایگاه تان در نزد اصولگرایان برایتان بدنبال نخواهد آورد.
همانطور که براه انداختن سمفونی محکومیت "فتنه گران" در انتخابات ۲۴ خرداد باعث نشد تا جایگاه شما در میان اصولگرایان ارتقاء پیدا کرده و آنها شما را نامزد اصلی شان در آن انتخابات بنمایند.علیرغم همه بی حرمتی های شما به "فتنه گران" سرانجام اصولگرایان شما را وا نهادند و با سعید جلیلی بیعت کردند. مطمئن باشید نه اقدام به تفکیک جنسیتی و نه هیچ ترفند دیگری از جانب شما بهبودی در تغییر جایگاه شما نزد اصولگرایان بوجود نخواهد آورد و آنان همچنان شما را بعنوان نامزد اصلی شان در انتخابات ریاست جمهوری نخواهند پذیرفت.حاصل این اقدامات و مانورهای انتخاباتی مشابه، تنها باعث بی اعتباری بیشتر شما در نزد اقشار و لایه های فرهیخته و تحصیلکرده جامعه خواهد شد. ایام بکام باد


تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 | 8:26 | نویسنده : محمد حياتي |
 

داعش هم طرح تفکیک جنسیتی راه انداخت
گروه داعش دانشگاه«موصل» عراق را تفکیک جنسیتی کرد
 
 
داعش هم طرح تفکیک جنسیتی راه انداخت
به گزارش سومریه نیوز، یک منبع در دانشگاه موصل گفت که گروه داعش اساتید و روسای دانشکده‌های دانشگاه موصل را در این دانشگاه جمع کرد و به آن‌ها دستور داد که دانشجویان دختر و دانشجویان پسر در دانشگاه موصل باید از هم جدا شوند. این منبع افزود که داعش همچنین به اساتید و روسای دانشکده‌های دانشگاه موصل اطلاع داد که در این دانشگاه باید یک دانشکده پزشکی برای دانشجویان دختر و یک دانشکده پزشکی برای دانشجویان پسر ساخته شود.
وی تصریح کرد که گروه داعش همچنین دستور داد که دانشجویان دختر باید از ۹ صبح تا ۲بعد از ظهر و دانشجویان پسر از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ۶ بعد از ظهر سر کلاس حاضر شوند. این منبع در ادامه تاکید کرد که داعش همچنین دستور داده است که در درس‌های رشته‌های مختلف به ویژه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه موصل تغییراتی باید داده شود. این منبع در ادامه گفت که داعش دستور داده است که نام دانشکده «هنرهای زیبا» در دانشگاه موصل باید به دانشکده «خط و تزئین» تغییر داده شود. گروه تروریستی داعش همچنین از دانشجویان و اساتید دانشگاه موصل خواسته است که فعالیت خود را از ماه سپتامبر آینده آغاز کنند


تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 | 8:18 | نویسنده : محمد حياتي |

آیا خاورمیانه ی جدید دول غربی تحقق می یابد؟؟!!

در چند سال اخیر برای خاورمیانه طرح های مختلفی اعلام شد. اما طرح خاورمیانه جدید غربی ها طرحی بسیار خطر ناک وحساب شده است.

شاید تاریخ صد ساله پیش این منطقه برخی از حوادث را بیان نمایید. روزگاری که در خاورمیانه دوقدرت عثمانی وایران وجود داشتند واختلافات درونی انها موجب نفوذ ودخالت وتجزیه این دولت ها شد در حافظه تاریخ هنوز باشد.ورود پرتقالی ها واشغال جنوب ایران وسرانجام رقابت بین اروپاییان واخراج انها از ایران بیان گر حوادث سالهای بعد منطقه شد.

 انگلستان برای انکه هندوستان را از فرانسه وروسیه دور نگه دارد چه خیانتها وکشتاری که نکرد. از جمله می توان به دخالت وتحریک اقوام علیه یکدیگر.انتخاب افراد ضعیف برای به قدرت رسیدن وحذف نیروهای فعال وباهوش از سیاست وکشور داری .بدتراز همه تجزیه وجدا سازی قسمتهای از ایران برای محافظت از هندوستان.

خاورمیانه همواره برای غربیها مهم بود است.انها دو امپراتوری ایران وعثمانی را تا توانستند ضعیف کردند وسپس انها را تجزیه نمودند جال انکه بیشتر مرزهای این کشورهای جدید را انها طراحی وایجاد کردندواین باعث شد تابرای همیشه بتوانند دراین منطقه نقش فتنه گرانه ای داشته باشند.تجزیه برخی اقوام در دو یا چند کشور همسایه ونیز تجزیه بین مذهبی وایجاد مرزهای شکننده در بین کشورهای خاورمیانه از جمله کارهای غربی ها بود.

کشورهای که ازتجزیه عثمانی درست نمودندامروز طرحی دیگر برای انها درنظر گرفتند به عنوان خاورمیانه جدید.

ایجاد حکومت یهودی دراین منطقه از طرح خطر ناک برای انها است.حال باید کشورهای که تا دیروز حاکمانشان با کمک غربی ها رویه کار می امدند وحمایت می شدند صاحب دموکراسی شوند بحث تغییر حکومتهای انها تا سال۲۰۱۳ طراحی شد ودر برخی اجرا شد.جنگ ایران وعراق ایجاد جبهه عرب وغیرعرب مسلمان وجنگ اعراب با اسرایل همه در راستا همان طرح قدیمی است اختلافات مرزی دربین همه کشورهای خاورمیانه وجود دارد.

با تجزیه سودان پس از چند سال جنگ داخلی وایجاد حوادثی در تونس ومصر واختشاشات مردمی در دیگر کشورهای عربی بهار عربی شکل گرفت بهاری که می رفت تا طرح خاورمیانه را  اجرایی کند اما با به قدرت رسیدن برخی اسلام گرایان معادلات انهارا به هم زدهرچند ابتدا حمایت کردند ولی نگذاشتن این انقلابات در بحرین یمن

مصر وغیره به ثمر برسد.در مصر تونس ولیبی جنگ های قومی ومحلی ایجاد شد به هرحال حوادث در سوریه وبرخی دیگر شکل دیگری پیدا کرد.

انها می خواستند غرب گرایان روی کا بیایند ولی بین مردم جایگاهی نداشتن وموفق نشدند.طرح بعد انها تجزیه این کشورها با ایجاد جنگ فرقه ای وقدمی است تا این کشور ها هرکدام تجزیه شوند وکشورهای که هر کدان از لحاظ وسعت کمتراز اسراییل باشد ایجاد شود.تا بتوانند راحت تر برمنابع انها تسلط پیدا کنند.اگر حکومتهای دست نشانده کنار بروند این منطقه بسوی شرایط عجیب پیش خواهد رفت که برای همه شوک اورخواهد شد حتی پدید اورندگان  انها .

گرایش کشورهای کوجک چگونه خواهد شد؟بحث توسعه طلبی یا برتر ی جوی شکل خواهد گرفت؟ایا انها برای کشورهای همسایه تهدیدی نخواهند شد؟

انچه پید است این تجزیه به صلاح هیچ کدام نیست.چگونه اروپا بسوی یکی شدن می رود ولی خاورمیانه بسوی تجزیه.

امروز می بینید باریکه به اسم غزه دربین تمام مردم دنیا شاخته شدترازبرخی کشورهای منطقه است درحالی که کشوری نیست می شود بلکه استانی است .امروز غزه جنگی می کند که مصر قدرت برتر عرب توان وجرات ان رانداشت. امروزه مردم غزه کاری کردند که دولت مردان سوریه ولبنان سالها مقابل  اسراییل خار وزبون بودن می جنگند همچون کشوری قدرت مند.پس تجزیه کشورهای منطقه نمی تواندراهی برای بقا اسراییل وسیاست های انگلیسی باشد.کوچک شدن کشورها موجب شکل گیری افکار وعقاید جدید وتندرخواهد شد.

هرچند بسیاری از سران عرب ومنطقه جاده صاف کن شدنداین طرح موجب حذف ونابودی انها وکشورهایشان خواهد شد.با امکانات ونیروی انسانی وجوان انها اهداف خودرا پی می گیرند.

پس باید اینگونه طرح هارا طرح خاورمیانه عجیب نامیدچراکه هر تغییر درمنطقه بصورتی دیگر که خلاف طرح اصلی است ایجاد می شود.



