توصیه‌های رهبر انقلاب به دولت‌مردان تدبیر و امید
 
توصیه‌های رهبر انقلاب به دولت‌مردان
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار که به مناسبت هفته دولت برگزار شد با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، جهت گیری و روحیه انقلابی و طلب رضای الهی را از مهمترین ویژگی‌های این دو شهید بزرگوار دانستند و افزودند: باید همه ما به عنوان مسئولان نظام همواره جهت گیری و روحیه انقلابی را حفظ کنیم و هدف نیز کسب رضای الهی باشد. رهبر انقلاب اسلامی با قدردانی از گزارش رئیس جمهور از عملکرد یکساله دولت یازدهم، گفتند: گزارش عملکرد دولت باید به افکار عمومی ارائه شود تا مردم ضمن اطلاع از اقدامات انجام گرفته، از کارها و برنامه های آینده نیز مطلع شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ارائه گزارش عملکرد، موجب امیدواری مردم به آینده خواهد شد. البته باید دقت شود که در این گزارش ها، آمارها دقیق و بدور از اغراق باشند. ایشان با تأکید بر این‌که یکی از برکات تغییر دولتها و روی کار آمدن دولتها با شعارهای جدید، ایجاد امید در مردم است، افزودند: باید این امید را در مردم حفظ و تقویت کرد که یکی از راههای تقویت آن، اطلاع افکار عمومی از کارهای انجام گرفته، است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: البته امید مردم فقط با ارائه گزارش، تقویت نخواهد شد بلکه مردم به دنبال عمل، و نتیجه عملی، صحبت ها هستند. حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه چند توصیه مهم به دولت داشتند که «کار و فعالیت و خدمت مستمر به مردم» و «پرهیز از حاشیه سازی ها» اولین توصیه به دولتمردان بود. حفظ انسجام درونی و شنیده شدن یک صدا از دولت، دومین توصیه رهبر انقلاب اسلامی بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: باید مراقبت شود تا در سخنان مسئولان دولتی تعارض وجود نداشته باشد و فلسفه تعیین سخنگو هم این است که از دولت صدای واحد در مسائل مختلف شنیده شود. رهبر انقلاب اسلامی در توصیه سوم خود، دولتمردان را به پرهیز از دو قطبی کردن جامعه با شعارها و دعواهای سیاسی سفارش کردند و گفتند: جناح بندیهای سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را به دو قطب تبدیل کرد زیرا این کار موجب دل زدگی و خستگی مردم و شکننده شدن محیط جامعه می شود.
چهارمین توصیه حضرت آیت الله خامنه ای عبور دولت از جناح بندی ها در مسائل سیاسی، بود که ایشان تأکید کردند: علائق اعضای دولت به برخی جناح های سیاسی اشکالی ندارد اما دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح بندیها شوند. ایشان افزودند: در موضوع جناح بندی های سیاسی همواره تأکید بر رفاقت و اُنس با یکدیگر است اما در برخی موارد هم مسئله متفاوت است و باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مسئله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همانگونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصله گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند. حضرت آیت الله خامنه ای توصیه پنجم خود را به رعایت سعه صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه اختصاص دادند و گفتند: آقای رئیس جمهور از برخی انتقادها ناراحتند که البته در برخی موارد هم واقعاً حق با ایشان است و برخی انتقادها، تند و گاهی غیرمنصفانه هستند.
ایشان افزودند: لزومی ندارد که انسان بخواهد به هر مطلب یا انتقادی، پاسخ دهد زیرا در برخی موارد سکوت بهتر است ضمن آنکه هر حرفی هم که بر ضد ما زده شود اینگونه نیست که حتماً در ذهن افراد جامعه تأثیر بگذارد و مورد قبول قرار گیرد. انتقاد باید باشد اما انتقاد باید با لحن خوب و منصفانه باشد و هدف از آن نیز بی آبرویی و سبک کردن طرف مقابل نباشد که این روش قطعاًَ غلط است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: پاسخ به انتقادها هم باید منطقی و با خونسردی داده شود. ایشان با تأکید بر اینکه انتقادهای منصفانه دشمنی نیست، بلکه کمک به دولت است، گفتند: یکی از مسائل بسیار مهم کنونی، آرامش روانی موجود در جامعه است که باید حفظ شود. رعایت انصاف در انتقاد از اقدامات و سیاست‌های دولتهای گذشته، توصیه ششم رهبر انقلاب اسلامی به اعضای دولت بود.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: همواره دولت‌ها نسبت به دوره های گذشته خود منتقد بوده اند که ایرادی هم ندارد اما این انتقاد نباید حالت اغراق آمیز و تخریب پیدا کند زیرا در روحیه مردم تأثیر بد می گذارد و آنان را نسبت به آینده نیز نامطمئن می کند. ایشان با اشاره به برخی اظهارنظرهای مبالغه آمیز و غیرمنصفانه درخصوص دولت های گذشته افزودند: اگر در این اظهار نظرها بی انصافی شود، قطعاً در آینده نیز نسبت به عملکرد ما هم بی انصافی خواهد شد. اگر برخی سیاست ها یا عملکردهای دوره گذشته را قبول نداریم، بهترین شیوه، اصلاح آن در عمل است و این روش، بهتر از اظهار نظر است.
موضع گیری صریح و قاطع در قبال مسائل منطقه ای و بین المللی، هفتمین توصیه رهبر انقلاب اسلامی به دولت بود.حضرت آیت الله خامنه‌ای موضع گیری‌های دولت در یکسال گذشته را خوب ارزیابی کردند و گفتند: موضع گیری صریح و قاطع در مسائلی همچون فلسطین، رژیم صهیونیستی، غزه، سوریه، عراق، تکفیری ها و دخالت های امریکا، به نفع نظام جمهوری اسلامی است و منافاتی هم با زبان دیپلماسی و مذاکره ندارد.
ایشان تأکید کردند: موضع گیری صریح و شفاف درخصوص این مسائل شاکله کلی نظام اسلامی و عقبه راهبردی نظام در میان ملت‌ها را حفظ خواهد کرد. توصیه هشتم رهبر انقلاب اسلامی تأکید بر ادامه پرشتاب رشد علمی کشور و حمایت از شرکت‌های دانش بنیان و نقش تعیین کننده تحقیقات کاربردی و تحقیقات بنیانی بود.حضرت آیت الله خامنه ای طرح نظام سلامت را یکی از اقدامات بسیار خوب دولت یازدهم برشمردند و در توصیه نهم خود گفتند: باید این طرح پشتیبانی شود و ادامه یابد، ضمن آنکه مراقبت شود برخی تصمیم ها، این طرح را به ضد خود تبدیل نکند.
توصیه های بعدی رهبر انقلاب اسلامی به دولت، عمدتاً توصیه های اقتصادی بود. حضرت آیت الله خامنه‌ای در توصیه دهم خود با اشاره به لزوم تکیه بر توان و ظرفیت های داخلی و حمایت از تولید، افزودند: کلید رونق اقتصادی که مورد تأکید رئیس جمهور محترم نیز است، مسئله تولید است.باید با استفاده از ظرفیت های فراوان داخلی، تولید را به حرکت درآورد تا رونق اقتصادی و افزایش صادرات غیرنفتی محقق شود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را برای بالفعل کردن ظرفیت‌های داخلی و به حرکت درآوردن تولید، بسیار مهم دانستند و خاطرنشان کردند: دولت باید بسته سیاست‌های اقتصادی خود را با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تطبیق دهد و مواردی را که غیرمنطبق با این سیاست‌ها است، حذف کند.
ایشان، تثبیت قیمت ارز و کنترل تورم را از اقدامات با ارزش دولت در یکسال گذشته برشمردند و افزودند: نباید به این اقدامات بسنده کرد، زیرا این موارد، قدمهای اول هستند. رهبر انقلاب اسلامی یکی از مشکلات جدی کنونی کشور را بنگاه داری بانک ها دانستند و تأکید کردند: دولت باید این موضوع را بطور جدی پیگیری و حل کند، زیرا بانکها باید در خدمت تولید باشند و اگر در خدمت تولید قرار گیرند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
توجه ویژه به بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی در روستاها توصیه یازدهم حضرت آیت الله خامنه ای به دولت بود. ایشان تأکید کردند: صنایع بخش کشاورزی، یکی از بخش‌های راهبردی است که در همه کشورها به آن کمک ویژه می شود و دولت باید به بخش کشاورزی مساعدت ویژه‌ای داشته باشد. رهبر انقلاب اسلامی همچنین خاطرنشان کردند: راه توسعه روستاها، ایجاد صنایع تبدیلی در روستاها است.
حضرت آیت الله خامنه ای، اهمیت ویژه بخش معدن و ارزش افزوده و اشتغال زایی این بخش را به عنوان توصیه دوازدهم بیان کردند و سپس با اشاره به ضررها و زیان های واردات بی رویه و تاثیر منفی آن بر تولید داخلی ، توصیه سیزدهم خود را به این موضوع اختصاص دادند. رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه موضوع واردات ، فقط از طریق تعرفه حل نخواهد شد، افزودند: دولت باید درخصوص واردات کالاهای غیر ضروری و تجملی سخت گیری بیشتری انجام دهد و اِعمال قدرت کند.
چهاردهمین توصیه رهبر انقلاب اسلامی در خصوص آب کشاورزی بود که حضرت آیت الله خامنه ای ضمن تأیید سیاستهای وزارت نیرو در خصوص آب، گفتند: یکی از راه حل های جدی برای مشکل آب در کشور، صرفه جویی در آب کشاورزی از طریق استفاده از شیوه های نوین آبیاری بویژه آبیاری تحت فشار است. توجه جدی برای تکمیل مسکن مهر، پانزدهمین و آخرین توصیه رهبر انقلاب اسلامی به دولت بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: اگر احتمالا با اصل طرح مسکن مهر و یا نحوه تزریق اعتبارهای بانکی به آن مخالفتی وجود دارد ، اما این را هم بدانیم که اکنون چند میلیون نفر چشم انتظار تکمیل مسکن مهر هستند و باید این کار بطور جدی پیگیری شود و به اتمام برسد. رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود، خطاب به اعضای دولت یازدهم گفتند: به خدا تکیه و به او توکل کنید اگر به کمک خداوند امیدوار باشید، قطعاً پروردگار هم به شما کمک خواهد کرد و این راهم بدانید که موفقیت شما، موفقیت و سرافرازی نظام اسلامی است.
پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، رئیس جمهور، گزارشی از عملکرد یکساله دولت بیان کرد. آقای روحانی با اشاره به تحقق حماسه سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، گفت: تمام تلاش دولت حرکت به سمت ثبات و آرامش در جامعه و امیدوار کردن مردم به آینده‌ی رشد و توسعه کشور بوده است و امروز دولت، مهمترین دستاورد خود را ایجاد همین آرامش و طمأنینه می‌داند.


تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 15:54 | نویسنده : محمد حياتي |
 
گفت‌وگویی منتشر نشده با سیمین بهبهانی
دی ٨٥ بود که سیمین بهبهانی را در چهاردهمین نشست شعرخوانی مجله فرهنگی- هنری «اهورا» به دانشگاه هنر تهران دعوت کردم. مراسم با سخنرانی سیمین بهبهانی و سپس شعرخوانی وی آغاز شد و در ادامه دانشجویان دانشگاه هنر شعر خواندند. پایان مراسم با خواندن غزل معروف وی «دوباره می‌سازمت وطن»، ایشان را تا سردر دانشگاه هنر بدرقه کردیم. این گفت‌وگو حاصل همان دوران است.
 
گفت‌وگویی منتشر نشده با سیمین بهبهانی
قرار بود این گفت‌وگو تمامی دوره‌های زندگی و شعر‌ ایشان را دربر بگیرد و طی دیدارهای متعددی که از ‌سال ٨٥ تا‌ سال ٩٢ با استاد داشتم، اما هرگز امکان گفت‌وگوی مجدد برای پایان این گفت‌وگو فراهم نشد. هربار که برای ادامه گفت‌وگو قرار می‌گذاشتیم سیمین خانم با لبخند همیشگی‌اش آن را به وقت دیگری موکول می‌کردند و با درست‌کردن ناهار و گاه شام، من را میهمان می‌کردند و از هر چیزی غیر از گفت‌وگو حرف می‌زدیم. اینها موجب شد این گفت‌وگو هرگز به پایان نرسد، همچون حضور جاودانه او بر قله‌های ادبیات فارسی، به‌ویژه غزل امروز که او را و غزلش را زنده نگه داشته است تا این ادبیات همچنان راه خود را با همه کارشکنی‌ها و سنگلاخ‌ها بپیماید.
برای شروع این گفت‌وگوی درازآهنگ، مایلم به قبل از ٢٨تیر ١٣٠٦ برگردم. زمانی که پدر شما از نجف به ایران آمدند. از این‌جا شروع کنیم. خانواده‌ پدرم در نجف بودند. پدربزرگ پدرم، مرجع تقلید بودند ولی من هیچ‌وقت در نجف نبودم، زمانی که قضیه‌ بلشویک‌های روسیه پیش می‌آید در آن شورش علیه انگلیس پدرم همراه ١٧نفر دیگر هم‌قسم شدند که قیام کنند و مردم را تحریک و شورش کنند که در آن شورش، فرمانده‌ انگلیس کشته می‌شود. از ١٨نفر هم‌قسم، ١٧نفر را گرفتند و اعدام کردند. پدرم آن زمان ١٨ ساله و در خود نجف بود در چاه‌ها و قنات‌ها‌یی که از زیر خانه‌ها رد می‌شد، چهار شبانه‌روز مخفی می‌شود و چون فرزندزاده‌ یک روحانی بوده، مردم کمکش می‌کردند از چاه بالا آمده لباس عوض کند، خدمتش می‌کردند و دوباره در قنات می‌رفته تا ٤٠ روز به این ترتیب سپری می‌شود تا این‌که فردی برای او یک قطب‌نما و وسایل مورد نیاز را تهیه می‌کند تا او با لباس مبدل به ایران بیاید. او با پای پیاده به کرمانشاه می‌رود و آن‌جا روزنامه‌ای به نام «مرگ» منتشر می‌کند. مطالب آن را خودش می‌نویسد و خودش نیز تدوین می‌کند. این روزنامه در عرض چند ساعت به فروش می‌رسد، شماره‌هایش نایاب می‌شود و در بازار سیاه آن موقع، ٥ تا ١٠ تومان فروش می‌رود.
خودش به تنهایی به‌ کرمانشاه می‌رود؟ بله خودش تنها می‌رود. آن‌موقع ١٨سالش بود و بعد از آن‌جا به تهران می‌آید و با سید‌ضیا که روزنامه «رعد» را داشته، کار می‌کند. سردبیر روزنامه‌ رعد می‌شود، بعد از ٣‌سال روزنامه‌ «اقدام» را چاپ می‌کند، تاریخ دقیق آن در کتاب یحیی‌ آرین‌‌پور موجود است.
پدر شما چندبار تبعید یا زندانی ‌شدند؟ ١٧بار زندانی و تبعید ‌شدند. روزنامه‌های او مرتبا توقیف می‌شدند البته به دلیل قلم تندی بود که داشت.
پدرتان در چه تاریخی سفیر شدند؟ حدود ١٣٣٠ به بعد، سفیر فوق‌العاده محمدرضاشاه در کشورهای عربی و در برخی کشورهای اروپایی بود؛ یمن، مصر و کشورهای عربی... او می‌رفت و نامه و پیام شاه را به آنها می‌رساند. در مورد نوشتن داستان و رمان‌های ایشان لطفا کمی توضیح دهید. پدر من و مشفق کاظمی از اولین کسانی بودند که رمان نوشتند. مشفق کاظمی یک رمان نوشت و بعد پدر من به شیوه‌ رمان‌های غربی چندین کتاب می‌نویسد. روزگار سیاه، پیچک هندی، اسرار شب، انسان انتقام و... سپس تاریخ کوروش را در دو جلد نوشت، پرتو اسلام را در دو جلد ترجمه کرد و بعد ١٤ جلد از تاریخ کامل ابن‌ اثیر را ترجمه کرد و دیگر نرسید تمام کند.
ارتباطش با دکتر مصدق چگونه بود؟ پدر من با مصدق، نوری و چندین نفر دیگر «انجمن یاران» را بنیان نهادند و منجر به تشکیل جبهه‌ ملی شد. پدرم از طرفداران مصدق بود. او به همراه مصدق و چند تن دیگر، ٢٠نفر بودند که هم‌قسم شدند تا این‌که کودتا شد. او جزو یاران مصدق بود.
آشنایی پدر و مادرتان در همین دوران روزنامه‌نگاری بود؟ بله، مادر من یک دختر تحصیل‌کرده و شاعر بود. روزنامه‌ اقدام را می‌خواند و از طرفداران این روزنامه بود. از خانواده‌ مرفهی بود. فرانسه به خوبی صحبت می‌کرد. در خانه مکتب سرخانه و معلم فرانسه داشتند. پدرش امیر تورانی بود. مادرم خیلی باسواد بود و از قرآن، شرعیات و... اطلاعات خوبی داشت، فرانسه را مثل زبان مادری حرف می‌زد. من فرانسه را از مادرم یاد گرفتم. البته به حد او نبودم. او از بچگی، ٢٤ ساعت شبانه‌روز در کنار معلم سوئدی خود بود و با او زندگی می‌کرد، فرانسه را از او یاد می‌گیرد. مادرم برای روزنامه‌ اقدام یک شعر می‌فرستد. پدرم شعر را می‌خواند و خوشش می‌آید که دختری توانسته این شعر را بگوید: «از کوی خائن، لاله‌گون باید نمود/ جاری از هر جوی کشور، جوی خون باید نمود.» شعر او مطابق روز آن زمان بوده و پدرم شیفته‌ این می‌شود که او را ببیند. سپس کسی را برای خواستگاری می‌فرستد و با هم ازدواج می‌کنند. منتها ١٥روز بعد از ازدواج به کرمانشاه تبعید می‌شود.
یعنی پدرتان از نجف به کرمانشاه می‌آید، بعد به تهران و دوباره به کرمانشاه تبعید می‌شود؟ بله، بعد در طول همان مدتی که آن‌جا بوده، «روزگار سیاه» را می‌نویسد. بعد به تهران برمی‌گردد. سپس مادرم من را حامله می‌شود و دو‌سال جدایی بینشان بوده است.
جدایی چند‌سال بعد اتفاق می‌افتد؟ جدایی زمانی بود که من در شکم مادرم بودم. مادرم به خانه‌ پدرش می‌رود و من که سه‌ساله بودم او موفق می‌شود حق طلاق بگیرد.
پدربزرگ پدر شما مرجع تقلید بوده، اما پدرتان گرایش به چپ داشتند. درست است؟ بله، پدرم مانند آنها مذهبی بود، آدمی بود خیلی منطقی و باسواد.
شما دوران ابتدایی و دبیرستان در تهران بودید؟ من در تمام دوران تحصیلم در تهران بودم.
آن زمان شما شعر هم می‌گفتید یا شعری چاپ کرده بودید؟ خیر آن‌زمان من ١٤-١٣ ساله بودم، اما حدود دو- سه شعری، گفته بودم.
شما در دوره‌ دبیرستان گویا با پروین اعتصامی در ارتباط بودید! بله. پروین به منزل ما می‌آمد. پروین شاعر بسیار معروفی بود. کتاب‌هایش معروف بود. دیوانش معروف بود. ملک‌الشعرا مقدمه بر دیوانش نوشته بود. خیلی از شعرهایش خوب بودند.
پس شما از پروین تأثیر می‌گرفتید؟ خب، من آرزو می‌کردم که مانند پروین اعتصامی شوم. به همین دلیل وقتی پروین با مادرش به دیدن مادر من آمدند، مادرم به من اجازه داد در اتاق بنشینم. یک شعر برای پروین خواندم. او خیلی خوشش آمد. متاسفانه همان عید نوروزی که به خانه ما آمد، ١٣ یا ١٤ همان عید پروین مُرد. پروین به حسرت مرد.
چرا شما در رشته‌ خانه‌داری گواهی‌نامه می‌گیرید. آیا آن زمان امکان این‌که در رشته‌ ادبیات گواهی‌نامه بگیرید نبود؟ من بدشانسی آوردم. من کلاس دهم (دوم متوسطه) به مدرسه‌ فانوس رفتم و متاسفانه کلاس علمی آن‌جا تعطیل شد. به مدرسه‌ پرتو جوشیدگان رفتم. مدیرش آقای گلچین و خانمش بودند. این کلاس را داشتند. من باید کلاس علمی می‌رفتم تا دیپلم علمی بگیرم. من و دختر دکتر وزیری، مهوش وزیری، جزو دانش‌آموزان آن‌جا بودیم. شش ماه آن‌جا درس خواندیم. نزدیک تعطیلات عید نوروز، وزارت فرهنگ این کلاس را نیز تعطیل کردند. به مدرسه گفت که واجد شرایط نیستید که این رشته را داشته باشید و در آخر من بدون کلاس ماندم، چیزی هم به آخر‌سال نمانده بود. به ناچار همان‌سال به‌طور متفرقه امتحان خانه‌داری دادم. هم ساده‌تر بود و هم این‌که من شش ماه دروس علمی، فیزیک، شیمی و ریاضی خوانده بودم. مسلط بودم و به این ترتیب گواهینامه‌ خانه‌داری گرفتم. درواقع برای این‌که روحیه‌ام خراب نشود، مادرم این کار را کرد.
شما دانشجوی فعالی بودید و همین فعالیت‌ها موجب اخراج شما در آن زمان شده بود. این فعالیت‌ها چه بودند؟ آن موقع جنگ جهانی بود و رضاشاه حکومت می‌کرد. من با دیپلم خود کنکور دادم و نفر چهارم شدم. به مدت یک‌سال و دو- سه ماه درس خواندم. ‌سال ١٣٢٤ بود و من ‌سال دوم دانشگاه بودم. یک مقاله علیه‌ دکتر جهانشاه صالح و وضع نابسامان دانشکده در روزنامه‌ محمد مسعود نوشته شده بود که حاکی از وضع آشفته‌ دانشکده بود و از دکتر صالح ایراد گرفتند. من از چیزی خبر نداشتم، ولی چون پدر و شوهر مادرم روزنامه‌نگار بودند، فکر کردند این مقاله را من نوشته‌ام. به همین دلیل من را به اتفاق چهار نفر از همکلاسی‌ها احضار کردند. به دفتر که رفتیم ابتدا من را صدا کردند. گفت: ‌ای دختر احمق... این چیزها که نوشتی چیست؟ گفتم من ننوشتم. ولی او باور نکرد. و من اعتراض کردم که حق ندارد با دانشجو این‌گونه رفتار کند و توهین کند و من نیز یک دانشجو هستم و من این مقاله را ننوشته‌ام. به محض این‌که این را گفتم یک کشیده در گوشم زد. من هم یک دختر جوان و خام فکر نکردم او استاد من است. من هم کراوات او را گرفتم و در گوشش زدم. معاون دانشگاه آمد و جنجالی به‌پا شد.
شما در آن زمان با مادرتان زندگی می‌کردید؟ پدرتان را نمی‌دیدید؟ بله. نزد مادرم بودم، به خانه‌ پدرم نیز می‌رفتم و او را می‌دیدم. به‌خاطر آن جنجال هم پدرم و هم شوهر مادرم علیه‌ دکتر صالح شکایت کردند. جنجالی به‌پا شده بود. حزب توده علیه‌ دکتر جهانشاه صالح در خیابان‌ها راه افتاده بودند، چون آن‌زمان یک مقدار با حزب توده فعالیت می‌کردم.
در حزب توده فعال بودید؟ بله. تقریبا یک سالی در میتینگ‌ها شرکت می‌کردم، با بچه‌ها می‌رفتیم. جزو افراد فریادکش‌ها بودم. بعد آنها هم خیلی سخت شروع به انتقاد کردند. مدتی گذشت، سه وزیر آن‌سال کابینه حزب توده بودند، ضمنا آذربایجان به دست پیشه‌وری و... افتاده بود و چون وضع خراب بود، داشتند اینها را بیرون می‌کردند. قبل از آذر بود. وضع حزب توده کمی مختل شده بود به همین دلیل سکوت کردند. من را به همراه چهار نفر دیگر که به دفتر احضار کرده بودند، اخراج کردند. آن چهار نفر اصلا حرفی نزده بودند.
در دورانی که از‌سال ١٣٠٦ تا ١٣٢١ گواهینامه‌تان را گرفتید و از ١٣٢١ تا ١٣٢٥ که ازدواج کردید یا در دوره‌ای که با حزب توده فعالیت داشتید شعری از شما در نشریات آن زمان چاپ شده بود؟ خیر، شعر‌های من چاپ نمی‌شدند. به ندرت، شعر من یک‌بار در روزنامه‌ «نوبهار» ملک‌الشعرای بهار چاپ شد. آن زمان من اصلا کتاب چاپ نکرده بودم.
بنابراین نخستین‌بار شعر شما در مجله‌ ملک‌الشعرای بهار چاپ شد؟ بله. البته گاهی اوقات در روزنامه‌ «آینده‌ ایران» شوهر مادرم نیز چاپ می‌شد. روزنامه‌ پدرم آن موقع توقیف بود.
پس امکان این‌که اشعار شما در روزنامه‌ پدرتان چاپ شود، نبود؟ خیر، اصلا پدرم در روزنامه‌اش شعر چاپ نمی‌کرد. روزنامه او روزنامه‌ سیاسی بود.
آن زمان، شما فقط پروین اعتصامی را که شاعر معروفی بود دیده بودید، با شاعر دیگری ارتباط نداشتید؟ در جلسات شعرخوانی شرکت می‌کردید؟ در خانه‌ ما جلسات شعرخوانی بود. هر شب جمعه، انجمن دانشوران در خانه‌ مادرم و شوهر مادرم بود. من نیز شعر می‌خواندم. ولی بعد از مدتی از آن جلسات خوشم نیامد و کنار کشیدم.
از‌ سال ١٣٢٥ به بعد یعنی دوران پهلوی دوم، شما به‌عنوان دانشجوی سیاسی در چه زمینه‌هایی فعالیت داشتید؟ فقط عضو سازمان جوانان توده بودم. گاهی اوقات نیز شب‌نامه در خانه‌ها می‌انداختیم.
در چه سالی ازدواج کردید؟ ١٣٢٥ از دانشکده اخراج شدم. به فاصله‌ی دو- سه ماه ازدواج کردم.
دیگر راه برگشتی به دانشگاه نداشتید؟ خیر، البته خودم هم نمی‌خواستم برگردم. آن پنج نفر هیچ‌کدام برنگشتند. مهین شقاقی بود، عاطفه امیرابراهیمی، طیبی هیچ‌کدام این کار را نکردیم. عاطفه امیرابراهیمی که بعد‌ها وکیل مجلس شد به لندن رفت و درس خواند. شقاقی جای دیگر.
بعد‌ها امکان درس‌خواندن برای شما فراهم شد؟ من که ازدواج کردم بلافاصله بچه‌دار شدم. دو تا بچه پشت‌سر هم. طی ٥-٤ سالی که بچه‌ها کوچک بودند من دانشکده‌های مختلف می‌رفتم، کنکور می‌دادم، قبول می‌شدم، ولی نمی‌توانستم بروم. تا این‌که در‌سال ١٣٣٦ دانشکده‌ حقوق و دانشکده‌ ادبیات هر دو را قبول شدم. ابتدا به دانشکده‌ ادبیات رفتم، ولی دیدم آن‌جا خیلی از من توقع دارند که خیلی چیزها بدانم. مثلا دکتر معین من را صدا کرد و یک شعر عربی بدون اعراب به من داد بخوانم. توقعات زیادی از من داشتند. به دانشکده‌ حقوق رفتم. چهار سالی که دوره‌ آن بود تمام کردم و لیسانس قضایی گرفتم. سپس از ٧ بهمن ١٣٣٠ وارد آموزش و پرورش شدم و دبیر شدم. به این صورت که شوهرم فرهنگی بود، با او به وزارت فرهنگ همان وزارت آموزش و پرورش رفته بودیم. آن‌جا گفتند یک مدرسه دبیر شیمی ندارد. من هم در مدرسه شیمی خوانده بودم و خوب بلد بودم. گفتم من می‌روم. به من ابلاغ دادند. من آن موقع دیپلم خانه‌داری داشتم. معلم آن مدرسه بچه‌ها و کلاس را رها کرده و آمریکا رفته بود. به این دلیل بچه‌ها معلم نداشتند به من گفتند و من هم گفتم می‌توانم شیمی و فیزیک هشتم و نهم را درس بدهم. خانه‌ ما خیابان گرگان بود و بچه‌ها کوچک بودند و مدرسه‌ ما انتهای منیریه، راه‌آهن بود. مدیر مدرسه من را که دید گفت این خودش مثل شاگردهاست، ولی از روی ناچاري من را قبول کردند. به مدت یک‌‌سال آن‌جا تدریس کردم. خیلی سخت بود، نه از لحاظ درس‌دادن. تا زمانی که درس می‌دادم بچه‌ها ساکت بودند، ولی بعد خیلی شلوغ می‌کردند البته خوب درس می‌دادم. دست پر سر کلاس می‌رفتم و چون خیلی جوان بودم شاگرد‌ها خیلی دوستم داشتند، یک دبیری هم دوستم بود که مشکلاتم را از او می‌پرسیدم. خلاصه یک سالی گذشت و‌ سال بعد نزدیک‌تر رفتم و رسما دبیر وزارت فرهنگ شدم.
همان دبیر شیمی؟ یا تغییر کرد؟ دبیر فیزیک و شیمی بودم، ولی این دفعه گفتم من علاوه بر فیزیک و شیمی، ادبیات نیز می‌توانم تدریس کنم و به این ترتیب نصف طبیعی و نصف فیزیک و شیمی داشتم.
وضعیت دانشگاه‌تان بالاخره چه شد؟ من از ١٣٣٠ تا ١٣٣٦ این‌گونه تدریس کردم. سه سالش رسمی نبودم، قراردادی بودم. بعد از سه سالی رسمی شدم تا این‌که ١٣٣٦ وارد دانشگاه نیز شدم.
در همان دوره‌ای که دبیر بودید یا بعد از دوره‌ دبیری شما بود؟ بله دقیقا همان دوره که دبیر بودم.
ارتباط شما با نیما، شاملو و اخوان چطور بود؟ در‌سال ١٣٣٠ اولین کتاب من به چاپ رسید. در همان دورانی بود که تبلیغ برای صلح زیاد بود و به‌عنوان جایزه‌، کبوتر صلح را اهدا می‌کردند و ما توی میتینگ‌ها می‌رفتیم و از صلح طرفداری و تبلیغ می‌کردیم که من در همان موقع، دو تا شعر گفتم. یکی طولانی و دیگری کوتاه‌تر بود که در همان کتابم چاپ شده بود که محمد عاصمی از من خواست این شعر را برای نیما بخوانم، من نیز خواندم و نیما از این شعر من خوشش آمد و گفت شعر کوتاه من بهتر است، زیرا شاعر امروز باید شعرش را با چهار تا خط عرضه کند و نباید طولانی باشد. و در زمانی که قرار شد جایزه‌ صلح را بدهند به هر کسی که شعر، مقاله یا مطلبی نوشته بود دعوت شدم تا به منزل سعید نفیسی بروم و در آن مجلس نیز نیما و سعید نفیسی جزو داوران بودند و در این مجلس یک جایزه به اخوان داده شد و جایزه‌ بعدی را به من دادند. و من در همان مجلس اولین باری بود که اخوان را می‌دیدم. از کارهای او خوشم آمد و بعدها روابط من با او بیشتر شد.
در آن زمان اخوان، شاملو و آتشی از شاعران مشهور بودند؟ در آن موقع شهرت اخوان و شاملو خیلی زیاد بود، اما آتشی در‌ سال‌هاي ١٣٣٨- ١٣٣٧ شروع به شعرگفتن کرد.
این جایزه‌ صلح از طرف حزب خاصی تدارک دیده شده بود؟ بله، از طرف حزب توده. یعنی از طرف انجمن صلح حزب توده، اصلا تمام این میتینگ‌ها و سروصدا‌ها از طرف حزب توده بود و نفر اول را دعوت می‌کردند، که من قبول نکردم و نرفتم، اخوان هم به بهانه‌‌آوردن شناسنامه‌اش رفت و دیگر برنگشت.
این میتینگ‌ها قبل از ٢٨ مرداد ٣٢ بود یا بعد از آن، چقدر در حمایت‌کردن از مصدق دخیل بود؟ فعالیت‌های ما آن‌طور چشمگیر نبود، یک روزنامه یا شب‌نامه به داخل خانه‌ها بیندازیم در همین حد... و بعد از ٢٨ مرداد هم هیچ یک از توده‌ای‌ها بیرون نیامدند و به ما دستور دادند بیرون نیایید، حرفی نزنید، بعد هم که شاه فرار کرد و مصدق شکست خورد و بعد دوباره سلطنت‌طلبان شاه را آوردند و دوباره اوضاع برگشت و بعد دوباره اعدام‌ها شروع شد که اعدام افسران توده‌ای خیلی وحشتناک بود.
از‌ سال ١٣٢٠ تا ١٣٣٢ که فضای آزادی بود شما گویا تنها یک کتاب چاپ کردید؟ فقط کتاب «سه تار شکسته» را چاپ کردم که شامل شعر و داستان می‌شد.
از آن فضا استفاده می‌کردید که در نشریات شعرتان را چاپ کنید؟ بله، جسته گریخته فعالیت می‌کردم. مثلا چند بار در روزنامه‌ «نُوا» چندین بار شعر چاپ کردم. من آن موقع خیلی جوان بودم. ٢٤ سالم بود. کارهایی که می‌کردم بیشتر از روی بازی بود. بعد از ٢٨ مرداد، تعدادی افسران توده‌ای را کشتند و ما آن موقع فهمیده بودیم که اوضاع چه خبر است. من از آن زمان از حزب توده برگشتم. زهرشان را چشیده بودم. حمایتم کردند و کردند و بعد گفتند معذرت بخواه و برو و سر کلاس بنشین. از طرفی با مصدق ائتلاف کرده بودند. زمانی که مصدق رفت هیچ نوع حمایتی نکردند. ٢٨ مرداد یک توده‌ای بیرون نیامد، فریاد نزد. هیچ کاری نکردند. بعد هم نیمه‌شب به خانه مصدق ریختند و داغان کردند. فردای آن پیروزی ٢٨ مرداد و بعد هم که شاه برگشت و تمام روزنامه‌ها و مجله‌ها را توقیف کردند. هیچ روزنامه‌ای نبود. پس از مدتی کوتاه اطلاعات و کیهان درآمد. دو، سه سالی گذشت تا «سپید و سیاه» و «امید ایران» درآمدند.
شما با امید ایران همکاری داشتید؟ من صفحه‌ ادبیات امید ایران را اداره می‌کردم. تا مدت‌ها که خسته شدم و کنار رفتم تا زمانی که به دانشکده رفتم. سپس مجله‌ «پرواز» و صفحه‌ اول «تهران مصور» را اداره می‌کردم.
٢٨مرداد و آن فضای خفقان بر وقفه میان کار شما یعنی از‌سال ١٣٣٠ تا ١٣٣٥، تاثیرگذار بوده است؟ بله از آن زمان به بعد کار من کار بهتری شد. بین سال‌های ٤٠ و ٥٠ کار من پخته شد. ‌سال ٥١ «رستاخیز» منتشر شد، ١٣٤١ «مرمر» و ‌سال‌های ٣٥ و ٣٦ «جای پا» و «چلچراغ» را منتشر کردم. من دو کتاب را بلافاصله یک‌سال چاپ کردم و بعد دوباره بین مرمر و چلچراغ پنج‌سال وقفه افتاد.
آن زمان دانشکده هم می‌رفتید؟ بله آن موقع خیلی فعالیت داشتم. امید ایران را اداره می‌کردم. بعد پرواز و تهران مصور را اداره می‌کردم. درس می‌خواندم درس می‌دادم. آن روزها سرم خیلی شلوغ بود، نمی‌توانستم زیاد شعر بگویم، ولی باز هم روی شعر خیلی کار کردم. کتاب مرمر محصول پنج سالی است که چاپ نکرده بودم. در عوض مرمر کتابی است که غزل‌های بسیار بسیار زیاد داشت.
از‌ سال ١٣٢٠ تا ١٣٣٠ که اولین مجموعه شعر شما چاپ می‌شود بیشتر گرایش‌های واقع‌گرایانه و رمانتیسیستی داشتید! لطفا اسم روی آن نگذارید. کتاب سه‌تار شکسته، دو داستان به همراه شعرهای من از ١٤سالگی تا‌سال ١٣٣٠ بود. اولین کارم بود. دیگر چاپ هم نکردم. پشیمان هم شدم. چون اولین کارم بود. نقص زیادی نداشت، ولی شعرهایی بود که اغلب آن بچگانه بود.
اتفاقا این برای «آهنگ‌های فراموش‌شده»‌ شاملو پیش می‌آید که بعد‌ها خودش از چاپ آ‌نها پشیمان می‌شود. کار شما رمانتیسیسم صرف نبود؟ خیر، شعر‌های خیلی قشنگ هم داشت. بعضی از آنها را در «جای پا» گذاشتم، یکی داستان‌های آن را در مجموعه داستان‌هایم (کلید و خنجر) چاپ کردم. ذوق داستان‌نویسی داستان کوتاه داشتم. چند داستان هم نوشته بودم. سپس در کار شعر افتادم. این چند‌سال روی نثر خیلی کار کردم، مقاله، داستان کلید و خنجر...
بعد از دوره‌ اول شاعری شما که مجموعه‌ اول شما منتشر می‌شود، دوره‌ دوم شاعری شما ‌سال‌های ٣٥ تا ٤١ است که جای پا، چلچراغ و مرمر منتشر می‌شود. شاید بتوان گفت دوره سوم همزمان با نوآوری می‌شود؟ رستاخیز در ١٣٥٢ منتشر شد. رستاخیز حاصل ١٠‌سال کار من بود. شعرهای نغمه‌ روسپی، معلم و شاگرد دندان مرده و شعرهای جای پا، همگی اجتماعی بودند و بدبختی‌های مردم را نشان می‌داد.
پروین در اولین مجموعه‌ شما تأثیر داشت؟ تاثیر پروین در شعر من خیلی کم‌رنگ بود. فقط از ایده‌های پروین می‌گرفتم، پروین معطوف به طبقه‌ بدبخت جامعه بود، او حس مادرانه داشت. اینها را از او گرفتم، وگرنه من بیشتر دوبیتی کار کردم و دوبیتی نیز تأثیر نیما بود. من در ظاهر و قالب بیشتر به دنبال شیوه‌ نیما رفتم. در انعکاس عواطف رمانتیک و همچنین معطوف به فقر جامعه، پیرو شیوه‌ پروین بودم. در جای پا نیز همین‌طور است. جای پا یک اثر رئالیستی است.
که بیشتر به دردها و مسائل اجتماعی مربوط است؟ بله، ادامه‌ جای پا در چلچراغ است. با این تفاوت که در جایی یا قسمت اول مربوط به مسائل اجتماعی و قسمت دوم مربوط به خودبینی‌هاست و در چلچراغ قسمت اول را عاشقانه‌ها و مسائل اجتماعی را در قسمت دوم گذاشتم. بعد که به مرمر رسیدم بیشتر غزل دارم.
جای پا، ١٣٣٥ منتشر می‌شود. در جای پا از قالب چهارپاره که معمولا کارکردی عاشقانه دارد شما رویکرد اجتماعی به آن دادید، آیا آن متاثر از فضایی بود که در آن قرار داشتید؟ جای پا، ٣٥ منتشر می‌شود. بعد از ٢٨ مرداد، ما دوران بسیار بدی همراه با فقر و بدبختی را سپری کردیم. من به یاد دارم روبه‌روی منزل ما، کارگری با خانواده‌اش در یک اتاق زندگی می‌کرد. شب‌ها که به خانه می‌آمد یک دانه لبو با ٦-٥ عدد نان سنگک می‌آورد و این غذای خودش و بچه‌هایش تا فرداشب بود. این روی من خیلی تأثیر می‌گذاشت. آن زمان،‌ سال‌های ٣٧-٣٦، که در وزارت آموزش و پرورش کار می‌کردم، ماشین قسطی می‌دادند، من نیز قالی‌ام را فروختم و پیش‌قسط ماشین را دادم و آن را خریدم. این بنده خدا که روبه‌روی خانه‌ ما بود، زنش همیشه حامله بود، ولی بیشتر از سه ماه بچه را نمی‌توانست نگه دارد. هر دفعه هم نیمه‌شب در خانه‌ ما را می‌زد که بیا، من مجبور بودم ماشین را بیرون بیاورم و او را به همان بیمارستان زنانی که درس می‌خواندم، پیچ شمیران ببرم، آن‌جا بایستم، او کورتاژ کند، حالش خوب شود و او را در ماشین بگذارم و به خانه بیاورم. منظور این‌که در محیطی بودم که فقر را با استخوانم حس می‌کردم.
شما در کدام منطقه‌ تهران زندگی می‌کردید؟ تهران‌‌ نو، تهران نو به اصطلاح جایی بود که قسطی زمین‌هایش را به فرهنگی‌ها می‌دادند. یادم می‌آید یک قطعه زمین قسطی ماهی ٣٤‌هزار تومان گرفتم. آن‌جا را نیمه‌ساز ساختیم و در آن ساکن شدیم. چون جایی که بودیم اجاره‌نامه زیاد بود. اطراف ما فقیرنشین بودند. اگر زمین، اتاقی، آلونکی بود فقرا می‌آمدند آن‌جا زندگی می‌کردند. آن‌جا من واقعا احساس می‌کردم فقر چقدر بیداد می‌کند و چقدر قیافه‌اش کریه است و از این وضع من بیمار شده بودم. بیماری روانی گرفته بودم. تشنج به من دست می‌داد و عصبی شده بودم. نزد دکتر اعصاب رفتم، گفت پارسال چه کار می‌کردی، گفتم درس می‌دادم. گفت تابستان چطور؟ گفتم بچه زاییده بودم. گفت از ١٧سالگی درس می‌دادی و تابستان هم که وقت استراحت بوده بچه می‌زایی، انتظار داری اعصابت راحت باشد. در دلم گفتم نمی‌دانی من کجا زندگی می‌کنم، چه چیزهایی می‌بینم و این بدبختی‌ها روی شعرهای من تأثیر می‌گذاشتند.
سه‌تار شکسته در فضای آزاد منتشر می‌شود و جای پا در فضای خفقان بعد از کودتا در ٣٥ و چلچراغ هم در ٣٦. وقتی سه‌تار شکسته را نگاه می‌کنیم همه‌ آدم‌های شعر‌ها، رمانتیک، درد‌کشیده و در هجران هستند. این مجموعه شامل داستان و قطعه شعر می‌شود، ولی در جای پا همان تأثیر کودتا شما را وارد حیطه‌ اجتماعی می‌کند، درست است؟ دقیقا همین‌طور است. من از بچگی این روحیه را داشتم که از جامعه جدا نباشم، ولی به قول شما بیشتر به عواطف و جوانی و عشق توجه داشتم.
قالب چهارپاره را که بیشتر رویکرد عاشقانه داشت برای «جای‌ پا» انتخاب کردید؟ می‌توانستم در آن مانور بدهم. مثل نغمه‌ روسپی، رقاصه یا دندان مرده، قافیه زود به زود عوض می‌شد، دو خط به دوخط، دستم باز بود که حرف بزنم.
شعر نو چطور؟ آن زمان شعر نو را دوست نداشتم.
شما در «چلچراغ» قالب‌های متنوع شعری انتخاب می‌کنید، تاثیرات نادرپور، توللی، رحمانی و مشیری هم در این شعر‌ها هست پس حتما در آن زمان نادرپور، رحمانی و مشیری جایگاهی در شعر داشته‌اند که بر شعرهای شما تأثیر گذاشته‌اند؟ حتی حمیدی هم تأثیر بر شعرهای من گذاشته‌، ما همزمان بودیم. من، مشیری، نادرپور، و... همزمان بودیم. معاصر بودیم. من اول با مشیری، نادرپور بعد رویایی دوست شدم. خیلی کم‌سن بودم و اینها خانه‌ ما جمع می‌شدند. ابتدا «جیغ بنفش» هوشنگ ایرانی، سه تا نقاش و... به خانه‌ ما آمدند. یکی یک دانه پیپ دستشان بود، تنه‌ درخت بود، یک لوله به آن چسبانده بودند در آن چیزی ریخته بودند و یک بویی می‌کرد.
ارتباط شما با هوشنگ ایرانی و... برای چه بود؟ ما یک انجمن ادبی نو درست کرده‌ بودیم، یک روز آمدند ببینند این انجمن ادبیات واقعا نو است و به درد آنها می‌خورد یا نه.
در این انجمن ادبیات نو، چه کسانی بودند؟ خودم، شوهرم، دکتر ریاحی، دکتر باستانی‌پاریزی، دانشجویان دانشکده‌ ادبیات و... ما نزدیک دانشکده‌ ادبیات بودیم. استادانی مثل حکمت برایمان سخنرانی می‌کردند و شاباجی خانم برایمان نمایش می‌داد. سید روحانی آن موقع پنج سالش بود، پیانو می‌زد. من از بچگی در محیط فرهنگی، شعر و کتاب بودم. به همین دلیل در شعرهای سه‌تار شکسته، نقص شعری اصلا نمی‌بینید. از لحاظ وزنی، از لحاظ ارتباط کلمات با همدیگر، از لحاظ قافیه. از لحاظ استحکام سطری، هیچ خطایی از من دیده نمی‌شود. من ادبیات تدریس می‌کردم. همچنین عربی را نیز از مادرم و در دانشکده‌ حقوق یاد گرفته بودم. بنابراین دست خالی برای شعر گفتن نیامده بودم.
ادبیات رمانتیک غربی در آثار شما تأثیر گذاشتند؟ درواقع من هیچ‌وقت هیچ تاثیری از ادبیات غربی نگرفتم.
آن دوران ترجمه‌ شعر چطور بود؟ می‌خواندید؟ ترجمه‌ شعر هم می‌خواندم. ولی من کار خودم را می‌کردم. شعر من درواقع مربوط به خود ایران است.
وقفه‌ای پنج‌ساله بین جای پا، چلچراغ و مرمر می‌افتد، فکر می‌کنید چه نوآوری‌ای توانستید در غزل بعد از چلچراغ ایجاد کنید؟ راستش را بخواهید من دیدم در قالب غزل کهن یک آشنایی با سیستم واژگان است که نمی‌شود غیراز آن واژگان چیزی دیگر به کار برد. هر چیزی که می‌خواهی بگویی باید عین سعدی، مولوی و حافظ باشد. بنده هم نمی‌توانستم. بنابراین من آن غزل با قالبش را رها کردم و یک قالب تازه برای خودم آفریدم. یعنی من شعر را با آنچه در ذهنم می‌آید یک پاره‌ای کوتاه می‌گویم اگر آن یاد، خوشایند باشد ادامه می‌دهم، به همان وزن مصراع‌های دیگر را درست می‌کنم. این خودش یک وزن می‌شود


تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 8:18 | نویسنده : محمد حياتي |
 خبرنگاری حرفه‌ای که شب و روز ندارد، عصر ارتباطات به او نیاز وافر دارد، در اطلاع‌رسانی نقشش انکارشدنی نیست باید همواره در پی خبر باشد و با خبر؛ باید با قبول خطر‌های فراوان از مرزها نیز گذر کرده و به واقع «خبرنگاری» کند.

خبرنگار صادقانه می‌نویسد، می‌نویسد برای ساختن فرهنگ غنی، می‌نویسد برای ساختن کشوری آباد و آزاد، برای ساختن بهترین‌ها برای ایران و ایرانی؛ اینان همواره در عمق جامعه زندگی می‌کنند و سلامت فرهنگی و فکری هر جامعه‌ای، مرهون تلاش‌های شبانه‌روزی آنهاست.

روز خبرنگار، روزی است که گویی قلم، این مقدس‌ترین عامل سوگند آسمانی بار دیگر به مظهر درخششی تبدیل شده که حکایت‌گر زندگی تابناک رهپویانی می‌شود که همواره با قلم پیوندی جاودانه بسته‌اند.