تاريخ : یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 | 1:15 | نویسنده : محمد حياتي |

در 8 سال دوره احمدی‌نژاد به اندازه تمام تاریخ ایران فسادانجام شد،

یک فعال سیاسی اصولگرا تاکید کرد: احمدی‌نژاد باید حتما محاکمه شود. من نمی‌دانم چرا تاکنون نظام ما داغ خیانت را به پیشانی احمدی‌نژاد نزده است در حالیکه او باید بیاید و پاسخ دهد که درآمد نفتی این دوران را چه کار کرده است.

اظهارات تند يك اصولگرا عليه احمدی‌نژاد و دولتش
احمد کریمی اصفهانی در گفت‌وگو با ایلنا، با اشاره به نامه دفتر احمدی‌نژاد به رئیس کل بانک مرکزی و درخواست وی جهت انتشار رسمی و عمومی تمامی اطلاعات در خصوص هر نوع درخواست، مبلغ، تاریخ و بانک‌های مرتبط در پرداخت هرگونه تسهیلات به شخص وی و یا اطرافیانش از سوی بانک مرکزیدر خصوص اعلام لیست بدهکاران بانکی عنوان کرد: احمدی‌نژاد در اینکه سفید را سیاه نشان بدهد و برعکس مهارت خاصی دارد. اگر اقرارهای او طی سال‌های گذشته را از آرشیو در بیاوریم می‌بینیم که احمدی‌نژاد تنها با بلوف و تهمت و بی‌آبرو کردن مردم دولت خود را گذراند. وی با تاکید بر اینکه احمدی‌نژاد هیچگاه سعی نکرد مسائل اخلاقی را رعایت کند، گفت: دیوار حاشای او بسیار بلند است. تخلفات، مفاسد اقتصادی و سوءاستفاده‌هایی که در دولت وی شد، در هیچ دولتی سابقه نداشت و این تخلفات جایی برای انکار ندارد.
این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه در 8 سال دوره احمدی‌نژاد به اندازه تمام تاریخ ایران فسادانجام شد، گفت: علاوه بر این او بیش از 2000 قانون را که مجری آن بود، رعایت نکرد. تخلفاتی همچون تامین اجتماعی و فساد 3 هزار میلیاردی دیگر سوزن نیست که او بتواند آن را در جیب خود پنهان کند. کریمی اصفهانی با اشاره به اینکه احمدی‌نژاد در این 8 سال چیزی جز هیاهو تحویل مردم نداد، گفت: نوع تخلفات او در موارد متعدد بی‌شمار است. مشخص نیست که وی با این کار خود می‌خواهد چه استفاده‌ای کند. وی افزود: احمدی‌نژاد می‌خواهد به عوام‌فریبی‌های خود همچنان ادامه دهد. اما او دیگر در جایگاهی نیست که بانک مرکزی وظیفه پاسخگویی به او را داشته باشد. اما او می‌خواهد با این کار جنجال به پا کند که من لیست بدهکاران را خواستم و آنها ندادند. طبیعی است که احمدی‌نژاد پستی ندارد که بخواهد این درخواست را داشته باشد و تا زمانی که دارای پست و مقام بود این تخلفات را رفع و رجوع نکرد.
کریمی اصفهانی هدف احمدي نژاد از انجام این اقدامات را بازگشت به قدرت توصیف کرد و گفت: مردم ما دیگر می‌دانند که احمدی‌نژاد چه کاره است و به حضور او در عرصه سیاسی تن نخواهند داد. حتی در دعوت افطاری او در ماه رمضان نیز تعداد انگشت شماری از وزرای دولتش به این مراسم رفتند. مشخص است که این آش به قدری شور بوده که صدای آشپزها نیز درآمده است. متاسفانه حافظه تاریخی مردم ما گهگاهی دچار اشتباه می‌شود. اما حافظه تاریخ آنقدر هم فراموش‌شدنی نیست که تخلفات احمدی‌نژاد را از یاد ببرد. برای همین قطعا زمینه بازگشت او به قدرت وجود نخواهد داشت. متاسفانه در این هشت سال هیچ گاه مسئولان نظام هم از احمدی‌نژاد سوال نکردند که این 500 میلیارد را چکار کردی. خوشبینانه این است که اگر این مبالغ را میل نکرده باشد، حتما آن را با سوءمدیریت خود حیف کرده است.
وی با تاکید بر اینکه احمدی‌نژاد باید حتما محاکمه شود، گفت: متاسفانه در نظام ما سیستم تنبیه و تشویق وجود ندارد و این باعث می‌شود که فرد متخلف به فساد ترغیب ‌شود و فرد درستکار از انجام کار درست سرد می‌شود. کریمی اصفهانی با اشاره آیات قرآن در خصوص بر اینکه باید داغ خیانت را به پیشانی خائن زد، گفت: همه قوا  وظیفه دارند اگر پولی از بیت‌المال به یغما رفته است، آن را پیگیری کنند.


تاريخ : شنبه یازدهم مرداد 1393 | 17:50 | نویسنده : محمد حياتي |

کاروانسراهای شاه عباس در حال ویرانی     

زندگي كردن در استان بزرگي چون اصفهان اين را مي طلبد در اين چند روزه ي عمر تا آنجا كه امكان دارد بايد سري به جاذبه ها و اماكن گردشگري الخصوص اماكن تاريخي كه پيشينه و هويت ماايرانیان را اثبات مي كند  زد .

حيف است در اصفهان باشي و دست روي دست گذاشت  جاذبه ي گردشگري و اماكن تاريخي در اين استان پهناور خیلی زیاد است كه اگر در تمام طول سال هم برنامه ريزي كني آخرش كم خواهي آورد .بهمين علت من نيز علاقه ي وافري به دیدن اينگونه اماكن تاريخي كشورم دارم و اين علاقه خاص من هم نيست و قطعا شما دوستان نيز اين مهم را در مخيله ي خويش داريد.

چند روز پیش باتفاق چند تن از دوستان راهي شهر ميمه و وزوان شديم .در اين منطقه به لطف آفريدگار هستي  آب هاي روان و گوارا و چشمه ها و قنات هاي متعدد را مشاهده مي كني .از سمت شرق شهر وزوان كه به طرف كوه ها و تپه ها گذر مي كني در مسير به روستاهاي متعدد بر مي خوري كه همه سر سبز و بهاري و همه ي مردم به نوعي در امر كشاورزي و باغداري و دامداري فعاليت دارند .

کاروانسرای سفیدآب

  مطلب بسيار مهمي كه در اين سفر  يك روزه توجه من و دوستانم را بخويش جلب كرد اين بود كه در مسير  راه شاهي و تاريخي كشور ما ايران سربلند كاروانسراهاي بسيار زيبا و ديدني را مي بيني آما چه ديدني شما بگوئيد خرابه هاي شام كه همه و همه در حال ويران شدن.

همانطوريكه  مي دانيدکمتر شهری را در ایران می توان پیدا کرد که بزرگ باشد و ردی از کاروانسراهای شاه عباسی در آن به چشم نخورد. کاروانسراهایی که به دستور شاه عباس صفوی ساخته شدند و اگر بنا به مقایسه بود، می شد عبارت کاروانسراهای زنجیره ای شاه عباسی را در مقابل هتل های زنجیره ای هیلتون برای آنها به کار برد!

این کاروانسرا ها که استراحتگاه کاروان های عازم راه ابریشم بوده چه بسيار زيبا و ديدني مي باشند اما حيف و هزاران حيف و افسوس كه اين آثار تاريخي يكي پس از ديگري در حال نابود شدن مي باشند و انگار كه نه انگار اينگونه اماكن تاريخي هيچ صاحبي ندارند كه هر از گاهي دستي به سر و صورت آنها بكشند تا ازبين نروند همين آثار و ابنيه اي تاريخي ما هستند كه تمدن چندين هزار ساله ي ايران متمدن ما را به رخ جهانيان مي كشانند.

کاروانسرای سفیدآب

وقتي وارد اينگونه اماكن تاريخي مي  شوي موي بدنت سيخ مي شود كه خدايا با نبود كمترين امكانات ساخت و ساز آن روز اين كاروانسراها با چه هنر زيبا و قشنگي بعد از چندين هزار سال و بر اثر فرسايش باد و باران و عوامل طبعيت همچنان محكم و استوار ايستاده اند اما چه ايستادني !!!!!!!!!!

آيا سزاوار است اينگونه اماكن تاريخي  در كشور كه بدست حاكمان ايران كهن ساخته شده اند و نشان ملي و ميهني ما ايرانيان مي باشند اين چنين ازبين بروند ؟؟؟!!!