خبرنگار آئینه تمام‌نمای جامعه

روز خبرنگار، سرود ماندن در ورطه نوشتن، حکایت پابرجایی در دنیای کلمات و واژه‌ها و عامل تابندگی دگرباره اندیشه‌های انسانی است و خبرنگار آئینه تمام‌نمای جامعه است.

در ایران اسلامی چه در دوره هشت سال دفاع مقدس و چه پس از آن به دفعات شاهد از جان گذشتگی خبرنگاران رشید میهن عزیزمان در امر تهیه واقعیات و دفاع از آزادگی و اسلام بودیم، دفاع مقدس ملت ایران در مقابل تجاوز بیگانه فصلی تأثیر‌گذار در تاریخ این رمز و بوم است که بخشی از آن ماحصل تلاش خبرنگاران، نویسندگان و روزنامه‌نگارانی بود که با هدف اطلاع‌رسانی و نیز انتقال فرهنگ اسلامی انقلابی جبهه، به این معرکه وارد شده بودند.

۱۷ مرداد به یاد «محمود صارمی» خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۷۷ به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان توسط نیروهای افراطی طالبان به شهادت رسید، به‌عنوان روز خبرنگار نام‌گذاری شد.

خبرنگار؛ مدافع افکار عمومی

خبرنگار را باید مدافع افکار عمومی دانست و  خبرنگاران با اطلاع‌رسانی صحیح و به‌روز، نشان داده اند که نقش مؤثر و بسزایی را در پیشرفت جامعه ایفا می‌کنند.

 مسائل و واقعیت‌های اجتماع و تلاش برای بهبود اوضاع جامعه و کمک به توسعه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی با تلاش منطقی و صادقانه اهل قلم معنایی خاص می‌یابد.

 حرفه خبرنگاری بسیار با‌اهمیت و تأثیرگذار است، و خبرنگاران به‌واسطه ارتباط مستمر و دائمی که با مردم دارند، می‌توانند زمینه‌ساز حداکثری حضور و مشارکت‌های مردمی شوند.

در عصر ارتباطات و رسانه‌ها نقش و جایگاه خبرنگار بیش از هر زمانی مهم‌تر و حساس‌تر است و می‌تواند با اطلا‌ع‌رسانی درست، به‌موقع و هدفمند در توازن قدرت در همه زمینه‌های مذکور در مواردی حتی خیلی مؤثرتر از دانشمندان، هنرمندان و سیاستمداران باشد.

 رسالت و پیشه خبرنگاری بسیارخطیر و حساس است و اینکه خبرنگاران قشر فرهیخته جامعه هستند، اهمیت حرفه خبرنگاران در انعکاس نقاط ضعف و قوت جامعه به مسئولان و هوشیار کردن آنان برای خدمت‌رسانی بهینه به مردم است.خبرنگاران ضمن پرهیز از سیاه‌نمایی موجب تقویت حوزه‌های مختلف اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... می‌شود، محمود صارمی تمام ویژگی‌های یک خبرنگار آشنا به حرفه خود از جمله صداقت، شجاعت و تعهد را داشت. 

نقد منصفانه خبرنگاران؛ زمینه‌ساز تقویت روحیه خدمت‌گزاری

 هیچ دستگاهی نباید از نقد منصفانه خبرنگاران مصون بماند،  این عمل باعث تقویت روحیه خدمت‌گزاری و بالا بردن کیفیت ارائه خدمات می‌شود.

اطلاع‌رسانی صحیح و اینکه اخبار و مطالب از مرجع صحیح گرفته و با امانت‌داری کامل به مخاطب انتقال یابد از مهم‌ترین ویژگی‌های یک خبرنگار حرفه‌ای است، چرا‌که نباید اخبار به شکل تحریف شده و یا وارونه برای مخاطب تبیین شود. خبرنگار مسئولیت‌ بزرگی برعهده دارد به‌گونه‌ای باید به انجام وظیفه بپردازد و به‌خوبی آن را به پایان رساند.

رعایت‌نشدن حق خبرنگاران و اصحاب رسانه در جامعه

متاسفانه حق خبرنگاران و اصحاب رسانه در جامعه ما رعایت نمی‌شود، اگر به مشکلات این قشر رسیدگی شود آنان می‌توانند با خیالی آسوده و راحت در جهت منافع نظام قلم بزنند.

خبرنگاران و رسانه‌ها به‌عنوان نماینده افکار عمومی وظیفه خطیری بر‌عهده دارند که باید تحت حمایت ویژه قرار بگیرند، یکسان دیدن تمام اهالی رسانه و مطبوعات، نگاهی است که باید تسری پیدا کند.

 نباید مسئولان بین خبرنگاران تبعیض قائل شوند، نباید بین رسانه‌ای که انتقاد می‌کنند با رسانه‌ای که تعریف می‌کنند فرقی در بحث حمایت وجود داشته باشد، چراکه تبعیض قابل قبول نیست.

همواره باید از نظرات و انتقادهای خبرنگاران برای حل مسائل و مشکلات و توسعه کشور استفاده شود،  خبرنگاران با رعایت ارزش‌های اسلامی نسبت به انعکاس دغدغه‌های کشور با هدف تحقق توسعه تلاش می‌کنند.

 مشکلات جامعه خبرنگاران  در کشور ما را می توان در دو بخش کلی مشکلات محتوای کار رسانه‌ها و مشکلات اقتصادی و معیشتی دسته‌بندی کرد  نبود امنیت شغلی، مشکلات معیشتی و رفاهی، بیمه، بازنشستگی، مسکن و ... از دیگر مشکلات خبرنگاران است.

حوزه خبر جذاب ولی پرمخاطره است، فعالان عرصه خبری یکی از ارکان مهم پیشرفت و توسعه‌یافتگی در هر منطقه هستند.

 خبرنگار می‌تواند غفلت‌های گوناگون در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تمام حوزه‌هایی که ساحت‌های معرفتی بشر با آن درگیر است را مورد توجه قرار داده و آن را به‌عنوان یک رویداد مهم برای جامعه معرفی کند.

 تمام کارکنان و کارمندان نهادهای مختلف از طرق مختلف حمایت می‌شوند ولی روزنامه‌نگاران و خبرنگاران به هیچ وجه از این تسهیلات حمایتی برخوردار نیستند.

درآمد بسیار پایین و نداشتن حقوق ثابت؛ از مشکلات خبرنگاران

درآمد بسیار پایین و نداشتن حقوق ثابت از دیگر مشکلات خبرنگاران برخی رسانه‌های کشور به‌ویژه خبرنگاران حرفه‎ای با چند سال سابقه فعالیت در این عرصه است.

 سطح درآمد خبرنگاران نسبت به دیگر مشاغل به‌شدت پایین‌تر است؛ حقوق خبرنگاران و روزنامه‌نگاران یک‌پنجم سایر مشاغل تخصصی دیگر است که این مسئله در روند زندگی خانوادگی و کار خبری آن‌ها تأثیر نامطلوبی می‌گذارد.

خبرنگاران علاوه بر این که مهندسان افکار عمومی هستند، مهندسان ذهنیت و ذائقه‌ مردم هم به‌شمار می‌روند و روزنامه‌نگاران می‌توانند ذهنیت جامعه را تغییر دهند لذا نسبت به مسئولیتی که بر‌عهده دارند طبیعتاً وظایف و رسالت آن‌ها هم خطیرتر می‌شود.

خبر به گونه‌ای است که رسالت خبرنگاران صرف اطلا‌ع‌رسانی و انتقال خبر نیست و حتی در تصمیم‌سازی‌ها نیز خبرنگاران اثرگذارند،  وقتی روزنامه‌نگار یا خبرنگار به برنامه‌ای دعوت می‌شود به این معناست که اجازه دارد تمامی مطالب عنوان شده در آن جلسه را بدون کم و کاست و با واقعیت بیان و اطلاع‌رسانی کند .

ضرورت حرکت وزارت ارشاد به‌سمت ترمیم معیشتی خبرنگاران

باید وزارت ارشاد به سمت ترمیم معیشتی خبرنگاران حرکت کند که شامل خبرنگاران دولتی و خصوصی نیز می‌شود چنانچه وضعیت موجود در شأن خبرنگاران نیست. 

 این سال‌ها اگرچه فراز و نشیب‌ها موجب شد تا نگاه مسئولان به خبرنگار و مقام و منزلت او در جامعه قدری متحول شود، اما هنوز به‌صورت عملی اقدامی مؤثر در مورد این رویداد مهم و در شأن و منزلت خبرنگار، صورت نگرفته است.

اگرچه خبرنگاری جاذبه‌های خاص خود را دارد اما فراتر از آن مشکلات ویژه‌ای هم پیش روی اهالی این عرصه بویژه در شهرستان‌ها وجود دارد، از مشکلات معیشتی و کمبودهای مالی و غیره که بگذریم از یادمان نمی‌رود رفتار مسئولانی که با مطالب تعریفی و تبلیغات کاذب شیفته خبرنگارند و با انتقادها و بیان نارسایی‌های دستگاه مربوطه این قشر را مزاحمان خود می‌پندارند.



تاريخ : جمعه هفدهم مرداد 1393 | 9:28 | نویسنده : محمد حياتي |
 

دکتر زیبا کلام:
مردم اعتقادی به صداقت انگیزه‌های شما ندارند.
 
 صادق زيباکلام نامه سرگشاده​اي را به محمد باقر قاليباف شهردار تهران نوشت. نامه اعتراضی صادق زیباکلام به شهردار تهران اعتراض به تفکیک جنسیتی در شهرداری به شرح زیر است:
 
مردم اعتقادی به صداقت انگیزه‌های شما ندارند
بسمه تعالی
جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف شهردار معزز پایتخت زیده توفیقاته
با سلام، تصمیم جنابعالی مبنی برجداسازی محیط کار زنان و مردان شاغل در شهرداری تهران با استقبال شماری از اصولگرایان از جمله نزدیک به ۲۰۰ تن از نمایندگان مجلس روبرو گردید. برخی از آنان خواهان تقلید سایر دستگاههای دولتی شده اند.ایکاش جنابعالی در عین حال می توانستید به مردم پایتخت این توضیح را هم می دادید که این تصمیم بر اساس کدام مطالعه و تحقیقات صورت گرفته؟ آیا قبل از اتخاذ این تصمیم جنابعالی دستور دادید تا کارشناسان و نهاد های تحقیقاتی مطالعات و بررسی انجام دهند و نتیجه یافته های آنان حکایت از این می کرد که کار کردن زنان و مردان در کنار یکدیگر دارای تبعات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی است؟
آیا جنابعالی تحقیقاتی را انجام دادید و در نتیجه آن معلوم شد که جدا سازی زنان و مردان باعث افزایش بهره وری می شود؟ آیا مطالعاتی صورت گرفت و نشان داد که ارتباط مستقیمی میان بی اخلاقی ها و ناهنجاری ها در سطح جامعه با کار کردن زنان و مردان در کنار یکدیگر وجود دارد و اگر تفکیک جنسیتی صورت گیرد از دامنه این مفاسد اخلاقی کاسته می شود؟ حاجت به گفتن نیست که نه جنابعالی و نه هیچیک از دیگر طرفداران تفکیک جنسیتی نه هرگز چنین مطالعات و تحقیقاتی انجام داده اند و نه اساسا موضوع تفکیک جنسیتی و ضرورت انجام آن ارتباطی به مسائل واقعی اجتماعی پیدا می کند. انگیزه شما و آنان از ابتداء تا انتها سیاسی است.البته نه جنابعالی نخستین مسئول در ایران هستید که دین خدا را وجه المصالحه امیال و اغراض سیاسی تان قرار می دهید و نه آخرین آن خواهید بود. منتهی اشکال شما این است که تصور می کنید مردم انگیزه، اهداف و مقاصد شما را نمی فهمند و این حرکات را به پای عرق دینی و شریعتمداری شما می گذارند.
نه جناب قالیباف،اگر یک نظر سنجی بعمل می آوردید باورتان نمی شد که حتی اقشار و لایه های سنتی و مذهبی جامعه هم اعتقادی به صداقت و سلامت انگیزه های شما ندارند. نمی دانم چرا شما و رفقای اصولگرایتان فکر می کنید که مردم ادعاهای شما را جدی می گیرند. در عین حال بایستی به استحضارتان برسانم که بر خلاف تصور وانتظارتان، این دست اقدامات و خوش خدمتی هایتان سرسوزنی تغییر در جایگاه تان در نزد اصولگرایان برایتان بدنبال نخواهد آورد.
همانطور که براه انداختن سمفونی محکومیت "فتنه گران" در انتخابات ۲۴ خرداد باعث نشد تا جایگاه شما در میان اصولگرایان ارتقاء پیدا کرده و آنها شما را نامزد اصلی شان در آن انتخابات بنمایند.علیرغم همه بی حرمتی های شما به "فتنه گران" سرانجام اصولگرایان شما را وا نهادند و با سعید جلیلی بیعت کردند. مطمئن باشید نه اقدام به تفکیک جنسیتی و نه هیچ ترفند دیگری از جانب شما بهبودی در تغییر جایگاه شما نزد اصولگرایان بوجود نخواهد آورد و آنان همچنان شما را بعنوان نامزد اصلی شان در انتخابات ریاست جمهوری نخواهند پذیرفت.حاصل این اقدامات و مانورهای انتخاباتی مشابه، تنها باعث بی اعتباری بیشتر شما در نزد اقشار و لایه های فرهیخته و تحصیلکرده جامعه خواهد شد. ایام بکام باد


تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 | 8:26 | نویسنده : محمد حياتي |
 

داعش هم طرح تفکیک جنسیتی راه انداخت
گروه داعش دانشگاه«موصل» عراق را تفکیک جنسیتی کرد
 
 
داعش هم طرح تفکیک جنسیتی راه انداخت
به گزارش سومریه نیوز، یک منبع در دانشگاه موصل گفت که گروه داعش اساتید و روسای دانشکده‌های دانشگاه موصل را در این دانشگاه جمع کرد و به آن‌ها دستور داد که دانشجویان دختر و دانشجویان پسر در دانشگاه موصل باید از هم جدا شوند. این منبع افزود که داعش همچنین به اساتید و روسای دانشکده‌های دانشگاه موصل اطلاع داد که در این دانشگاه باید یک دانشکده پزشکی برای دانشجویان دختر و یک دانشکده پزشکی برای دانشجویان پسر ساخته شود.
وی تصریح کرد که گروه داعش همچنین دستور داد که دانشجویان دختر باید از ۹ صبح تا ۲بعد از ظهر و دانشجویان پسر از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ۶ بعد از ظهر سر کلاس حاضر شوند. این منبع در ادامه تاکید کرد که داعش همچنین دستور داده است که در درس‌های رشته‌های مختلف به ویژه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه موصل تغییراتی باید داده شود. این منبع در ادامه گفت که داعش دستور داده است که نام دانشکده «هنرهای زیبا» در دانشگاه موصل باید به دانشکده «خط و تزئین» تغییر داده شود. گروه تروریستی داعش همچنین از دانشجویان و اساتید دانشگاه موصل خواسته است که فعالیت خود را از ماه سپتامبر آینده آغاز کنند


تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 | 8:18 | نویسنده : محمد حياتي |

آیا خاورمیانه ی جدید دول غربی تحقق می یابد؟؟!!

در چند سال اخیر برای خاورمیانه طرح های مختلفی اعلام شد. اما طرح خاورمیانه جدید غربی ها طرحی بسیار خطر ناک وحساب شده است.

شاید تاریخ صد ساله پیش این منطقه برخی از حوادث را بیان نمایید. روزگاری که در خاورمیانه دوقدرت عثمانی وایران وجود داشتند واختلافات درونی انها موجب نفوذ ودخالت وتجزیه این دولت ها شد در حافظه تاریخ هنوز باشد.ورود پرتقالی ها واشغال جنوب ایران وسرانجام رقابت بین اروپاییان واخراج انها از ایران بیان گر حوادث سالهای بعد منطقه شد.

 انگلستان برای انکه هندوستان را از فرانسه وروسیه دور نگه دارد چه خیانتها وکشتاری که نکرد. از جمله می توان به دخالت وتحریک اقوام علیه یکدیگر.انتخاب افراد ضعیف برای به قدرت رسیدن وحذف نیروهای فعال وباهوش از سیاست وکشور داری .بدتراز همه تجزیه وجدا سازی قسمتهای از ایران برای محافظت از هندوستان.

خاورمیانه همواره برای غربیها مهم بود است.انها دو امپراتوری ایران وعثمانی را تا توانستند ضعیف کردند وسپس انها را تجزیه نمودند جال انکه بیشتر مرزهای این کشورهای جدید را انها طراحی وایجاد کردندواین باعث شد تابرای همیشه بتوانند دراین منطقه نقش فتنه گرانه ای داشته باشند.تجزیه برخی اقوام در دو یا چند کشور همسایه ونیز تجزیه بین مذهبی وایجاد مرزهای شکننده در بین کشورهای خاورمیانه از جمله کارهای غربی ها بود.

کشورهای که ازتجزیه عثمانی درست نمودندامروز طرحی دیگر برای انها درنظر گرفتند به عنوان خاورمیانه جدید.

ایجاد حکومت یهودی دراین منطقه از طرح خطر ناک برای انها است.حال باید کشورهای که تا دیروز حاکمانشان با کمک غربی ها رویه کار می امدند وحمایت می شدند صاحب دموکراسی شوند بحث تغییر حکومتهای انها تا سال۲۰۱۳ طراحی شد ودر برخی اجرا شد.جنگ ایران وعراق ایجاد جبهه عرب وغیرعرب مسلمان وجنگ اعراب با اسرایل همه در راستا همان طرح قدیمی است اختلافات مرزی دربین همه کشورهای خاورمیانه وجود دارد.

با تجزیه سودان پس از چند سال جنگ داخلی وایجاد حوادثی در تونس ومصر واختشاشات مردمی در دیگر کشورهای عربی بهار عربی شکل گرفت بهاری که می رفت تا طرح خاورمیانه را  اجرایی کند اما با به قدرت رسیدن برخی اسلام گرایان معادلات انهارا به هم زدهرچند ابتدا حمایت کردند ولی نگذاشتن این انقلابات در بحرین یمن

مصر وغیره به ثمر برسد.در مصر تونس ولیبی جنگ های قومی ومحلی ایجاد شد به هرحال حوادث در سوریه وبرخی دیگر شکل دیگری پیدا کرد.

انها می خواستند غرب گرایان روی کا بیایند ولی بین مردم جایگاهی نداشتن وموفق نشدند.طرح بعد انها تجزیه این کشورها با ایجاد جنگ فرقه ای وقدمی است تا این کشور ها هرکدام تجزیه شوند وکشورهای که هر کدان از لحاظ وسعت کمتراز اسراییل باشد ایجاد شود.تا بتوانند راحت تر برمنابع انها تسلط پیدا کنند.اگر حکومتهای دست نشانده کنار بروند این منطقه بسوی شرایط عجیب پیش خواهد رفت که برای همه شوک اورخواهد شد حتی پدید اورندگان  انها .

گرایش کشورهای کوجک چگونه خواهد شد؟بحث توسعه طلبی یا برتر ی جوی شکل خواهد گرفت؟ایا انها برای کشورهای همسایه تهدیدی نخواهند شد؟

انچه پید است این تجزیه به صلاح هیچ کدام نیست.چگونه اروپا بسوی یکی شدن می رود ولی خاورمیانه بسوی تجزیه.

امروز می بینید باریکه به اسم غزه دربین تمام مردم دنیا شاخته شدترازبرخی کشورهای منطقه است درحالی که کشوری نیست می شود بلکه استانی است .امروز غزه جنگی می کند که مصر قدرت برتر عرب توان وجرات ان رانداشت. امروزه مردم غزه کاری کردند که دولت مردان سوریه ولبنان سالها مقابل  اسراییل خار وزبون بودن می جنگند همچون کشوری قدرت مند.پس تجزیه کشورهای منطقه نمی تواندراهی برای بقا اسراییل وسیاست های انگلیسی باشد.کوچک شدن کشورها موجب شکل گیری افکار وعقاید جدید وتندرخواهد شد.

هرچند بسیاری از سران عرب ومنطقه جاده صاف کن شدنداین طرح موجب حذف ونابودی انها وکشورهایشان خواهد شد.با امکانات ونیروی انسانی وجوان انها اهداف خودرا پی می گیرند.

پس باید اینگونه طرح هارا طرح خاورمیانه عجیب نامیدچراکه هر تغییر درمنطقه بصورتی دیگر که خلاف طرح اصلی است ایجاد می شود.



تاريخ : یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 | 1:15 | نویسنده : محمد حياتي |

در 8 سال دوره احمدی‌نژاد به اندازه تمام تاریخ ایران فسادانجام شد،

یک فعال سیاسی اصولگرا تاکید کرد: احمدی‌نژاد باید حتما محاکمه شود. من نمی‌دانم چرا تاکنون نظام ما داغ خیانت را به پیشانی احمدی‌نژاد نزده است در حالیکه او باید بیاید و پاسخ دهد که درآمد نفتی این دوران را چه کار کرده است.

اظهارات تند يك اصولگرا عليه احمدی‌نژاد و دولتش
احمد کریمی اصفهانی در گفت‌وگو با ایلنا، با اشاره به نامه دفتر احمدی‌نژاد به رئیس کل بانک مرکزی و درخواست وی جهت انتشار رسمی و عمومی تمامی اطلاعات در خصوص هر نوع درخواست، مبلغ، تاریخ و بانک‌های مرتبط در پرداخت هرگونه تسهیلات به شخص وی و یا اطرافیانش از سوی بانک مرکزیدر خصوص اعلام لیست بدهکاران بانکی عنوان کرد: احمدی‌نژاد در اینکه سفید را سیاه نشان بدهد و برعکس مهارت خاصی دارد. اگر اقرارهای او طی سال‌های گذشته را از آرشیو در بیاوریم می‌بینیم که احمدی‌نژاد تنها با بلوف و تهمت و بی‌آبرو کردن مردم دولت خود را گذراند. وی با تاکید بر اینکه احمدی‌نژاد هیچگاه سعی نکرد مسائل اخلاقی را رعایت کند، گفت: دیوار حاشای او بسیار بلند است. تخلفات، مفاسد اقتصادی و سوءاستفاده‌هایی که در دولت وی شد، در هیچ دولتی سابقه نداشت و این تخلفات جایی برای انکار ندارد.
این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه در 8 سال دوره احمدی‌نژاد به اندازه تمام تاریخ ایران فسادانجام شد، گفت: علاوه بر این او بیش از 2000 قانون را که مجری آن بود، رعایت نکرد. تخلفاتی همچون تامین اجتماعی و فساد 3 هزار میلیاردی دیگر سوزن نیست که او بتواند آن را در جیب خود پنهان کند. کریمی اصفهانی با اشاره به اینکه احمدی‌نژاد در این 8 سال چیزی جز هیاهو تحویل مردم نداد، گفت: نوع تخلفات او در موارد متعدد بی‌شمار است. مشخص نیست که وی با این کار خود می‌خواهد چه استفاده‌ای کند. وی افزود: احمدی‌نژاد می‌خواهد به عوام‌فریبی‌های خود همچنان ادامه دهد. اما او دیگر در جایگاهی نیست که بانک مرکزی وظیفه پاسخگویی به او را داشته باشد. اما او می‌خواهد با این کار جنجال به پا کند که من لیست بدهکاران را خواستم و آنها ندادند. طبیعی است که احمدی‌نژاد پستی ندارد که بخواهد این درخواست را داشته باشد و تا زمانی که دارای پست و مقام بود این تخلفات را رفع و رجوع نکرد.
کریمی اصفهانی هدف احمدي نژاد از انجام این اقدامات را بازگشت به قدرت توصیف کرد و گفت: مردم ما دیگر می‌دانند که احمدی‌نژاد چه کاره است و به حضور او در عرصه سیاسی تن نخواهند داد. حتی در دعوت افطاری او در ماه رمضان نیز تعداد انگشت شماری از وزرای دولتش به این مراسم رفتند. مشخص است که این آش به قدری شور بوده که صدای آشپزها نیز درآمده است. متاسفانه حافظه تاریخی مردم ما گهگاهی دچار اشتباه می‌شود. اما حافظه تاریخ آنقدر هم فراموش‌شدنی نیست که تخلفات احمدی‌نژاد را از یاد ببرد. برای همین قطعا زمینه بازگشت او به قدرت وجود نخواهد داشت. متاسفانه در این هشت سال هیچ گاه مسئولان نظام هم از احمدی‌نژاد سوال نکردند که این 500 میلیارد را چکار کردی. خوشبینانه این است که اگر این مبالغ را میل نکرده باشد، حتما آن را با سوءمدیریت خود حیف کرده است.
وی با تاکید بر اینکه احمدی‌نژاد باید حتما محاکمه شود، گفت: متاسفانه در نظام ما سیستم تنبیه و تشویق وجود ندارد و این باعث می‌شود که فرد متخلف به فساد ترغیب ‌شود و فرد درستکار از انجام کار درست سرد می‌شود. کریمی اصفهانی با اشاره آیات قرآن در خصوص بر اینکه باید داغ خیانت را به پیشانی خائن زد، گفت: همه قوا  وظیفه دارند اگر پولی از بیت‌المال به یغما رفته است، آن را پیگیری کنند.