آيا سازمان ميراث فرهنگي كشور ما هزينه يك كاه گل معمولي ندارند و یا نمی خواهند كه اين مكان ها را ترميم و باسازي نمايند؟؟؟!!!

چگونه مي خواهيم  اينگونه آثار تاريخي را كه نشان پيشينيان ما هستند دو دستي تحويل نسل هاي آينده بدهيم ؟؟؟!!! آيا خجل و سرافكنده نمي شويم كه اينچنين با ميراث هاي گرانبهاي گذشتگان خويش بر خورد داشته ايم . زجرآورتر اینه که بسیاری از این کاروان سراها تبدیل به محل پارکینگ خودروهای سنگین و نگهداری احشام اهلی و انبار علوفه و....شده اند .کاروانسرای سفیدآب



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 16:16 | نویسنده : محمد حياتي |

 

واکنش آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان  به گل پیروزی کشورش بر تیم آرژانتین.

لحظه گل تیم آلمان و واکنش خانم صدر اعظم(عکس)


تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 15:56 | نویسنده : محمد حياتي |
 

آنان که آبروریزی شریفی نیا در برزیل را ندیدند

 با آغاز سال جدید ، پیش از آنکه خبرنگاران ورزشی وارد حواشی بازی های جام جهانی شوند ، خبرنگاران هنری و سینمایی خود را در میانه این میدان یافتند. خبری که از اعزام چهل بازیگر و هنرپیشه به برزیل حکایت داشت و گفته می شد که قرار است آنان به همراه 60 ورزشکار دیگر مستندی با عنوان یار دوازدهم را برای شبکه نمایش خانگی تولید کنند که البته پس از آن به دلیل آنچه که آن را به بد قولی اسپانسر و ... نسبت دادند سفر 60 ورزشکار به برزیل منتفی شد و سید جواد هاشمی در مقام تهیه کننده حدود 20 بازیگر را با خود به برزیل برد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی تدبیر24 ، سفر بازیگران به برزیل از همان ابتدا با حاشیه ها و تغییرات گسترده ای آغاز شد ، یک روز خبر از سفر محمدرضا گلزار و لیلا بلوکات و ... به جام جهانی داده شود و روز بعد خبر لغو این سفرها به گوش رسید ، برخی از بازیگران منصرف شده علت انصرافشان را حواشی و فشارهای پیش آمده در پی سفرشان به برزیل اعلام کردند و احتمالا منظورشان نقدهایی بود که درباره هرینه کرد سفر در رسانه ها و افکار عمومی مطرح می شد ، چراکه برخی از شهروندان و رسانه ها معتقد بودند که دلیلی ندارد چند بازیگر با پول بیت المال به جام جهانی بروند.

سر انجام پس از این حواشی، گروهی از بازیگران و هنرمندان که در میانشان محسن تنابنده، محمدرضا شریفی‌نیا، مهراب قاسم‌خانی، بابک اردلان، سام درخشانی، فاطمه گودرزی، لیندا کیانی، امیرحسین صدیق، پژمان جمشیدی، رضا یزدانی، سیدجواد هاشمی، مسعود پاکدل، مهران غفوریان، سیاوش خیرابی، سیروس عبدلی، کامران تفتی، نرگس محمدی، حسام نواب‌صفوی و... به چشم می خورد راهی برزیل شدند تا در مستندی به تهیه کنندگی سید جواد هاشمی و کارگردانی محمد حسین لطیفی حضور داشته باشند.

پس از این سفر اما نقدهای دیگری متوجه پوشش بازیگران در این سفر شد ، انتقاداتی که با واکنش تند محراب قاسمخانی روبه رو شد و او در نوشتاری ضمن پاسخ به این موارد گفت که خود را نماینده ایران در برزیل نمی داند و هر طور که بخواهد لباس می پوشد . در ادامه بازی شگفت انگیز ایران در مقابل آرژانتین از شدت این انتقادات کم کرد تا اینکه چندی پیش تصویری از محمدرضا شریفی نیا ، نرگس محمدی ، مهران غفوریان و لیندا کیانی در شبکه های مجازی منتشر شد. این عکس مربوط به تابلویی می شد که افراد با قرار دادن صورت خود در جای خالی چهره تصویر عکسی یادگاری با آن پوشش می گرفتند و نحوه پوشش ها نیز طوری بود که قرار گرفتن صورت فرد در آن باعث ترکیبی خنده دار برای افراد شود.

محمدرضا شریفی نیا بازیگر فیلم های مسعود ده نمکی و نرگس محمدی نیز دست به همین کار زده و در جایگاه دو بازیگر مطرح کشور چنین تصاویری را از خود ثبت کردند ، شریفی نیا چهره خود را به جای زنی تمام عریان قرار داد و چند عکس از وی ثبت شد.

این عکس به سرعت در شبکه های مجازی انتشار داده شد و حتی در برخی از رسانه های داخلی نیز بازنشر داده شد اما جای تاسف اینجاست که امپراطوری رسانه های جریان افراط بار دیگر چشمانش را درمقابل این اقدام بست و کوچکترین به اشاره ای به آن نداشت. این موضوع در نگاه اول می تواند نشانگر بلوغ عقلی و اخلاقی مدیران برخی از این رسانه ها باشد و این تعبیر از آن شود که خبرنگاران این رسانه ها بالاخره یاد گرفته اند که در زندگی خصوصی شهروندان و افراد سرشناس هنری ، سیاسی و ... دخالت نکنند. اما روی دیگر آن بیانگر همان سیاست یک بام و دو هوای افراطی هاست.

چند سال پیش زمانی که اصغر فرهادی با کسب نخسین اسکار برای سینمای ایران ، پرچم کشورمان را بر فراز ایالت متحده بر افراشته بود ، خبرگزاری فارس و رسانه های زنجیره ای تغذیه کننده از آن با یادآوری حرکت گلشیفته فراهانی در کلیپ فیگارو به طور تلویحی به وی هشدار داد که مراقب باشد چند سال دیگر لیلا حاتمی به سرنوشت گلشیفته دچار نشود.

مدتی بعد پوشش همین بازیگر در جشنواره ای خارجی دوباره از سوی همین جریان رسانه ای مورد هجمه قرار گرفت و حتی کار را به جایی کشاند که یکی از مقامات پلیس ایران از پیگیری بدحجابی بازیگران زن در جشنواره های خارجی از سوی اینترپل خبر داد و بسیاری از شخصیت های سیاسی همسو با این جریان فریاد وااسلاما سر دادند که کشور از دست رفت! آخرین حاشیه سازی برای این بازیگر پر افتخار کشورمان نیز به بیش از یک ماه پیش باز می گردد ، زماتی که لیلا حاتمی در افتتاحیه جشنواره فیلم کن به عنوان داور حاضر شد و باژیل ژاکوب رییس نود ساله فستیوال کن دیده بوسی کرد. پس از این ماجرا رسانه های مدعی ارزش چنان هجمه ای را علیه این بازیگر کلید زدند که گویی همسر علی مصفا و دختر سعدی سینمای ایران در فیلمی مستهجن ایفای نقش کرده و در آن چه هتاکی به جمهوری اسلامی ایران و دین مبین اسلام شده است! متاسفانه برخی از مسئولان نیز با تعریفی که خبرنگاران مدعی ارزش ارائه کردن بدون دیدن آن صحنه به قضاوت و اظهارنر در این خصوص پرداخته و جو سنگینی علیه لیلا حاتمی ایجاد شد تا جایی که او با انتشار یادداشتی به ارائه توضیحاتی در این خصوص پرداخت.

این برخورد دوگانه پیش از این نیز مسبوق به سابقه بوده است ، این رسانه ها برخورد نوک انگشتان دست سید محمد خاتمی با دختر 14 ساله مسیحی در ایتالیا را نشانه فساد و بی بند وباری رییس جمهور وقت می دانستند اما در مقابل به آغوش کشیدن مادر هوگو چاوز و بوسیدن وی از سوی احمدی نژاد را که فیلم آن نیز در رسانه ها منتشر شده بود، فوتوشاپ خوانده و به سادگی از کنار آن عبور کردند.

به نظر می رسد سکوت این رسانه ها نیز ناشی از همن موضوع باشد ، شریفی نیا و حاتمی هر دو بازیگرند ، حاتمی در موقعیتی انجام شده و شریفی نیا در موقعیتی ارادی دست به این کار زدند وصرف نظر از اینکه کدام یک با پول بیت المال و به عنوان نماینده فرهنگی ایران در فرانسه یا برزیل حاضر شده اند، جای این پرسش برای مخاطبان رسانه ها باقی است که این سیاست یک بام و دو هوا از کجا ناشی می شود و چرا که بد یک عده بد نیست و انجام همانکار از سوی فردی دیگر بد است؟ چرا بر فرض اگر خبرگزاری فارس در شعری به پیامبران الهی توهین کند مورد تقبیه نیست اما اگر روزنامه آسمان اشتباهی سهوی انجام دهد مستوجب توقیف فوری است؟!! و بسیاری قیاس و رفتار دوگانه دیگر که در ذهن شهروندان مطرح می شود.



تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393 | 17:49 | نویسنده : محمد حياتي |

طی حکمی از سوی مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان کریم کمال از فرهنگیان خوشفکر و خوشنام شهرستان شاهین شهر در مراسمی در محل اداره ی آموزش و پرورش این شهرستان به سمت مدیریت آموزش و پرورش شهرستان شاهین شهر و میمه منصوب شد.

ما نیز به نوبه ی خود این انتصاب بجا و شایسته را محضر برادر عزیز و ارجمندمان جناب آقای کمال صمیمانه تبریک می گوئیم و برای ایشان در دولت تدبیر و امید در سنگر مقدس آموزش و پرورش شهرستان آرزوی موفقیت را از خداوند سبحان طلب می کنیم.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 | 15:23 | نویسنده : محمد حياتي |
دکتر روحانی:وعده‌هایمان به مردم را از یاد نبرده‌ایم و نخواهیم برد

رئیس‌جمهور با بیان این که "سخن ما حُسن و حَسَن و راه ما نیز راه حُسن و حَسَن است"، گفت: مگر ما چه گفته‌ایم که برخی آشفته شده‌اند؟ ما گفتیم فرهنگ ازآنِ مردم است و مردم باید برای تعالی و تلاش خود قدم بردارند. گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند.

 حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در مراسم «جشن انتظار و امید» که با حضور نمایندگان اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد امام زمان(عج) و همزمانی با سالگرد انتخابات 24 خرداد برگزار شد، افزود: ما منتظریم؛ منتظر روزی که امام زمان(عج) بیاید و افراط‌ها را برای همیشه پایان دهد و پرچم اعتدال، عدالت و پیشرفت و رفاه و بهبود زندگی مردم را برافراشته کند.

وی ادامه داد: ما همه منتظر روز موعودیم و امیدواریم؛ البته منتظری که گوشه‌ای بنشیند و زانوی غم بغل بگیرد و تحرکی نداشته باشد، انتظارش جانسوز و جانکاه خواهد بود اما منتظری که تلاش می‌کند و زمینه را برای حضور همه آن وعده‌های آسمانی و شرایط را برای عدل و عدالت و انصاف آماده می‌کند، انتظارش امیدبخش است و به جامعه نشاط می‌دهد.

مگر ما چه گفته‌ایم که برخی آشفته شده‌اند؟ ما گفتیم فرهنگ ازآنِ مردم است و مردم باید برای تعالی و تلاش خود قدم بردارند. گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند.

 

به نوشته ی ایسنا، روحانی در ادامه گفت: او (حضرت مهدی)، امام عدل، عدالت و فرمانروای اعتدال است و خواهد آمد که مردم در کنار هم بهترین هم‌زیستی و زندگی شکوهمند انسانی را تجربه کنند و چه زیباست که انسان ایام ولادت و جشن بزرگ انتظار او با روزهای امید، حضور و شکوه این مردم و زمانی که پرچم عزت و اعتدال در این سرزمین برافراشته شده یکسان است.

رئیس‌جمهور با بیان این که "ما همه منتظر روز موعودیم و به آن روز امیدواریم"، افزود: البته منتظری که گوشه‌ای بنشیند و زانوی غم در بغل بگیرد و تحرکی نداشته باشد، انتظارش جانسوز و جانکاه خواهد بود اما منتظری که تلاش می‌کند و زمینه را برای حضور همه آن وعده‌های آسمانی آمده و شرایط را برای عدل، عدالت و انصاف فراهم می‌کند، انتظاری امیدبخش، فرح‌بخش و روح‌بخش دارد و به جامعه نجات و تحرک می‌بخشد.

روحانی یادآور شد: ما از سال 43 در انتظار فرج و بازگشت امام به سرزمینمان بوده‌ایم اما این انتظار نتوانست آن امیدهامان را محقق کند تا روزی که مردم با شور و ایثار به صحنه آمدند و خیابان‌ها را پر کردند و با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ایران، زمینه را برای آن حضور آماده کردند.

از خرداد سال گذشته ملت ما با دست و زبان توانمندش خرافه‌ها را زدود و در برابر خرافه‌گرایان، از امام عصر(عج) عذرخواهی کرد.

وی با بیان اینکه "این انتظار و انتظار در برهه‌های زمانی دیگر در آن سال‌ها، انتظاری فعالانه، کنش‌گرانه و توأم با حرکت بود"، اظهار کرد: چنین انتظاری توانست گشایش فراهم کند و راه را برای طلوع خورشید مغرب زمین آماده سازد و در 12 بهمن 57 موجب آمدن بوی عطر در این سرزمین شود.

رئیس‌جمهور ادامه داد: ما اگر منتظر واقعی باشیم و اگر عقل، خرد، اندیشه، درک و فهم شناخت در جامعه و سراسر اذهان مردم را فرا بگیرد، آن روز همانند دوران ظهور خواهد شد و ما او را خواهیم دید، اما باید خود از پشت دیوار غیبت خارج شویم؛ چراکه امام زمانمان هم‌اکنون حاضر است و این ماییم که به پشت دیوار خزیده‌ایم و لازم است با فهم و عقل و معرفتمان آنگونه که امام سجاد(ع) فرمودند، نگاهمان نگاهی همانند به المنزلةالمشاهده باشد.

مردم نشاطی آفریدند که خرداد، گویی خرداد دیگری است

روحانی با اشاره به ایستادگی‌های ملت، خاطرنشان کرد: به غیر از 12 بهمن و پیروزی 22 بهمن و شکوه‌هایی که در هشت سال دفاع مقدس آفریدیم و همچنین صدها افتخار دیگر در سال گذشته در همین ایام، باید پرسید سال گذشته ایران چه کرد؟ همان ملتی که ماه‌ها قبل ناامیدی سراسر جامعه‌اش را فرا گرفته بود و بسیاری از مردم می‌گفتند مگر انتخابات هم تأثیر و فایده دارد؟ حتی به خود من می‌گفتند تو چرا به صحنه آمدی و ثبت‌نام کردی و از این شهر به آن شهر سفر می‌کنی؟ مگر کشور را نمی‌شناسی و مگر نمی‌دانی مکانیزم صندوق رأی چگونه است؟ اما شور و نشاط حضور مردم و آن سخن تاریخی رهبر که گفت صندوق رأی، حق‌الناس است و حتی آنهایی که به نظام علاقه ندارند به خاطر کشور و ایرانشان پای صندوق رأی بشتابند، آنچنان فضایی در کشور ایجاد کرد که روزهای خرداد گویی خرداد دیگری و چنین روزهای نشاط و امیدی در کنار صندوق آرا آمده است.

دولت در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر تکریم و تعظیم فرود می‌آورد. گرچه گروهی با زبان تکریم با دولت سخن نگویند، اما پاسخ ما به آنها با ‌ادب و احترام و کرامت خواهد بود و ما برای صلح، آشتی و برادری کنار هم جمع شده‌ایم.

وی با اشاره به اینکه "سال گذشته ما به همه جهانیان اعلام کردیم که رقابت در کشور ما رقابت جوانمردانه خواهد بود"، اظهار کرد: همچنین ما اعلام کردیم که ما رودرروی هم صف نمی‌کشیم بلکه در کنار صندوق رأی به صف می‌ایستیم. ما در خرداد سال گذشته امید آفریدیم؛ البته نه فقط امید برای ایران که امید برای جهان آفریدیم و این را من از جهت مبالغه و اغراق نمی‌گویم؛ چراکه هرکجا رفته‌ام و هر مسئولی را در سراسر دنیا دیده‌ام، او به من گفت که انتخابات خرداد سال گذشته ایران برای همه ما امیدآفرین بود.