تاريخ : شنبه یازدهم مرداد 1393 | 17:50 | نویسنده : محمد حياتي |

کاروانسراهای شاه عباس در حال ویرانی     

زندگي كردن در استان بزرگي چون اصفهان اين را مي طلبد در اين چند روزه ي عمر تا آنجا كه امكان دارد بايد سري به جاذبه ها و اماكن گردشگري الخصوص اماكن تاريخي كه پيشينه و هويت ماايرانیان را اثبات مي كند  زد .

حيف است در اصفهان باشي و دست روي دست گذاشت  جاذبه ي گردشگري و اماكن تاريخي در اين استان پهناور خیلی زیاد است كه اگر در تمام طول سال هم برنامه ريزي كني آخرش كم خواهي آورد .بهمين علت من نيز علاقه ي وافري به دیدن اينگونه اماكن تاريخي كشورم دارم و اين علاقه خاص من هم نيست و قطعا شما دوستان نيز اين مهم را در مخيله ي خويش داريد.

چند روز پیش باتفاق چند تن از دوستان راهي شهر ميمه و وزوان شديم .در اين منطقه به لطف آفريدگار هستي  آب هاي روان و گوارا و چشمه ها و قنات هاي متعدد را مشاهده مي كني .از سمت شرق شهر وزوان كه به طرف كوه ها و تپه ها گذر مي كني در مسير به روستاهاي متعدد بر مي خوري كه همه سر سبز و بهاري و همه ي مردم به نوعي در امر كشاورزي و باغداري و دامداري فعاليت دارند .

کاروانسرای سفیدآب

  مطلب بسيار مهمي كه در اين سفر  يك روزه توجه من و دوستانم را بخويش جلب كرد اين بود كه در مسير  راه شاهي و تاريخي كشور ما ايران سربلند كاروانسراهاي بسيار زيبا و ديدني را مي بيني آما چه ديدني شما بگوئيد خرابه هاي شام كه همه و همه در حال ويران شدن.

همانطوريكه  مي دانيدکمتر شهری را در ایران می توان پیدا کرد که بزرگ باشد و ردی از کاروانسراهای شاه عباسی در آن به چشم نخورد. کاروانسراهایی که به دستور شاه عباس صفوی ساخته شدند و اگر بنا به مقایسه بود، می شد عبارت کاروانسراهای زنجیره ای شاه عباسی را در مقابل هتل های زنجیره ای هیلتون برای آنها به کار برد!

این کاروانسرا ها که استراحتگاه کاروان های عازم راه ابریشم بوده چه بسيار زيبا و ديدني مي باشند اما حيف و هزاران حيف و افسوس كه اين آثار تاريخي يكي پس از ديگري در حال نابود شدن مي باشند و انگار كه نه انگار اينگونه اماكن تاريخي هيچ صاحبي ندارند كه هر از گاهي دستي به سر و صورت آنها بكشند تا ازبين نروند همين آثار و ابنيه اي تاريخي ما هستند كه تمدن چندين هزار ساله ي ايران متمدن ما را به رخ جهانيان مي كشانند.

کاروانسرای سفیدآب

وقتي وارد اينگونه اماكن تاريخي مي  شوي موي بدنت سيخ مي شود كه خدايا با نبود كمترين امكانات ساخت و ساز آن روز اين كاروانسراها با چه هنر زيبا و قشنگي بعد از چندين هزار سال و بر اثر فرسايش باد و باران و عوامل طبعيت همچنان محكم و استوار ايستاده اند اما چه ايستادني !!!!!!!!!!

آيا سزاوار است اينگونه اماكن تاريخي  در كشور كه بدست حاكمان ايران كهن ساخته شده اند و نشان ملي و ميهني ما ايرانيان مي باشند اين چنين ازبين بروند ؟؟؟!!!

آيا سازمان ميراث فرهنگي كشور ما هزينه يك كاه گل معمولي ندارند و یا نمی خواهند كه اين مكان ها را ترميم و باسازي نمايند؟؟؟!!!

چگونه مي خواهيم  اينگونه آثار تاريخي را كه نشان پيشينيان ما هستند دو دستي تحويل نسل هاي آينده بدهيم ؟؟؟!!! آيا خجل و سرافكنده نمي شويم كه اينچنين با ميراث هاي گرانبهاي گذشتگان خويش بر خورد داشته ايم . زجرآورتر اینه که بسیاری از این کاروان سراها تبدیل به محل پارکینگ خودروهای سنگین و نگهداری احشام اهلی و انبار علوفه و....شده اند .کاروانسرای سفیدآب



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 16:16 | نویسنده : محمد حياتي |

 

واکنش آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان  به گل پیروزی کشورش بر تیم آرژانتین.

لحظه گل تیم آلمان و واکنش خانم صدر اعظم(عکس)


تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 15:56 | نویسنده : محمد حياتي |
 

آنان که آبروریزی شریفی نیا در برزیل را ندیدند

 با آغاز سال جدید ، پیش از آنکه خبرنگاران ورزشی وارد حواشی بازی های جام جهانی شوند ، خبرنگاران هنری و سینمایی خود را در میانه این میدان یافتند. خبری که از اعزام چهل بازیگر و هنرپیشه به برزیل حکایت داشت و گفته می شد که قرار است آنان به همراه 60 ورزشکار دیگر مستندی با عنوان یار دوازدهم را برای شبکه نمایش خانگی تولید کنند که البته پس از آن به دلیل آنچه که آن را به بد قولی اسپانسر و ... نسبت دادند سفر 60 ورزشکار به برزیل منتفی شد و سید جواد هاشمی در مقام تهیه کننده حدود 20 بازیگر را با خود به برزیل برد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی تدبیر24 ، سفر بازیگران به برزیل از همان ابتدا با حاشیه ها و تغییرات گسترده ای آغاز شد ، یک روز خبر از سفر محمدرضا گلزار و لیلا بلوکات و ... به جام جهانی داده شود و روز بعد خبر لغو این سفرها به گوش رسید ، برخی از بازیگران منصرف شده علت انصرافشان را حواشی و فشارهای پیش آمده در پی سفرشان به برزیل اعلام کردند و احتمالا منظورشان نقدهایی بود که درباره هرینه کرد سفر در رسانه ها و افکار عمومی مطرح می شد ، چراکه برخی از شهروندان و رسانه ها معتقد بودند که دلیلی ندارد چند بازیگر با پول بیت المال به جام جهانی بروند.

سر انجام پس از این حواشی، گروهی از بازیگران و هنرمندان که در میانشان محسن تنابنده، محمدرضا شریفی‌نیا، مهراب قاسم‌خانی، بابک اردلان، سام درخشانی، فاطمه گودرزی، لیندا کیانی، امیرحسین صدیق، پژمان جمشیدی، رضا یزدانی، سیدجواد هاشمی، مسعود پاکدل، مهران غفوریان، سیاوش خیرابی، سیروس عبدلی، کامران تفتی، نرگس محمدی، حسام نواب‌صفوی و... به چشم می خورد راهی برزیل شدند تا در مستندی به تهیه کنندگی سید جواد هاشمی و کارگردانی محمد حسین لطیفی حضور داشته باشند.

پس از این سفر اما نقدهای دیگری متوجه پوشش بازیگران در این سفر شد ، انتقاداتی که با واکنش تند محراب قاسمخانی روبه رو شد و او در نوشتاری ضمن پاسخ به این موارد گفت که خود را نماینده ایران در برزیل نمی داند و هر طور که بخواهد لباس می پوشد . در ادامه بازی شگفت انگیز ایران در مقابل آرژانتین از شدت این انتقادات کم کرد تا اینکه چندی پیش تصویری از محمدرضا شریفی نیا ، نرگس محمدی ، مهران غفوریان و لیندا کیانی در شبکه های مجازی منتشر شد. این عکس مربوط به تابلویی می شد که افراد با قرار دادن صورت خود در جای خالی چهره تصویر عکسی یادگاری با آن پوشش می گرفتند و نحوه پوشش ها نیز طوری بود که قرار گرفتن صورت فرد در آن باعث ترکیبی خنده دار برای افراد شود.

محمدرضا شریفی نیا بازیگر فیلم های مسعود ده نمکی و نرگس محمدی نیز دست به همین کار زده و در جایگاه دو بازیگر مطرح کشور چنین تصاویری را از خود ثبت کردند ، شریفی نیا چهره خود را به جای زنی تمام عریان قرار داد و چند عکس از وی ثبت شد.

این عکس به سرعت در شبکه های مجازی انتشار داده شد و حتی در برخی از رسانه های داخلی نیز بازنشر داده شد اما جای تاسف اینجاست که امپراطوری رسانه های جریان افراط بار دیگر چشمانش را درمقابل این اقدام بست و کوچکترین به اشاره ای به آن نداشت. این موضوع در نگاه اول می تواند نشانگر بلوغ عقلی و اخلاقی مدیران برخی از این رسانه ها باشد و این تعبیر از آن شود که خبرنگاران این رسانه ها بالاخره یاد گرفته اند که در زندگی خصوصی شهروندان و افراد سرشناس هنری ، سیاسی و ... دخالت نکنند. اما روی دیگر آن بیانگر همان سیاست یک بام و دو هوای افراطی هاست.

چند سال پیش زمانی که اصغر فرهادی با کسب نخسین اسکار برای سینمای ایران ، پرچم کشورمان را بر فراز ایالت متحده بر افراشته بود ، خبرگزاری فارس و رسانه های زنجیره ای تغذیه کننده از آن با یادآوری حرکت گلشیفته فراهانی در کلیپ فیگارو به طور تلویحی به وی هشدار داد که مراقب باشد چند سال دیگر لیلا حاتمی به سرنوشت گلشیفته دچار نشود.

مدتی بعد پوشش همین بازیگر در جشنواره ای خارجی دوباره از سوی همین جریان رسانه ای مورد هجمه قرار گرفت و حتی کار را به جایی کشاند که یکی از مقامات پلیس ایران از پیگیری بدحجابی بازیگران زن در جشنواره های خارجی از سوی اینترپل خبر داد و بسیاری از شخصیت های سیاسی همسو با این جریان فریاد وااسلاما سر دادند که کشور از دست رفت! آخرین حاشیه سازی برای این بازیگر پر افتخار کشورمان نیز به بیش از یک ماه پیش باز می گردد ، زماتی که لیلا حاتمی در افتتاحیه جشنواره فیلم کن به عنوان داور حاضر شد و باژیل ژاکوب رییس نود ساله فستیوال کن دیده بوسی کرد. پس از این ماجرا رسانه های مدعی ارزش چنان هجمه ای را علیه این بازیگر کلید زدند که گویی همسر علی مصفا و دختر سعدی سینمای ایران در فیلمی مستهجن ایفای نقش کرده و در آن چه هتاکی به جمهوری اسلامی ایران و دین مبین اسلام شده است! متاسفانه برخی از مسئولان نیز با تعریفی که خبرنگاران مدعی ارزش ارائه کردن بدون دیدن آن صحنه به قضاوت و اظهارنر در این خصوص پرداخته و جو سنگینی علیه لیلا حاتمی ایجاد شد تا جایی که او با انتشار یادداشتی به ارائه توضیحاتی در این خصوص پرداخت.

این برخورد دوگانه پیش از این نیز مسبوق به سابقه بوده است ، این رسانه ها برخورد نوک انگشتان دست سید محمد خاتمی با دختر 14 ساله مسیحی در ایتالیا را نشانه فساد و بی بند وباری رییس جمهور وقت می دانستند اما در مقابل به آغوش کشیدن مادر هوگو چاوز و بوسیدن وی از سوی احمدی نژاد را که فیلم آن نیز در رسانه ها منتشر شده بود، فوتوشاپ خوانده و به سادگی از کنار آن عبور کردند.

به نظر می رسد سکوت این رسانه ها نیز ناشی از همن موضوع باشد ، شریفی نیا و حاتمی هر دو بازیگرند ، حاتمی در موقعیتی انجام شده و شریفی نیا در موقعیتی ارادی دست به این کار زدند وصرف نظر از اینکه کدام یک با پول بیت المال و به عنوان نماینده فرهنگی ایران در فرانسه یا برزیل حاضر شده اند، جای این پرسش برای مخاطبان رسانه ها باقی است که این سیاست یک بام و دو هوا از کجا ناشی می شود و چرا که بد یک عده بد نیست و انجام همانکار از سوی فردی دیگر بد است؟ چرا بر فرض اگر خبرگزاری فارس در شعری به پیامبران الهی توهین کند مورد تقبیه نیست اما اگر روزنامه آسمان اشتباهی سهوی انجام دهد مستوجب توقیف فوری است؟!! و بسیاری قیاس و رفتار دوگانه دیگر که در ذهن شهروندان مطرح می شود.



تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393 | 17:49 | نویسنده : محمد حياتي |

طی حکمی از سوی مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان کریم کمال از فرهنگیان خوشفکر و خوشنام شهرستان شاهین شهر در مراسمی در محل اداره ی آموزش و پرورش این شهرستان به سمت مدیریت آموزش و پرورش شهرستان شاهین شهر و میمه منصوب شد.

ما نیز به نوبه ی خود این انتصاب بجا و شایسته را محضر برادر عزیز و ارجمندمان جناب آقای کمال صمیمانه تبریک می گوئیم و برای ایشان در دولت تدبیر و امید در سنگر مقدس آموزش و پرورش شهرستان آرزوی موفقیت را از خداوند سبحان طلب می کنیم.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 | 15:23 | نویسنده : محمد حياتي |
دکتر روحانی:وعده‌هایمان به مردم را از یاد نبرده‌ایم و نخواهیم برد

رئیس‌جمهور با بیان این که "سخن ما حُسن و حَسَن و راه ما نیز راه حُسن و حَسَن است"، گفت: مگر ما چه گفته‌ایم که برخی آشفته شده‌اند؟ ما گفتیم فرهنگ ازآنِ مردم است و مردم باید برای تعالی و تلاش خود قدم بردارند. گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند.

 حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در مراسم «جشن انتظار و امید» که با حضور نمایندگان اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد امام زمان(عج) و همزمانی با سالگرد انتخابات 24 خرداد برگزار شد، افزود: ما منتظریم؛ منتظر روزی که امام زمان(عج) بیاید و افراط‌ها را برای همیشه پایان دهد و پرچم اعتدال، عدالت و پیشرفت و رفاه و بهبود زندگی مردم را برافراشته کند.

وی ادامه داد: ما همه منتظر روز موعودیم و امیدواریم؛ البته منتظری که گوشه‌ای بنشیند و زانوی غم بغل بگیرد و تحرکی نداشته باشد، انتظارش جانسوز و جانکاه خواهد بود اما منتظری که تلاش می‌کند و زمینه را برای حضور همه آن وعده‌های آسمانی و شرایط را برای عدل و عدالت و انصاف آماده می‌کند، انتظارش امیدبخش است و به جامعه نشاط می‌دهد.

مگر ما چه گفته‌ایم که برخی آشفته شده‌اند؟ ما گفتیم فرهنگ ازآنِ مردم است و مردم باید برای تعالی و تلاش خود قدم بردارند. گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند.

 

به نوشته ی ایسنا، روحانی در ادامه گفت: او (حضرت مهدی)، امام عدل، عدالت و فرمانروای اعتدال است و خواهد آمد که مردم در کنار هم بهترین هم‌زیستی و زندگی شکوهمند انسانی را تجربه کنند و چه زیباست که انسان ایام ولادت و جشن بزرگ انتظار او با روزهای امید، حضور و شکوه این مردم و زمانی که پرچم عزت و اعتدال در این سرزمین برافراشته شده یکسان است.

رئیس‌جمهور با بیان این که "ما همه منتظر روز موعودیم و به آن روز امیدواریم"، افزود: البته منتظری که گوشه‌ای بنشیند و زانوی غم در بغل بگیرد و تحرکی نداشته باشد، انتظارش جانسوز و جانکاه خواهد بود اما منتظری که تلاش می‌کند و زمینه را برای حضور همه آن وعده‌های آسمانی آمده و شرایط را برای عدل، عدالت و انصاف فراهم می‌کند، انتظاری امیدبخش، فرح‌بخش و روح‌بخش دارد و به جامعه نجات و تحرک می‌بخشد.

روحانی یادآور شد: ما از سال 43 در انتظار فرج و بازگشت امام به سرزمینمان بوده‌ایم اما این انتظار نتوانست آن امیدهامان را محقق کند تا روزی که مردم با شور و ایثار به صحنه آمدند و خیابان‌ها را پر کردند و با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ایران، زمینه را برای آن حضور آماده کردند.

از خرداد سال گذشته ملت ما با دست و زبان توانمندش خرافه‌ها را زدود و در برابر خرافه‌گرایان، از امام عصر(عج) عذرخواهی کرد.

وی با بیان اینکه "این انتظار و انتظار در برهه‌های زمانی دیگر در آن سال‌ها، انتظاری فعالانه، کنش‌گرانه و توأم با حرکت بود"، اظهار کرد: چنین انتظاری توانست گشایش فراهم کند و راه را برای طلوع خورشید مغرب زمین آماده سازد و در 12 بهمن 57 موجب آمدن بوی عطر در این سرزمین شود.

رئیس‌جمهور ادامه داد: ما اگر منتظر واقعی باشیم و اگر عقل، خرد، اندیشه، درک و فهم شناخت در جامعه و سراسر اذهان مردم را فرا بگیرد، آن روز همانند دوران ظهور خواهد شد و ما او را خواهیم دید، اما باید خود از پشت دیوار غیبت خارج شویم؛ چراکه امام زمانمان هم‌اکنون حاضر است و این ماییم که به پشت دیوار خزیده‌ایم و لازم است با فهم و عقل و معرفتمان آنگونه که امام سجاد(ع) فرمودند، نگاهمان نگاهی همانند به المنزلةالمشاهده باشد.

مردم نشاطی آفریدند که خرداد، گویی خرداد دیگری است

روحانی با اشاره به ایستادگی‌های ملت، خاطرنشان کرد: به غیر از 12 بهمن و پیروزی 22 بهمن و شکوه‌هایی که در هشت سال دفاع مقدس آفریدیم و همچنین صدها افتخار دیگر در سال گذشته در همین ایام، باید پرسید سال گذشته ایران چه کرد؟ همان ملتی که ماه‌ها قبل ناامیدی سراسر جامعه‌اش را فرا گرفته بود و بسیاری از مردم می‌گفتند مگر انتخابات هم تأثیر و فایده دارد؟ حتی به خود من می‌گفتند تو چرا به صحنه آمدی و ثبت‌نام کردی و از این شهر به آن شهر سفر می‌کنی؟ مگر کشور را نمی‌شناسی و مگر نمی‌دانی مکانیزم صندوق رأی چگونه است؟ اما شور و نشاط حضور مردم و آن سخن تاریخی رهبر که گفت صندوق رأی، حق‌الناس است و حتی آنهایی که به نظام علاقه ندارند به خاطر کشور و ایرانشان پای صندوق رأی بشتابند، آنچنان فضایی در کشور ایجاد کرد که روزهای خرداد گویی خرداد دیگری و چنین روزهای نشاط و امیدی در کنار صندوق آرا آمده است.

دولت در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر تکریم و تعظیم فرود می‌آورد. گرچه گروهی با زبان تکریم با دولت سخن نگویند، اما پاسخ ما به آنها با ‌ادب و احترام و کرامت خواهد بود و ما برای صلح، آشتی و برادری کنار هم جمع شده‌ایم.

وی با اشاره به اینکه "سال گذشته ما به همه جهانیان اعلام کردیم که رقابت در کشور ما رقابت جوانمردانه خواهد بود"، اظهار کرد: همچنین ما اعلام کردیم که ما رودرروی هم صف نمی‌کشیم بلکه در کنار صندوق رأی به صف می‌ایستیم. ما در خرداد سال گذشته امید آفریدیم؛ البته نه فقط امید برای ایران که امید برای جهان آفریدیم و این را من از جهت مبالغه و اغراق نمی‌گویم؛ چراکه هرکجا رفته‌ام و هر مسئولی را در سراسر دنیا دیده‌ام، او به من گفت که انتخابات خرداد سال گذشته ایران برای همه ما امیدآفرین بود.

رئیس‌جمهور با اشاره فرارسیدن نیمه شعبان، گفت: ما در کنار جشن بزرگ نیمه شعبان، جشن بزرگ انتظار، به او یعنی امام زمان(عج) می‌گوییم که همچنان دلبسته اوییم و همچنان در انتظار او چشم دوخته‌ایم و به او می‌گوییم که مهدی جان از خرداد سال گذشته ملت ما با دست و زبان توانمندش خرافه‌ها را زدود و در برابر خرافه‌گرایان، از امام عصر(عج) عذرخواهی کرد.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه "راه ملت ما در خرداد سال گذشته انتخاب شد"، گفت: انتخابات به معنای رقم خوردن سرنوشت کشور است و رئیس‌جمهور، به عنوان منتخب کل ملت خواهد بود و دولت در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر تکریم و تعظیم فرود می‌آورد. گرچه گروهی با زبان تکریم با دولت سخن نگویند، اما پاسخ ما به آنها با ‌ادب و احترام و کرامت خواهد بود و ما برای صلح، آشتی و برادری کنار هم جمع شده‌ایم.

روحانی با تاکید بر اینکه "امروز روز وحدت و اتفاق است نه روز نفاق، شکاف و فاصله"، تصریح کرد: امروز روز برچسب زدن به یکدیگر نیست بلکه روز چسبندگی بیشتر در جامعه است. اولین راهی که این ملت در انتخابات سال گذشته برگزید و انتخاب کرد، راه اعتدال و میانه‌روی بود که چنین راهی بازگشت‌ناپذیر است.

اعتدال یعنی راهی که با همه انسان‌ها با ادب و احترام سخن بگوییم

رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: اعتدال و میانه‌روی به معنای انتخاب بین حق و باطل نیست. همچنین اعتدال به معنای انتخاب راهی بین راست و دروغ و بین منفعت ملی و از بین بردن منافع ملی هم نیست. اعتدال یک روش و یک بینش است. سیره پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و سراسر زندگی او اخلاق و کمال و اعتدال بود. اعتدال همان راه و روش و شیوه‌ای است که منتظر او هستیم و البته که امام دوازدهم همان راه و سیره پیامبر(ص) را عملی و اجرایی خواهد کرد و اگر ببیند انحرافی هم پیش آمده، دین واقعی پیامبر(ص) و قرآن واقعی را برای مردم تفسیر و تبیین خواهد کرد.

وی معنای دیگر اعتدال را چنین توضیح داد که "از افراط در جمع کردن دشمن و دشمن‌تراشی و از تفریط در زمینه دوستان و علاقه‌مندان به ایران دوری کنید. در واقع اعتدال، حدِ میانِ افراط در طرد دیگران و تفریط در جذب مردم است؛ ضمن اینکه اعتدال یعنی راهی که با همه انسان‌ها و مردم با ادب و احترام سخن بگوییم و پاسخی هم که به آنها می‌دهیم، توأم با ادب و احترام باشد."

توسعه کشور بدون واگذاری امور به مردم امکان‌پذیر نخواهد بود

روحانی ضمن اینکه اعتدال را به معنای مسیری بهره گرفته شده از عقل و خرد جمعی عنوان کرد، گفت: بر این مبنا عقل و خرد به ما می‌گوید باید منافع ملی را حفظ کنیم و ضمن حفظ فناوری، تحریم‌ها و سایه شوم آن را از سر مردم برداریم. همچنین این عقل و خرد به ما می‌گوید که به دنبال صلح در منطقه و جهان باشیم؛ خردی که به ما این نکته را یادآور می‌شود که توسعه کشور بدون مردم و حضور آنان و بدون واگذاری امور به مردم امکان‌پذیر نخواهد بود.

رئیس‌جمهور افزود: چنین عقل و خردی این را هم به ما می‌گوید که کشور ازآنِ مردم است و این کشور هیچ صاحبی جز ملت ایران ندارد. عقل و خردی که به ما می‌گوید فقرها را بزداییم و تبعیض‌های ناروا را کنار بگذاریم. او می‌گوید این همه رنج مردم برای آلودگی، محیط زیست را از میان برد و می‌توان در توسعه و پیشرفت همانند کشورهای همسایه و منطقه بود و حتی از آنان پیشی گرفت.

وی در همین راستا گفت: این عقل و خرد همچنین به ما می‌گوید بر اساس مصوبه ده سال پیش که خاک می‌خورد و بر طبق چشم‌انداز بیست ساله، ایران کشوری توسعه‌یافته است و ما برای اینکه در مسیر خردورزی حرکت کنیم، باید از عقل، فکر و نظرات همگان بهره بگیریم؛ چراکه «همه‌چیز» در نزد «همگان» است. ما باید از افکار و اندیشه جامعه‌مان بهره‌مند شویم و به راهی که انتخاب کرده‌ایم ادامه دهیم.

عده‌ای می‌خواهند امید را در دل مردم کمرنگ کنند

 رئیس‌جمهور خطاب به حاضران در این جشن، گفت: این جشن، جشن ملتی و مردمی است که همه به آینده خود و کشورشان با امید به صحنه آمده‌اند اما عده‌ای، ولو اندک، با ادوات و ابزار تبلیغی فراوانی می‌خواهند این امید را در دل مردم کمرنگ کنند. بنابراین ما به همه آنهایی که راهی را برگزیده‌اند که با انتخاب مردم در تضاد است، اعلام می‌کنیم و مردم نیز برای همیشه اعلام کرده‌اند که خشونت و افراطی‌گری را قبول نداریم.

روحانی افزود: مردم در خرداد سال گذشته اعلام کردند «یک ملت، یک دولت و یک حکومت». مردم در همه صحنه‌ها گفتند که هیچ گروه و جناحی حق ندارد انقلاب را به نام خود مصادره کند، هیچ جناح و گروهی حق این را هم ندارد که دفاع مقدس را به نفع جناح خود مصادره کند. همچنانکه هیچ جناح و گروهی حق این را ندارد که رهبری نظام را برای خود مصادره کند.

اگر ما امروز قدرتمندانه در جهان حرکت می‌کنیم برای این است که همه می‌دانند این دولت برآمده از رأی ملت ایران است و همه از این ملت و از تاریخ این مردم با عظمت یاد خواهند کرد اما یادمان باشد که اگر می‌خواهیم همه با ادب حرف بزنند، ما هم باید با ادب با دنیا حرف بزنیم.

وی با بیان اینکه "در کشور ما قانون اساسی، رهبری و منافع ملی و آینده کشور متعلق به همه ملت به همه اقوام، مذاهب است"، گفت: ایران ازآنِ همه ایرانیان قلمداد می‌شود و ما به همه اقوام، مذاهب و ادیان همچنین به همه فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها زیر پرچم والای فرهنگ بزرگ ایرانیت و اسلامیت احترام می‌گذاریم.

وعده‌هایمان به مردم را از یاد نبرده‌ایم و نخواهیم برد

رئیس‌جمهور خطاب به ملت ایران نیز گفت: یک سال از روز بزرگ شما یعنی روزی که پای صندوق‌های رأی رفتید و انتخاب کردید، گذشته است. 10 ماه هم از روز ما یعنی روزی که دولت را تشکیل داده‌ایم، می‌گذرد و ما در این مدت هیچ‌گاه وعده‌هایی را که به شما داده‌ایم از یاد نبرده‌ایم و نخواهیم برد.

روحانی با بیان اینکه "اقلیت، محترم است همانطور که اکثریت محترم است"، افزود: اما اقلیت حق ندارد به آنچه که اکثریت تصمیم گرفته بی‌احترامی کند. دولت به عنوان وظیفه، آنچه را به شما وعده داده است، دنبال خواهد کرد؛ البته از دیرباز به ما یاد داده‌اند که "الامور مرهونة باوقاتها". همچنین دولت بر مبنای وعده‌هایی که به مردم در زمینه سیاست خارجی، سیاست داخلی، مسائل فرهنگی و مسائل اقتصادی داده گام‌های بلندی برداشت است اگرچه تا رسیدن به هدف هنوز راهی طولانی پیش رو دارد اما من به عنوان خادم شما مردم و به عنوان کسی که افتخار خدمت‌گذاری را در 24 خرداد به دوش من گذاشتید، اعلام می‌کنم که کاملاً به آینده این کشور امیدوار هستم.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه "دل‌های ما کاملاً محکم است و ما کاملاً متکی به لطف خدا، حمایت مردم و توجه اولیای خداوند و حضرت ولی عصر(عج) هستیم و راه را به پیش خواهیم برد"، افزود: شما امروز عزت ایران و ایران زمین را در سراسر جهان می‌بینید. چهره واقعی ایران برای جهانیان بیش از پیش نمایان شده است. هیچ‌کس در هیچ کشوری نام ایران را با اهانت بر زبان نمی‌آورد. همه به ملت ایران و حتی به دولت به دیده خوبی می‌نگرند و این به دلیل رأی شما مردم است.

وی خاطرنشان کرد: اگر ما امروز قدرتمندانه در جهان حرکت می‌کنیم برای این است که همه می‌دانند این دولت برآمده از رأی ملت ایران است و همه از این ملت و از تاریخ این مردم با عظمت یاد خواهند کرد اما یادمان باشد که اگر می‌خواهیم همه با ادب حرف بزنند، ما هم باید با ادب با دنیا حرف بزنیم.

گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند

رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه "قاطعیت، انقلابی بودن، ایستادگی و عزت به معنای استفاده از لحن ناسالم نیست و سخن ما سخن حُسن و حَسَن و راه ما نیز راه حُسن و حَسَن است"، افزود: مگر ما چه گفته‌ایم که برخی آشفته شده‌اند؟ ما گفتیم فرهنگ ازآنِ مردم است و مردم باید برای تعالی فرهنگ خود قدم بردارند. فرهنگ یعنی آنچه ما با او زندگی می‌کنیم و زندگی خواهیم کرد. مگر بناست کسی فرهنگ را در کپسول بریزد و نسخه‌ای بنویسد تا ما آن را از داروخانه‌ای خریداری کنیم؟ گویا عده‌ای هنوز در دوران حجر می‌اندیشند و فکر می‌کنند.

وی با تاکید بر اینکه "این دولت بر چنین راهی مصمم است، حال ممکن است کسی خوشش بیاید یا بدش بیاید"، اظهار کرد: با این وجود دولت معتقد است که این کشور ازآنِ مردم است و همه کار را مردم باید انجام دهند. در سیاست، اقتصاد، امنیت و سایر زمینه‌ها مردم باید به صحنه بیایند و در این مسیر دولت همواره حامی و مجری اراده شماست و باید دانست که دولت بر خواست ملی سیطره ندارد بلکه خواست ملی بر دولت سیطره دارد و خواهد داشت.

پیام 24 خرداد، اتحاد، برادری و آشتی بود

تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی درباره مسائل منطقه‌ای

روحانی در بخش دیگر سخنان خود، پیام اتحاد، وفاق، برادری و آشتی را از دیگر پیام‌های انتخابات 24 خرداد عنوان کرد و گفت: بیاییم در کنار هم قرار بگیریم و بدانیم کشور، منطقه و جهان با مشکلات فراوانی مواجه است و من هم بعد از این جلسه به دلیل تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی به خاطر مسائل منطقه در این جلسه حضور خواهم داشت.

رئیس‌جمهور همچنین اظهار کرد:‌ چرا این همه کشتار در منطقه است و چرا در سوریه آرامش نیست؟ خانه‌ها ویران و خون بیگناهان به رود خون تبدیل شده است. چرا در عراق این همه جنگ و کشتار است و یک گروه افراطی به هر نام و نشان و یک گروه تروریستی با مردم چنین می‌کنند؟ امیدوارم که شما آن فیلم را ندیده باشید که آنها دیروز در موصل و حلب چه کردند و چه وحشیانه عمل کردند؛ در حالی که متأسفانه نام خود را مسلمان و راه خود را جهاد می‌نامند. حال باید پرسید پیامبر ما مگر پیامبر عدل، رأفت و رحمت نبود؟

وی یادآور شد: در مدینه در کنار پیامبر(ص)، یهود و نصارا افکار و عقاید خود را داشتند و در کنار حکومت پیامبر همزیستی مسالمت‌آمیزی را پی می‌گرفتند و به راحتی زندگی می‌کردند. مگر در حکومت امیرالمؤمنین اینگونه نبود که وقتی یک مسیحی پیرمرد گرفتار شد، نهیب زدند که او شهروند دنیای اسلام است و چرا کسی یاور او نیست؟ این دین و اسلام ماست و من دچار حیرتم که برخی چطور با تئوری‌های غلط‌شان بذر خشونت را در افکار می‌پاشند و چرا کاری می‌کنند که وحدت و اتحاد و برادری جای خود را به شکاف، نفاق و دورویی دهد. اینها از اختلاف و نفاق چه سودی برده‌اند و چرا می‌خواهند به گذشته برگردند؟

با خشونت، تروریسم و افراط‌گری مبارزه می‌کنیم

روحانی با تاکید بر اینکه "راه گذشته، بازگشتنی نیست"، تاکید کرد: امروز در منطقه متأسفانه خشونت، آدم‌کشی، ترور و آوارگی را در میان مردم مشاهده می‌کنیم و ما به عنوان دولت جمهوری اسلامی ایران این خشونت و ترورها را تحمل نخواهیم کرد و همانطور که در سازمان ملل هم اعلام کرده‌ایم، با خشونت و تروریسم و افراط‌گری در منطقه مبارزه می‌کنیم و البته دشمنان دنیای اسلام و منطقه بیکار ننشسته‌اند و زمینه‌های فراوانی برای نزاع‌های طایفه‌ای و قومی آماده کرده‌اند و این هوشیاری ماست که باید مانع از آن شود.

رئیس‌جمهور در پایان، بار دیگر پیام 24 خرداد را پیام وفاق، اتحاد، محبت، در کنار هم قرار گرفتن و دنبال کردن اهداف بلند دانست و با اشاره به نشست خبری خود در روز 24 خرداد، گفت: من شرح آنچه در 10 ماه پیش گذشته و همچنین برنامه‌های سال 93 را ان‌شاءالله روز شنبه در مصاحبه مطبوعاتی اعلام خواهم کرد



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 | 15:9 | نویسنده : محمد حياتي |

حیات داود

به قلم اصغر کریمی

حیاتْ داوودى ، حیاتْ داوودى، خاندان یا طایفه اى از لرها كه در ناحیه حیات داوودِ دشتستان استان بوشهر در جنوب ایران زندگى مىكنند.
زبان حیات داوودی ها  گویش لرى است و مذهب آنها شیعه است (لاریمر، ج 8، ص 698؛ صفى نژاد، ص 77).حیات داوود ناحیهاى در حاشیه شمالى خلیج فارس است كه از بندر دیلم تا بندر بوشهر و نوارى از اطراف آن مناطق را شامل مىشود (صفى نژاد، ص 63، پانویس 3). بنابراین، قلمرو حیات داوودى، واقع در دشتستان، كوچكترین ناحیه لرنشین است و مرزهاى جنوبى آن به سواحل خلیج فارس منتهى مىشود (همان، ص 77). یكى از بنادر مهم این ناحیه بندر ریگ است (سدیدالسلطنه، ص 499ـ500) كه اعتمادالسلطنه (ج 1، ص 458، 469) قدمت آن را تا دوره اسكندر مقدونى دانسته است.
حیات داوودى یكى از چهار گروه لر بزرگ به شمار آمده است و سه گروه دیگر، لرهاى بختیارى، لرهاى كهگیلویه و لرهاى ممسنى هستند (صفى نژاد، ص 77). ولى آنها اصل خود را از طایفه حیات غیبی هاى خرّم آباد و در نتیجه از لر كوچك مىدانند. شجره حیات غیبی هاى خرّم آبادِ لرستان به پیر شمس الدین على بن محمدبن احمد حیات الغیب مىرسد كه از علماى قدیم لرستان بود و اینك مقبرهاش در دهستان تَشْكَن شهرستان خرّم آباد است. در اوایل دوره صفوى، بخشى از طایفه حیات غیبى از طایفه خود جدا شدند و از دیار خود هجرت كردند و به دشت داوودى رفتند و با تصرف كل ناحیه، آن را بلوك حیات داوود نامیدند و خود را حیات داوودى خواندند (حمیدى، ص 53ـ54). مقدسى در نیمه دوم قرن چهارم (ص 453) از دشت داوودى در یك منزلى گناوه نام برده است.
صفى نژاد (همانجا) حیات داوودیها را، ظاهراً به دلیل لر بودنشان، یكى از طوایف كوچنده و ایلى به شمار آورده و به فعال بودن آنان در جنبشهاى عشایرى سالهاى 1320ش و یكجانشینى امروز آنان اشاراتى كرده است. حمداللّه مستوفى در 730 (ص 550) طایفه داوودى را یكى از طوایف لر كوچك معرفى كرده است. در منابع به كوچندگى و اقتصاد مبتنى بر دامدارى حیات داوودیها اشارهاى نشده است. در دوره ناصرى، حیات داوود ناحیهاى در بلوك دشتستان در شمال بندر بوشهر، به طول پنج فرسخ و به پهناى بیش از یك فرسخ، بوده و از شمال به ناحیه گناوه، از مشرق و جنوب به ناحیه شبانكاره و از مغرب به دریاى فارس محدود مىشده است. مهمترین محصولات آن گندم و جو دیمى و خرما، و قصبه این ناحیه بندر ریگ بوده كه قبل از آبادى بندر بوشهر تاجرنشین دریاى فارس بوده و ضابط و كلانتر این ناحیه، خان علىخان حیاط داوودى نام داشته است (فسائى، ج 2، ص 1296، 1327). لاریمر، كه در حدود 1323/1905 در بوشهر بوده، نوشته كه اقتصاد ناحیه حیات داوود مبتنى بر كشاورزى و پرورش نخل و نیز واردات كالا از بندر ریگ است و براى حمل و نقل كالا در خشكى 350 اسب، 150 قاطر، 250 شتر و 2000 خر دارد (همانجا). وى به كوچنشینان حیات داوودى و اقتصاد دامدارى مبتنى بر كوچنشینى اشارهاى نكرده است. اداره این ناحیه در زمان لاریمر در دست خانهایى از خاندان حیات داوودى بوده است. محل اقامت آنان در بندر ریگ بوده كه دروازه خلیجفارس محسوب مىشده است (همانجا).
سرهنگ دوم لوئیس پلى، نایب كنسول بریتانیا در بوشهر و نماینده سیاسى مقیم در خلیج فارس، در گزارش رسمى خود در 1279 تا 1281/ 1862ـ1864 حیات داوودیها را 975 خانوار ذكر كرده است كه در شانزده شهر و روستا ساكن بودهاند؛ بیشترین آنها در حیات داوود (100 خانوار) و در گناوه ( 150 خانوار) زندگى مىكردهاند (رجوع کنید به پلى، ص 107،130ـ131؛ جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، مقدمه زنگنه، ص 3).
به نوشته لاریمر (ج 8، ص 697ـ698)، مردم ناحیه حیات داوود لرها هستند، اجداد آنها از بهبهان آمدهاند، عده اى از عربها و سادات نیز در آنجا زندگى مىكنند، در آن ناحیه حدود دوازده هزار خانوار شیعه مذهب به سر مى برند كه به گویش لرى سخن مىگویند.
سدیدالسلطنه (متوفى 1320ش؛ همانجا) نیز نوشته است كه حیات داوود بلوكى از دشتستان و مضافات بوشهر است، با 37 روستا و دو بندرگاه (بندر ریگ و بندر گناوه) و حدود سه هزار خانوار كه اقتصادشان مبتنى بر كشاورزى است.
سفیرى (ص 53ـ54) درباره وقایع سالهاى 1335 تا 1339 جنوب ایران، از قول محلی ها نوشته است كه خانهاى حیات داوودى با انگلیسیها مناسبات خوبى داشتند و براى ورود به بوشهر داراى مجوز بودند و برنج و قند و چاى و منسوجات پنبه اى به مقدار كلى مى خریدند و به برازجانیها مى فروختند، ولى وى از ایل یا طایفه حیات داوودى نامى نبرده است.
سیدجعفر حمیدى ذیل طایفه حیات داوود، به توصیف طایفه اى با ساختار منسجم و سنّتهاى ایلى و عشیرهاى و اقتصاد كوچندگى نپرداخته، بلكه از خانها و بزرگان ناحیه حیات داوود سخن گفته و ظاهراً مقصود وى از واژه طایفه، خاندان بوده است (رجوع کنید به حمیدى، ص 53ـ59).
در آمارى كه در 1377ش از عشایر كوچنده ایران تهیه شد، نامى از ایل یا طایفه مستقل حیات داوودى نیامده است.
جد اعلاى خاندان حیات داوودى حسینقلى خان ساكن گناوه بود. در زمان كریمخان زند، قایدحیدر حیات داوودى حاكم گناوه بود. در شورش میرمهنّا* (رجوع کنید به بندر ریگ*) بر كریمخان زند، حیات داوودیها طرفدار كریمخان زند بودند. میرعلى خان حیات داوودى (بندر ریگى) به هنگام فرار لطفعلىخان زند به بوشهر، به او یارى رساند و سپاهیان اعزامى ابراهیم خان كلانتر را شكست داد (حمیدى، ص 55).
حیدرخان حیات داوودى (1245ـ1313) ــكه همزمان با هجوم سوم نیروهاى انگلیسى به بوشهر و اشغال آن در رمضان 1313، ضابط بندر ریگ بودــ سیاسى ترین و مقتدرترین ضابط این طایفه بود. او شیوه حزم و احتیاط در مقابل دشمن و سیاست ملایمت و مذاكره را پیش گرفت و با مبارزان تنگستانى(رئیسعلى دلوارى*، شیخ حسین چاهكوتاهى*، زایر خضرخان اهرمى*) همكارى نكرد. واسموس آلمانى، كه در منطقه حیات داوودیها به سر مىبرد، وقتى مهمان حیدرخان بود، براى فرار از چنگ انگلیسیها از خانه حیدرخان گریخت و در سفر دوم خود، در انتظار مالالتجارهاى كه باید از بصره مى رسید، بازهم در منطقه حیات داوودى مهمان حیدرخان شد و حیدرخان كه به او شك كرده بود دستور بازرسى كالاى رسیده را داد و معلوم شد كه مهمات و سلاحهاى آلمانى است كه بعدها به تفنگ واسموسى معروف شد (همان، ص 62ـ64).
در زمان پهلوى اول، حیدرخان به شیراز تبعید شد و در 1313ش در همانجا درگذشت. حیات داوودیها از 1325ش، كه نهضت فارس شروع شد، تا 1337ش در ناحیه جنوب فعال بودند (همان، ص 65ـ67).
منابع:

 

اعتمادالسلطنه؛ لوئیس پلى، «سفرنامه جنوب ایران»، در جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، گردآورى و ترجمه حسن زنگنه، شیراز : نوید شیراز، 1380ش؛ جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، همان؛ حمداللّه مستوفى، تاریخگزیده؛ جعفر حمیدى، بندرریگ، تهران 1381ش؛ محمدعلى سدیدالسلطنه، سفرنامه سدیدالسلطنه: التدقیق فى سیرالطریق، چاپ احمد اقتدارى، تهران 1362ش؛ فلوریدا سفیرى، پلیس جنوب ایران: اس. پى. آر.، ترجمه منصوره اتحادیه (نظامانى) و منصوره جعفرى فشاركى (رفیعى)، تهران 1364ش؛ جواد صفى نژاد، لرهاى ایران : لر بزرگ، لركوچك، تهران 1381ش؛ حسنبن حسن فسائى، فارسنامه ناصرى، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران 1382ش؛ مقدسى؛ 
J. G. Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, 'Oman, and Central Arabia, Buckinghamshire 1986.
/ اصغر كریمى / 

منبع:وبلاگ لیراوی/جناب آقای خلیفه زاده



تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 | 0:18 | نویسنده : محمد حياتي |
20 نکته را در مسایل زندگی فراموش نکنیم.

 

1- هیچ کس عقل کل نیست: شیطان که فرشته مغرور خداوند بود به تصور دانایی خویش، جاهلانه عمل کرد.

2- با یک بار دیدن یک نفر، قضاوت نکنیم

3 - کارشناس چند رشته نباشیم.

4- سکوت زیاد، نشان شخصیت است؟

5-همیشه فقط حق با ماست؟

6-برای لحظه ای به موضوع فکر کنید که چند بار جمله «من اشتباه کردم حق با شماست» را شنیده اید؟

7- تفریحی، معتاد هیچ چیز نشویم.

8- فقط منافع خودمان را جدی نگیریم.

9- اخلاق را فراموش نکنیم.

10- تغییر از دیگران شروع نخواهد شد.

11- فردای طبیعت را فدای هوس امروزمان نکنیم.

12-دروغ مصلحتی، با هر منطقی مصلحت نیست.

13- اخمو و عصبانی بودن، نشانه وقار نیست: شخصیت خود را از عینک دیگران ببینید. جدی بودن با عصبانی بودن متفاوت است.

14- کمتر حرف درست بزنیم و بیشتر درست عمل کنیم: اظهار نظر نکردن درباره همه موضوعاتی که «می دانیم» یا «نمی دانیم» است! اولین گام خردمندی، تفکر و سکوت است.

15- آخرت خودمان را فدای مصالح سیاسی و خوشایند دیگران خراب نکنیم.

16-اگر شناخت کافی از کسی نداریم از روی اینکه دیگران می گویند نظر ندهیم.

17-برای ترد دیگران  از میدان انگ نچسبانیم.

18- همه چیز را روشن ببینیم از آینده ای که نمی دانیم چه می شود ادرس غلط ندهیم.

19- داور خوبی باشیم و همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینیم.

20- یک روز هم فکر کنیم که کسی به ترازوی ما هم تره نمی کشه......



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 | 16:57 | نویسنده : محمد حياتي |
نامه‌هایی که شاید رئیس جمهور نبیند

وقتی آب زاینده رود باشد اصفهان کل جهان است

      خشک شدن زاینده رود موضوع زنگ انشاء کودکانی است که هر یک به نوعی از رئیس جمهور تقاضا دارند تا تدبیری برای بازگشایی زاینده رود کند برخی ورشکستگی پدران خود و برخی با دعوت از رئیس جمهور و خانواده‌اش خواسته‌اند تا به اصفهان بیاید و حال و هوای این روزهای اصفهان را ببیند.
موضوع زاینده رود و درخواست از رئیس دولت تدبیر و امید برای احیای این رودخانه مسئله‌ای است که این روزها فکر تمام اصفهانی‌ها از کودک و جوان گرفته تا بزرگ‌سال را به خود مشغول کرده است.
اما این مسئله در ناحیه 4 اصفهان موضوع انشاء کودکانی شد که غالبا پدرانشان کشاورز هستند؛ موضوع انشاء "نامه به رئیس جمهور و درخواست آنها از رئیس دولت است".

آری نامه‌ای که کودکان سال تحصیلی 93-92 را با آن آغاز کردند در مهرماه زمانی که از تعطیلات تابستانه به مدرسه رفتند دست به قلم شدند تا با تمام وجود نخستین نامه‌های دوران زندگی خود را برای رئیس جمهور بنویسند نامه‌هایی که البته تاکنون به دست رئیس جمهور نرسیده است.
کودک یکی از همین مدارس بود که به خبرنگار مهر می‌گفت در مهرماه به رئیس جمهور نامه نوشتم و  هنوز که هنوز است خبری از جواب نامه‌ام نشده است.
آری این دانش‌آموزان اصفهانی که غالبا در کلاس سوم و یا چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل هستند هر یک با رویاهای کودکانه خود از رئیس جمهور خواسته اند تا زاینده رود را احیا کند.