رئیس‌جمهور با اشاره فرارسیدن نیمه شعبان، گفت: ما در کنار جشن بزرگ نیمه شعبان، جشن بزرگ انتظار، به او یعنی امام زمان(عج) می‌گوییم که همچنان دلبسته اوییم و همچنان در انتظار او چشم دوخته‌ایم و به او می‌گوییم که مهدی جان از خرداد سال گذشته ملت ما با دست و زبان توانمندش خرافه‌ها را زدود و در برابر خرافه‌گرایان، از امام عصر(عج) عذرخواهی کرد.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه "راه ملت ما در خرداد سال گذشته انتخاب شد"، گفت: انتخابات به معنای رقم خوردن سرنوشت کشور است و رئیس‌جمهور، به عنوان منتخب کل ملت خواهد بود و دولت در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر تکریم و تعظیم فرود می‌آورد. گرچه گروهی با زبان تکریم با دولت سخن نگویند، اما پاسخ ما به آنها با ‌ادب و احترام و کرامت خواهد بود و ما برای صلح، آشتی و برادری کنار هم جمع شده‌ایم.

روحانی با تاکید بر اینکه "امروز روز وحدت و اتفاق است نه روز نفاق، شکاف و فاصله"، تصریح کرد: امروز روز برچسب زدن به یکدیگر نیست بلکه روز چسبندگی بیشتر در جامعه است. اولین راهی که این ملت در انتخابات سال گذشته برگزید و انتخاب کرد، راه اعتدال و میانه‌روی بود که چنین راهی بازگشت‌ناپذیر است.

اعتدال یعنی راهی که با همه انسان‌ها با ادب و احترام سخن بگوییم

رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: اعتدال و میانه‌روی به معنای انتخاب بین حق و باطل نیست. همچنین اعتدال به معنای انتخاب راهی بین راست و دروغ و بین منفعت ملی و از بین بردن منافع ملی هم نیست. اعتدال یک روش و یک بینش است. سیره پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و سراسر زندگی او اخلاق و کمال و اعتدال بود. اعتدال همان راه و روش و شیوه‌ای است که منتظر او هستیم و البته که امام دوازدهم همان راه و سیره پیامبر(ص) را عملی و اجرایی خواهد کرد و اگر ببیند انحرافی هم پیش آمده، دین واقعی پیامبر(ص) و قرآن واقعی را برای مردم تفسیر و تبیین خواهد کرد.

وی معنای دیگر اعتدال را چنین توضیح داد که "از افراط در جمع کردن دشمن و دشمن‌تراشی و از تفریط در زمینه دوستان و علاقه‌مندان به ایران دوری کنید. در واقع اعتدال، حدِ میانِ افراط در طرد دیگران و تفریط در جذب مردم است؛ ضمن اینکه اعتدال یعنی راهی که با همه انسان‌ها و مردم با ادب و احترام سخن بگوییم و پاسخی هم که به آنها می‌دهیم، توأم با ادب و احترام باشد."

توسعه کشور بدون واگذاری امور به مردم امکان‌پذیر نخواهد بود

روحانی ضمن اینکه اعتدال را به معنای مسیری بهره گرفته شده از عقل و خرد جمعی عنوان کرد، گفت: بر این مبنا عقل و خرد به ما می‌گوید باید منافع ملی را حفظ کنیم و ضمن حفظ فناوری، تحریم‌ها و سایه شوم آن را از سر مردم برداریم. همچنین این عقل و خرد به ما می‌گوید که به دنبال صلح در منطقه و جهان باشیم؛ خردی که به ما این نکته را یادآور می‌شود که توسعه کشور بدون مردم و حضور آنان و بدون واگذاری امور به مردم امکان‌پذیر نخواهد بود.

رئیس‌جمهور افزود: چنین عقل و خردی این را هم به ما می‌گوید که کشور ازآنِ مردم است و این کشور هیچ صاحبی جز ملت ایران ندارد. عقل و خردی که به ما می‌گوید فقرها را بزداییم و تبعیض‌های ناروا را کنار بگذاریم. او می‌گوید این همه رنج مردم برای آلودگی، محیط زیست را از میان برد و می‌توان در توسعه و پیشرفت همانند کشورهای همسایه و منطقه بود و حتی از آنان پیشی گرفت.

وی در همین راستا گفت: این عقل و خرد همچنین به ما می‌گوید بر اساس مصوبه ده سال پیش که خاک می‌خورد و بر طبق چشم‌انداز بیست ساله، ایران کشوری توسعه‌یافته است و ما برای اینکه در مسیر خردورزی حرکت کنیم، باید از عقل، فکر و نظرات همگان بهره بگیریم؛ چراکه «همه‌چیز» در نزد «همگان» است. ما باید از افکار و اندیشه جامعه‌مان بهره‌مند شویم و به راهی که انتخاب کرده‌ایم ادامه دهیم.

عده‌ای می‌خواهند امید را در دل مردم کمرنگ کنند

 رئیس‌جمهور خطاب به حاضران در این جشن، گفت: این جشن، جشن ملتی و مردمی است که همه به آینده خود و کشورشان با امید به صحنه آمده‌اند اما عده‌ای، ولو اندک، با ادوات و ابزار تبلیغی فراوانی می‌خواهند این امید را در دل مردم کمرنگ کنند. بنابراین ما به همه آنهایی که راهی را برگزیده‌اند که با انتخاب مردم در تضاد است، اعلام می‌کنیم و مردم نیز برای همیشه اعلام کرده‌اند که خشونت و افراطی‌گری را قبول نداریم.

روحانی افزود: مردم در خرداد سال گذشته اعلام کردند «یک ملت، یک دولت و یک حکومت». مردم در همه صحنه‌ها گفتند که هیچ گروه و جناحی حق ندارد انقلاب را به نام خود مصادره کند، هیچ جناح و گروهی حق این را هم ندارد که دفاع مقدس را به نفع جناح خود مصادره کند. همچنانکه هیچ جناح و گروهی حق این را ندارد که رهبری نظام را برای خود مصادره کند.

اگر ما امروز قدرتمندانه در جهان حرکت می‌کنیم برای این است که همه می‌دانند این دولت برآمده از رأی ملت ایران است و همه از این ملت و از تاریخ این مردم با عظمت یاد خواهند کرد اما یادمان باشد که اگر می‌خواهیم همه با ادب حرف بزنند، ما هم باید با ادب با دنیا حرف بزنیم.

وی با بیان اینکه "در کشور ما قانون اساسی، رهبری و منافع ملی و آینده کشور متعلق به همه ملت به همه اقوام، مذاهب است"، گفت: ایران ازآنِ همه ایرانیان قلمداد می‌شود و ما به همه اقوام، مذاهب و ادیان همچنین به همه فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها زیر پرچم والای فرهنگ بزرگ ایرانیت و اسلامیت احترام می‌گذاریم.

وعده‌هایمان به مردم را از یاد نبرده‌ایم و نخواهیم برد

رئیس‌جمهور خطاب به ملت ایران نیز گفت: یک سال از روز بزرگ شما یعنی روزی که پای صندوق‌های رأی رفتید و انتخاب کردید، گذشته است. 10 ماه هم از روز ما یعنی روزی که دولت را تشکیل داده‌ایم، می‌گذرد و ما در این مدت هیچ‌گاه وعده‌هایی را که به شما داده‌ایم از یاد نبرده‌ایم و نخواهیم برد.

روحانی با بیان اینکه "اقلیت، محترم است همانطور که اکثریت محترم است"، افزود: اما اقلیت حق ندارد به آنچه که اکثریت تصمیم گرفته بی‌احترامی کند. دولت به عنوان وظیفه، آنچه را به شما وعده داده است، دنبال خواهد کرد؛ البته از دیرباز به ما یاد داده‌اند که "الامور مرهونة باوقاتها". همچنین دولت بر مبنای وعده‌هایی که به مردم در زمینه سیاست خارجی، سیاست داخلی، مسائل فرهنگی و مسائل اقتصادی داده گام‌های بلندی برداشت است اگرچه تا رسیدن به هدف هنوز راهی طولانی پیش رو دارد اما من به عنوان خادم شما مردم و به عنوان کسی که افتخار خدمت‌گذاری را در 24 خرداد به دوش من گذاشتید، اعلام می‌کنم که کاملاً به آینده این کشور امیدوار هستم.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه "دل‌های ما کاملاً محکم است و ما کاملاً متکی به لطف خدا، حمایت مردم و توجه اولیای خداوند و حضرت ولی عصر(عج) هستیم و راه را به پیش خواهیم برد"، افزود: شما امروز عزت ایران و ایران زمین را در سراسر جهان می‌بینید. چهره واقعی ایران برای جهانیان بیش از پیش نمایان شده است. هیچ‌کس در هیچ کشوری نام ایران را با اهانت بر زبان نمی‌آورد. همه به ملت ایران و حتی به دولت به دیده خوبی می‌نگرند و این به دلیل رأی شما مردم است.