از بی‌آبی شهرمان آلوده شده، اصفهانی‌ها مریض شده‌اند، توریستها دیگر به شهر ما نمی‌آیند، پرنده‌های مهاجر هم با اصفهان بی آب قهر کرده‌اند، مردم شهر ما دلمرده و افسرده شده‌اند، اصفهان نصف جهان است اگر زاینده رود باشد کل جهان می‌شود و ... اینها جملات کودکانه‌ای است که می‌خواهند بگویند.
یکی از این دانش آموزان در نامه خود به رئیس جمهور نوشته است: وقتی آب زاینده رود در اصفهان جاری بود پرندگان مهاجر به شهر ما می‌آمدند، توریستها زیاد بودند طبیعت زیبایی داشتیم، هوا پاک بود و آلوده نبود، ولی حالا هوا آلوده و حتی نفس کشیدن هم سخت است.
او در ادامه نامه خود به رئیس جمهور آورده است: وقتی آب زاینده رود نباشد اصفهان نصف جهان است و وقتی آب زاینده رود باشد اصفهان کل جهان است و با  خشکی زاینده رود کشاورزان درآمد مالی ندارند.

علی شجاعی دانش آموز کلاس سوم است او نیز در نامه خود خطاب به رئیس جمهور آورده است وقتی زاینده رود آب داشت بیماری کمتر بود و آثار باستانی ترک نمی‌خورد و گل و گیاه بیشتر داشتیم و توریست‌های بیشتری به اصفهان سفر می‌کردند لطفا آب زاینده رود را برگردانید.
دانش آموز یکی از مدارس دخترانه نیز خطاب به رئیس جمهور آورده است دل ما برای زاینده رود تنگ شده است و گل و گیاه در اصفهان خشک ماهی های زاینده رود کشته شدن و دیگر قایق سواران کار نمی‌کنند و پرندگان مهاجر به اصفهان نمی‌آیند.
هادی از دیگر دانش آموزان کلاس سومی است که خطاب به رئیس جمهور نوشت: ریاست محترم جمهوری ، جناب آقای دکتر روحانی: من از شما می‌خواهم که آب زاینده رود را باز گردانید تا مردم شهر سر حال شوند. من پدرم فوت کرده است این روزها به من و مادرم کمتر حقوق می‌دهند از شما می‌خواهم که حقوق ما را به اندازه قبل بدهید و از شما می‌خواهم که یک ایکس باکس به من بدهید.

فاطمه خواجویی دانش آموز کلاس پنجم است که در نامه خود به رئیس جمهور آورده است: سلام به شما ریاست محترم من یکی از شهروندهای اصفهان هستم و از شما درخواست‌هایی دارم که بر روی کاغذ ذکر می‌کنم. اول از شما می‌خواهم که آب زاینده رود را باز کنید تا توریستها به شهر ما که به قول بعضی ها نصف جهان است بیایند. دوم این که پرنده‌ها دوباره مثل همیشه به شهر ما بازگردند و سوم اینکه آثار تاریخی شهر که در اثر خشکسالی در حال تخریب است دوباره به شکل همیشگی خود بازگردد و چهارم اینکه برای تفریح در کنار زاینده رود برویم و پنجم کسانی که قایق دارند بیایند و درآمدی داشته باشند و کسانی که با ماهی گیری پول در می‌آوردند بیایند و ماهی بگیرند و هفتم اینکه هوای اصفهان خنک تر شود و هشتم بیماری‌ها کم شود و کسانی که نمی‌توانند به شمال و جنوب بروند به زاینده رود بیایید و لذت ببرند و دهم کشاورزی رونق یابد.
محمد شریفیان هم دانش آموز کلاس سوم است او از دکتر روحانی خواسته تا پس از بازگشایی زاینده رود با خانواده به اصفهان بیایید تا ببیند اصفهان چگونه رونق گرفته است.



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 | 16:30 | نویسنده : محمد حياتي |

دستخط فرای در مورد ایران

 فصلنامه بخارا در شماره جدید خود چند نمونه از دستخط ریچارد نلسون فرای ایران شناس برجسته و فقید آمریکایی به زبان فارسی را منتشر کرده است. در دو ماه اخیر بر سر دفن جسد این پژوهشگر در ایران بحث های گسترده ای درگرفت.
فرای در این دستخط ها احساس خود را درباره ایران بیان کرده است.


در متن اول ریچارد فرای نوشته است: در ایران همیشه در یاد من سخانهای [سخن های] رودکی می ماند: هیچ شادی نیست اندر این جهان بهتر از دیدار روی دوستان خیلی خوش حال شدم از بازگشت به وطن خود یعنی ایران زمین و امیدوارم که خدا به من چند سال دیگر [عمر] بدهد برای خدمت ایران. در کوه البرز - ریچارد فرای، ایران دوست/ 3 تیرماه 1383- کوشک- لورا
در متن دوم نیز نوشته است: من همیشه گفتم [گفته ام] که از قدیم دو تا تمدن در منطقه آسای [آسیا] اهمیت داشت. یکی چینی بود و دیگر ایرانی. اما ایران امروز نیست. البته ایران بزرگ بود یعنی از مجارستان تا مغولستان و چین غربی و از هند تا بین النهرین ودر آن سرزمین چند خورده [خرده] فرهنگ مثل ساکا، سُغدی و غیره موجود بودند.  و چنان که مغول ها وابستگی به چین داشت  [داشتند] همچنین ترک ها ارتباط به ایران بود.[با ایرانیان ارتباط داشتند]. محمود کاسغری [کاشغری] نویست [نوشت] کلاه بیدن[بدون] سر و ترک بیدون[بدون] تاجک[ تاجیک] وجود ندارد. ریچارد فرای/ ایران دوست


تاريخ : دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 | 16:5 | نویسنده : محمد حياتي |
دکتر محمد رضا عارف
مردم اعتقاد خود را به اعتدال و اصلاح​طلبی نشان دادند
رئیس بنیاد امید ایرانیان نتیجه انتخابات 24 خرداد موجب بروز و ظهر امید و اعتماد مردم به آینده کشور شده است.
مردم اعتقاد خود را به اعتدال و اصلاح​طلبی نشان دادند

دکتر محمدرضا عارف شامگاه جمعه در همایش اصلاح طلبان در آذربایجان شرقی با عنوان تحلیل مسایل جاری کشور در سالن پتروشیمی تبریز افزود: در این انتخابات مردم نشان دادند که حرف آخر را آنان می​زنند. وی گفت: بر خلاف تحلیل و پیش بینی های مختلف، مردم با حضور 73 درصدی اعتقاد خود را به اعتدال و اصلاح طلبی نشان و آمدند تا تفکر اصلاح طلبی و اعتدال پیروز شود. به گفته عارف، دوم خرداد با دغدغه حفظ انقلاب به پیروزی رسید و نقطه عطف در مردم سالاری شد. وی خاطرنشان کرد: تجربه دوران سازندگی، اصلاحات و 24 خرداد نشان داد که برای سامان امور کشور و رسیدن به آرمان، توسعه و پیشرفت هیچ راهی به جز مشارکت مردم و حضور تمام گروه های سیاسی وجود ندارد. این فعال سیاسی گفت: در قاموس اصلاح طلبی شکست معنی ندارد و هر شکستی مقدمه پیروزی است و در زمان کنونی وظیفه ما تقویت و انسجام اصلاح طلبی است بر این اساس نباید به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد مغرور شویم.

عارف افزود: شاید سرگرم شدن به امور اجرایی موجب بروز نتایج انتخابات سال های 84 و 88 شد و علت دیگر آن فاصله گرفتن جوانان در برخی از صحنه ها و نبود جوابگویی به برخی از نیازهای جوانان است که باید با تحلیل وقایع برای آینده درس بگیریم. وی با اشاره به اینکه اصلاح طلبی در چارچوب نظام و ذات اصلاح طلبی به طور طبیعی اعتدال است، گفت: وفاداری به ارزش ها و آرمان های انقلاب تفکر اصلاح طلبی است و باید با تکیه به خردجمعی به فکر حرکت های گروهی باشیم. عارف با اشاره به دستاوردهای دولت یازدهم، گفت: کشور با رشد اقتصادی منفی همراه بود و شاخص های کیفیتی با وضع نگران کننده روبه رو شد و لذا برخی از دستاوردهای این دولت که ناشی از امیدبخشی است، باید حمایت و حفظ شود.



این فعال سیاسی اظهارکرد: نمی گویم نباید دولت را نقد کنیم، اما نقد باید مشفقانه و برای اصلاح امور و پیشرفتباشد. بر این اساس باید از سیاست های اقتصادی و دیپلماسی سیاسی دولت حمایت کنیم. وی افزود: تیم مذاکره کننده هسته ای مورد حمایت است و باید از حقوق به حق ملت ایران دفاع کند، تضعیف دولت، تضعیف کشور و آینده کشور است. وی گفت: در حوزه​های اقتصاد، فرهنگ و سیاست خارجی باید به دولت کمک و فعالیت های مدنی و کادرسازی را جدی دنبال کنیم. عارف خاطرنشان کرد: امید به آینده را با ساز و کارهای معقولانه باید ترسیم و دولت را کمک کنیم و اصلاحات با توسعه همدلی با تمام نهادها نباید در دولت متوقف شود.

وی با اشاره به ارتباطات مجلس و دولت، گفت: باید تعامل با مجلس را افزایش داد،اما برخورد مجلس را با دولت ببینید سووالات پی درپی مجلس موجب نبود تمرکز وزیران می شود. وی با اشاره به اینکه به همگرایی حداکثری نیاز داریم، اظهار کرد: خرد ورزی و اخلاق مداری منش اصلاح طلبی است و باید بر این اساس به اجماع برسیم. عارف تاکید کرد:مجلس آینده برای ما بسیار مهم است و باید با تدوین سازوکارهایی به اجماع برسیم و با نگاه ملی، منافع ملی و اجرایی کردن سیاست های کلی با یک پرچم در انتخابات شرکت کنیم



تاريخ : یکشنبه چهارم خرداد 1393 | 16:57 | نویسنده : محمد حياتي |
تاريخ : شنبه سوم خرداد 1393 | 6:51 | نویسنده : محمد حياتي |
 
سر لشکر فيروزآبادي:​
باید به این رییس‌جمهور افتخار کنیم.
 
فيروزآبادي:​ باید به این رییس‌جمهور افتخار کنیم
سردار فیروزآبادی گفت: ما انتخاباتی برگزار کردیم با روش مردم‌سالاری دینی و یک رئیس‌جمهوری تعیین شده است، رئیس‌جمهور ما روحانی و تحصیلاتش دینی است، دکتری در سطح بین‌المللی هم دارد و در دوران مبارزات انقلابی و 35 ساله بعد از انقلاب در سنگرهای حساس امنیتی-دفاعی و سیاستگذاری کشور خدمت کرده است. ما باید به این رئیس‌جمهور افتخار و شکرگزار وجود ایشان باشیم و باید همه همت‌مان را بگذاریم در پشتیبانی دولت که بتواند در این شرایط حساس، کشتی کشور را پیش ببرد. وي افزود: کار اجرایی کار سختی است و ریاست‌جمهوری، وزارتخانه‌ها، اینها مدیریت‌های راهبردی است و حرکت‌های راهبردی، کار عمیق، پرحوصله و با آرامش را می‌طلبد. رهبر عزیز ما حضرت امام خامنه‌ای عزیز از این دولت، اقتصاد مقاومتی، پیشرفت کشور و استحکام ساخت درونی کشور را مطالبه می‌کنند.
فیروزآبادی افزود:متاسفانه یک مقدار بازی‌های رسانه‌ای موجب تشویش اذهان عمومی می‌شود، یک مقدار در گوشی حرف زدن‌های غلط و یک مقدار جوسازی‌های سیاسی و یک مقدار هم نابسامانی احزاب و گروه‌های سیاسی در کشور باعث نابسامانی رسانه‌ها و تحلیل‌ها در کشور می‌شود. باید منافع حزبی، گروهی، دسته‌ای، سیاسی، تبلیغاتی، انتخاباتی، همه بایستی کنار برود و همت برای ساختن کشور و کمک به دولت برای پیشرفت کشور، وجهه همت همه قرار بگیرد. مدیران رسانه‌ها باید جلوگیری کنند از اخباری که موجب تشویش اذهان مردم، تضعیف دولت و تخریب برخی از اقدامات می‌شود. باید با نیک سیرتی در همه این زمینه‌ها عمل کنیم که انشاءالله پیش برویم. وي در ادامه گفت: بعضی اخبار بی‌ارزش و تفرقه‌انگیز هستند، بعضی‌ها هم شایعه، تهمت و بی‌مبنا هستند. من خطی و سیاسی عرض نمی‌کنم، حتی رسانه‌هایی که به نوعی به نیروهای مسلح مرتبطند خطا می‌کنند. برابر مشی و منویات رهبری حرکت نمی‌کنند باید روش‌شان را اصلاح کنند والا ما با آنها برخورد می‌کنیم


تاريخ : سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 | 12:7 | نویسنده : محمد حياتي |

به افتخار شاعر حماسه سرای ایران زمین

eo3irkx1dwhksz3nct2.jpg



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 | 1:57 | نویسنده : محمد حياتي |

vz9hr29q4qory2227547.jpg



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 | 1:48 | نویسنده : محمد حياتي |

مقام معظم رهبری:
بعضی‌ها وقتی به جوانان نگاه می‌کنند فقط ناهنجارها را می‌بینند

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، رهبر انقلاب اسلامی در سالروز میلاد حضرت امیرالمومنین علی (ع) به برخی فضائل غیر قابل شمارش آن حضرت اشاره کردند و با بیان چهار سرفصل مهم دوران زندگی ایشان از جمله هدف والای حضرت علی (ع) در دوران حکومت، برای تأمین سعادت واقعی مردم در کنار پیشرفتهای مادی، تأکید کردند: یکی از درس های آن حضرت بمنظور تامین سعادت واقعی جامعه، تلاش در جهت بهبود معیشت و حل مشکلات اقتصادی مردم است که این هدف در شرایط فعلی از راه برنامه ریزی صحیح برای فعال کردن ظرفیت های بی شمار داخلی و تکیه بر استعدادهای جوان کشور امکان پذیر است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در چنین شرایطی است که کشور از لحاظ مادی، روحی و اخلاقی، اعتبار بین المللی، عزت و اعتماد به نفس ملی پیشرفت خواهد کرد و از فخر و منّت دشمنان خارجی رها خواهد شد.

ایشان سخنان خود را با تقسیم بندی فضائل قابل درک حضرت علی (ع) به چهار سرفصلِ «مقامات معنوی»، «مجاهدتها و فداکاریها»، «سلوک فردی و اجتماعی و حکومتی»، و «هدف آن حضرت برای مردم» در دوران حکومت، آغاز کردند و درخصوص مقامات معنوی امیرالمومنین (ع) گفتند: مقامات معنوی آن حضرت همچون مقام توحیدی، مقام عبادت، مقام تقرب به خدا و مقام اخلاص، به مانند اقیانوسی عمیق است که بسیاری از ابعاد آن ناشناخته است و علما و انسانهای بزرگ نیز از شناخت آن اظهار عجز کرده اند.

رهبر انقلاب اسلامی درخصوص مجاهدتها و فداکاریهای حضرت علی (ع) از زمان پذیرش اسلام و مقاطع حضور در مکه، هجرت، حکومت پیامبر (ص) در مدینه، و دوران بعد از رحلت پیامبر اسلام و سپس قبول خلافت، خاطرنشان کردند: امیرالمومنین علی (ع) در تمام این دورانها، در اوج قله فداکاری و مجاهدت بود به گونه ای که هر انسانی را متحیر می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای یکی از بی نظیرترین ابعاد شخصیتی حضرت علی (ع) را سلوک فردی، اجتماعی و حکومتی آن حضرت برشمردند و افزودند: امیرالمومنین (ع) در زمانیکه حاکمی بزرگ و مقتدر و دارای کشوری بسیار پهناور و ثروتمند بودند، همچون یک انسان مستمند، در خانه ای محقر، زندگی و برای اقامه حق و عدل و جاری شدن حکم الهی، ایستادگی می کردند و کارهای بسیار بزرگی انجام می دادند.

ایشان چهارمین سرفصل از زندگی حضرت علی (ع) را هدف والای آن حضرت برای مردم، در دوران حکومت بیان کردند و گفتند: امیرالمومنین (ع) این هدف والا را رساندن مردم به بهشت و نقش آفرینی در زمینه های فکری، روحی، قلبی و حیات اجتماعی مردم بیان می کنند که مسئله ای بسیار مهم و از وظایف اصلی حاکم اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی مطالب که وظیفه حکومت اسلامی برای رساندن مردم به بهشت را زیر سؤال می برند، تأکید کردند: وظیفه اصلی حاکم اسلامی رساندن مردم به سعادت واقعی است که البته این، به معنای تحمیل و زور نیست بلکه با توجه به تمایل فطرت انسانها به سعادت، باید زمینه ی کمک و راهنمایی و تسهیل رسیدنِ به این هدف والا فراهم شود.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اگر جامعه اسلامی از نظر مادی و پیشرفتهای علمی و صنعتی و روابط اجتماعی و عزت و شرف ملی و بین المللی در اوج باشد اما زمان مرگ و ورود به آن دنیا، لحظه روسیاهی انسان ها باشد، جامعه به سعادت واقعی نرسیده است.

ایشان یکی از راههای زمینه سازی برای رسیدن مردم به سعادت واقعی را، تلاش بمنظور بهبود معیشت مردم و ریشه کن کردن فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی و تبعیض دانستند و خاطرنشان کردند: امروز به لطف خداوند مسئولین به دنبال حل مشکلات اقتصادی مردم هستند اما باید فکرها را منسجم کرد و راه درست را تشخیص داد.

رهبر انقلاب اسلامی، اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان و استعدادهای داخلی را راه صحیح حل مشکلات اقتصادی برشمردند و تأکید کردند: هر جا که ما بر ابتکار و استعداد جوانان با انگیزه، مومن و مخلص تکیه کردیم و آنها را ارج نهادیم، چشمه های جوشان پیشرفت پدیدار شد که پیشرفتهای هسته ای، دارویی، سلولهای بنیادی، نانو تکنولوژی و برنامه های صنعتی دفاعی نمونه های عینی این واقعیت هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: با توجه به این حقایق و واقعیات است که می توان جمله امام (ره) که می فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» را درک کرد.

ایشان افزودند: اگر ظرفیت های داخلی را فعال کنیم و بر توان داخلی متمرکز شویم، آمریکا و قدرت های دیگر توانایی هیچ غلطی را اعم از نظامی و غیرنظامی نخواهند داشت و نخواهند توانست ملت ایران را با فشار زمین گیر کنند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قدرتها بدانند که ملت ایران به زانو در نخواهد آمد زیرا ملت ایران، ملت زنده ای است و جوانان کشور در حال حرکت در مسیر صحیح هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی نگاههای محدود و غیرواقعی به جوانان کشور و تمرکز بر معدود ناهنجاریهای موجود خاطرنشان کردند: هنجار عمومی ملت ایران و جوانان، هنجاری دینی و علاقه مند به اسلام و قرآن و معنویت و میهن و ملیت است و این موضوع را هیچگاه نباید نادیده گرفت.

ایشان گفتند: جوانان کشور ما، جوانهای خوبی هستند و باید تلاش کنیم تا این جوانان، خوب بمانند و در مسیر صحیح به پیش روند و برای آینده کشور مفید واقع شوند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود از ایستادگی و افتخار آفرینی های مردم، علما و نخبگان استان ایلام در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی از جمله دوران دفاع مقدس تجلیل کردند.

قبل از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حجت الاسلام والمسلمین لطفی نماینده ولی فقیه و امام جمعه ی ایلام با تبریک میلاد مسعود حضرت امیرالمومنین امام علی (ع) گفت: مردم غیور ایلام در طول دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با رشادت و غیرت همراه نظام بوده و افتخارآفرینی کرده اند.

وی با اشاره به نقش اثرگذار جوانان ایلامی در عملیات افتخار آفرین «مِیمَک» در دوران جنگ تحمیلی افزود: دستاورد این پیروزی غرور آفرین زمینه ساز روحیه بخشی به رزمندگان اسلام و تداوم فتوحات بعدی در دفاع مقدس شد.

امام جمعه ی ایلام با بیان ظرفیت های عظم استان از جمله منایع غنی نفت و گاز و زمین حاصلخیز گفت: اگر در سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی، برنامه ریزی لازم برای استفاده ی حداکثری از ظرفیت های اقتصادی استان صورت پذیرد، استان ایلام می تواند به قطب اقتصادی کشور تبدیل شود.



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 | 17:52 | نویسنده : محمد حياتي |

روحانی: عده‌ای به نام ایستادن برابر ابرقدرت‌ها جیب مردم را زدند

روحانی: حوصله من برابر تهمت‌ها زیاد است/عده‌ای به نام ایستادن برابر ابرقدرت‌ها جیب مردم را زدند /حواسمان باشد حاشیه‌سازان مسیر ما را منحرف نکنند

رئیس جمهور گفت: عده‌ای به نام آنکه باید در برابر ابرقدرت‌ها بایستیم و مبارزه کنیم جیب مردم را زدند و اموال آنها را به غارت بردند.

حسن روحانی رئیس جمهور پیش از ظهر امروز شه‌شنبه در مراسم گرامیداشت روز مددکاری که در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد، با تاکید بر رویه امیرالمومنین علی(ع) در حمایت از مظلومان و مددجویان جامعه، گفت: علی(ع) یعنی مدد تاریخی و آرامش بشریت و همه انسان‌ها.

وی ادامه داد: مددکاری از داوطلبی آغاز می‌شود و شغلی نیست که به خاطر دستمزد یا مزایا برگزیده شود؛ این شغلی است که از عشق به بشریت و انسان‌ها و آنهایی که در زندگی عادی و روزمره به کمک نیاز دارند آغاز می‌شود.

روحانی با تاکید بر اینکه با شعر و شعار استقلال و عزت درست نمی‌شود، اظهار داشت: با فریاد و هوچی‌بازی عظمت کشور  درست نمی‌شود.

وی ادامه داد: آن روزی که دیگران به ما نیاز دارند روز غرور و افتخار ما است؛ البته ملت ما ملت بزرگی است و فرازونشیب‌های مختلفی را نیز پشت سر گذاشته و راه استقامت و استقلال را برگزیده است.

رئیس‌جمهور نیاز امروز کشور به کار، تلاش و فعالیت بیشتر را مورد تاکید قرار داده و افزود: من کاملا به آینده این کشور امیدوارم و می‌دانم ملت از مشکلات نمی‌هراسد.


روحانی گفت: راهی را که باید برگزینیم و هدفی را که باید به آن برسیم در مسیرمان باید حواسمان باشد که حاشیه‌سازان حواسمان را پرت نکرده و مسیرمان را منحرف نکنند.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه نمی‌خواهم در این روز شادی سخنی بگویم که مردم را آزرده کنم، افزود: اما در همین کشور عده‌ای به نام آنکه باید در برابر ابرقدرت‌ها بایستیم و مبارزه کنیم جیب مردم را زدند و اموال مردم را غارت کردند.

وی اضافه کرد: نگذاریم عده‌ای دوباره با شعر و شعار راه بزرگی که ملت در خرداد سال گذشته انتخاب کردند را منحرف کنند.
روحانی با بیان اینکه خداوند به من به عنوان خادم ملت حوصله زیادی داده است، تصریح کرد: اینقدر حرف‌ها را در سایت‌ها می‌خوانم و از جاهای مختلف به گوش من می‌رسد ولی تا امروز بی‌اعتنا بوده‌ام؛ فقط به ذهنم رسید و گفتم که خدایا گویی تو می‌خواهی با این آزارها عجر ما را زیاد کنی.

رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه امیدوارم ملت ما نیز صبر پیشه کنند و به این رفتارها بی‌اعتنا باشند، افزود: اگر قرار بود به پاسخگویی باشد و هر روز از گوشه‌ای کسی تهمتی برآورد و بخواهیم وقت خود را صرف پاسخگویی کنیم یعنی به اهداف خود نرسیده‌ایم و از مسیر منحرف شده‌ایم.


رئیس‌جمهور با اشاره به نام‌گذاری سال 93 به نام سال اقتصاد و فرهنگ گفت: امسال سال فرهنگ است و البته برخی امسال را خوب شروع نکردند اما هنوز دیر نشده و می‌توانیم آن را درست کنیم.

وی با بیان اینکه امسال سال ادب و احترام است افزود: نمی‌خواهیم کسی نقد نکند و ننویسد که این آزادی حق همه است اما همه به فکر مدد باشیم نه مچ‌گیری و تخریب؛ همه به فکر اصلاح امور باشیم.

روحانی ادامه داد: امسال سال فرهنگ، ادب و هوشیاری است اما در همه امور مهم این جامعه هستند که باید به صحنه بیایند.

بنابراین گزارش در ابتدای این مراسم علی ربیعی وزیر تعاون، رفاه و امور اجتماعی گزارشی درباره فعالیت‌های این وزارتخانه در زمینه بهزیستی و خدمت به مددجویان ارائه کرد.



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 | 17:34 | نویسنده : محمد حياتي |

 ورود به مسائل غیر ضروری عواقب منفی دارد

 اگر اهل تعارف و پنهان كردن واقعيت‌ها نباشيم، بايد بپذيريم كه فعالان سياسي جناح‌هاي مطرح در كشور، سال 1393 را با بداخلاقي شروع كرده‌اند. در كمتر از دو ماهي كه از سال جديد مي‌گذرد، تقريباً به اندازه روزهائي كه پشت سر گذاشته‌ايم، بداخلاقي ديده ايم.
بداخلاقي، بد فرهنگي هم هست. اگر فرهنگ سياسي داشته باشيم، اهل تعامل و تفاهم با همديگر و همراهي و همفكري بر سر مصالح و منافع كشور خواهيم بود و بهانه‌جوئي‌ها و خرده گيري‌هاي وقت گير را كنار خواهيم گذاشت. غفلت از اصول، پرداختن به فروع و سرگرم شدن به حواشي، شايسته كساني كه در نظام جمهوري اسلامي مسئوليت دارند يا در فضاي سياسي چنين جامعه‌اي توفيق و فرصت فعاليت دارند، نيست.
انتظار اين بود كه در سال فرهنگ و اقتصاد، از يكطرف ضوابط و اقتضائات فرهنگي توسط فعالان سياسي رعايت شود و از طرف ديگر تمام كساني كه به نحوي دست اندركار امور مديريتي كشور هستند و در عرصه سياسي نقش‌آفريني مي‌كنند، به الزامات استقلال اقتصادي كه نگاه فرهنگي در رأس آن قرار دارد، ملتزم باشند. نه اقتصاد مي‌تواند منهاي فرهنگ شكل بگيرد و نه سياست بدون فرهنگ مي‌تواند براي جامعه كارساز و مفيد باشد.

به همين دليل، همواره فرهنگ را بايد محور قرار داد و با استفاده از بهره‌هاي فرهنگي، به سياست و اقتصاد غنا بخشيد. رسيدن به چنين هدفي نيازمند فرصتي است كه مسئولان و صاحبان فكر و نظر بتوانند با استفاده از آن فرصت، به مسائل كلان بيانديشند تا بتوانند نقشه راه را ترسيم نمايند و براي اجراي آن برنامه ريزي دقيق كنند.
متأسفانه بداخلاقي‌هاي سياسي از اولين روزهاي بعد از تعطيلات نوروز از ناحيه رقباي دولت و اظهارنظرهاي كارشناسي نشده يا غير ضروري توسط بعضي مسئولان موجب شده بخش عمده‌اي از وقت‌ها به جاي آنكه صرف مسائل محوري شود، با درگيري‌هاي لفظي و بحث‌هاي حاشيه‌اي تلف شود و تلفات زيادي نيز با خود به همراه بياورد. عده‌اي در عين حال كه مدعي ولايتمداري هستند هر روز به شكلي درباره مذاكراتي كه خود رهبري آن را زير نظر دارند و دست اندركاران آن را فرزندان انقلاب ناميده‌اند و توصيه كرده‌اند راه براي ادامه كار آنها باز باشد، بهانه‌جوئي و اعلام دلواپسي مي‌كنند. سايت‌هاي متعدد، روزنامه‌ها، بولتن‌ها، راه‌پيمائي‌ها و همايش‌هاي متعدد در خدمت اين گروه قرار دارند و حتي و با استفاده از بودجه‌هاي متعلق به بيت المال و امكانات عمومي و تر?بون‌هاي نظام از جمله مجلس شوراي اسلامي به مشوش ساختن اذهان مردم مي‌پردازند. عده‌اي نيز در عين حال كه به دولت وابسته هستند و بايد مشكلات كشور، اقتضائات منطقه و شرايط جهاني را به خوبي درك كنند، گاهي اظهارنظرهائي مي‌كنند كه حتي اگر صحيح باشد قطعاً غيرلازم و چه بسا مضر است.
نام اقدامات گروه اول را نمي‌توان انتقاد گذاشت كما اينكه اظهارنظرهاي گروه دوم را نيز نمي‌توان خدمت به دولت يا نظام و كشور دانست. مردم به خوبي مي‌فهمند و اين فهم و درك خود را به زبان مي‌آورند كه گروه اول، دلواپس مصالح كشور نيستند بلكه دلواپس منافع خود هستند كما اينكه براي گروه دوم نيز متأسفند كه همچون خروس بي‌محل، مطالبي به زبان مي‌آورند كه تعرض به مراجع محسوب مي‌شود، بهانه به طرف مقابل مي‌دهد، اختلافات را دامن مي‌زند و در عين حال هيچ سودي براي كشور ندارد.
اگر در جامعه اسلامي ما حتي مراجع نيز نتوانند نظر شرعي خود را درباره مديريت‌ها بگويند و بلافاصله بعد از اظهارنظر با تعرض‌هاي تبليغاتي مواجه شوند، سايرين چگونه براي آزادي بيان و نظر احساس امنيت كنند؟ همه مي‌دانيم كه در تشخيص فقهاي ما تفاوت‌هائي وجود دارد. اين تشخيص‌ها چه در قالب فتوا و چه در قالب رهنمود و يا ابراز نگراني مي‌توانند ابراز شوند. مسئولين ارشد نظام نيز با در نظر گرفتن همين اختلاف تشخيص‌ها و مصالحي كه برحسب مسئوليت‌هاي خود در نظر دارند و اقتضائاتي كه وجود دارد، به تصميم مي‌رسند و به آن عمل مي‌كنند. بدين ترتيب، جائي براي تعرض‌هاي تبليغاتي و يا نگراني افراد ديگر حتي اگر از روي دلسوزي باشد وجود ندارد.
ورود به مسائل غيرضروري از قبيل موضوع پرچم و اينكه آيا شير و خورشيد خوب است يا بد نيز از جمله اقدامات حاشيه‌ايست كه نه تنها مفيد نيست بلكه عوارض منفي زيادي نيز دارد. اشكالي ندارد كه افرادي معتقد باشند علامت شير و خورشيد خوب و استفاده از آنها بلامانع است،‌ ولي سخن بر سر اينست كه در شرايط حساس كنوني كه دولت درگير مسائل مهم داخلي و بين‌المللي است و كساني درصدد هستند از هر كاهي كوهي بسازند و موانعي بر سر راه دولت ايجاد كنند، چه ضرورتي ايجاب مي‌كند افراد منتسب به دولت وارد مسائل و موضوعاتي شوند كه اولاً حاشيه‌اي هستند، ثانياً حساسيت برانگيزند و ثالثاً بهانه‌هائي به دست مخالفان مي‌دهند؟
با اينكه موارد فراوانند، ولي به همين نمونه‌ها اكتفا مي‌كنيم و به فعالان سياسي هر دو جناح و به دولتمردان و منتسبين به دولت يادآور مي‌شويم كه نظام جمهوري اسلامي، امانت الهي است كه در اختيار شما قرار دارد و حفاظت از اين امانت بر همه واجب است. يك روز شما دولت هستيد و روز ديگر رقباي سياسي شما ولي هر دو بايد فراتر از دولت و جناح سياسي فكر كنيد تا بتوانيد به وظيفه حفاظت از امانت الهي عمل نمائيد. براي انجام اين وظيفه، كمي تحمل، سعه صدر، گذشتن از منافع شخصي در برابر مصالح عمومي لازم است. روشي كه اكنون با بداخلاقي‌هاي سياسي در جامعه ما دنبال مي‌شود، با امانت‌داري در تضاد است و اگر ادامه يابد ممكن است خدا ما را لايق برخورداري از اين نعمت نداند و همه را از آن محروم نمايد. امانت‌داري كنيم و قدردان نعمت الهي باشيم تا خدا ما را شايسته برخورداري از آن بداند.




تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت 1393 | 14:4 | نویسنده : محمد حياتي |

گوهر بی‌بدیل موسیقی ایرانی

محمدرضالطفی ازبزرگ‌ترین هنرمندان وموسیقی دانان و نوازندگان ایرانی بود.

بی تو این تـــار ندارد لطفی

مرگ استاد لطفی ضایعه دردناکی برای هنر و موسیقی ایران است و پربیراه نیست اگر او را گوهر بی‌بدیل موسیقی ایرانی بنامیم و قطعا کمتر فردی در آینده هم وزن استاد لطفی یا استاد مشکاتیان در عرصه موسیقی ما پیدا خواهند شد. استاد لطفی با کاری که در زمینه بداهه‌نوازی و تدریس ردیف در موسیقی ایرانی انجام دادند در کنار پایبندی ایشان به موسیقی اصیل ایرانی که ثمره این پایبندی تشکیل گروه شیدا بود، می‌توان گفت او را از دیگران متمایز کرده بود. لطفی متعلق به نسلی از هنر و موسیقی‌ای بود که اسطوره‌های امروز و اکثر موسیقیدانان و جوانان این عرصه، از شاگردان او محسوب می‌شوند. متاسفانه با فوت استاد لطفی از آن نسل طلایی تنها استاد شجریان و استاد علیزاده باقی مانده‌اند،  گزافه‌گویی نیست اگر بگوییم نوابغ آن نسل تکرارشدنی نیستند.
در جوانان هم نسل من و کسانی که سعادت شاگردی استاد لطفی را داشتند، نوع نگاه ایشان به ردیف و نحوه تدریس این مبحث توسط او، نشان می‌داد که مانند او کسی در این زمینه وجود ندارد. در کنار این موضوع سبک بداهه نوازی لطفی در ساز بود که واقعا بعید است کسی مانند او بیاید و همین نیز یکی دیگر از تمایزات استاد لطفی با دیگر افراد، حتی در میان هم‌نسلان خود بود.
نسل استاد لطفی‌ شرایط ویژه‌ای را داشتند که منجر به ظهور یک نسل طلایی در عرصه هنر ایران شدند. یکی از مهم‌ترین شرایطی که آن نسل در آن تربیت شد دوره زندگی آن‌ها بوده است. دوره آن‌ها دوره همبستگی بود چرا که اکثر اساتید آن دوره با یکدیگر همدل بوده و همین همدلی و همبستگی باعث رشد نوابغ متعدد در نسل فوق شد. در همین دوره است که اثر ماندگاری مانند چاوش ساخته می‌شود، اثری که امروز بعد از گذشت سال‌ها کماکان تازگی خود را دارد. در کنار این موضوع می‌توان به حضور اساتید بلندمرتبه اشاره کرد که دست به تربیت نخبگان هنری زدند. درنهایت انگیزه فردی، یعنی سختکوشی هنرمندان آن دوره برای فراگیری فنون مختلف و تلاش شبانه‌روزی برای رشد خود نیز عامل تعیین‌کننده‌ای برای عروج نسل پربار هنر ایران بود، این عامل امروز در دوره ما تقریبا غایب است زیرا کمتر کسی را می‌توان سراغ داشت که با سخت‌کوشی، پیگیری و پشتکار به سمت جلو حرکت کند و اولویت اول را رشد هنری خود بداند.
متاسفانه در فقدان محمدرضا لطفی کسی را نمی‌توان سراغ داشت که جای ایشان را پر کند، درواقع فکر نمی‌کنم کسی مانند او یا هم‌وزن او وجود داشته باشد. هر کدام از اساتیدی که ما از نسل قبل داشتیم در نوع خود یگانه بودند؛ استاد شجریان، مشکاتیان و.. هر کدام در نوع خود یگانه دوران هستند و هیچ‌کدام از این اساتید نمی‌توانستند جای دیگری را بگیرند. استاد لطفی هم از این قاعده مستثنا نبود و فکر نمی‌کنم کسی بتواند روزی جای او را بگیرد.
موسیقی سنتی ایرانی در فقدان محمدرضا لطفی پدر خود را از دست داده است، به همین خاطر و با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم نهایتا می‌توان امیدوار بود که نسل جوان موسیقی ایرانی راه اساتید خود را ادامه دهند. درواقع موسیقی ایرانی یکی از نشانه‌های اصیل خود را از دست داد، یکی از نشانه‌هایی که جوانان می‌توانستند از او خط بگیرند. 



تاريخ : سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 | 9:11 | نویسنده : محمد حياتي |

روحانی در جمع اساتید دانشگاه: برخی از تحریم خوششان می​آید
اگر صبح تا شب شعار دهیم هیچ مشکلی حل نمی‌شود؛
رئیس​جمهور با بیان اینکه برخی از تحریم خوششان می​آید، گفت: کسی که از تحریم خوشش می آید استدلال کند که دلیلش چیست؟
روحانی در جمع اساتید دانشگاه: برخی از تحریم خوششان می​آید
دکتر حسن روحانی در همایش تقدیر از اساتید نمونه در سالن شهید بهشتی نهاد ریاست جمهوری، گفت: این دولت معتقد است تحریم ظلم بزرگ برای ملت و کشور است. رئیس جمهور افزود: کسی که از تحریم خوشش می آید استدلال کند که دلیلش چیست. تحریم یعنی حتی اگر جنسی را می خواهیم صادر یا وارد کنیم نمی توانیم و یا برای وارد کردن باید چند برابر قیمت واقعی را بپردازیم.

رییس‌جمهور گفت: این دولت از آغاز تاکید داشته است و امروز هم تاکید می‌کند راهی جز اعتدال، دوری از افراط، تفریط، تحجر و تسلیم دیگران نبودن و راهی جز عقلانیت نمی‌شناسد. روحانی با اشاره به تجربه خود در دوران سیاست و زمان نهضت انقلاب اسلامی تا امروز، اظهار کرد: در این دوران همیشه مسئولیتی در حوزه‌های مختلف بر عهده داشته‌ام و آنچه که می‌فهم این است که تندروی و افراط به ما لطمه زده است و تندروی و افراط برای مملکت نفعی نداشته است.

وی با تاکید بر این‌که باید مسیر اعتدال و عقلانیت را در پیش بگیریم، خاطرنشان کرد: باید فضای آرام بحث و انتقادپذیری در دانشگاه‌ها وجود داشته باشد و اگر اشکالی مطرح شد، باید به آن پاسخ بدهیم، نه اینکه منتقدان را به کمیته انضباطی ببریم،‌ بلکه باید از اشکال و نقد استقبال کنیم و به آن پاسخ بدهیم.

رییس‌جمهور تصریح کرد: آنچه من می‌فهم این است که این کشور با تقابل نمی‌تواند در دنیا موفق باشد و راه این دولت راه تعامل سازنده با دنیاست، اما وقتی ما حرف از تعامل سازنده می‌زنیم، می‌گویند می‌خواهید با دنیا بسازید؟ نخیر، پس می‌خواهیم در برابر دنیا خنجر بکشیم.

روحانی افزود: ما می‌خواهیم با دنیا منطقی صحبت کنیم، البته ممکن است در مواردی مشکلات حل نشود، اما صددرصد راه‌حلی دارد که باید به دنبال راه‌حل بگردیم. رییس‌جمهور با بیان این که این دولت معتقد است در این کشور تحریم، ظلم بزرگ برای ملت ایران است، خاطرنشان کرد: اگر کسی از تحریم خوشش می‌آید استدلالش را بگوید، اما ما می‌گوییم تحریم یعنی نتوانیم جنسی را صادر یا وارد کنیم یعنی رفت و آمد اساتید و حضور در مراکز علمی محدود شود.
روحانی با طرح این پرسش که مگر کشوری در دنیا می‌تواند بگوید در حوزه علم از دنیا بی‌نیاز است؟ گفت: باید از دیگران بیاموزیم و باید رفت و آمدهای علمی داشته باشیم و در کنفرانس‌های علمی حضور داشته باشیم، اما شاهدیم وقتی استادی با یک خارجی حرف می‌زند عده‌ای می‌گویند نکند جاسوسی شده است و بعضی‌ها انگار سلول‌شان با شک ساخته شده است در حالیکه باید به اساتید‌مان اعتماد کنیم و بگذاریم بیاموزند و یاد بگیرند. در همین راستا آقایی را می‌شناسم که می‌گفت باید کاری کنیم زبان انگلیسی جایی تدریس نشود، چون خطری بزرگ است، من این حرف‌ها را نمی‌فهمم و شاید از قدرت درک من خارج است.
وی با بیان این‌که در دنیای امروز تربیت دانشجو به مفهوم آموزش دادن متدهای تحقیق و مطالعه است، خاطرنشان کرد: استاد باید متد و نحوه استفاده از علم را به دانشجو بیاموزد و این‌که چطور می‌توانیم از دنیای علم و دانش بهره ببریم. همچنین استاد باید یک زبان علمی را به دانشجو یاد بدهد که من غیر از این را نمی‌فهمم و درک نمی‌کنم.

رییس‌جمهور به عنوان فردی که سال‌ها در کار پژوهش و در حوزه و دانشگاه حضور داشته است، گفت: کلید را در این می‌دانم که به دانشجو متد، زبان و راه تحقیق و مطالعه یاد بدهیم که مجتهد همین کار را می‌کند و در حوزه نیز به طلاب متد را یاد می‌دهند.
روحانی با بیان این‌که ما باید در شرایط امروز ببینیم دانشگاه چگونه می‌تواند مفیدتر باشد تا در نهایت به تولید، خدمات کارآمد، ثروت ملی، قدرت ملی و بهبود زندگی مردم تبدیل شود، اظهار کرد: اگر دانشجو تبدیل به کاغذی به نام مدرک و مدارک‌دار بیکار در جامعه شود یک ایراد است که باید آن را رفع کنیم و ما برای حل این مشکلات به شما معلمان و اساتید امیدواریم چون شما تجربه دارید و همه باید دست به دست هم دهیم و به این مشکلات رسیدگی کنیم پس از شورای عالی انقلاب فرهنگی تا دولت، هیات‌های علمی، دانشگاه‌ها و اساتید همه باید با هم راه بهتر را یاد بگیریم تا از راه بهتر به کشور، نظام، انقلاب و تاریخ خود خدمت بیشتر کنيم.

دکتر روحانی در آغاز دیدار خود با اساتید و معلمان نمونه کشور که به مناسبت روز معلم در سالن شهید بهشتی ساختمان ریاست‌جمهوری برگزار شد، با بیان این‌که هفته معلم، هفته تجلیل از شخصیت‌های والایی است که کلید علم، دانش و پژوهش و توسعه و پیشرفت کشور در دستان پرتوان آنان است، اظهار کرد: به همه اساتید و معلمین عزیزی که افتخار استاد نمونه را کسب کردند تبریک می‌گویم گرچه استاد همواره نمونه است، اما شخصیت‌های فرهیخته و استاد نمونه، نمونه نمونه هستند یعنی نور علی‌النور.

وی در ادامه با گرامیداشت یاد استاد شهید آیت‌الله علامه مطهری، ایشان را به راستی شخصیتی نمونه دانست و گفت: شهید مطهری خوب فهمید و درک کرد و درس خود را خوب خواند و همه افتخارات از همین پایه نشات می‌گیرد یعنی آنکه خوب می‌خواند و خوب می‌فهمد و می‌تواند نمونه‌ای باشد که برای نسل جوان ما راه فهم علم و درک دانش را هموار کند.

رییس‌جمهور با بیان این‌که بالاتر از فهم، درک، اخلاق، ایمان‌ و ایثار، آمادگی برای حل معضلات و مشکلات فکری، دینی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی جامعه است، گفت: حل‌المسائل و حل‌المشکلات بودن مهم است. اینکه در کدام کلاس، دانشگاه یا شهرستان باشیم مهم نیست، بلکه باید بدانیم مشکل امروز کشور و جامعه کجاست و آستین‌ها را بالا بزنیم و در رشته‌ای که تخصص داریم به گونه‌ای شاگرد پرورش دهیم و افکار نسل جوان را هدایت کنیم تا حداقل مشکلات را کم کنیم.

روحانی با بیان این‌که باید بدانیم امروز جامعه ما به چه دانش و رشته و راه‌حلی نیاز دارد، یعنی علم را کاربردی کنیم، تصریح کرد: دانشگاه ما انباشت اطلاعات برای دانشجویان در شب امتحان برای نمره و در نهایت برای دریافت مدرک نباشد و در واقع دانشگاه ما نباید مدرک‌گرا باشد و مراکز دانشگاهی ما تنها آموزشی نباشند بلکه به پژوهش نیز بها داده شود تا دانشگاه بتواند مطالبات اجتماعی کشوری را پاسخ دهد و بتواند به عنوان بهترین یار برای دولت در حل مشکلات جامعه باشد پس دانشگاه نیازمند تغییر و تحولات فراوان است و نیاز دارد از این صورت به مغز و معنا دست یابد.

وی با بیان این‌که از دید قرآن بالاترین افتخار انسان و معیار ترجیح انسان بر فرشته، قدرت تعلم و سپس تعلیم انسان است، گفت: امتیاز انسان آن است که از طریق علامت می‌آموزد و آنکه از طریق علامت و علم به تمام دانش‌های جهان می‌رسد، انسان است پس حال که خداوند این استعداد را در ما قرار داده است باید از آن استفاده کنیم و در دنیای بی‌کران علم و دانش بیاموزیم چون هر چه که آموخته‌ایم و خواهیم آموخت ناچیزی از این دنیای بی‌کران است.

رییس‌جمهور با تاکید بر این‌که هیچ صفتی برای انسان برتر از صفت انتخاب و برگزیدن نیست، گفت: امروز باید رشته‌های علمی‌مان را نیز گزینش کنیم.

روحانی با طرح این پرسش که دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه کجا جذب می‌شوند؟ و چه کسانی در انتظار پایان دوران تحصیلی دانشجویان هستند تا برای کارآفرینی از آنها بهره بگیرند؟ افزود: باید دانشگاه را به مقام و منزلتی برسانیم که در پایان سال تحصیلی دل‌های فراوانی خوشحال شوند که مهندس، پزشک و متخصصی را که نیاز داشته‌اند پیدا کرده‌اند، اما اگر پایان ترم تحصیلی تبدیل به اندوهی برای دانشجو و پدر و مادرش شود یک ایراد است که این پایان غم‌انگیز مسیر علم و دانش در کشور ما باید برایش چاره‌اندیشی شود.

وی با بیان این‌که امروز صدها و هزارها متخصص را نیاز داریم تا بتوانیم معضلات کشور را حل کنیم، تصریح کرد: به همه اساتید، بزرگان و دانشگاهیان احترام می‌کنم چرا که خود نیز هم حوزه و هم دانشگاه را می‌شناسم و بیش از 10 سال در حوزه و کمی کمتر در دانشگاه درس خوانده‌ام پس در حد یک طلبه و دانشجو، حوزه و دانشگاه را می‌شناسم و اعتقاد دارم حوزه و دانشگاه باید به کمک دولت و نظام به پا خیزند.

رییس‌جمهور افزود: وقتی دولت اعلام می‌کند در شرایط رکود تورمی هستیم و راهی جز این‌که در مرحله اول تورم را کاهش دهیم و سپس به دنبال رکود رویم نمی‌بینیم، اساتید دانشگاه باید نقد و راهنمایی کنند و دانشگاه‌ها مقاله و نامه به وزرای اقتصادی، معاونان و رییس‌جمهور ارسال کنند اما در تمام هشت ماهی که دولت فعالیت خود را آغاز کرده است و پیچیدگی‌های اقتصادی را مطرح کرده تعداد نامه‌ها و راهنمایی‌ها از طریق اساتید دانشگاه‌ها زیاد نبوده است البته نامه‌هایی که به دستم رسید و همه آنها را محترم می‌دانم که بعضی آنها با لحن تشویق و امید و برخی با لحن نقد بوده است را خوانده‌ام و اشکال را در لحن نامه‌ها نمی‌دانم اما به نظر من اشکال در این است که تعداد آنها کم بوده است.