وی خاطرنشان کرد: اگر ما امروز قدرتمندانه در جهان حرکت می‌کنیم برای این است که همه می‌دانند این دولت برآمده از رأی ملت ایران است و همه از این ملت و از تاریخ این مردم با عظمت یاد خواهند کرد اما یادمان باشد که اگر می‌خواهیم همه با ادب حرف بزنند، ما هم باید با ادب با دنیا حرف بزنیم.

گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند

رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه "قاطعیت، انقلابی بودن، ایستادگی و عزت به معنای استفاده از لحن ناسالم نیست و سخن ما سخن حُسن و حَسَن و راه ما نیز راه حُسن و حَسَن است"، افزود: مگر ما چه گفته‌ایم که برخی آشفته شده‌اند؟ ما گفتیم فرهنگ ازآنِ مردم است و مردم باید برای تعالی فرهنگ خود قدم بردارند. فرهنگ یعنی آنچه ما با او زندگی می‌کنیم و زندگی خواهیم کرد. مگر بناست کسی فرهنگ را در کپسول بریزد و نسخه‌ای بنویسد تا ما آن را از داروخانه‌ای خریداری کنیم؟ گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند.

وی با تاکید بر اینکه "این دولت بر چنین راهی مصمم است، حال ممکن است کسی خوشش بیاید یا بدش بیاید"، اظهار کرد: با این وجود دولت معتقد است که این کشور ازآنِ مردم است و همه کار را مردم باید انجام دهند. در سیاست، اقتصاد، امنیت و سایر زمینه‌ها مردم باید به صحنه بیایند و در این مسیر دولت همواره حامی و مجری اراده شماست و باید دانست که دولت بر خواست ملی سیطره ندارد بلکه خواست ملی بر دولت سیطره دارد و خواهد داشت.

پیام 24 خرداد، اتحاد، برادری و آشتی بود

تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی درباره مسائل منطقه‌ای

روحانی در بخش دیگر سخنان خود، پیام اتحاد، وفاق، برادری و آشتی را از دیگر پیام‌های انتخابات 24 خرداد عنوان کرد و گفت: بیاییم در کنار هم قرار بگیریم و بدانیم کشور، منطقه و جهان با مشکلات فراوانی مواجه است و من هم بعد از این جلسه به دلیل تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی به خاطر مسائل منطقه در این جلسه حضور خواهم داشت.

رئیس‌جمهور همچنین اظهار کرد:‌ چرا این همه کشتار در منطقه است و چرا در سوریه آرامش نیست؟ خانه‌ها ویران و خون بیگناهان به رود خون تبدیل شده است. چرا در عراق این همه جنگ و کشتار است و یک گروه افراطی به هر نام و نشان و یک گروه تروریستی با مردم چنین می‌کنند؟ امیدوارم که شما آن فیلم را ندیده باشید که آنها دیروز در موصل و حلب چه کردند و چه وحشیانه عمل کردند؛ در حالی که متأسفانه نام خود را مسلمان و راه خود را جهاد می‌نامند. حال باید پرسید پیامبر ما مگر پیامبر عدل، رأفت و رحمت نبود؟

وی یادآور شد: در مدینه در کنار پیامبر(ص)، یهود و نصارا افکار و عقاید خود را داشتند و در کنار حکومت پیامبر همزیستی مسالمت‌آمیزی را پی می‌گرفتند و به راحتی زندگی می‌کردند. مگر در حکومت امیرالمؤمنین اینگونه نبود که وقتی یک مسیحی پیرمرد گرفتار شد، نهیب زدند که او شهروند دنیای اسلام است و چرا کسی یاور او نیست؟ این دین و اسلام ماست و من دچار حیرتم که برخی چطور با تئوری‌های غلط‌شان بذر خشونت را در افکار می‌پاشند و چرا کاری می‌کنند که وحدت و اتحاد و برادری جای خود را به شکاف، نفاق و دورویی دهد. اینها از اختلاف و نفاق چه سودی برده‌اند و چرا می‌خواهند به گذشته برگردند؟

با خشونت، تروریسم و افراط‌گری مبارزه می‌کنیم

روحانی با تاکید بر اینکه "راه گذشته، بازگشتنی نیست"، تاکید کرد: امروز در منطقه متأسفانه خشونت، آدم‌کشی، ترور و آوارگی را در میان مردم مشاهده می‌کنیم و ما به عنوان دولت جمهوری اسلامی ایران این خشونت و ترورها را تحمل نخواهیم کرد و همانطور که در سازمان ملل هم اعلام کرده‌ایم، با خشونت و تروریسم و افراط‌گری در منطقه مبارزه می‌کنیم و البته دشمنان دنیای اسلام و منطقه بیکار ننشسته‌اند و زمینه‌های فراوانی برای نزاع‌های طایفه‌ای و قومی آماده کرده‌اند و این هوشیاری ماست که باید مانع از آن شود.

رئیس‌جمهور در پایان، بار دیگر پیام 24 خرداد را پیام وفاق، اتحاد، محبت، در کنار هم قرار گرفتن و دنبال کردن اهداف بلند دانست و با اشاره به نشست خبری خود در روز 24 خرداد، گفت: من شرح آنچه در 10 ماه پیش گذشته و همچنین برنامه‌های سال 93 را ان‌شاءالله روز شنبه در مصاحبه مطبوعاتی اعلام خواهم کرد



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 | 15:9 | نویسنده : محمد حياتي |

حیات داود

به قلم اصغر کریمی

حیاتْ داوودى ، حیاتْ داوودى، خاندان یا طایفه اى از لرها كه در ناحیه حیات داوودِ دشتستان استان بوشهر در جنوب ایران زندگى مىكنند.
زبان حیات داوودی ها  گویش لرى است و مذهب آنها شیعه است (لاریمر، ج 8، ص 698؛ صفى نژاد، ص 77).حیات داوود ناحیهاى در حاشیه شمالى خلیج فارس است كه از بندر دیلم تا بندر بوشهر و نوارى از اطراف آن مناطق را شامل مىشود (صفى نژاد، ص 63، پانویس 3). بنابراین، قلمرو حیات داوودى، واقع در دشتستان، كوچكترین ناحیه لرنشین است و مرزهاى جنوبى آن به سواحل خلیج فارس منتهى مىشود (همان، ص 77). یكى از بنادر مهم این ناحیه بندر ریگ است (سدیدالسلطنه، ص 499ـ500) كه اعتمادالسلطنه (ج 1، ص 458، 469) قدمت آن را تا دوره اسكندر مقدونى دانسته است.
حیات داوودى یكى از چهار گروه لر بزرگ به شمار آمده است و سه گروه دیگر، لرهاى بختیارى، لرهاى كهگیلویه و لرهاى ممسنى هستند (صفى نژاد، ص 77). ولى آنها اصل خود را از طایفه حیات غیبی هاى خرّم آباد و در نتیجه از لر كوچك مىدانند. شجره حیات غیبی هاى خرّم آبادِ لرستان به پیر شمس الدین على بن محمدبن احمد حیات الغیب مىرسد كه از علماى قدیم لرستان بود و اینك مقبرهاش در دهستان تَشْكَن شهرستان خرّم آباد است. در اوایل دوره صفوى، بخشى از طایفه حیات غیبى از طایفه خود جدا شدند و از دیار خود هجرت كردند و به دشت داوودى رفتند و با تصرف كل ناحیه، آن را بلوك حیات داوود نامیدند و خود را حیات داوودى خواندند (حمیدى، ص 53ـ54). مقدسى در نیمه دوم قرن چهارم (ص 453) از دشت داوودى در یك منزلى گناوه نام برده است.
صفى نژاد (همانجا) حیات داوودیها را، ظاهراً به دلیل لر بودنشان، یكى از طوایف كوچنده و ایلى به شمار آورده و به فعال بودن آنان در جنبشهاى عشایرى سالهاى 1320ش و یكجانشینى امروز آنان اشاراتى كرده است. حمداللّه مستوفى در 730 (ص 550) طایفه داوودى را یكى از طوایف لر كوچك معرفى كرده است. در منابع به كوچندگى و اقتصاد مبتنى بر دامدارى حیات داوودیها اشارهاى نشده است. در دوره ناصرى، حیات داوود ناحیهاى در بلوك دشتستان در شمال بندر بوشهر، به طول پنج فرسخ و به پهناى بیش از یك فرسخ، بوده و از شمال به ناحیه گناوه، از مشرق و جنوب به ناحیه شبانكاره و از مغرب به دریاى فارس محدود مىشده است. مهمترین محصولات آن گندم و جو دیمى و خرما، و قصبه این ناحیه بندر ریگ بوده كه قبل از آبادى بندر بوشهر تاجرنشین دریاى فارس بوده و ضابط و كلانتر این ناحیه، خان علىخان حیاط داوودى نام داشته است (فسائى، ج 2، ص 1296، 1327). لاریمر، كه در حدود 1323/1905 در بوشهر بوده، نوشته كه اقتصاد ناحیه حیات داوود مبتنى بر كشاورزى و پرورش نخل و نیز واردات كالا از بندر ریگ است و براى حمل و نقل كالا در خشكى 350 اسب، 150 قاطر، 250 شتر و 2000 خر دارد (همانجا). وى به كوچنشینان حیات داوودى و اقتصاد دامدارى مبتنى بر كوچنشینى اشارهاى نكرده است. اداره این ناحیه در زمان لاریمر در دست خانهایى از خاندان حیات داوودى بوده است. محل اقامت آنان در بندر ریگ بوده كه دروازه خلیجفارس محسوب مىشده است (همانجا).
سرهنگ دوم لوئیس پلى، نایب كنسول بریتانیا در بوشهر و نماینده سیاسى مقیم در خلیج فارس، در گزارش رسمى خود در 1279 تا 1281/ 1862ـ1864 حیات داوودیها را 975 خانوار ذكر كرده است كه در شانزده شهر و روستا ساكن بودهاند؛ بیشترین آنها در حیات داوود (100 خانوار) و در گناوه ( 150 خانوار) زندگى مىكردهاند (رجوع کنید به پلى، ص 107،130ـ131؛ جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، مقدمه زنگنه، ص 3).
به نوشته لاریمر (ج 8، ص 697ـ698)، مردم ناحیه حیات داوود لرها هستند، اجداد آنها از بهبهان آمدهاند، عده اى از عربها و سادات نیز در آنجا زندگى مىكنند، در آن ناحیه حدود دوازده هزار خانوار شیعه مذهب به سر مى برند كه به گویش لرى سخن مىگویند.
سدیدالسلطنه (متوفى 1320ش؛ همانجا) نیز نوشته است كه حیات داوود بلوكى از دشتستان و مضافات بوشهر است، با 37 روستا و دو بندرگاه (بندر ریگ و بندر گناوه) و حدود سه هزار خانوار كه اقتصادشان مبتنى بر كشاورزى است.
سفیرى (ص 53ـ54) درباره وقایع سالهاى 1335 تا 1339 جنوب ایران، از قول محلی ها نوشته است كه خانهاى حیات داوودى با انگلیسیها مناسبات خوبى داشتند و براى ورود به بوشهر داراى مجوز بودند و برنج و قند و چاى و منسوجات پنبه اى به مقدار كلى مى خریدند و به برازجانیها مى فروختند، ولى وى از ایل یا طایفه حیات داوودى نامى نبرده است.
سیدجعفر حمیدى ذیل طایفه حیات داوود، به توصیف طایفه اى با ساختار منسجم و سنّتهاى ایلى و عشیرهاى و اقتصاد كوچندگى نپرداخته، بلكه از خانها و بزرگان ناحیه حیات داوود سخن گفته و ظاهراً مقصود وى از واژه طایفه، خاندان بوده است (رجوع کنید به حمیدى، ص 53ـ59).
در آمارى كه در 1377ش از عشایر كوچنده ایران تهیه شد، نامى از ایل یا طایفه مستقل حیات داوودى نیامده است.
جد اعلاى خاندان حیات داوودى حسینقلى خان ساكن گناوه بود. در زمان كریمخان زند، قایدحیدر حیات داوودى حاكم گناوه بود. در شورش میرمهنّا* (رجوع کنید به بندر ریگ*) بر كریمخان زند، حیات داوودیها طرفدار كریمخان زند بودند. میرعلى خان حیات داوودى (بندر ریگى) به هنگام فرار لطفعلىخان زند به بوشهر، به او یارى رساند و سپاهیان اعزامى ابراهیم خان كلانتر را شكست داد (حمیدى، ص 55).
حیدرخان حیات داوودى (1245ـ1313) ــكه همزمان با هجوم سوم نیروهاى انگلیسى به بوشهر و اشغال آن در رمضان 1313، ضابط بندر ریگ بودــ سیاسى ترین و مقتدرترین ضابط این طایفه بود. او شیوه حزم و احتیاط در مقابل دشمن و سیاست ملایمت و مذاكره را پیش گرفت و با مبارزان تنگستانى(رئیسعلى دلوارى*، شیخ حسین چاهكوتاهى*، زایر خضرخان اهرمى*) همكارى نكرد. واسموس آلمانى، كه در منطقه حیات داوودیها به سر مىبرد، وقتى مهمان حیدرخان بود، براى فرار از چنگ انگلیسیها از خانه حیدرخان گریخت و در سفر دوم خود، در انتظار مالالتجارهاى كه باید از بصره مى رسید، بازهم در منطقه حیات داوودى مهمان حیدرخان شد و حیدرخان كه به او شك كرده بود دستور بازرسى كالاى رسیده را داد و معلوم شد كه مهمات و سلاحهاى آلمانى است كه بعدها به تفنگ واسموسى معروف شد (همان، ص 62ـ64).
در زمان پهلوى اول، حیدرخان به شیراز تبعید شد و در 1313ش در همانجا درگذشت. حیات داوودیها از 1325ش، كه نهضت فارس شروع شد، تا 1337ش در ناحیه جنوب فعال بودند (همان، ص 65ـ67).
منابع:

 

اعتمادالسلطنه؛ لوئیس پلى، «سفرنامه جنوب ایران»، در جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، گردآورى و ترجمه حسن زنگنه، شیراز : نوید شیراز، 1380ش؛ جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، همان؛ حمداللّه مستوفى، تاریخگزیده؛ جعفر حمیدى، بندرریگ، تهران 1381ش؛ محمدعلى سدیدالسلطنه، سفرنامه سدیدالسلطنه: التدقیق فى سیرالطریق، چاپ احمد اقتدارى، تهران 1362ش؛ فلوریدا سفیرى، پلیس جنوب ایران: اس. پى. آر.، ترجمه منصوره اتحادیه (نظامانى) و منصوره جعفرى فشاركى (رفیعى)، تهران 1364ش؛ جواد صفى نژاد، لرهاى ایران : لر بزرگ، لركوچك، تهران 1381ش؛ حسنبن حسن فسائى، فارسنامه ناصرى، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران 1382ش؛ مقدسى؛ 
J. G. Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, 'Oman, and Central Arabia, Buckinghamshire 1986.
/ اصغر كریمى / 

منبع:وبلاگ لیراوی/جناب آقای خلیفه زاده



تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 | 0:18 | نویسنده : محمد حياتي |
20 نکته را در مسایل زندگی فراموش نکنیم.

 

1- هیچ کس عقل کل نیست: شیطان که فرشته مغرور خداوند بود به تصور دانایی خویش، جاهلانه عمل کرد.

2- با یک بار دیدن یک نفر، قضاوت نکنیم

3 - کارشناس چند رشته نباشیم.

4- سکوت زیاد، نشان شخصیت است؟

5-همیشه فقط حق با ماست؟

6-برای لحظه ای به موضوع فکر کنید که چند بار جمله «من اشتباه کردم حق با شماست» را شنیده اید؟

7- تفریحی، معتاد هیچ چیز نشویم.

8- فقط منافع خودمان را جدی نگیریم.

9- اخلاق را فراموش نکنیم.

10- تغییر از دیگران شروع نخواهد شد.

11- فردای طبیعت را فدای هوس امروزمان نکنیم.

12-دروغ مصلحتی، با هر منطقی مصلحت نیست.

13- اخمو و عصبانی بودن، نشانه وقار نیست: شخصیت خود را از عینک دیگران ببینید. جدی بودن با عصبانی بودن متفاوت است.