روحانی افزود: آیا از دید شرعی، قانونی، ملی، انقلابی وظیفه استاد سر کلاس این است که متن را به دانشجو بیاموزد و تمام وظیفه یک استاد این است که فصولی از یک کتاب را انتخاب کرده و طی پانزده تا هفده جلسه برای دانشجویان تبیین کند و پس از آن از دانشجو امتحان بگیرد؟

وی با اشاره به گزارش‌هایی که رسیده است مبنی بر این‌که اساتیدی در هفته 25 یا 35 ساعت در چند شهرستان تدریس می‌کنند، گفت: آیا استادی که 25 تا 35 ساعت در چند شهرستان تدریس می‌کند اصلا وقت این را دارد که ببیند بر سر علم چه آمده است؟ و بداند از زمانی که او دانشجو بوده است و حالا که تدریس می‌کند، علم ساعت به ساعت در حال تحول بوده است.

رییس‌جمهور افزود: استادی در هفته دو مقاله سطح بالا در رشته تخصصی خود مطالعه نکند به گذشته تعلق دارد و نمی‌داند چه خبر است پس اساتید باید پژوهش کنند و دانشجو را هم وادار به پژوهش کنند، نه فقط متنی را به او بیاموزند و بعد از او امتحان بگیرند.

روحانی با بیان این‌که تا حدودی از دنیای سیاست خارجی اطلاع دارم، گفت: با یک دنیای پیچیده روبرو هستیم و در یک منطقه پیچیده قرار گرفته‌ایم و قدرت‌های بزرگ هر روز نه تنها برای ما، بلکه برای دوستان و همسایگان و رقبایشان برنامه می‌ریزند، پس ما چه باید بکنیم؟ و چطور دانشجوی ما باید بداند در دنیا چه می‌گذرد و چطور باید با مسائل سیاسی جهان و منطقه برخورد کنیم؟

وی با بیان این‌که حل معضلات سیاسی، شعار نیست، بلکه باید راه‌حل پیدا کنیم، خاطرنشان کرد: اگر صبح تا شب شعار دهیم هیچ مشکلی حل نمی‌شود البته من با شعار مخالف نیستم اما شعار را راه‌حل نمی‌دانم، بلکه باید بفهمیم در دنیا چه می‌گذرد و راه‌حل‌های گذشته چقدر غلط بوده است. البته به گذشته خود اشاره می‌کنم یعنی همین هشت ماهی که از آغاز دولت می‌گذرد، مگر ما معصومیم و غلط و اشتباه نداریم؟

رییس‌جمهور خاطرنشان کرد: باید افرادی که دنیا، سیاست، حقوق و منطقه را می‌شناسند و عظمت و زجر این ملت را می‌فهمند انتقاد کنند و اشکالات را بیان کنند و بگویند که راه غلط بوده و راه صحیح این است پس انتقاد حق همه است بخصوص اساتید که تجربه لازم را دارند.

روحانی با اشاره به این‌که گفته می‌شود باید علوم انسانی را اسلامی کنیم، گفت: حتما باید این کار بشود اما باید توجه داشته باشیم که کجا را باید اسلامی کنیم و راه را اشتباه نپیماییم چون پایه‌ها و مبانی علم و دانش، اسلامی، مسیحی و یهودی ندارد و پایه‌های علم جهانی است و جغرافیا نمی‌شناسد. متدها هم جهانی هستند اما اهداف متفاوتند و هر کشوری اهداف خود را دارد پس اگر می‌خواهیم علم در کشور کاربردی شود باید آن را بومی‌سازی کنیم.

وی اضافه کرد: اگر می‌گوییم بخش‌هایی از علم از بنیان برای مبارزه با اسلام ساخته شده است باید بررسی کنیم و اگر چنین بود مبارزه کنیم اما اینکه بگوییم بانکداری می‌تواند اسلامی باشد به این معناست که مبانی، شیوه‌ها و اهدافی دارد که باید آن را به مبانی، فرهنگ و اهداف کشورمان بومی‌سازی کنیم.



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 0:35 | نویسنده : محمد حياتي |

رييس مجلس: دولت قبل مشكلات زيادي به كشور تحميل كرد

رئیس مجلس شورای اسلامی شرایط کشور را شرایطی حساس عنوان کرد و گفت: ما در شرایط عادی قرار نداریم و هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی با مشکلاتی مواجه هستیم.
رييس مجلس: دولت قبل مشكلات زيادي به كشور تحميل كرد
به گزارش ایسنا، علی لاریجانی که در نشست نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی سخن می‌گفت ادامه داد: در هشت سال گذشته ثروت خوبی داشتیم و منابع‌مان کم نبود. ما در حدود 600 – 700 میلیارد دلار دارایی داشتیم اما چرا تورم 40 درصد شد که دولت کنونی بگوید ما تلاش کردیم و این رقم را به 32 درصد رساندیم؟ لاریجانی با طرح این مساله که چرا این اتفاق افتاد، گفت: وضع مدیریت کشور و بی‌برنامگی در مدیریت یکی از علل آن بود. بعضی ها هم فکر می‌کردند صحبت کردن و انتقاد کردن چوپ لای چرخ دولت گذاشتن است و همه را به سکوت دعوت می‌کردند؛ مثلا همین طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، طرح خوبی بود ولی چرا این طور اجرا شد که دولت هر ماه کسری داشته باشد و تورم به بار بیاید؟
رئیس مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: با درست اجرا نکردن یک قانون عوارض متکثری ایجاد کردند. پایه پولی کشور صدهزار میلیارد تومان بود. اما طرحی مثل مسکن مهر را ایجاد کردند که خود این طرح با این که خوب بود تورم شدیدی داشت و بر کسانی که مالک مسکن مهر بودند، فشار آورد. چون خیزی که برداشته شده بود متناسب با قانون نبود.

رئیس قوه مقننه از عدم استفاده از فکر جمعی که مشکلاتی را به کشور تحمیل کرده انتقاد کرد و افزود: یک دولت حتما باید با فکر جمعی اداره شود. برخی مشکلات از قبل هم مشهود بود و برخی فکر کردند با شعار حل می‌شود اما مشکلات اقتصادی خود را نشان می‌دهد. او ادامه داد: اگر کشور با قانون اداره شود، و دعواهای حیدری نعمتی حاکم نشود زندگی مردم قابل پیش بینی می‌شود؛ مثلا کسی که می‌خواهد سرمایه‌گذاری کند می‌داند که با چه معیاری می‌تواند این کار را انجام دهد. ولی اگر قانون اجرا نشود زندگی مردم قابل پیش بینی نخواهد بود. با این حال قانون راحت زیر پا گذاشته می‌شد و خیلی‌ها هم دعوت به سکوت می‌کردند.

لاریجانی با بیان این که شرایط حال حاضر کشور تغییرکرده عنوان کرد:‌ ایران هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ بین‌المللی مشکلاتی دارد. در سال 92 بودجه کشور 115 میلیارد بود که بودجه عمرانی ما 15 میلیارد در نظر گرفته شده بود که نشان از عدم تناسب دارد. وقتی که همه منابع صرف بودجه‌ی جاری شود به حرکت درآوردن چرخ تولید غیر ممکن است و تا ازاین نفوذ خارج نشویم نه تورم حل می‌شود و نه اشتغال. با این وضع بودجه جاری نمی‌شود چرخ تولید را راه انداخت.

پیچیدگی‌هایی به وجود آوردند که حل آن مشکل است
او ادامه داد: دولت فعلی دارد تلاش می‌کند؛ مثلا همین امروز وزیر نیرو مهمان مجلس بود و در مورد آب و برق توضیح داد. این وزارت خانه بدهی سنگینی دارد و وزیر نیرو نگرانی‌های زیادی داشت. این یعنی پیچیدگی‌هایی به وجود آوردند که حل آن مشکل است. رئیس مجلس شورای اسلامی دو وظیفه‌ی ملی را برشمرد و گفت: در حال حاضر وظیفه‌ی ما این است که زمینه‌های رونق اقتصادی را چه درمجلس و چه در بقیه جاها فراهم کنیم مشکلاتش را ببینیم و آن را راهنمایی کنیم. نکته دوم همگرایی در شرایط کشور است. چون ما در شرایط عادی نیستیم و حاشیه سازی در کشور مگر از سر سیری برای کسی رخ دهد نه این که مشکلی نیست و ما نمی‌بینیم بلکه بحث بر سر این است که انرژی‌مان را کجا بگذاریم.


اشکالاتی را طوری مطرح می‌کنند که انگار بزرگترین مشکل کشور است
او ادامه داد:‌ دوستان اشکالاتی را مطرح می‌کنند که در جای خود مهم است اما طوری آنها را مطرح می‌کنند که انگار بزرگترین مشکل کشور است. ما در مذاکرات سیاسی احتیاج به همگرایی داخلی داریم؛ وگرنه نمی‌توانند از منافع کشور صیانت کنند. همیشه هم همینطور بوده البته این به معنای این نیست که نقد نکنید، اما نقد باید در جای خودش باشد. ضمن این که باید مراقبت‌های تام داشت.

رئیس قوه مقننه با اشاره به نامگذاری امسال به سال فرهنگ و اقتصاد از لزوم توجه به فرهنگ سخن گفت که پیچیدگی‌هایی در اقتصاد به وجود آمده که نیاز به عزم ملی دارد و خطاب به نمایندگان ادوار گفت: در شرایطی که امروز هستیم شما باید با نگاه ملی به موضوع نگاه کنید و ببینید چگونه می‌توان این کشتی را حمایت کرد. او همچنین ابراز امیدواری کرد که این گونه نشست‌ها به به وجود آمدن سهم مشتری در مورد مسائل سیاسی و همگرایی ملی کمک کند و پیشنهاد داد هرازگاهی موضوع مهمی در جلسات مطرح شده و توضیح داده شود تا از ظرفیت نمایندگان ادوار برای مسائل جدی کشور استفاده شود.
لاریجانی بخش دیگری از صحبت‌های خود را پاسخ به اظهارات نمایندگان ادوار اختصاص داد و خطاب به آنها گفت: دید من این است که شما برای کشور سرمایه هستید. تجربه‌ای که برخی از دوستان دارند و باید از آنها استفاده شود طبیعی است؛ چرا که نمایندگان ادوار به طور طبیعی به مسائل کلان مملکت ورود پیدا می‌کنند و این یک سرمایه و تجربه مفید است که باید حتما از آن استفاده کرد اما متاسفانه در کشور ما وضعیت به این صورت است و شیوه خوبی حاکم نیست. رییس مجلس ادامه داد: اینکه از این سرمایه می‌شود به خوبی استفاده کرد حرف حقی است و زمانی هم که این مساله در هیات رییسه بحث شد مورد قبول واقع شد که نیازهای اولیه نمایندگان ادوار فراهم شود و از وجود آنها در جاهای مختلف استفاده شود. وی همچنین خطاب به درخواست برخی از نمایندگان برای گرفتن طرح ترافیک و استفاده از اسلحه، به مزاح این مساله را مطرح کرد که این مجوز را به شما می‌دهیم و این مسائل انجام می‌شود ولی مواظب باشید که به کسی تیراندازی نکنید و اگر از سلاح سرد استفاده کنید بهتر است!



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 0:24 | نویسنده : محمد حياتي |
اظهارات وزير احمدي‌نژاد: سال 88 به میرحسین رای دادم
او بدجوری دروغ می‌گفت، مانده‌ بوديم كه او چه پدیده‌ای است!

پرویز کاظمی وزیر رفاه دولت اول احمدی‌نژاد در مصاحبه‌اي مفصل و خواندني خاطراتي جالب و عجيب از كار كردن با او را بازگو كرده است كه ابتدا بخش چكيده اين مصاحبه با سايت نامه‌نیوز و در ادامه متن كامل آن را مي‌خوانيد:
او بدجوری دروغ می‌گفت، مانده‌ بوديم كه او چه پدیده‌ای است!
*... احمدی نژاد دروغ می‌گفت. مثلا با من ظهر جلسه داشت و صحبت می‌کرد و شب در جای دیگری می‌گفت از صبح در اصفهان بودم. بعد طوری حرف می‌زد و توضیح می‌داد که حتی من هم قانع می‌شدم و با خود می‌گفتم که نکند حتما روز گذشته پیش ایشان بودم!!

*احمدی‌نژاد همیشه می‌گفت من برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری پولی خرج نکردم. در یکی از جلسات دولت گفت من فقط دو تا تراول پنجاه تومانی خرج کردم؛ اما آقای مددی (رئیس تامین اجتماعی) یکبار به خود من گفت من خانه‎ام را فروختم و برای تبلیغات ایشان هزینه کردم.
*آقای احمدی‌نژاد اصلا علم، فهم و سواد مدیریت ندارد. نمی‌دانست در جایگاه یک رئیس‌جمهور چگونه باید رفتار کند. تعاملات مدیریت را نمی‌دانست. مثلا یکبار در جلسه دولت گفت سیستم بانکی که کاری ندارد، دریافت و پرداخت است دیگر! گفتیم پس تحصیلات PhD چیست که برای سیستم بانکداری می‌گذراند. گفت نه بابا. اینها چیزی نیست!

*من قبل از مناظره معروف مهندس موسوی و احمدی‌نژاد برای دوستان نوشتم که دو موضوع را در مناظره‌ها توجه داشته باشید. یک آقای احمدی نژاد دروغ می‌گوید و دو اینکه حریم نگه نمی‌دارد. در آن صحنه که احمدی‌نژاد عکس خانم رهنورد را در دست گرفت، آقای موسوی باید از صندلی بلند می‌شد و می‌گفت: مگر تو رئیس جمهور نبودی، مگر این 4 سال این اطلاعات را نداشتی. چرا تا الان چیزی نگفتی. تو خیانت کردی. با احمدی نژاد باید اینگونه برخورد می‌شد. موسوی ماخوذ به حیا بود. با ادبیات خودش باید با او صحبت می کرد.

مشروح اين مصاحبه را در ادامه بخوانيد:


اولین بار آقای احمدی نژاد را کجا دیدید؟
در ریاست جمهوری. سیدمهدی هاشمی از دوستان اخوی شهید من بودند. ایشان پس از آنکه رای نیاورد از مشکلاتش برایم گفت که من هم به ایشان گفتم اگر بخواهید من می‌توانم کمکتان کنم. بعد از آن جلسه‌ای با مهدی هاشمی، مجتبی ثمره هاشمی و احمدی‌نژاد داشتم و دیدگاه‌هایم را مطرح کردم.

سال 84 به چه کسی رای دادید؟آقای هاشمی.

احمدی‌نژاد می‌دانست به هاشمی رای دادید؟
شاید در برخوردهایم حس می‌کرد. البته دور اول به آقای هاشمی و دور دوم به آقای احمدی‌نژاد رای دادم. حدس من این بود که آقای احمدی‌نژاد رای می‌رود.


چطور ممکن است فردی که در دور اول به آقای هاشمی رای داده، در دور دوم به احمدی‌نژاد رای بدهد؟ الان از این رای پشیمان نیستید؟
به آقای احمدی‌نژاد گفتم من به چند دلیل با شما همکاری می‌کنم. یکی اینکه تفکر شما به گونه‌ای است که می‌خواهید مدیریت اسلامی پیاده کنید من هم به مدیریت اسلامی در قالب علمی علاقه دارم. دوم اینکه بنده هیچ احتیاجی به وزیر شدن ندارم. اگر وزیر شوم امکانات را از دست می‌دهم. و از همه مهم‌تر اینکه من مدیر کاروان حج‌ام و عشق زندگی‌ام در حج خلاصه می‌شود، وقتی من را به عنوان وزیر انتخاب کنید که من دیگر نمی‌توانم به حج بروم. پس باز هم امکاناتم را از دست می‌دهم.

ولی باورش سخت است که یک فردی، وزیر شدن را نپذیرد.
وزیر شدن برایم شیرین بود چرا که می‌خواستم کار کنم. اما وقتی دیدم که امکان کار کردن نیست استعفا دادم.

چه اتفاقی افتاد با آقای احمدی‌نژاد درگیر شدید؟.........................


ادامه را بخوانید ....



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 | 0:0 | نویسنده : محمد حياتي |

عکس های ویژه روز معلم اردیبهشت 1392

فروغ صبح دانایی انیس روز نادانی چگونه پاس دارم تورا اینک که می دانم خدا هم نیز چون من تورا بسیار دوست می دارد من هم چون خدایم تو را دارم.

.........................................................

چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی و با شور عشقت مرا سیراب کردی جبران کنم جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . . .

.................................................................................

نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم . نمی دانم چگونه شما را توصیف کنم ، معلمی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ، چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می کنید . شاگرد کوچک شما

..................................................................

تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست . معلمی هنر است ، و معلمی عشقی است آسمانی روزتان مبارک   . . .

..............................................................

ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموختم

معلم عزیزم روزت مبارک  . . .

.........................................................

۱۰۰۰ گل سرخ تقدیم به معلم عزیزم  که به من درس صبر و وفاداری آموخت . و مرا در سرزمین دانش بارور ساخت . معلم عزیزم روزت مبارک . . .

از حکیمی سوال کردند پدر ومادرت را بیشتر احترام می گذاری یا معلم خود را ؟پاسخ داد:معلم را زیرا پدر ومادر مرا از آسمان به زمین آورده اند ولی معلم مرا از زمین به آسمان پرواز می دهد.

..........................

یک پدر بخشنده آب و گل است

 یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین

 آنکه دین آموزد و علم یقین

روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .

...................................

معلم باغبان باغ عشق است معلم قافله سالار عشق است همه کار معلم کار عشق است

معلمى، مهری است که از روز ازل با گل آدمی سرشته شد
تا مردم از ظلمات جهل به نور دانایی رهنمون شوند
ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموختم .... معلم عزیز روزت مبارک ....

.........................................................

از پدر گر قالب تن یافتیم

 از معلم جان روشن یافتیم

ای معلم چون کنم توصیف تو

 چون خدا مشکل توان تعریف تو

......................

معلم عزیزم دوستت دارم!

به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریایست

که قایق کوچک  من در آن غرق شده.

به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد.

وچشم هایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

.........................

از یک کلام جان فزا صد مرده احیا می کنی

هنگام تعلیم سخن کار مسیحا می کنی

هردم که می گویی سخن جان میدهی مارا به تن

درجان دمیدن در بدن اعجاز عیسی میکنی

با دانش خود هر زمان بخشی حیات جاودان

خضری وآب زندگی در ساغر ما میکنی

دستت چوشد از گچ سپید آمد ید بیضا پدید

یعنی به هنگام عمل اعجاز موسی می کنی

نوحی وبا کشتی خود ما را به ساحل می بری

چون ناخدایی با خدا روسوی در یا میکنی



تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 | 9:47 | نویسنده : محمد حياتي |

گلستان کوه :

گلستان کوه منطقه ای است در جنوب شهرستان خوانسار در 15 کیلومتری آن که منطقه ای بسیار سرسبز و خوش آب و هوا می باشد که سراسر آن کوه پوشیده از گون های گزنگبین ، پیاز وحشی (موسیر) و انواع گلهای زیبا که از آن جمله می توان گلهای لاله اشک مژگان ، انواع لاله های سرنگون ؛ نظیر سرنگون ایرانی ،  سرنگون حنایی ، لاله پیشه زار ، لاله آتشی و لاله کوهی را نام برد .

مشخصات گل های این منطقه به شرح زیر است :

گل واژگون «گل سرنگون» 

پیاز مشخص این جنس شامل چند برگ فلسی ضخیم بوده و با هیچ پوشینه ای مستور نیست . برگ های آن متناوب ، متقابل یا بعضی فراهم در روی بنفش مایل به قهوه ای می باشد . یکی از گونه های گل واژگون ، گل سرنگون اشک مژگان می باشد که با ارتفاع 120 سانتیمتر گل های زنگوله ای درشت به رنگ های نارنجی مایل به قرمز که به طور زیبایی از سمت داخل با نوشگاه های سیاه رنگ یک زمینه سفید آرایش یافته اند . از شناخته ترین گیاهان پیازدار ایران به حساب می آید .

گل سرنگون ایرانی :

ارتفاع این گل تا 75 سانتیمتر می رسد . گل های آن متنوع است که 5.1 سانتیمتر اندازه آن و به رنگ ارغوانی می باشد که در میان عوام به گل های صندوقی معروفند .

گل سرنگون حنایی :

ارتفاع این گل 20 تا 30 سانتیمتر است . ترکیب گل ها به رنگ های قهوه ای مایل به زرد و در بعضی مواقع گل ها رنگ قهوه  ای قرمز خود را از دست داده و به زرد متمایل به سبز در می آید . فصل رویش و گل دادن آنها در اردیبهشت و خرداد است .

لاله بیشه زار :

ارتفاع این گل 25 سانتیمتر است . گل های زرد همراه با خطوط سبز متمایل به بنفش دارای سه قطعه خارجی گل پوش و همچنین غنچه ای واژگون واقع بر یک دم گل بلند در اغلب ارتفاعات شرقی و غربی شهرستان دیده شده است .

لاله آتشی :

این گیاه شبیه گونه قبلی اما بدون خط و عاری از پرز است . پیاز آن پوشیده از پوشینه های بسیار و نمدی است و در عمق زیاد خاک قرار دارد . این گیاه به لاله اراکی نیز معروف است . فصل گل دهی آن بهار و در اغلب ارتفاعات خوانسار ، گلپایگان و فریدن می روید .

لاله کوهی :

ارتفاع آن 15 سانتیمتر و دارای دو رنگ قرمز یا زرد می باشد . پیاز آن در داخل پوشینه نمدی است . گلدهی آن در اردیبهشت و خرداد در ارتفاع 3000 متر در منطقه است .

گزنگبین (گز علفی) :

شیره سفید رنگی است که در فصل تابستان از گون استراگالوس ترشح می شود . گز خوانسار نوعی مان است .مان ها موادی با طعم کمی شیرین و ملایمند که به طور طبیعی یا بر اثر گزش حشرات و یا ایجاد شکاف در تنه درختان و یا برگ گیاهان مختلف به خارج ترشح می گردد که صفات درمانی دارد .

 پارک سرچشمه 

یکی از مراکز تفرجگاهی و گردشگری خوانسار ، پارک سرچشمه این شهر می باشد . این پارک با وسعتی حدود 15 هکتار در جنوب شهر خوانسار و در دامنه کوه خوانسار قرار دارد . این پارک زیبا در طول سال و در فصول مختلف ، پذیرای میهمانان و گردشگران زیادی از شهرهای استان و دیگر نقاط کشور می باشد و به دلیل وجود چشمه های آب متعدد از جمله چشمه مرزنگوش ،  چشمه شترخون و چشمه پیر که در جنب آرامگاه شیخ اباعدنان قرار دارد هم از طراوت و زیبایی خاص برخوردار شده است .

همچنین وجود جنگل انبوه از درختان مختلف در دامنه کوه و محل های استراحت و سکوهای مخصوص مسافران و میهمانان بر جاذبه طبیعی این پارک زیبا افزوده است . چشمه اصلی این پارک ضمن افزایش بر زیبایی پارک تأمین کننده آب کشاورزی خوانسار بوده و انهار 11 گانه خوانسار از آن بهره مند می شوند .

کوچه باغ :

خوانسار علاوه بر مکان های دیدنی و گردشگری طبیعی و تاریخی بسیار از باغ های انبوه نیز پوشیده شده است ، به گونه ای که اگر از بلندی های اطراف به شهر نگاه کنیم جز مواردی اندک ساختمان و سازه ای مشاهده نمی کنیم و شهر را پوشیده از درخت میبینیم .

یکی از مواردی که چشم هر بیننده ای را در خوانسار به خود خیره می کند ، کوچه باغ های زیبا و رویایی خوانسار است . کوچه باغ هایی که با دیوارهای خشتی در بیرون و درختان سر به فلک کشیده ای که ارتفاع آنها چند برابر دیوارهاست ، خودنمایی می کند.وجود درختان با قدمت زیاد و تنوع رنگی که در بین برگ های این درختان وجود دارد ، جلوه های بصری زیبایی را در این دالان ها ایجاد می کند .

 




تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 | 9:36 | نویسنده : محمد حياتي |
  • گسیختن
  • توماس