14- کمتر حرف درست بزنیم و بیشتر درست عمل کنیم: اظهار نظر نکردن درباره همه موضوعاتی که «می دانیم» یا «نمی دانیم» است! اولین گام خردمندی، تفکر و سکوت است.

15- آخرت خودمان را فدای مصالح سیاسی و خوشایند دیگران خراب نکنیم.

16-اگر شناخت کافی از کسی نداریم از روی اینکه دیگران می گویند نظر ندهیم.

17-برای ترد دیگران  از میدان انگ نچسبانیم.

18- همه چیز را روشن ببینیم از آینده ای که نمی دانیم چه می شود ادرس غلط ندهیم.

19- داور خوبی باشیم و همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینیم.

20- یک روز هم فکر کنیم که کسی به ترازوی ما هم تره نمی کشه......



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 | 16:57 | نویسنده : محمد حياتي |
نامه‌هایی که شاید رئیس جمهور نبیند

وقتی آب زاینده رود باشد اصفهان کل جهان است

      خشک شدن زاینده رود موضوع زنگ انشاء کودکانی است که هر یک به نوعی از رئیس جمهور تقاضا دارند تا تدبیری برای بازگشایی زاینده رود کند برخی ورشکستگی پدران خود و برخی با دعوت از رئیس جمهور و خانواده‌اش خواسته‌اند تا به اصفهان بیاید و حال و هوای این روزهای اصفهان را ببیند.
موضوع زاینده رود و درخواست از رئیس دولت تدبیر و امید برای احیای این رودخانه مسئله‌ای است که این روزها فکر تمام اصفهانی‌ها از کودک و جوان گرفته تا بزرگ‌سال را به خود مشغول کرده است.
اما این مسئله در ناحیه 4 اصفهان موضوع انشاء کودکانی شد که غالبا پدرانشان کشاورز هستند؛ موضوع انشاء "نامه به رئیس جمهور و درخواست آنها از رئیس دولت است".

آری نامه‌ای که کودکان سال تحصیلی 93-92 را با آن آغاز کردند در مهرماه زمانی که از تعطیلات تابستانه به مدرسه رفتند دست به قلم شدند تا با تمام وجود نخستین نامه‌های دوران زندگی خود را برای رئیس جمهور بنویسند نامه‌هایی که البته تاکنون به دست رئیس جمهور نرسیده است.
کودک یکی از همین مدارس بود که به خبرنگار مهر می‌گفت در مهرماه به رئیس جمهور نامه نوشتم و  هنوز که هنوز است خبری از جواب نامه‌ام نشده است.
آری این دانش‌آموزان اصفهانی که غالبا در کلاس سوم و یا چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل هستند هر یک با رویاهای کودکانه خود از رئیس جمهور خواسته اند تا زاینده رود را احیا کند.

از بی‌آبی شهرمان آلوده شده، اصفهانی‌ها مریض شده‌اند، توریستها دیگر به شهر ما نمی‌آیند، پرنده‌های مهاجر هم با اصفهان بی آب قهر کرده‌اند، مردم شهر ما دلمرده و افسرده شده‌اند، اصفهان نصف جهان است اگر زاینده رود باشد کل جهان می‌شود و ... اینها جملات کودکانه‌ای است که می‌خواهند بگویند.
یکی از این دانش آموزان در نامه خود به رئیس جمهور نوشته است: وقتی آب زاینده رود در اصفهان جاری بود پرندگان مهاجر به شهر ما می‌آمدند، توریستها زیاد بودند طبیعت زیبایی داشتیم، هوا پاک بود و آلوده نبود، ولی حالا هوا آلوده و حتی نفس کشیدن هم سخت است.
او در ادامه نامه خود به رئیس جمهور آورده است: وقتی آب زاینده رود نباشد اصفهان نصف جهان است و وقتی آب زاینده رود باشد اصفهان کل جهان است و با  خشکی زاینده رود کشاورزان درآمد مالی ندارند.

علی شجاعی دانش آموز کلاس سوم است او نیز در نامه خود خطاب به رئیس جمهور آورده است وقتی زاینده رود آب داشت بیماری کمتر بود و آثار باستانی ترک نمی‌خورد و گل و گیاه بیشتر داشتیم و توریست‌های بیشتری به اصفهان سفر می‌کردند لطفا آب زاینده رود را برگردانید.
دانش آموز یکی از مدارس دخترانه نیز خطاب به رئیس جمهور آورده است دل ما برای زاینده رود تنگ شده است و گل و گیاه در اصفهان خشک ماهی های زاینده رود کشته شدن و دیگر قایق سواران کار نمی‌کنند و پرندگان مهاجر به اصفهان نمی‌آیند.
هادی از دیگر دانش آموزان کلاس سومی است که خطاب به رئیس جمهور نوشت: ریاست محترم جمهوری ، جناب آقای دکتر روحانی: من از شما می‌خواهم که آب زاینده رود را باز گردانید تا مردم شهر سر حال شوند. من پدرم فوت کرده است این روزها به من و مادرم کمتر حقوق می‌دهند از شما می‌خواهم که حقوق ما را به اندازه قبل بدهید و از شما می‌خواهم که یک ایکس باکس به من بدهید.

فاطمه خواجویی دانش آموز کلاس پنجم است که در نامه خود به رئیس جمهور آورده است: سلام به شما ریاست محترم من یکی از شهروندهای اصفهان هستم و از شما درخواست‌هایی دارم که بر روی کاغذ ذکر می‌کنم. اول از شما می‌خواهم که آب زاینده رود را باز کنید تا توریستها به شهر ما که به قول بعضی ها نصف جهان است بیایند. دوم این که پرنده‌ها دوباره مثل همیشه به شهر ما بازگردند و سوم اینکه آثار تاریخی شهر که در اثر خشکسالی در حال تخریب است دوباره به شکل همیشگی خود بازگردد و چهارم اینکه برای تفریح در کنار زاینده رود برویم و پنجم کسانی که قایق دارند بیایند و درآمدی داشته باشند و کسانی که با ماهی گیری پول در می‌آوردند بیایند و ماهی بگیرند و هفتم اینکه هوای اصفهان خنک تر شود و هشتم بیماری‌ها کم شود و کسانی که نمی‌توانند به شمال و جنوب بروند به زاینده رود بیایید و لذت ببرند و دهم کشاورزی رونق یابد.
محمد شریفیان هم دانش آموز کلاس سوم است او از دکتر روحانی خواسته تا پس از بازگشایی زاینده رود با خانواده به اصفهان بیایید تا ببیند اصفهان چگونه رونق گرفته است.



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 | 16:30 | نویسنده : محمد حياتي |

دستخط فرای در مورد ایران

 فصلنامه بخارا در شماره جدید خود چند نمونه از دستخط ریچارد نلسون فرای ایران شناس برجسته و فقید آمریکایی به زبان فارسی را منتشر کرده است. در دو ماه اخیر بر سر دفن جسد این پژوهشگر در ایران بحث های گسترده ای درگرفت.
فرای در این دستخط ها احساس خود را درباره ایران بیان کرده است.


در متن اول ریچارد فرای نوشته است: در ایران همیشه در یاد من سخانهای [سخن های] رودکی می ماند: هیچ شادی نیست اندر این جهان بهتر از دیدار روی دوستان خیلی خوش حال شدم از بازگشت به وطن خود یعنی ایران زمین و امیدوارم که خدا به من چند سال دیگر [عمر] بدهد برای خدمت ایران. در کوه البرز - ریچارد فرای، ایران دوست/ 3 تیرماه 1383- کوشک- لورا
در متن دوم نیز نوشته است: من همیشه گفتم [گفته ام] که از قدیم دو تا تمدن در منطقه آسای [آسیا] اهمیت داشت. یکی چینی بود و دیگر ایرانی. اما ایران امروز نیست. البته ایران بزرگ بود یعنی از مجارستان تا مغولستان و چین غربی و از هند تا بین النهرین ودر آن سرزمین چند خورده [خرده] فرهنگ مثل ساکا، سُغدی و غیره موجود بودند.  و چنان که مغول ها وابستگی به چین داشت  [داشتند] همچنین ترک ها ارتباط به ایران بود.[با ایرانیان ارتباط داشتند]. محمود کاسغری [کاشغری] نویست [نوشت] کلاه بیدن[بدون] سر و ترک بیدون[بدون] تاجک[ تاجیک] وجود ندارد. ریچارد فرای/ ایران دوست


تاريخ : دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 | 16:5 | نویسنده : محمد حياتي |
  • گسیختن
  • توماس